نسل جوان و صلح

اسماعیل اصغری

نسل جوان، در این مرحله از تاریخ کشور، عجب نام غریبی است، زیرا این نسل زاییده جنگ، هراس‌افکنی و طعم تلخ مهاجرت است. این نسل، تاوان سنگینی را بابت اشتباهات و خطاهای بزرگانش پرداخت.

جوانان این سرزمین در طول ۲۰ سال اخیر، بیش‌ترین قربانی را متحمل شده‌اند. این قشر برای این‌که بتوانند آینده سالم را در فضای امن ایجاد کنند، جذب نیروهای امنیتی شدند و بیش‌ترین قربانی را برای کشورشان اهدا کردند.

از سوی دیگر نیز، به دلیل فقر و تنگ‌دستی برخی از جوانان کشور مجبور شدند جذب گروهای تروریستی و افراطی شوند که در این بخش هم جوانان، بیش‌ترین آسیب را دیده‌اند.

هم‌چنان به دلیل سوء مدیریت و نبود استراتژی ملی در دولت به خاطر مبارزه با مواد مخدر و جلوگیری از رشد گروه‌های مافیایی در کشور، مواد مخدر بیش‌ترین قربانی‌اش را از میان جوانان کشور گرفت و این مسأله هم‌چنان ادامه دارد .

لازم به ذکر است که به دلیل نبود یک برنامه‌ی ملی کار، جوانان کشور راه پرخطر و دشوار مهاجرت را پیش گرفتند که این مسیر نیز قربانی زیادی را از آنان گرفت.

مهاجرت جوانان در این پیمانه وسیع، برای هر کشوری فاجعه‌آمیز است، اما در افغانستان فرار تفکر‌ها، ایده‌ها و سرمایه‌ی انسانی، اصلاً مهم نیست و به جوانان بیش‌تر به عنوان بار دوش جامعه نگریسته می‌شود.

این نسل، نسلی مظلوم است. این نسل، نسل سوخته است که از میان خاکستر آتش جنگ برمی‌خیزد و هم‌مانند ققنوسی برای شروعی دوباره، تمام عزمش را جزم می‌کند .

جوان امروز با تمام خطرات و کم‌وکاستی‌های فراوان به تحصیلش ادامه می‌دهد و می‌داند که آینده این کشور با قلم ساخته خواهد شد، نه با تفنگ .

این نسل جوان، احساساتی، کم‌تجربه و زودرنج است، اشتباهات کوچک را مرتکب شده، ولی اشتباه بزرگ و غیر قابل تحمل نکرده است.

جوان امروز سزاوار زنده‌گی آرام و بدون خشونت است و می‌داند که آینده سالم در پرتو حکومت سالم میسر می‌شود و حکومت سالم و عاری از فساد نیز در شرایط صلح‌آمیز شکل می‌گیرد .

صلح یک لازمه اساسی برای این کشور است، ولی بحث اساسی قیمت و بهای صلح است. صلحی که از خطوط سرخ ما عبور کند، صلح نیست بلکه یک معاهده‌ی ننگین دیگر در تاریخ این سرزمین است.

خطوط سرخ ما، نظام سیاسی جمهوری اسلامی، قانون اساسی، آزادی بیان، آزادی عقیده، احترام به حقوق زنان و حفظ دست‌آورد‌های دو دهه اخیر است.

حداقل انتظار جوانان کشور از حکومت این بود که نماینده‌ای در گروه مذاکره‌کننده داشته باشند که بتواند از جوانان نماینده‌گی کند، نه این‌که بر اساس روابط پدر با جناب آقای رییس جمهور نام فرزند را نیز در لیست مذاکره‌کننده قرار دهند.

آیا جوانی که به نماینده‌گی از جوانان در این هیأت مذاکره‌کننده قرار گرفته از درد و رنج جوانان این سرزمین با خبر است یا خیر و شاید هم او فقط می‌خواهد سوابق درخشانی برای خودش مهیا سازد تا در آینده دست‌آویزی داشته باشد، زیرا به دلیل ناکارایی، تا کنون چیزی برای گفتن نداشته  است.

قصد توهین و یا بی‌احترامی به هیچ یک از اعضای محترم مذاکره‌کننده را ندارم و فقط می‌خواهم بدانم معیار رییس جمهور برای انتخاب این جوانان چه بوده؟

آیا معیار انتخاب رییس جمهور پدر یک فرد است؟

آیا معیار انتخاب رییس جمهور سواد یک فرد است؟

آیا معیار انتخاب رییس جمهور سوابق کاری یک فرد است؟

بیش‌تر از ۶۰ درصد جمعیت کشور را جوانان تشکل می‌دهند و این جوانان از ظرفیت بالایی در امور کاری برای آبادانی این کشور برخوردار اند، اما متاسفانه به دلیل نبود برنامه‌های راهبردی دولت برای این قشر، جوانان بیش‌تر به مهاجرت رو می‌آورند و یا جذب گروهای مافیایی و تروریستی می‌شوند و این امر می‌تواند در آینده‌ی بسیار نزدیک، به یک تهدید علیه امنیت ملی کشور بدل شود.

در اغلب کشور‌های جهان به جوانان به عنوان سرمایه‌های استراتژیک می‌نگرند، اما در کشورهای توسعه‌نیافته به جوانان به عنوان یک معضل نگریسته نگاه می‌کنند، زیرا پتانسیل لازم را برای به چالش کشیدن دولت را در خودشان دارند .

دولت افغانستان نیز به جوانان به عنوان یک معضل می‌نگرد و به همین دلیل از فرستادن جوانان زبده و توانا به عنوان نماینده جوانان خودداری می‌کند و سعی دارد که جوانان درباری را که حافظ منافع حلقه قدرت‌اند، به عنوان نماینده جوانان در هیأت مذاکره‌کننده بفرستد.

ضعف جوانان نیز در نبود رهبری خوب‌تر و اجماع ملی در کشور است و از این شرایط دولت افغانستان و حلقه قدرت بیش‌ترین استفاده را می‌کند.

امید دارم که با توجه به شرایط فعلی و اعتماد به هم‌دیگر و توانایی‌های یک‌دیگر و استفاده از پتانسیل جوانان برای آبادانی این سرزمین، بتوانیم به دیدگاه واحدی برای آینده‌ی جوانان دست یابیم و از تکرار وضعیت بی‌اعتمادی میان جوانان و دولت در آینده جلوگیری کنیم.

ما می‌توانیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن