چرا «فلم داکتر نجیب» دوباره دیده و تکرار نشود؟

حبیب حمیدزاده

روند صلح امروز افغانستان با طالبان شبیه روند صلح حزب دموکراتیک خلق با مجاهدین در اواخر دهه‌ی شصت خورشیدی است. موضع ترمپ در مورد جنگ امروز افغانستان شبیه موضع مخایل گورباچف رهبر وقت و زمام‌دار وقت شوروی است. ترمپ مصمم به خارج کردن کامل نیروهای امریکایی از افغانستان است. این در حالی است که ایالات متحده‌ی امریکا نتوانست تروریسم را که همانا طالبان باشد شکست دهد. ترمپ اکنون می‌گوید جنگ افغانستان به خود مردم افغانستان واگذار می‌شود و سر انجام خود مردم افغانستان مکلف‌اند از کشورشان مواظبت و مراقبت کنند. گورباچف هم در اولین ماه‌های انتخاب شدنش سیاست حمایت از انقلاب ثور و دولت کابل را کنار گذاشت. او جنگ افغانستان را «زخم خونین» خواند. او در ۱۹۸۵ کارمل و عده‌ای دیگر از رهبران حزب دموکراتیک خلق را از تصمیم‌اش برای خارج کردن کامل نیروهای شوروی از افغانستان آگاه کرد. اعلام تصمیم شوروی باعث شد حزب دموکراتیک خلق سیاست جدیدش را که سیاست مصالحه ملی بود اعلام کند. سیاست مصالحه ملی نوعی تضرّع در برابر مجاهدین و پاکستان بود که در نتیجه منتج به تقویت صف ایالات متحده، ‌پاکستان و نیروهای مورد حمایت‌شان در داخل کشور شد.

پس از خروج شوروی، سازمان ملل متحد برای تشکیل حکومت فراگیر و قابل قبول برای طرف‌های داخلی، پاکستان، امریکا، شوروی، مجاهدین، شاه سابق و شخصیت‌های مستقل، سعی و تلاش کرد؛ اما عجله شوروی برای خروج از افغانستان و باور مخالفان مسلح دولت کابل به سقوط فوری نظام حاکم پس از عقب‌نشینی شوروی، مانع یک توافق صلح پایدار و صلح‌آمیز شد. بر خلاف تمام توافقات قبلی که میان ایالات متحده ‌و شوروی، ‌میان طرف‎های درگیر داخلی و سازمان ملل و طرف‌های جنگ در داخل صورت گرفت، هم‌زمان با خروج آخرین سربازان شوروی در ۱۹۸۹، گروه مجاهدین شورای مشورتی‌شان را برای تشکیل حکومت جدید ترتیب دادند و عزم سقوط حکومت کابل را کردند.

برخلاف حمله ایالات متحده امریکا به افغانستان-به منظور نابودی القاعده و طالبان، هجوم اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان، با واکنش‌های داخلی و جهانی مواجه شده بود. در پیوند به تهاجم شوروی به افغانستان، سازمان ملل متحد جلسه اضطراری مجمع عمومی را در ارتباط به موجودیت قوای نظامی شوروی در افغانستان راه‌اندازی و قطع‌نامه‌ای را به تصویب رسانید. قطع‌نامه خواستار خروج فوری و بدون قیدوشرط و کامل نیروهای خارجی از افغانستان بود. وزیر خارجه وقت امریکا در سال ۱۹۸۰ طرحی را برای گرومیکو- وزیر خارجه وقت شوروی فرستاد که مورد قبول شوروی قرار گرفت. در طرح وزیر خارجه وقت ایالات متحده «طرفین از دادن کمک به طرف‌های درگیر افغانستان خودداری کنند و به استقلال و تمامیت ارضی کشورهای منطقه احترام بگذارند.» تعهد شده بود. اما خود امریکایی‌ها این طرح و پیشنهاد خود را نقض کردند و به حمایت و کمک مجاهدین ادامه داند.

دو ماه بعد از هجوم شوروی به افغانستان، قیام مسلحانه مردم افغانستان علیه آن تجاوز شروع شد. قیام‌ مسلحانه مردم افغانستان در برابر شوروی جهان را در حمایت از دو جبهه (حکومت کمونیستی مورد حمایت شوروی و مجاهدین)‌ قرار داد. در آن زمان هم ایالات متحده، چین، کشورهای عربی، پاکستان، ایران و کشورهای نفت خیز خلیج تبلیغات گسترده‌ای را علیه حکومت داکتر نجیب راه اندازی کرده بودند و عملاً از نیروهای مسلح ضد حکومت داکتر نجیب‌الله حمایت و پشتیبانی می‌کردند(اکنون نیز پاکستان و دیگر کشورهای منطقه از طالب در برابر امریکا حمایت می‌کنند). بدین منظور حکومت کابل با حکومت پاکستان ۱۲ دور مذاکرات رو در رو را در مقر اروپایی سازمان ملل متحد ترتیب داد که از ۱۶ جون ۱۹۸۲ تا ۸ اپریل سال ۱۹۸۸ دوام کرد. در ۸ اپریل ۱۹۸۸ طرفین به توافقی دست یافتند که به منافع ایالات متحده امریکا و پاکستان ختم شد: خروج کامل نیروهای اتحاد جماهیر شوروی و قطع کمک نظامی این کشور به حکومت کابل. در اولین چانه‌زنی‌ها چوکات زمانی خروج سربازان شوروی از افغانستان طی چهار سال از جانب افغانستان به جانب پاکستان پیشنهاد شده بود. هیأت پاکستانی در مقابل پیشنهاد جانب افغانستان، چهار ماه دوره‌ی زمانی خروج سربازان شوروی را پیشنهاد کرده بود. در نهایت طرفین به چارچوب زمانی خروج شوروی طی نُه ماه توافق کردند. در ادامه، در سال ۱۹۹۱ توافق‌نامه‌ی قطع ارسال تجهیزات نظامی از طرف اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان میان شوروی و ایالات متحده امریکا صورت گرفت. به تعقیب این موافقت‌نامه‌ها حکومت داکتر نجیب‌الله مذاکراتش را با جوانب مختلف و تنظیم‌های جهادی شروع کرد. داکتر نجیب‌الله و نماینده‌های او با حزب اسلامی حکمتیار، با نماینده ظاهرشاه، با سید احمدگیلانی، مجددی، با بخشی از روشن‌فکران و طرف‌های دیگر مذاکره کردند. به دنبال این حرکت داکتر نجیب‌الله، دولت اتحاد جماهیر شوروی تلاش‌هایی را برای دست‌یابی و سازش میان نجیب‌الله و نیروهای مسلح علیه او شروع کرد. دولت شوروی به همین منظور تعدادی از رهبران مجاهدین را به مسکو دعوت کرد. همزمان با آغاز رویکرد جدید دولت کابل و مسکو با رهبران مجاهدین، بعضی از کشورهای دیگر نیز گفت‌وگو با مجاهدین را برای مذاکره با دولت کابل شروع کردند.

تمام مذاکرات، اعلامیه‌دادن‌ها و دعوت از مجاهدین می‌رفت تا پایان حکومت داکتر نجیب‌الله را رقم بزند و فصل جدیدی را در تاریخ افغانستان آغاز کند. حکومت و دولت کابل که مجاهدین را به چشم تروریست، ویران‌گر و آلت دست دشمنان افغانستان می‌دانست برای مذاکره به آنان تن داد. اما در حالی که هدف داکتر نجیب رسیدن ختم جنگ و صلح داخلی بود، هدف مجاهدین و ایالات متحده امریکا و پاکستان برچیدن حکومت مورد حمایت شوری و روی کار آمدن وضعیت بی‌دولتی در کابل بود. نرمش نجیب در برابر مجاهدین و خوش‌بینی او به مذاکرات بین‌المللی و داخلی اشتباه بزرگ او بود که نتیجه و پی‌آمدش ویرانی کابل و از میان رفتن حاکمیت دولتی مرکزی بود. او با مذاکراتش، به نیروهای مخالف مشروعیت داخلی و خارجی بخشید. در نتیجه ارتش کشور از هم پاشید و امکانات نظامی ارتش به تاراج رفت. تمام صلح‌خواهی و تلاش‌های داکتر نجیب‌الله برای آوردن صلح به زیان افغانستان و سود و منافع ایالات متحده و همسایه‌های افغانستان تمام شد.

طالبان در ۱۹ سال گذشته و دوران حکومت‌شان نیروهای ضد زن، ضد پیش‌رفت، ضد دموکراسی، ‌آزادی بیان و حقوق بشر شناخته می‌شدند و شناخته می‌شوند. این گروه در ۱۹ سال پسین با کمک استخبارات منطقه، پول فروش تریاک و درآمد از گمرک‌ها توانستند قسمت‌های از افغانستان را دوباره به تصرف خودشان در آورند. اما با قوت گرفتن آنان حامد کرزی رییس جمهور وقت آنان را «برادر» ‌خطاب کرد. محمد اشرف غنی هم بخشی از آنان را برادر و بخشی دیگرشان را مزدوران کشورهای همسایه خواند. حالا آنان به نیروی غیر قابل انکار در کشور بدل شده‌اند. این نیروهای تروریستی که ایالات متحده امریکا به منظور سرکوب و نابودی‌شان به افغانستان لشکر نظامی فرستاده بود، امریکا را هم‌مانند شوروی که با مجاهدین وادار به مذاکره‌ی رو در رو شد، وادار به مذاکره رو در رو کردند. کانال‌های مختلف داخلی هم برای برقراری رابطه با این گروه سعی به خرج داده‌اند. هم‌مانند مجاهدین در پاکستان مقر دایمی دارند. ایران، چین، روسیه، قطر و … از آنان برای دیدار و ملاقات دعوت به عمل آورده و میزبانی کرده‌اند. ایالات متحده امریکا با آنان موافقت‌نامه امضا کرده است و هم‌مانند دوران شوروی وعده خروج کامل نیروهایش را به طالبان داده است. تا این‌جای کار، تمام حوادثی که اتفاق افتاده، شبیه حوادث و «فلم داکتر نجیب‌الله» است که پایانش غم‌انگیز و تراژیک بود. طرح حکومت موقت یا انتقال قدرت هم‌مانند خواست آن زمان ایالات متحده، پاکستان و هم‌پیمانان‌شان از داکتر نجیب‌الله و دولت وقت شوروی است که پذیرفتنش کابل را در مسیر جنگ داخلی قرار می‌دهد. بی‌گمان پاکستان که اکنون بار دیگر نقش اساسی در این مذاکرات دارد، همان هدف سابقش را تعقیب می‌کند و در پی فروپاشاندن ارتش و دولت کابل است. تن دادن به این خواست-به هر بهانه‌ای به معنای تسلیم شدن به طالبان و پاکستان است که در هر صورت فاجعه‌بار است. صلحی که در آن ملغا قرار دادن ارتش، زیر پرسش بردن و تمسخر حقوق زنان، آزادی بیان، حقوق بشر، دموکراسی و دیگر ارزش‌های انسانی مد نظر باشد، صلح نیست، منسوخ اعلام کردن هستی اقتصادی و سیاسی کشور است و روی کار آوردن امارت اسلامی مورد نظر پاکستان.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن