کمپین ۱۶ روزه جهانی مبارزه با خشونت بر زنان در افغانستان در هم‌سویی با جهان

زکیه روشن

کمپین ۱۶ روزه مبارزه با خشونت بر زنان، یک کمپین جهانی است که از ۲۵ نوامبر آغاز و تا ۱۰ دسامبر ادامه می‌یابد. افراد، گروه‌ها، نهادها و حکومت‌ها به سهم خودشان به این امر مهم یعنی جلب توجه جامعه و جهان به پدیده شوم خشونت بر زنان و دختران می‌پردازند.

برای نخستین بار این کمپین را «انستیتوت رهبری جهانی زنان» در سال ۱۹۹۱ میلادی آغاز کرد و مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۷ اکتبر ۱۹۹۹، روز به قتل رسیدن سه خواهر پاتریا، مینروا و ماریا تریسا (خواهران میرابل) یعنی ۲۵ نوامبر ۱۹۶۰ را به عنوان «روز جهانی منع خشونت بر زنان» نام گذاشت و از راه‌اندازی این کمپین با شعار «برای محو خشونت علیه زنان متحد شوید» برای افزایش آگاهی در مورد این موضوع و انتخاب رنگ نارنجی برای انتقال این پیام و واحدسازی تمام فعالیت‌ها با هدف برجسته‌نمودن موضوع برای آینده‌ای روشن و عاری از خشونت برای زنان و دختران حمایت کرد. برای راه‌اندازی این کمپین هر سال موضوع محوری تعریف می‌گردد تا فعالیت‌ها در کمپین، حول محور آن موضوع تعریف، طرح و عملی شود. شش موضوع عمده این کمپین عبارت‌اند از:

۲۵ نوامبر- روز جهانی محو خشونت بر زنان

۲۹ نوامبر- روز جهانی حمایت از حقوق بشر زنان

۱ دسامبر- روز جهانی مبارزه با ایدز

۵ دسامبر- روز جهانی رضاکاری به خاطر توسعه اقتصادی و اجتماعی

۶ دسامبر- سالگرد قتل عام مونترالا (حمله به دانشگاه انجنیری  و قتل ۱۴ زن و ۱۴ زخمی مرد و زن به عنوان روز ملی یادبود و مبارزه با خشونت بر زنان در کانادا)

۱۰ دسامبر روز جهانی حقوق بشر و سالگرد اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر

تا کنون کشورهای زیادی به این کمپین پیوسته‌اند و آن را تجلیل می‌نمایند. پیوستن به کمپین ۱۶ روزه جهانی مبارزه با خشونت بر زنان با شعار «جست‌وجوی راه‌کارهای معیاری‌سازی مبارزه با خشونت‌های مبتنی بر جنسیت و آزارواذیت در محیط کار(فیصله نهایی کنفرانس جهانی کار در ژنو ماه جون ۲۰۱۹) مسوولیت مهمی را بر عهده جهانیان می‌گذارد.

سال‌ها است که در هم‌سویی با جهان، در افغانستان نیز شاهد افتتاح و راه‌اندازی کمپین ۱۶ روزه مبارزه علیه خشونت مبتنی بر جنسیت و تجلیل از روز جهانی محو خشونت بر زنان با اجرای برنامه‌های نمادین می‌باشیم، اما در کشوری که شاید بیش‌ترین انواع خشونت مبتنی بر جنسیت را در سطح جهان علیه زنان اعمال می‌کنند، این برنامه‌ها چندان کارساز نبوده است. با آن‌که سطح آگاهی جامعه در مورد آثار سوء پدیده خشونت بر زنان اندکی افزایش یافته است ولی خشونت هم‌چنان از زنان و دختران این سرزمین قربانی می‌گیرد.

برگزاری کمپین جهانی مبارزه با خشونت بر زنان برای سه دهه متواتر در اکثر کشورهای جهان اعم از کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه که هر سال بر گسترده‌گی دامنه جغرافیایی و محتوایی آن می‌افزاید علاوه بر اهمیت موضوع، گسترده‌گی و عمق این چالش را نیز ثابت می‌کند. نقض حقوق بشری زنان، اعمال تبعیض جنسیتی، محرومیت از حقوق شهروندی، هویت‌زدایی، نابرابری و عدم تساوی حقوق، زنان را به قربانی مبدل ساخته است، قربانی اهداف و افکار و کردار مردسالارانه.

اِعمال خشونت بر زنان، کار گرفتن از زور و جبر و تهدید برای تن دادن به خواسته‌های ناحق، نخست نادیده گرفتن کرامت انسانی زن است که همواره اعتمادبه‌نفس را از زنان و دختران سلب نموده و آن‌ها را وادار به انزوا و گوشه‌نشینی می‌کند، برعلاوه تأثیرات سوء روی توانایی فکری و جسمانی زنان و دختران می‌گذارد؛ اعمال ناعادلانه احکام شرع و قانون بر زنان و دختران چون حکم سنگ‌سار که یک مسأله اختلافی فقهی بوده و اجماعی روی آن وجود ندارد و نیز آزمایش‌های طبی جنسی، حیات زنان و دختران را تهدید می‌کند؛ سلب صلاحیت‌های مالی و محرومیت از میراث و نفقه، محرومیت از حق مهر و سایر خشونت‌های اقتصادی، اعمال تبعیض در تخصیص امکانات و فرصت‌ها در خانواده، اجتماع و فضای کار، زنان و دختران را به برده‌های اقتصادی مبدل ساخته است. فرهنگ‌سازی و نهادینه‌سازی رسوم و عنعنات افراط‌گرایی و استفاده سوء از محکمه و قضاوت‌های غیر رسمی و میانجی‌گری‌ها به نفع مردان و ترویج فرهنگ معافیت از مجازات، همکاری نکردن دستگاه عدلی و قضایی در رسیده‌گی به قضایای خشونت، دست زنان را از رسیدن به عدالت کوتاه ساخته است؛ افسار گسیخته‌گی کاربران صفحات اجتماعی و عدم کنترل و پی‌گیری عاملان خشونت‌های سایبری و تکنولوژیکی علیه زنان، فضای اجتماع را برای فعالیت‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی زنان مسموم ساخته است؛ سنت‌پرستی، افراط‌گرایی، جهل و بی‌سوادی راه پیش‌رفت و دست‌رسی به حقوق و عدالت را برای زنان با ایجاد تصور فرادستی مردان و فرودستی زنان دشوار و حتا مسدود ساخته است. 

مبارزات حق‌طلبانه، آزادی‌خواهی و دادخواهی‌های جامعه مدنی که بر واقعیت‌های جامعه استوار نبوده است زنان و مردان را در تقابل هم قرار داده است. گذشته از آن،  هویت‌زدایی زن در افغانستان و بسیاری از کشورهای منطقه خشونتی فراگیر آمیخته با فرهنگ و بسیار وحشتناک است. در افغانستان این خشونت به مراتب بیش‌تر است. خیلی‌ها این را در مراکز صحی، مراکز اخذ تذکره هویت و پاسپورت و سایر بخش‌های خدمات عامه تجربه کرده‌اند که خیلی از مردان از بردن اسم زن، مادر، خواهر، دختر و سایر زنان خانواده امتناع می‌ورزند و بردن اسم زن خانواده خود را در مقابل مأمور ارائه خدمات و دیگر مردان ننگ و نوعی بی‌ناموسی تصور می‌کنند. این هویت‌زدایی از آغاز تولد دختر و تا پایان زنده‌گی‌اش که دارای نواسه و کواسه هم باشد خشونتی ناآشکار ولی غیر انسانی علیه زن است.

باید بپذیریم که نابرابری موقعیت اجتماعی زنان و مردان یک واقعیت تلخ است. وضعیت مالی زن و مرد در خانواده و جامعه و در قانون، مخارج روزمره زن و مرد، وضعیت جسمانی زن و مرد در انجام فعالیت‌های روزمره زنده‌گی و اشتغال، وضعیت اهلیت و حقوق قانونی و شرعی زن و مرد، وضعیت مسوولیت‌های خانواده‌گی و اجتماعی زن و مرد، بینش و کنش جامعه در مقابل عمل‌کردهای زنان و مردان، همه و همه کاملاً متفاوت و نابرابر است، آن وقت چطور توقع می‌رود که زنان و مردان به هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و بدون خشونت تن دهند و از خشونت‌ها بپرهیزند؟

محو خشونت بر زنان و داشتن جامعه‌ای عاری از خشونت یک ایده آرمانی است که هرگز به تحقق نخواهد رسید ولی نمی‌توان دست روی دست گذاشت، بلکه با افزایش آگاهی و حذف عوامل خشونت می‌توان از گسترده‌گی و شدت آن کاست. آگاهی و باور زنان نسبت به حقوق فردی و جمعی خویش که قانون و شرع آن را به رسمیت شناخته است و پذیرفتن آن امری بسیار مهم و اثرگذار است، چون سکوت در برابر ستم و خشونت، آن را بیش‌تر تقویت می‌کند. زنان باید در مقابل خشونت صدا بلند کنند و زشتی‌ها و تأثیرات ناگوار انواع خشونت که بر آن‌ها روا می‌دارند را آشکار نموده و دادخواه شوند؛ البته مردان عدالتخواه و باورمند به حقوق انسانی و شهروندی زنان نیز باید لبیک بگویند. برای تحقق این آرمان نیاز به یک استراتژی فراگیر، همه‌شمول و مبتنی بر واقعیت‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی افغانستان است که زمینه ارتباط و همکاری همه نهادهای حکومتی و غیر حکومتی و جامعه‌ی مدنی را در زمینه فراهم سازد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن