زنده‌گی زنان بیوه در سیاه‌چال‌های اجتماعی

تنگ شدن عرصه‌های اجتماعی، فشار‌های روانی و دست‌رسی نداشتن زنان بیوه به ارگان‌های عدلی و قضایی سبب شده است تا زنان بیوه در حالت بد بشری قرار گیرند و حتا در برخی حالت‌ها دست به خودکشی بزنند.
به اساس آمار ارایه شده از سوی وزارت کار و امور اجتماعی در سراسر افغانستان ۵۰۰ هزار زن بیوه وجود دارد که تقریباً همه‌ی آن‌ها زیر خط فقر زنده‌گی می‌‌کنند. گفته می‌شود دولت تنها ۳۰ درصد آنان را تحت حمایت غیر مستقیم قرار داده است.
با آن که وضعیت زنان بیوه روز تا روز بد‌تر شده و حتا به فراموشی سپرده می‌شوند، ‌اما هیچ نهادی نتوانسته است تا کنون گزارش جدید و روشنی از وضعیت بیوه‌ها داشته باشد تا میزان بدِ حالت بشری آنان را به بررسی گیرند. در گذشته هر چند کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در پی تحقیق گسترده‌ای که در سال ۲۰۱۱ داشت، روشن ساخت که وضعیت بیوه‌ها در افغانستان تکان دهنده است. به حدی که ۹۰ در صد زنان بیوه در افغانستان با مشکلات اجتماعی و خشونت‌های خانواده‌گی روبه‌رو اند. اما با آن هم تا کنون هیچ کاری که بتواند زنان بیوه را از وضعیت بد بشری بیرون بکشد، نشده است.
به اساس گفته‌های مسوولان کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان «زنان بیوه از همه‌ی حقوق‌شان محروم بوده و تحت فشارهای روانی، اجتماعی و خانواده‌گی قرار دارند».
‌زنان بیوه دارای مشکلات زیادی از قبیل غصب ملکیت، ازدواج اجباری به عنوان بیوه‌های میراثی، حضانت کودکان، اخراج از خانه، محروم شدن از کودکان‌شان، منع کار در اجتماع، در برخی از موارد حمایت نشدن، قرار گرفتن در سن کهولت از سوی خانواده‌‌‌های‌شان استند.
در یکی از آمارهای کمیسیون مستقل حقوق بشر آمده است که ۸۵ درصد زنان بیوه فاقد مسکن هستند. گدایی، تن‌فروشی، قاچاق مواد مخدر از جمله پی‌آمدهای منفی فقر و مشکلات دیگر زنان بیوه است.
ماه‌گل زن کهن‌سالی که ۳۰ سال پیش شوهرش را از دست داد و اکنون به خاطر پسرش تن به عقد نکاح کسی نداده است. او یک پسر و چند نواسه دارد که همه به خاطر مسایل امنیتی از افغانستان خارج شده‌اند و ۱۶ سال است که ماه‌گل هم‌چنان در یک حویلی بزرگ به تنهایی زنده‌گی می‌کند.
او که باشنده‌ی ناحیه هفتم شهر کابل است، می‌گوید: «۱۶ سال است که شب‌ها با خود حرف می‌زنم و ‌گاه‌گاهی ترانه‌های قدیمی را می‌خوانم تا دلم آرام یابد و شب‌ها از تنهایی نترسم. پسرم با شش فرزندش همه به خارج رفتند و مرا کاملاً تنها‌‌ رها کردند. حتا پسر دیوانه‌اش را به خاطر ناامنی خارج برد و تنهایم ماند.»
وی می‌افزاید: «زنی بودم که بعد از مرگ شوهرم به خاطر پسرم شوهر دیگر نکردم، ولی اشتباه کردم و باید عروسی می‌کردم تا یکی دو فرزند دیگر هم می‌داشتم و با آن‌ها زنده‌گی می‌کردم. پیش از این با دیدن تلویزیون روز را می‌گذراندم ولی حالا چشمانم توان دیدن آن را نیز ندارند. خیلی درمانده شده‌ام.»
این پیر زن، از روزی می‌ترسد که به تنهایی بمیرد و چشم‌ها و دهنش باز بمانند یا در گوشه‌ای از خانه جسدش بو بگیرد.
تفسیر نادرست از احکام شرعی، ناآگاهی از حقوق زنان و تطبیق نشدن قانون در جامعه از عواملی‌اند که در گسترش مشکلات زنان بیوه نقش دارند.

گسترش خودکشی‌ها در میان زنان بیوه

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می‌گوید که سالانه به طور میانگین نزدیک به سه هزار نفر در کشور به دلیل افسرده‌گی و خشونت‌های خانواده‌گی، دست به خودکشی می‌زنند که ۸۰ در صد آنان را زنان و۲۰ درصد دیگر را مردان تشکیل می‌دهند. اما در این گزارش از دو شفاخانه عاجل ابن‌سینا و استقلال واضح شد که در میان کسانی که دست به خودکشی می‌زنند زنان بیوه نیز شامل‌اند و روز تا روز بر تعدادشان افزوده می‌شود.
هرچند آمار دقیقی از شمار خودکشی‌ها در سطح کشور وجود ندارد، اما مسوولان وزارت صحت می‌گویند که آمارهای قسمی‌ای که از وقوع این پدیده در مراکز صحی جمع‌آوری شده، از یک هزار و ۲۰۰ تا دو هزار و ۳۰۰ مورد خودکشی در سال را حکایت دارد.
عوامل خطر برای خودکشی شامل گرفتاری‌های روانی چون افسرده‌گی، استفاده از مواد نشئه‌آور، فقر، بی‌کاری، فشارهای روانی اجتماعی و ضررهای اقتصادی محسوب شده‌اند.
این در حالی است که به اساس آمار و ارقام سکتورهای صحی کشور، طی سال‌های اخیر، افزایش خودکشی در جامعه، ازدواج‌های قبل از وقت، فقر، عنعنات نا‌پسند جامعه و سطح بالای افسرده‌گی مردم سرچشمه می‌گیرد.
یکی از نمونه‌ها، خودکشی زن ۷۰ ساله‌ای است که در منطقه کوه قروغ دشت برچی کابل رخ داد، وی با خوردن مقداری داروی زهری روی قبر پسرش به زنده‌گی‌اش پایان داد.
فاطمه یکی از اقارب این زن کهن‌سال گفت که این زن بارها از سوی پسر و عروسش مورد خشونت‌های فزیکی قرار گرفته بود و او با جسم نحیف، دیگر توان این خشونت را نداشته و پنج ماه پیش حوالی ظهر روی قبر پسر شهیدش رفته و به زنده‌گی‌اش پایان داد.
به گفته‌ی فاطمه، بیش‌ترین جاروجنجال اعضای خانواده این پیر زن روی امتیازات شهیدی پسر این زن بود که با مردن شوهر این زن امتیازات شهیدی پسرش کم شده بود و پسر و عروسش می‌گفتند، مردی را به ریاست تقاعد با خود ببرد تا آن را شوهرش عنوان کند و امتیازات شهیدی را به شکل مکمل بگیرد.
این زن کهن‌سال، ضمن این پسر، دو پسر دیگر نیز داشت که خارج از کشور به سر می‌بردند.
نورضیا زن بیوه‌ی دیگری بود که در ناحیه سوم شهر کابل زنده‌گی می‌کرد. او چهارده سال قبل شوهرش را به اثر بیماری شکر از دست داد و با یگانه پسرش زنده‌گی می‌کرد. پسرش دو سال قبل با خانم و فرزندش به خارج از کشور رفتند و او را تنها گذاشتند. این زن بیوه که از بیماری قلبی رنج می‌برد، بارها دست به خودکشی ناموفق زد، تا این که سال جاری از اثر سکته‌ی مغزی درگذشت.
رویا دختر این خانم بیوه می‌گوید: «همه امید مادرم به‌‌ همان بچه‌اش بود، زمانی که او رخت سفر به آلمان بست، مادرم خیلی ناامید شد و دوبار با خوردن دواهای خواب‌آور دست به خودکشی زد، ولی موفق نشد و نجات یافت. تا این که سکته‌ی مغزی کرد و سه ماه بعد از این حمله، جان سپرد.»
در همین حال، محمدصابر نصیب رییس شفاخانه استقلال در کابل می‌گوید: «در یک سال گذشته به اثر خودسوزی ۱۲ تن به این شفاخانه مراجعه کرده که از آن جمله ۷ نفر آن فوت کرده‌اند، هم‌چنان از ماه قوس سال گذشته تا ماه قوس امسال، ۴۲۱ نفر با خوردن دوا قصد خودکشی داشته‌اند که ۸ واقعه آن فوتی به ثبت رسیده است. در همه‌ی ارقام ارایه شده ضمن جوانان، زنان بیوه نیز شامل‌اند، ولی آمار دقیق آن مشخص نیست.»
در همین حال، ‌داکتر امیر بادشاه رحمت‌زی منگل، رییس شفاخانه عاجل ابن‌سینا می‌گوید: «واقعات مسموم شده‌گی در سال گذشته ۱۷۰ مورد بوده است که ۱۲۰ واقعه‌ی آن رسماً موارد اقدام به خودکشی راجستر شده است و متباقی را بنا بر دلایل مختلف، نتوانسته‌ایم به ثبت برسانیم.»
به گفته‌ی رییس شفاخانه عاجل ابن‌سینا در کابل، در این قضایا بعد از دختران جوان، زنان بیوه نیز مشمول افرادی‌اند که دست به خودکشی ناموفق زده‌اند.
او دلیل اقدام به خودکشی این افراد را دخالت‌های خانواده‌گی، خشونت‌های خانواده‌گی، آزار جنسی، تحت فشار قرار گرفتن خانم‌ها از سوی خانواده‌های شوهران، به جبر نکاح کردن زنان بیوه به اقارب شوهر اولی‌اش و غیره دانسته و می‌گوید که زنان خواسته‌اند با خوردن دواهای سمی به زنده‌گی‌شان خاتمه دهند.»
وی گفت که در مجموع کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند، ‌سن‌شان از ۱۵ تا ۴۵ سال را در برمی‌گیرد.

بروز مشکلات روانی

بر اساس تحقیق نشر شده‌ی کمیسیون مستقل حقوق بشر، گفته می‌شود ۳۲ درصد از زنان بیوه به تکالیف روانی مبتلا استند و ۲۲ درصد مشکل حاد جسمانی دارند.
بر اساس یک تحقیق دیگر گفته می‌شود دو میلیون زن در افغانستان به بیماری افسرده‌گی شدید دچار اند، اما زنانی که در روستاها به سر می‌برند، شامل این رقم نیستند، چون گفته می‌شود اکثر زنانی که در روستاهای افغانستان زنده‌گی می‌کنند به دلیل افسرده‌گی دست به خودکشی می‌زنند، اما خانواده ها و همسران‌شان به هیچ وجه ضروری نمی‌بینند آنان را به شفاخانه ببرند، آنان این کار را عار و ننگ می‌دانند.
افزایش زنان بیوه که شوهران‌شان را در جنگ‌های سه دهه‌ی اخیر از دست داده‌اند و با کودکان یتیم خود زنده‌گی می‌کنند، از چالش‌های بزرگ در افغانستان شمرده می‌شود.
در همین حال، ‌خیرالدین خیرخواه رییس دانشکده روان‌شناسی در دانشگاه کابل می‌گوید: «زنانی که به دلایل مختلف همسران‌شان را از دست می‌دهند یا از همسران‌شان جدا می‌شوند به یک‌باره با جهان دیگری روبه‌رو می‌شوند، دنیایی که بسیاری از مختصات آن ناآشنا است. دشواری‌هایی که این زنان تاب می‌آورند، عمدتاً به دغدغه‌های معیشتی عاطفی، وسواس‌های فکری، حاشیه‌های ناخواسته از برخورد نامناسب اطرافیان و… مربوط می‌شود.«
آقای خیرخواه به قول داکتر انور صمدی‌راد، یکی از روان‌شناسان در دانشگاه ولایت هرات می‌گوید که در هر حال این گروه از زنان که با عنوان زنان طلاق‌شده یا بیوه در جامعه شناخته می‌شوند، با مسایل، مشکلات و موانع زیادی در زنده‌گی مواجه‌اند که عبارت اند از:
مشکلات اقتصادی: به گفته استاد خیرخواه، در پژوهشی که توسط دکتر انور صمدی راد یکی از استادان ولایت هرات صورت پذیرفته نشان داده شده که از حدود ۷۱ درصد زنان مطلقه و بیوه با فرزند یا فرزندان خود تنها ۱۶درصد شاغل هستند. این در حالی است که زنان غیرشاغل برای تأمین نیازمندی‌های مادی زنده‌گی محتاج دیگران هستند و از آن‌جایی که منشای بسیاری از نابسامانی‌ها و ناملایمات انسان‌ها در جوامع کنونی به وضعیت اقتصادی و فقر مادی مربوط می‌شود و اکثر زنان مجرد نیز بی‌کار هستند و از وضعیت اقتصادی نامطلوبی برخوردار اند، برقراری سیستم‌های حمایتی از این زنان و فرزندان‌شان ضرورت دارند.

مشکلات فرزند پروری:

آمارها نشان می‌دهد که ۹۰ درصد زنان مطلقه دارای فرزند نسبت به آینده فرزندان خود نگرانی زیادی دارند. ۳۳درصد زنان سرپرست خانواده‌ها عنوان کردند که فرزندان‌شان به خاطر جدایی از پدر به میزان «زیاد» و «بسیار زیاد» احساس حقارت می‌کنند، این در حالی است که این مسأله می‌تواند این کودکان را به انسان‌هایی افسرده جامعه‌گریز و جامعه‌ستیز تبدیل کند.

مشکل سر پناه:

متأسفانه وجود نگاه مردسالارانه و تبعیض و تنگ‌نظری علیه زنان موجب شده که ۳۹درصد زنان در پیدا کردن مسکن و اجاره آن، اسکان و اقامت در هتل‌ها و مهمان‌سرا‌ها با مشکل مواجه شوند. این در حالی است که اغلب این گونه زنان در وهله اول با مشکلات اقتصادی تهیه‌ی مسکن دست به گریبان هستند.

مزاحمت‌های همسر قبلی:

دکتر صمدی راد در پژوهش خود اذعان می‌کند که ۴۵درصد زنان مطلقه از مزاحمت‌ها و مداخلات همسر قبلی خود ابراز ناراحتی کرده و از این بابت احساس سلب حقوق فردی و اجتماعی می‌کنند. آن‌ها معتقد اند که در صورت تصمیم به ازدواج مجدد همسر قبلی آن‌ها با تحت فشار قرار دادن آن‌ها از طریق اجازه ندادن ملاقات با فرزندان‌شان و یا تهدید به باز پس‌گیری فرزندان‌شان از آن‌ها، برای آن‌ها مزاحمت ایجاد می‌کنند و این گونه مداخلات در زنده‌گی با همسر جدیدشان نیز ادامه پیدا می‌کند.

محدودیت‌های اجتماعی:

داکتر صمدی راد در گزارش خود آورده است که ۷۰ درصد زنان مجرد وجود باورهای غلط و قضاوت‌های تنگ‌نظرانه‌ی افراد جامعه نسبت به طلاق و زنان بیوه را باعث احساس بیگانه‌گی، ناامنی و ناراحتی در روابط خود با دیگران دانسته‌اند که موجب می‌شود از حضور در جمع خانواده‌گی احساس عذاب‌دار بودن کنند. در تحقیقی در همین زمینه تصریح می‌شود که ۵۵ درصد زنان سرپرست خانواده از طعنه‌ها و متلک‌های اهالی محل معذب بوده و حدود ۶۶ درصد در معرض انواع سوء‌نیت‌ها و آزارهای دیگران واقع شده و صدمه دیده‌اند که این موارد بازگوکننده میزان ناامنی عاطفی و ضایع شدن حقوق فردی و اجتماعی زنان مجرد است، به گونه‌ای که ۸۷ درصد این زنان میزان امنیت اجتماعی خود را «کم» یا «هیچ» می‌دانند. این‌ها عواملی هستند که باعث خودکشی زنان مطلقه و بیوه گردیده‌اند.
در همین حال، ‌داکتر مصدق نادمی یکی از روان‌درمان‌ها در کابل می‌گوید: «فشار‌های روانی به صورت عمومی به دو بخش تقسیم می‌شود یکی حاد و دیگری مزمن، به طور مثال اگر زنی شوهر خود را به اثر طلاق و یا فوت از دست می‌دهد، این موضوع استرس حاد است، هر استرس حاد می‌تواند سبب تشدید حالات روانی شود. این امراض شامل افسرده‌گی، اختلالات روانی و حتا خطرناک‌ترین تکالیف روانی می‌شود که با از دست دادن شوهر، استرس سبب شعله‌ورشدن مرض روانی خواهد شد که با تأسف گراف استرس نزد زنان نسبت به مردان دو برابر بیش‌تر است.»
به باور او، رسم و رواج‌ها و پیروی از سنت‌های ناپسند، مشکلی است که در همه‌ی عرصه‌ها به خصوص وضعیت زنان بیوه نقش مخربی را بازی می‌کند. بر اساس تحقیق تازه‌ی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، ۵۰ در صد مشکل زنان بیوه به جرگه‌ها و اقوام رجعت داده می‌شود که این خود نگرانی را بار آورده است.

دست‌رسی نداشتن به عدالت

محمد بلال صدیقی سخنگوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می‌گوید: «وضعیت زنان در افغانستان در کل نگران کننده است، آنان به عنوان قشر آسیب‌پذیر شناخته می‌شوند، به خصوص زنانی که سرپرست خود را از دست می‌دهند در‌ وضعیت بدتری قرار دارند.»
به گفته‌ی او با زنان بیوه به عنوان میراث مرد برخورد می‌شود. اکثر زنان بیوه بی‌کار اند و اجازه بیرون شدن از خانه را ندارند. اکثراً دست به تگدی می‌زنند. در اکثر موارد از آنان سوءاستفاده شده و بهره‌گیری جنسی صورت می‌گیرد. یکی از مسایل دیگر، این است که بدون مشورت این که از خانم بیوه پرسیده شود، درباره‌ی زنده‌گی او فیصله می‌شود.
به گفته سخنگوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، آخرین تحقیقی که درباره‌ی دست‌رسی شهروندان به عدالت انجام داده‌اند، ۸۵ درصد مردم از تبعیض جنسیتی در مراجعه به ارگان‌های عدلی و حقوقی و نهاد‌های کشفی مواجه‌اند. موجودیت تبعیض جنسیتی یکی از نگرانی‌های جدی کمیسیون مستقل حقوق بشر در این زمینه است.
آقای صدیقی گفت: «برخورد‌ها در این نهاد‌ها به گونه‌ای است که زنان بیوه حق شکایت را ندارند و نباید شکایت هم بکنند و نباید قضایای آن‌ها بررسی شود. با تأسف فساد وجود دارد، ضعف حاکمیت قانون وجود دارد، موجودیت فرهنگ معافیت از مجازات و رسم و عنعنات ناپسند باعث آن می‌شود که زنان به خصوص زنان بیوه نتوانند به عدالت دست‌رسی داشته باشند.»
به گفته‌ی صدیقی، ‌آنان از مداخله جرگه‌ها در برخورد با چنین قضایا نگران هستند، چون اکثراً به نفع مرد‌ها فیصله می‌کنند. در اکثر قضایا تصمیم‌ها به نفع خانم‌ها نیست و آنان طرف‌دار این اند که زنان به ارگان‌های عدلی و قضایی دست‌رسی داشته باشند و به مسایل‌شان رسیده‌گی شود. در غیر آن اگر نهاد‌های غیررسمی به قضایا مداخله می‌کنند، نمی‌تواند موثر واقع شود و نمی‌تواند کمک به سزای به خانم‌ها داشته باشد.
در همین حال، حمیرا ثاقب یکی از مدافعان حقوق زن و رییس خبرگزاری زنان افغانستان می‌گوید: «ازدواج‌های اجباری، فقر اقتصادی به دلیل نداشتن سواد و یا کار و شغل مشخص، سنت‌های ناپسند، بدنام کردن زنان بیوه از جمله مسایلی‌اند که زنان به ویژه زنان بیوه را وادار به خودکشی می‌کند.»
وی می‌افزاید: «‌سیستم پولیس، عدلی و قضایی برای همه‌ی زنان ناامن و غیر قابل اعتماد است، ولی اگر بیوه باشی علاوه بر فساد اداری مانند رشوت‌ستانی و داشتن واسطه، فساد اخلاقی مجریان امور و تقاضای غیراخلاقی از آنان از جمله چالش‌های عمده است. با موجودیت فساد گسترده در ارگان‌های عدلی و قضایی نمی‌توان منتظر فیصله عادلانه به نفع زنان بود.»
به باور او، در جرگه‌هایی که به خاطر حل و فصل مشکلات زنان برگزار می‌شود، زن حضور ندارد و فیصله‌هایی که صورت می‌گیرد، بد دادن و بدل شدن، عقد نکاح زن بیوه به اقارب شوهر قبلی‌اش همه و همه حاصل همین جرگه‌ها است.
اما شازیه یوسیفی رییس سارنوالی منع خشونت بر زنان افغانستان می‌گوید: «مشکلات اکثر زنان بیوه در مورد نداشتن سرپرست و گرفتن کودکان‌شان از آن‌ها و محروم بودن از حقوق میراث است. ولی اکثر قضایا در میان کلان‌های قوم و ریش‌سفیدان حل‌وفصل می‌شود، ما تنها به قضیه‌هایی رسیده‌گی می‌کنیم که خود خانم شکایت داشته باشد.»
وی درباره‌ی میزان رسیده‌گی به قضایای زنان بیوه گفت: «قضایا عمومی ثبت می‌شود‌ و تفکیک میان زنان دیگر و زنان بیوه وجود ندارد، به همین خاطر رقم خاص وجود ندارد.»
وی می‌گوید: «در ۳۴ ولایت کشور سارنوالی منع خشونت فعال است و به قضایای زنان رسیده‌گی صورت می‌گیرد. موارد خشونت در میان خانواده‌ها حل می‌شود، اگر مشکل خانم حل شده باشد و خانم کدام ایراد نداشته باشد، یعنی رضایت خانم در آن جرگه وجود داشته باشد، هیچ نوع مشکل قانونی وجود ندارد.»
با وجود این، وزارت کار و امور اجتماعی از طرح برنامه‌های جدید به خاطر بهبود وضعیت زنان به خصوص وضعیت زنان بیوه خبر می‌دهد.
عبدالفتاح عشرت احمدزی سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی می‌گوید: «۵ تا ۶ صد هزار خانم بیوه در افغانستان وجود دارد. در قسمت حمایت از زنان بیوه، ما برای آنان یک مقدار معاش تعیین کرده‌ایم و زمانی که این زن بیوه تن به ازدواج دوم می‌دهد، دیگر امتیازاتش بسته می‌شود. در شرط دیگر، در صورتی که سن فرزندان‌شان از ۱۸ سال بالا می‌شود نیز امتیازشان بسته می‌شود. زنان بیوه در همه‌ی پروژه‌های حمایتی شامل‌اند. هم‌چنان فرزندانی که پدران خود را از دست داده‌اند نیز تحت حمایت ما قرار می‌گیرند.»
به گفته‌ی آقای احمدزی، در مجموع برای زنان بیوه‌ای که شوهران خود را از دست می‌دهند، دو نوع برنامه دارند یکی بیوه‌هایی که شوهران خود را در جنگ، انفجار، انتحار و غیره از دست می‌دهند، ماهانه یک مقدار معاش تعیین می‌شود، ولی زنانی که شوهران خود را به شکل طبیعی یا به مرگ خود از دست داده‌اند، ‌برنامه‌های آموزش‌های فنی و حرفه‌ای برای‌شان ایجاد کرده‌اند و مشترکاً قراردادی با کمپنی‌ها و سکتور خصوصی دارند که به خاطر کاریابی زنان بیوه در اولویت قرار دارند.
او افزود: «تعداد بیوه‌هایی که از طریق وزارت کار معاش می‌گیرند ۲۰ تا ۲۵ هزار تن در این وزارت به ثبت رسیده‌اند. چنان‌که در کل، شمار ورثه‌ی شهید ۱۲۰ هزار تن استند که زنان بیوه نیز شامل آن‌اند.»
او به کارهای جدیدی در مورد بهبود زنان به خصوص زنان بیوه اشاره کرده گفت که برای خانم بیوه طرح کلی روی دست دارند و امید دارند که این طرح بتواند وضعیت فعلی زنان بیوه که خوب نیست را تغییر مثبت بدهند.
به گفته‌ی آقای احمدزی، هم‌چنان آنان با یونیسکو سروی مشترکی را آغاز کرده‌اند که به اساس این سروی دانسته خواهد شد که زنان بیش‌تر به چه نیاز دارند. گفتنی است که در این برنامه زنان بیوه نیز اولویت خواهند داشت.

حقوق زن بیوه از دیدگاه اسلام

محمدشریف عمرزی استاد در دانشکده‌ی شرعیات دانشگاه کابل می‌گوید که زنان بیوه با مشکلات اقتصادى، اجتماعى روبه‌رو استند و اکثراً کودکان‌شان بى‌سرنوشت مى‌ماند.
وی می‌گوید: «نهاد‌های حمایتی به زعم خودشان کارهایی انجام داده‌اند، اما کافى نیست.»
به باور او، مردمی که از اسلام آگاهی اندک دارند، فکر می‌کنند که در اسلام اصلاً خانم‌ها حقوقی ندارند و خشونت‌هایی که موجود است به جای این که کاهش پیدا کند، زیاد می‌شود.
وی به حقوق زنان بیوه از دیدگاه اسلام اشاره کرد و گفت: «حقوق زن بیوه از دیدگاه شریعت اسلامی قرار ذیل است. ۱- حق ازدواج، ۲- حق نفقه از مال زوج، ۳- حق مهر از مال زوج، ۴- حق میراث، ۵- حق سکونت در خانه زوج از حقوقی است که خداوند به زنان بیوه داده است.
به باور آقای عمرزی، در جامعه‌ی امروزی وضعیت بیوه‌ها «بسیار بد» است و اکثرا خانم‌ها شوهران خود را در جنگ‌ها از دست می‌دهد.

راه‌حل و نتیجه‌گیری

کار وسیع اجتماعی و فرهنگی، مصونیت و رفاه اجتماعی، تغییر باورهای نادرست جامعه، توجه جدی دولت و جامعه‌ی بین‌المللی به زنده‌گی، فراهم‌سازی استراتژی مشخص برای حمایت از زنان بیوه، ایجاد مهارت‌ها، خودکفایی و استقلالیت اقتصادی، آگاهی‌دهی، بالا بردن سطح سواد و غیره از راه‌هایی‌اند که می‌توانند مشکل زنان بیوه را کاهش بدهند. به باور آگاهان امور، به خاطر از بین بردن دیدگاه‌های منفی در قبال زنان بیوه، باید برنامه‌های آگاهی‌دهی راه‌اندازی شود و تا زمانی که ذهنیت‌سازی نشود و زنان بیوه از حق و حقوق خود آگاهی نیابند، نمی‌توان به مشکلات آنان رسیده‌گی کرد. به باور آگاهان، رسانه‌ها نیز در این مورد مسوولیت دارند که به حل مشکلات زنان بیوه بپردازند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن