«کار کردن در افغانستان برایم رویا بود»

گفت‌وگوی شبکه‌ی جامعه‌ی مدنی و حقوق بشر با فرزانه نوابی، هنرپیشه‌ی سینما

او که چون صدها تن دیگر، افغانستانِ سال‌های جنگ را ندیده و در سرزمینی دیگر به دنیا آمده است، می‌گوید مجموعه‌ی خاطرات پدرش از روزهای دشوار زنده‌گی در جنگ، تصویر سرزمین پدری را در ذهن او شکل داده بود و تصورش از افغانستان و زنده‌گی‌ کردن و زن‌ بودن در آن، بر‌مبنای آن خاطرات و خبرهای کشتار و خشونتی که در مهاجرت از رسانه‌های کشور می‌شنیده، شکل گرفته است. فرزانه نوابی، هنرپیشه‌ی جوان سینما و تلویزیون می‌گوید، فکر نمی‌کرده است به عنوان یک زن، بتواند در چنین جایی حتا بیرون از خانه پا بگذارد: «در سال ۱۳۹۰ به افغانستان آمدیم. پیش از آن در مهاجرت وقتی برنامه‌های خبری کشور را دنبال می‌کردم، هر لحظه خبری از انتحار، انفجار و کشتار را انعکاس می‌داد. این‌ها اراده‌ی ما برای آمدن به افغانستان را تغییر نمی‌داد و می‌دانستم که روزی به این‌جا خواهیم آمد، اما کار کردن در کشورم برایم مثل رویا بود.»

بانو نوابی می‌گوید، وقتی به کشور آمده‌‌، چهره‌ی این‌جا بهتر از تصوراتش بوده است: «باید بگویم وقتی به افغانستان آمد‌م، چیزی که می‌دیدم با ذهنیتی که کتابچه‌ی پدرم و اخبار تلویزیون برایم ساخته بود، بسیار تفاوت داشت. دختران به مکتب می‌رفتند، زنان با هر لباسی که دوست داشتند می‌گشتند و حق کار کردن داشتند و این‌ها برایم لذت‌بخش بود.»

او که به گفته‌ی خودش از کودکی علاقه‌مند بازیگری بوده و حالا به آرزویش رسیده است، هم‌اکنون در کنار هنرپیشه‌گی، خواننده‌گی هم می‌کند و قرار است تحصیلاتش را نیز در بخش هنر ادامه بدهد. بانو فرزانه می‌گوید، حرفه‌ی او برای پیش‌رفت کشور ارزنده و مفید است و او می‌خواهد تا حد توان از طریق این هنر به مردم خدمت کند: «دوست دارم سبب رشد فکری هزاران دختری شوم که به خاطر جنگ و فقر، آرزوهای‌شان را در دل‌شان دفن کرده‌اند.»

با این‌که به آرزویش رسیده و در رشته‌ی مورد علاقه‌اش کار می‌کند، به این باور است که در افغانستان، سینما و حضور زنان در آن هنوز به صورت کامل پذیرفته نشده و این باعث شده است زنانی که در این حرفه فعالیت می‌کنند، از سوی افراد جامعه با مشکلاتی روبه‌رو شوند. او خود نیز به عنوان یک بانوی هنرپیشه تجربه‌هایی از این‌دست دارد: «در گوشه‌ای از خیابان‌های اصلی پایتخت ایستاده بودم و قصد گذشتن به آن‌ سوی جاده را داشتم که ناگهان یک موتر که چند سرنشین داشت، بلافاصله با دیدن من، توقف کرد و یکی از آنان با لحنی زشت و خشن گفت، تو همانی نیستی که در تلویزیون کار می‌کنی؟ من بدون این‌که پاسخی بدهم، خواستم به راهم ادامه بدهم که ناگهان آن شخص از موتر پیاده شد و به قصد حمله به سویم دوید. من پا به فرار گذاشتم و به سمتی که یک شفاخانه در آن بود پناه بردم، اما صدای آن شخص هنوز شنیده می‌شد که با صدای بلند دشنام می‌داد و مردم هم تماشایش می‌کردند. تصور کنید اگر نمی‌توانستم فرار کنم، چه می‌شد؟»

دغدغه‌ها و مشکلات این گروه از زنان در افغانستان به گفته‌ی بانو نوابی تنها به این مسایل خلاصه نمی‌شود. او می‌گوید، نا‌امنی نیز یکی از دلایلی است که باعث می‌شود زنان هنرپیشه نتوانند با ذهنی آسوده و خاطری جمع به محل کار بروند.

بانو نوابی، از ضعف کارکرد مسوولان فرهنگی حکومتی و بخش خصوصی در مورد امتیازات مادی و معنوی، به عنوان مشکل دیگر زنان هنرپیشه یاد می‌کند.

با این حال، به باور بانو فرزانه، زمینه‌ی پیش‌رفت زنان در بخش هنرپیشه‌گی سینما، نسبت به قبل بیش‌تر شده است. وی می‌افزاید، دختران زیادی در این زمینه تحصیل کرده‌اند که پیش‌رفت چشم‌گیری داشته و توانسته‌اند جوایز متعددی به دست بیاورند.

بانو نوابی نیز مانند تمام شهروندان دیگر، نگرانی‌ها و خواسته‌هایی در رابطه با روند صلح در افغانستان دارد و می‌گوید فرهنگ و هنر به دلیل اهمیتی که برای جامعه دارد، باید به عنوان یکی از موضوعات مهم در گفت‌وگوهای صلح مورد بحث قرار گیرد؛ زیرا به باور او اگر فرهنگ تقویت نشود، جامعه‌سازی دشوار خواهد بود.

به باور وی، اگر صلح واقعی برقرار شود، سینما نیز به معنای واقعی آن و با در‌نظرداشت فرهنگ کشور فعالیت خواهد کرد که در این صورت، اشتراک زنان در فعالیت‌های هنری پر‌رنگ خواهد بود؛ اما اگر در این روند به موضوعات مهم پرداخته نشود، صلحی نا‌پایدار بر تمام شهروندان تحمیل خواهد شد که در آن صورت نه تنها زنان، بلکه مردان نیز نمی‌توانند در بخش‌های هنری فعالیت کنند.

این بانوی هنرپیشه می‌گوید که پس از این زنان نمی‌خواهند قربانی سنت‌های زن‌ستیزانه و بی‌مفهوم باشند و به عنوان جنس دوم شناخته شوند.

یادداشت: این مطلب توسط شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر تهیه شده است. روزنامه ۸صبح، تنها مسوولیت چاپ و نشر آن را بر‌عهده دارد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن