اعتراض زنان و مواجهه طالبان؛ چشم‌انداز آینده چگونه است؟

فهیم ستوده

آغازین روزهای تسلط مجدد طالبان بر کابل، اعتراض زنان را به همراه داشت. از آن زمان تاکنون زنان در کابل و چندین ولایت به تصامیم طالبان و وضع محدودیت اعتراض می‌کنند. این اعتراض‌ها اهداف مختلفی را دنبال کرده‌اند، از خواست حق آموزش و کار تا آزادی فیض‌الله جلال و عالیه عزیزی. فیرهای خودسر نیروهای طالبان نیز اعتراض زنان را برانگیخته است که در تازه‌ترین مورد، دیروز یک تجمع اعتراضی در جاده و سپس یک فضای بسته به دلیل مفقود شدن عالیه عزیزی، مدیر زندان زنانه هرات و کشته شدن زینب عبداللهی از سوی طالبان برگزار شد.

اعتراض‌ها از همان آغاز توسط زنان راه‌اندازی و رهبری می‌شد؛ اما تعدادی از مردان نیز در چند اعتراض اولی اشتراک داشتند. این اعتراضات پس از آن‌که از سوی نیروهای طالبان با خشونت سرکوب شد، مردان از خیر آن گذشتند؛ اما زنان هم‌چنان به جاده ریختند و به اعتراض‌شان ادامه دادند.

این اعتراض‌ها با روش‌های مختلفی بیان شده است. تعدادی از زنان و دختران جوان به جاده ریخته و شعار می‌دهند، تعدادی دیگر اما در فضاهای سربسته دست به اعتراض می‌زنند و خواست‌شان را مطرح می‌کنند. یکی با برادرش ویدیو می‌گیرد و می‌گوید من از خود اراده، وجدان و اخلاق دارم و مستقل هستم و دو خواهر هم با پوشیدن چادری، شعر اعتراض زمزمه می‌کنند. یکی در جاده فریاد می‌زند که دیده و پذیرفته شود و دیگری کارگاه خیاطی -در زمانی که اکثر کارگاه‌ها سقوط کرده- باز می‌کند تا حضور و موثریتش را به اثبات برساند.

همه این حضور و اعتراض‌ها با وجود تنوعی که دارد، واکنشی به وضع محدودیت بر زنان است. این محدودیت لایه‌های بسیاری دارد که هر لایه آن، نوعی از اعتراض را خلق کرده است. زنان از هرم قدرت به‌کلی حذف شده‌اند؛ چنان‌چه برخی از اقوام نیز به چنین سرنوشتی گرفتارند. حضور زنان در هرم قدرت، به‌ساده‌گی و یک‌شبه میسر نشده بود. این حضور، مبارزات بسیاری را در زمینه خود دارد. به همین دلیل، زنان نمی‌خواهند چیزی را که با سختی به دست آورده‌اند، به‌آسانی از دست بدهند. در رده‌های میانی و حتا پایین‌ترین رده بروکراسی دولتی هم از حضور زنان خبری نیست. به جز یکی دو اداره معدود، در باقی ادارات به زنان کارمند اجازه ورود داده نشده است. حق آموزش زنان نیز از آن‌ها گرفته شده است. مکاتب را از صنف ششم به بالا به روی دختران بسته‌اند و وضعیت دانشگاه‌ها نیز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. علیه نشر تصاویر زنان از پرده تلویزیون دستورالعمل صادر و بر ورزش آن‌ها محدودیت وضع شده است. حتا در مورد حمام زنانه تصمیم گرفته و محدودیت وضع کرده‌اند. اگر تمامی حقوق ضایع شده زنان از سوی طالبان را فهرست کنیم، چه آن‌هایی که به‌صورت مستقیم ضایع شده و چه آن‌هایی که به‌صورت غیرمستقیم تحت تاثیر قرار گرفته، فهرست بسیار طولانی تشکیل خواهد شد.

مواجهه طالبان با اعتراض‌های زنان

شاید نخستین اعتراض علیه تسلط نظامی طالبان بر کشور، زمزمه دسته‌جمعی آهنگ «سرزمین من» از سوی زنان و دختران در حال فرار در میدان هوایی کابل بود. این اعتراض شاید تنها اعتراضی بود که در فضای باز برگزار شد، اما سرکوب نشد؛ به این دلیل که دست نیروهای طالبان به آن‌ها نمی‌رسید. پس از آن، اجتماعات اعتراضی علیه طالبان با شعارهای «مرگ بر پاکستان» همراه بود. این اعتراض‌ها انتقادهایی بر تسلط نظامی طالبان هم وارد می‌کرد. نیروهای طالبان اما در نقاط مختلف شهر کابل، از شهر نو گرفته تا وزیر اکبر خان، کارته چهار و کارته پروان، همه را سرکوب کردند. خبرنگارانی که برای پوشش رسانه‌ای این اعتراض‌ها رفته بودند، نیز چوب طالبان را خوردند. باری در اعتراضی، تعدادی از زنان را در یک زیرزمینی برای مدتی حبس کردند؛ اما آن‌ها از همان‌جا هم اعتراض کردند، عکس گرفتند و ویدیو در رسانه‌های اجتماعی نشر کردند.

از همان آغاز تا کنون همواره اعتراض‌های خیابانی زنان سرکوب شده است. آخرین مورد، مواجهه با آخرین تجمع اعتراضی در خیابان‌های کابل بود که دیروز سرکوب شد و زنان از جاده به زیر سقفی رفتند و کارشان را دنبال کردند. از قراین برمی‌آید که اگر در آینده نزدیک نیز تجمعی برگزار شود، با واکنش مشابه مواجه خواهد شد. به نظر می‌رسد تنها تجمع اعتراضی که از سوی نیروهای طالبان سرکوب نمی‌شود، تجمعاتی است که در حمایت از آن‌ها و اعتراض بر دیگران از جمله جامعه جهانی برگزار می‌شود. این نوع مواجهه و دسته‌بندی مردم به خودی و غیرخودی، زمینه اعتراض‌های دیگر را ممکن در آینده خلق کند. علاوه بر این‌که اعتراض‌ها گاه با شدت بیش‌تر  گاه کم‌تر سرکوب شده، هیچ‌گاهی به خواست معترضان جواب مثبت داده نشده است؛ حتا اگر این خواست جلوگیری از کشتار خودسر توسط نیروهای طالبان در سطح شهر باشد. نمونه عینی آن اعتراض دیروز زنان به کشته شدن زینب عبداللهی از سوی طالبان در ایست بازرسی انچی برچی است که مجالی برایش داده نشد و معترضان مجبور شدند به فضاهای بسته پناه ببرند. در نهایت این‌که طالبان همواره اعتراض‌ها را سرکوب کرده‌اند.

این‌گونه برخورد با اعتراض‌ها، هیچ نفعی به کسی نمی‌رساند. اگر طالبان در پی نشان دادن چهره مورد پذیرش جهان هستند، باید به اعتراض‌ها احترام بگذارند و به خواست‌های منطقی و عملی معترضان پاسخ مثبت بدهند. تا حال از نظر نگارنده، همه اعتراض‌ها و خواست‌های زنان منطقی و عملی است. وضع محدودیت بر کار زنان و بستن دانشگاه‌ها و مکاتب به روی آنان، زیبنده هیچ نظم سیاسی نیست. توسعه و پیش‌رفت هم اگر در سرنوشت کشور وجود داشته باشد، به‌صورت اتفاقی ایجاد نمی‌شود. هر جامعه‌ای برای رسیدن به توسعه، نیاز به آموزش مترقی و کار دارد. بستن مراکز آموزشی و بازار کار و سیاست به روی زنان، کشور را از مسیر توسعه منحرف می‌کند. این کار، شنای خلاف جهت آب است. در حالی که جهان اسلام برای فعالیت زنان زمینه‌های بیش‌تری را فراهم می‌کند، طالبان در حال وضع محدودیت هستند. این محدودیت‌ها، کشور را حتا از تعقیب کاروان کشورهای جهان سومی هم باز می‌دارد.

چشم‌انداز آینده

چشم‌انداز آینده مبهم و تاریک است. حکومت سرپرست طالبان با وجودی که پنج ماه از عمرش می‌گذرد، اما هنوز هیچ گام مثبتی در راستای احقاق حقوق زنان برنداشته است. سوای این‌که مشکلاتی در حوزه‌های مختلف از سیاست داخلی تا سیاست خارجی وجود دارد، مساله زنان به یک مساله کم‌اهمیت تقلیل داده شده است. طالبان مسیری را که در زمان حکومت دور اول خود طی کردند، در پیش گرفته‌اند. در تمامی دوره قبلی یکی از توجیهاتی که از سوی طالبان در مورد آموزش زنان مطرح می‌شد، مساعد نبودن فضا بود. اکنون نیز این توجیهات مطرح می‌شود، هم در مورد کار زنان و هم در مورد آموزش آنان. با توجه به چنین رویکردی، به نظر می‌رسد در آینده نیز به حذف زنان از عرصه‌های عمومی و اعمال محدودیت‌های شدیدتر و بیش‌تر ادامه داده شود. این امر، کل ماشین توسعه کشور را از کار می‌اندازد.

یکی از مشکلات اساسی جامعه ما، این است که کم‌تر فکر می‌کنیم. این مشکل اما به وضعیت جامعه وابسته‌گی جدی دارد. نیاز نیست بسیار بحث پیچیده مطرح شود؛ ساده‌ترین دلایل به‌خوبی به ما می‌گوید که باید چه کار کنیم. مثلاً در جامعه‌ای که زنان را در چهاردیواری آشپزخانه محصور کنیم و از رسانه‌های بخواهیم که برای خانه‌نشینی آن‌ها برنامه بسازند، مردان خانواده مجبور می‌شوند غم نان و سرپناه تمامی اعضای خانواده را بخورند. مردانی که همه هم‌وغم‌شان نان باشد، مجال اندیشیدن به تکنولوژی‌های جهان مدرن را ندارند و زنان محصور شده در آشپزخانه‌ها هم هیچ کمکی به توسعه کشور نمی‌توانند.

نیازهای امروزی، فراتر از شکم و سرپناه است؛ هرچند در شرایط کنونی به اصلی‌ترین نیاز تبدیل شده است. مصروف کردن مردان به یافتن نان و محصور کردن زنان در آشپزخانه‌ها، نه اقتصاد پویا برای کشور رقم می‌زند و نه مسیر دست‌یابی به تکنولوژی‌های نوین را هموار می‌سازد. بنابراین، طالبان بایست به اعتراضات زنان و هر اعتراض منطقی دیگر پاسخ مثبت بدهند و در مواجهه با این اعتراض‌ها، دورتر از پیش پای خود ببینند. به جهان اطراف خود نگاه کنند، به جهان اول، به کشورهای سرمایه‌دار، به کشورهای در حال توسعه اسلامی و به همسایه‌ها.

طالبان از این اعتراض‌ها می‌توانند بهترین بهره‌ها را ببرند. دم‌دست‌ترین بهره‌ها، یافتن اشتباهات و اصلاح آن است. یک حکومت سالم، بدون شک به ضرر طالبان نیست. طالبان مثلاً به جای این‌که اعتراض دیروز را سرکوب کردند، می‌توانستند با معترضان با ملایمت رفتار کنند. چنین برخوردی اگر صورت بگیرد، اعتماد را به‌عنوان عالی‌ترین و باارزش‌ترین سرمایه اجتماعی کم‌کم خلق می‌کند. هر اعتراضی، به دلیل مشکلاتی شکل می‌گیرد و خوب است که به جای سرکوب آن، به دلیل شکل‌گیری آن اندیشیده شود و برای رفع آن عارضه و مشکل اقدام صورت گیرد. در غیر آن، آینده اعتراض‌ها تاریک و آینده جامعه تاریک‌تر خواهد بود.

اعتراض بد نیست؛‌ یک سرمایه ارزشمند است که به معترض و معترض‌علیه سود می‌رساند. صدای اعتراض نباید خفه شود. سرکوب راه حل نیست.

دکمه بازگشت به بالا