گزینه صفر نیروهای امریکایی در افغانستان عملی خواهد شد؟

شفیق‌الله سیغانی، استاد دانشگاه

نیروهای مسلح امریکا بزرگ‌ترین نیروی نظامی جهان از نظر امکانات، میزان بودجه اختصاصی و تعداد پرسونل نظامی است. ریاست این نیروها برعهده رییس جمهور امریکا است که از طریق وزارت دفاع سیاست‌های نظامی را تعیین می‌کند. وزیر دفاع در سلسله‌مراتب نظامی، شخص دوم پس از رییس جمهور محسوب می‌شود.

نیروهای نظامی امریکا بعد از حمله شبکه القاعده به رهبری اسامه بن لادن به تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به نیویورک و واشنگتن، براساس فرمان جورج دبلیو بوش، رییس جمهور وقت امریکا و به هدف از بین بردن القاعده، طالبان و حامیان آن‌ها وارد خاک افغانستان شدند. از تاریخ صدور فرمان حمله (۷ اکتوبر ۲۰۰۱) الی اواخر دسامبر سال ۲۰۱۴، براساس ارقام و آمار نشر شده، بیش از ۴۰۰۰ سرباز آیساف و پیمان‌کاران غیرنظامی آن در جنگ افغانستان کشته شدند که امریکا با ۲۳۶۵ قربانی در صدر این فهرست قرار دارد.

پس از ۱۳ سال جنگ، در سال ۲۰۱۴ امریکا و ناتو به عملیات جنگی مستقیم در افغانستان پایان دادند و مسوولیت‌های امنیتی را به دولت افغانستان واگذار کردند. از این تاریخ به بعد، صفحه جدیدی در جنگ افغانستان باز شد. بعد از پایان مأموریت رزمی نیروهای آیساف، این نیروها نقش آموزشی و حمایتی نیروهای افغان را برعهده گرفتند. براساس توافق‌ افغانستان و ناتو در سال ۲۰۱۴، تعداد نیروهای آیساف از ۱۵۰ هزار نفر به ۱۵ هزار نفر کاهش پیدا کرد.

بارک اوباما، رییس جمهور پیشین امریکا در مورد خروج نیروهای کشورش از افغانستان، طرحی را همه‌گانی کرد که مطابق آن، بعد از سال ۲۰۱۴ ده هزار سرباز امریکایی در افغانستان باقی می‌ماندند که با گذشت دو سال، یعنی تا پایان سال ۲۰۱۶، این نیروها نیز از افغانستان خارج می‌شدند.

آقای اوباما در سخنرانی خود گفت: «امسال، ما طولانی‌ترین جنگ امریکا را مسوولانه به پایان خواهیم رساند.» وی افزود: «فکر می‌کنم امریکایی‌ها فهمیده‌اند که شروع کردن جنگ از پایان دادن آن آسان‌تر است.» اما آقای اوباما عملی ساختن این طرح را به امضای موافقت‌نامه امنیتی دوجانبه مشروط ساخت؛ توافق‌نامه‌ای که رییس جمهور کرزی از امضای آن خودداری کرد. در آن زمان، دولت افغانستان از طرح خروج امریکا استقبال کرد و تأکید داشت که افغان‌ها به جایی رسیده‌اند که از خاک خود دفاع کنند.

موافقت‌نامه امنیتی میان امریکا و افغانستان در روز دوم کاری حکومت وحدت ملی امضا شد. براساس این موافقت‌نامه، در حدود ۱۲ هزار نیروی ناتو و امریکا زیر نام حمایت قاطع در افغانستان حفظ شدند. امضای این پیمان به نیروهای امریکایی مصونیت قضایی، نقش آموزشی، تدارکاتی و حمایتی نیروهای افغان را داد. در ابتدای ریاست جمهوری دونالد ترمپ، در اوایل سال ۲۰۱۷، تعداد سربازان امریکایی در افغانستان نه تنها کاهش نیافت؛ بلکه تا مرز ۵۰ درصد افزایش پیدا کرد. توافق‌نامه مشروط طالبان و امریکا که در سال ۲۰۲۰ در دوحه قطر به امضا رسید، خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را تا ۱۴ ماه پس از امضای آن موافقت‌نامه الزامی دانسته است.

بعد از شکست ترمپ در انتخابات ریاست جمهوری و به قدرت رسیدن جو بایدن، کاخ سفید اعلام کرد که روند خروج از اول ماه می آغاز می‌شود و الی ۱۱ سپتامبر ادامه می‌یابد. رییس جمهور بایدن گفت: «وقت آن رسیده است که طولانی‌ترین جنگ امریکا پایان یابد و نیروهای امریکایی از افغانستان به خانه برگردند.» آقای بایدن هدف حمله امریکا بالای افغانستان را نابودی اسامه بن لادن و شکست القاعده عنوان کرد.

بعد از حمله امریکا به افغانستان، این دومین‌بار است که خروج نیروهای امریکایی از افغانستان به شدت داغ شده و مردم افغانستان را نسبت به فروپاشی نظام، جنگ‌های داخلی و نابودی تأسیسات و ارزش‌های دو دهه اخیر نگران کرده است.

از دید نویسنده، جواب این سوال (آیا طرح گزینه صفر نیروهای امریکایی در افغانستان عملی خواهد شد؟) نخیر است. امریکا به خاطر حضور نظامی‌اش در کشورهای کوچکی چون افغانستان، همیشه بهانه‌ دارد. معطوف به نکات ذیل می‌توان دلایل آن را برشمرد.

۱- در جنگ افغانستان بیش از ۲۴۰۰ سرباز امریکایی جان‌شان را از دست دادند. بعد از سال ۲۰۰۹، این کشور میلیاردها دالر را صرف ایجاد زیرساخت‌های دایمی در افغانستان کرد؛ از جمله می‌توان به هزینه ۱۶ میلیارد دالری تأسیسات نظامی میدان هوایی بین‌المللی قندهار، مصرف ده‌ها میلیارد دالری در اعمار تأسیسات پایگاه هوایی بگرام و سایر پایگاه‌ها و خرید صدها جریب زمین اطراف این پایگاه‌ها از مردم محلی اشاره کرد. این همه نشان دهنده حضور طولانی‌مدت نظامی امریکا در افغانستان است.

۲- خروج امریکایی‌ها از ویتنام به عنوان یک تجربه سیاه در تاریخ مبارزات بیرون‌مرزی این کشور محسوب می‌شود. بعد از خروج امریکا از ویتنام، این کشور به دست کمونیسم افتاد و برای امریکا شکست و درس عبرت محسوب شد. با وصف آن‌که جنگ ویتنام با جنگ افغانستان شباهت کم‌تر و وجوه افتراق بیش‌تر دارد؛ این دو جنگ، یک شباهت برجسته نیز دارد که هر دو جنگ «انتخابی» بود. اما جنگ ویتنام در اوج جنگ سرد و در فضای صف‌آرایی نظامی دو جبهه مقابل صورت گرفت؛ در حالی که جنگ افغانستان به هدف شکست یک گروه کوچک آغاز شد. در جنگ ویتنام، امریکا به خاطر گسترش امپریالیسم و جلوگیری از کمونیستی شدن آن کشور وارد جنگ شد و بیش از نیم‌میلیون سرباز را به تنهایی به جنگ فرستاد؛ در حالی که جنگ افغانستان این جنبه‌های ایدیولوژیکی و نظامی‌گری را نداشت.

خروج امریکا از ویتنام در نتیجه تنفر مردم از این جنگ و فشار افکار عمومی امریکا صورت گرفت، مالیات جنگی بر مردم امریکا وضع شد و تظاهرات‌های گسترده در داخل امریکا صورت گرفت؛ در حالی که افکار جامعه امریکا در حمایت از حضور نیروها در افغانستان و حفظ دست‌آوردها در این کشور است.

امریکا به عنوان کشوری که ثروت بی‌پایان و قدرت بی‌پایان دارد، یک‌بار دیگر در تاریخ مبارزاتش شکست ثبت نمی‌کند.

۳- بعد از حمله امریکا بر عراق، دو طرف در سال ۲۰۱۰ به توافق رسیدند که نیروهای امریکایی از عراق خارج شوند. به تاریخ ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱ آخرین سرباز امریکایی خاک عراق را ترک کرد؛ اما دوباره امریکا به بهانه مبارزه با داعش، نیروهایش را از سوریه به خاک عراق انتقال داد و در چندین پایگاه جابه‌جا کرد. حضور نیروهای امریکایی در خاک عراق در حالی ادامه دارد که پارلمان عراق به خروج آنان رای داده است. هم‌چنان مردم عراق خواستار خروج نیروهای امریکایی هستند و این‌گونه، بهانه‌ای برای حضور در عراق نمانده است. دولت عراق اصرار به خروج نیروهای امریکایی دارد؛ اما امریکایی‌ها به خواست نظام عراق احترام نگذاشته‌اند و مایل به خروج نیستند؛ حتا در بدل خروج‌شان، خواستار جبران خسارت پایگاه‌ها و مصارف‌شان در عراق شدند.

۴- براساس گزارش سال ۲۰۰۷ پنتاگون، امریکا در ۳۹ کشور پایگاه نظامی و در ۱۴۰ کشور ایستگاه‌های نظامی دارد. از این جمله، می‌توان به پایگاه‌های امریکا در آلمان (۲۷۰ پایگاه کوچک و بزرگ)، ایتالیا، جاپان (۱۲۴ پایگاه) و کوریای جنوبی اشاره کرد. وقتی هدف حضور نیروهای امریکایی در افغانستان مبارزه با تروریسم و شکست القاعده باشد، هدف حضورشان در کشورهای امن و پیش‌رفته مانند آلمان و جاپان چیزی جز کنترل تمام کشورها به عنوان قدرت برتر دنیا نیست.

وقتی به فهرست پایگاه‌های امریکا در کشورها نگاه کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که امریکا حضور نظامی‌اش را در خاک افغانستان صفر نمی‌کند.

۵- با توجه به دشمنی ایران و امریکا، افزایش تنش میان امریکا و روسیه و تشدید رقابت تجارتی و دریایی میان امریکا و چین، افغانستان بهترین موقعیت جغرافیایی برای پیش‌برد این رقابت‌ها و سنگری برای برنامه‌های آینده این کشور است. امریکا با خروج از خاک افغانستان نمی‌خواهد بهترین مکان برای مهار ایران را از دست بدهد.

برخی‌ها باورمند هستند که امریکا براساس توافق‌نامه با گروه طالبان نیروهایش را از افغانستان خارج می‌کند. در مقابل می‌توان گفت که از یک طرف امریکا به مفاد آن توافق‌نامه متعهد نمانده است؛ چون مطابق آن توافق‌نامه باید تا ماه می سال ۲۰۲۱ تمامی نیروهایش را از افغانستان خارج می‌کرد. از طرف دیگر، امریکایی‌ها موافقت‌نامه‌های زیادی را نقض کرده‌اند، مانند موافقت‌نامه امنیتی دوجانبه میان افغانستان و امریکا مبنی بر حضور نیروهای امریکایی در خاک افغانستان الی سال ۲۰۲۴ و فراتر از آن و حمایت از نظام افغانستان و موافقت‌نامه میان حکومت عراق و امریکا مبنی بر خروج نیروهای امریکایی از خاک عراق. دلیل نقض چنین موافقت‌نامه‌ها عدم موجودیت توازن قوا و قدرت میان دو طرف است.

امریکا در زمان رییس جمهور بوش به افغانستان حمله کرد. رییس جمهور اوباما برنامه خروج این نیروها را اعلان و با دولت افغانستان موافقت‌نامه با اعتبار الی سال ۲۰۲۴ و فراتر از آن را امضا کرد. آقای ترمپ در زمان کمپاین‌های انتخاباتی‌اش وعده به پایان جنگ‌های ابدی امریکا داد؛ اما بعد از به قدرت رسیدن، تعداد نیروهایش را در افغانستان ۵۰ درصد افزایش داد. آقای ترمپ مصوبه پارلمان عراق مبنی بر خروج نیروهای امریکایی از آن کشور را جدی نگرفت و خواهان جبران خسارت و مصارف امریکا شد. اکنون رییس جمهور بایدن همانند استراتژی‌های قبلی، برنامه‌هایش را تطبیق می‌کند.

اکنون حضور تعداد اندک نیروهای امریکایی در افغانستان در صف‌آرایی جنگی با مخالفان دولت قابل محاسبه نیست؛ اما حضور حتا یک سرباز امریکایی به مفهوم پوشش بزرگ‌ترین قدرت نظامی دنیا است که قطعاً انتخاب گزینه صفر عملی نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا