آیا عمران خان طلسم را خواهد شکست؟

حزب تحریک انصاف عمران خان انتخابات پارلمانی پاکستان را برد. عمران خان، رهبر تحریک انصاف پاکستان نخستین نخست‌وزیر پشتون‌تبار این کشور خواهد بود. عمران خان که در لاهور متولد شده است، ‌به لحاظ تباری پشتون و متعلق به قبیله‌ی نیازی است. پدر او اکرام‌الدین ‌خان نیازی سال‌ها مامور دستگاه بیروکراسی پنجاب بود. اجداد او از مناطق پشتون‌نشین به ایالت پنجاب کوچیده بودند. او در دوران مبارزات انتخاباتی و سخنرانی‌های سیاسی‌ همیشه خودش را شهروند پشتون‌تبار پاکستان معرفی کرده است. تا حال هیچ پشتونی به مقام نخست‌وزیری پاکستان نرسیده بود.

غیر از نخست‌وزیری، پشتون‌ها در تمام سمت‌های کلیدی نظامی و غیرنظامی پاکستان نقش ایفا کرده‌اند. مارشال ایوب خان نخستین فرمانده عمومی ارتش پاکستان و نخستین دیکتاتور نظامی آن کشور پشتون‌تبار بود. جنرال عبدالوحید کاکر، فرمانده عمومی ارتش پاکستان از ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ نیز پشتون‌تبار بود. سردار عبدالرب نشتر، کاکای جنرال عبدالوحید کاکر هم بر مبنای روایت دولت پاکستان، یکی از پدران بنیان‌گذار این کشور است. گفته می‌شود که عمران خان، رهبر تحریک انصاف که حال نخست‌وزیر منتخب این کشور خوانده می‌شود، پسر چشم‌آبی ارتش است و به همین دلیل توانسته است ‌احزاب مقتدر سنتی مثل مسلم‌لیگ و حزب مردم را شکست دهد.

نواز شریف پس از این‌که از سوی دادگاه عالی پاکستان رد صلاحیت شد، ‌این روایت را به رسانه‌ها می‌فروشد که او طرف‌دار پایان دشمنی با هند و اعمال حاکمیت سیاستمداران منتخب بر دستگاه‌های نظامی و استخباراتی بود و به همین دلیل ارتش در هم‌دستی با قوه‌ی قضایی او را برکنار کرد و به زندان انداخت. حزب نواز شریف هم در جریان مبارزات انتخاباتی همین روایت را به رای‌دهندگان پنجابی تبلیغ می‌کرد. سیاستمداران متعلق به کمپ حزب مسلم‌لیگ نوازشریف،‌ پرونده‌های فساد رهبران این حزب را دست‌ کم می‌گیرند و شکست‌شان را معلول طراحی ارتش می‌دانند.

اما حزب مسلم‌لیگ همیشه خار چشم نظامیان نبوده است. نواز شریف در زمان حاکمیت جنرال ضیاالحق، دیکاتور نظامی پاکستان بین سال‌های ۱۹۷۷ – ۱۹۸۸ ترقی کرد. این ضیاالحق بود که نواز شریف را به صحنه‌ی سیاسی پاکستان آورد. اما از سال ۱۹۹۹ رابطه‌ی حزب نواز شریف با ارتش به دلیل کودتای مشرف خراب شد. جنرال مشرف در اکتوبر سال ۱۹۹۹ علیه حکومت منتخب نواز شریف کودتا و او را برکنار کرد. روایت دیگر هم این است که در سال ۱۹۹۳، جنرال وحید کاکر، فرمانده‌ی وقت ارتش پاکستان نواز شریف را وادار به استعفا کرده بود. نواز شریف با استناد به رویارویی حزب مسلم‌لیگ با ارتش پس از دوره‌ی ضیاالحق خودش را قربانی قدرت‌طلبی نظامی‌ها معرفی می‌کند.

دیگر حزب مردم پاکستان، حزب مقتدر و سنتی آن کشور هیچ وقتی با ارتش روابط خوب نداشته است. ذوالفقار علی بوتو، پدر بی‌نظیر بوتو و اولین نخست‌وزیر منتخب پاکستان که بنیان‌گذار حزب مردم شناخته می‌شود،‌ با به قدرت رسیدن جنرال ضیاالحق اعدام شد. پسران ذوالفقار علی بوتو هم توسط دستگاه‌های امنیتی پاکستان در حوادث گوناگون کشته شدند. دو دوره‌ی‌ حکومت بی‌نظیر بوتو هم در تنش با نظامی‌ها ناتمام ماند. پس از انتخابات سال ۲۰۰۸ هم که حکومت حزب‌ مردم روی ‌کار آمد، ‌در تنش دوام‌دار با ارتش بود. این حزب هم طوری وانمود می‌کند که ارتش مانع‌اش می‌شود، اما حزب مسلم‌لیگ نواز شریف در پنجاب و حزب مردم پاکستان در سند که پایگاه‌های سنتی قدرت دو حزب است، ‌رای قابل توجه آورده‌اند. در سند، حزب مردم حکومت تشکیل خواهد داد، ‌اما حکومت ایالت پنجاب ایتلافی خواهد بود.

واقعیت این است که احزاب مثل مسلم‌لیگ و حزب مردم به دلیل انحصار  خانواده‌ی رهبران این احزاب بر امکانات حزبی و پرونده‌های ضخیم فساد رهبران‌شان نامحبوب شده‌اند. در این تردیدی نیست که هیأت حاکمه‌ی پاکستان هم با قدرت‌گیری این احزاب مشکل دارد،‌ ولی ضعف‌های درونی این احزاب هم در بالا آمدن گراف محبوبیت عمران خان نقش عمده داشت. جالب این است که بلاول بوتو، پسر بی‌نظیر بوتو در منطقه‌ای که زادگاه‌شان است، ‌رای کافی نیاورده است. این نشان‌دهنده‌ی سرخوردگی مردم این مناطق از حزب مردم است. حزب نواز شریف در پنجاب هم کرسی‌های زیادی را به عمران خان باخت. یکی از علت‌های این امر، سرخوردگی رای‌دهندگان از انحصار خانوادگی بر سازمان‌های سیاسی و فساد مالی و اداری رهبران سیاسی است. به نظر می‌رسد که رای به عمران خان در واقع رای اعتراض بر عملکرد سیاستمداران و احزاب سنتی است.

عمران خان با شعار مبارزه با فساد و پایان خانوادگی شدن سیاست به میدان آمد. شعارهای او جذاب بود. شخصیت عمران خان هم جالب و رسانه‌ای است. او بلند قامت، ‌جذاب و سلیبریتی است. عمران خان سال‌ها کاپیتان تیم ملی پاکستان بود. زندگی خصوصی او هم برای رسانه‌های پاکستانی و بین‌المللی بسیار جذاب بود. او در جوانی زندگی اشرافی داشت. مخالفانش او را متهم می‌کنند که در حد افراط می‌گساری می‌کرد. اتهام زن‌بارگی هم به او زده می‌شود. عمران خان اولین بار با دختر یک میلیاردر بریتانیایی ازدواج کرد. این ازدواج موفق نبود و به جدایی انجامید. این ستاره‌ی کرکت پاکستان بار دوم با یکی از مجری‌های بی‌بی‌سی به اسم ریحام خان ازدوج کرد. ازدواج آنان نه ماه دوام کرد. عمران خان مدعی است که حالا تمایلات صوفیانه دارد و با خانمی که استاد علم تصوفش بود، ‌ازدواج کرده است. همسر کنونی او معلم دانش تصوف است و کمتر در انظار عمومی ظاهر می‌شود.

عمران خان اکثریت مطلق کرسی‌های پارلمان را به دست نیاورده است، ‌او ناگزیر است که در سند حکومت حزب مردم را تحمل کند. در پنجاب باید به یک حکومت ایتلافی تن دهد، ‌با ایتلافی از احزاب سیاسی در بلوچستان کار کند و حکومت فدرال را هم در ایتلاف با نامزدان مستقل یا احزاب دیگر شکل دهد. عمران خان در مبارزات انتخاباتی‌اش بارها گفته بود که با حزب مردم یا مسلم‌لیگ نواز شریف حکومت ایتلافی تشکیل نخواهد داد. عمران خان این دو حزب سابقه‌دار پاکستان را به فساد گسترده متهم می‌کرد. احتمال ‌آن زیاد است که عمران خان با قانون‌سازان مستقلی که بدون حمایت احزاب به پارلمان پاکستان راه پیدا کرده‌اند، یک حکومت ایتلافی تشکیل دهد. عمران خان بارها از فرمانده‌ عمومی ارتش پاکستان ستایش کرده است، ‌به نظر می‌رسد او در این دور از حکومت خود کاری به کار ارتش نخواهد داشت و روابط حکومت و ارتش به سردی نخواهد گرایید.

عمران خان در توضیح سیاست خارجی‌اش گفته است که به ثبات و صلح در افغانستان زیاد اهمیت می‌دهد و حتا آرزو دارد که روابط این دو کشور آن‌‌قدر بهبود یابد که بتوانند مثل اتحادیه‌ی اروپا مدیریت مرزهای‌شان را سازمان دهند. این آرزو را حامد کرزی، رییس جمهور پیشین و اشرف غنی، رییس جمهور کنونی افغانستان نیز به نحوی ابراز کرده‌اند. روشن است که حکومت منتخب پاکستان زیاد روی سیاست‌های ارتش در قبال هند و افغانستان تسلط ندارد.

به همین دلیل است که این حرف‌های عمران خان را کسی در کابل جدی نمی‌گیرد. تا کنون هیچ نخست‌وزیری از پاکستان معیاد قانونی کار خود را تکمیل نکرده است، آیا عمران خان می‌تواند این طلسم را بشکند؟

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن