چرا یورش طالبان بر غزنی برای افغانستان و ایالات متحده مهم است؟

منبع: نیویارک‌تایمز – نویسنده: مجیب مشعل – برگردان: جمعه‌خان رهیاب

ورود نیروهای بین‌اللملی به رهبری امریکا به افغانستان پس از حملات یازده سپتامبر، طالبان را از قدرت برانداخت. تقریباً ۱۷ سال بعد، پس از ده‌ها هزار قربانی، مصرف صدها میلیارد دالر و تبدیل شدن دو اداره در کاخ سفید، به نظر می‌رسد این افراط‌گرایان نه تنها شکست نخورده، بلکه قوی‌تر نیز شده‌اند.

جنگجویان طالبان از روز جمعه به این سو، در جاده‌های شهر غزنی، یک مرکز شهری استراتیژیک در کمتر از ۱۰۰ مایلی کابل پایتخت افغانستان پرسه می‌زنند؛ آن‌ها ده‌ها سرباز و افسران پولیس را کشتند، ارتباطات را قطع و شاهراه اصلی کابل- جنوب و فراسوی آن را مسدود کرده‌اند.

حمله‌ی طالبان بر غزنی استحکام و مقاومت خیره‌کننده‌ی طالبان را به نمایش گذاشته است که بر روایت رسمی افغان‌ها و امریکایی‌ها راجع به پیشرفت در جنگ و احتمال مذاکرات صلح، خط بطلان می‌کشد. این حمله همچنان سراسیمگی و اشتباهات ارتش افغان را نیز برملا کرده است. از جمله فرستادن تجهیزات و مهمات اشتباهی به افسران پولیس محاصره شده یکی از نمونه‌هاست. بر علاوه، این محاصره در مورد شرایطی که طالبان ممکن است برای مذاکرات صلح پیش بکشند نیز سوال‌های اساسی‌ای خلق کرده است.

در غزنی چه می‌گذرد؟

از چندین ماه پیش، باشندگان و مقامات محلی در غزنی، شهری با جمعیت تقریباً ۲۸۰.۰۰۰ نفر، هشدار داده بودند که طالبان در اطراف شهر حضور دارند و کمربندهای کنترول ایجاد کرده‌اند. جنجگویان طالبان در برخی ساحات مالیات نیز جمع‌آوری می‌کردند. در سفری در ماه جون به این ولایت، من دریافتم که شهر در ترس و دلهره به سر می‌برد، مردم از اجتماعات بزرگ خودداری می‌کردند، ترورها بیشتر از پیش شده بود.

در دهم آگست، بیشتر یک هزار جنجگوی طالب پیش از طلوع آفتاب به شهر غزنی هجوم بردند. مقامات ادعا دارند که در میان طالبان جنجگویان خارجی نیز دیده شده است. از جمله پاکستانی‌ها و چچنی‌ها و حتا برخی اعضای وابسته به القاعده.

پولیس مجبور شد عقب‌نشینی و ساختمان‌های اصلی ولایت را محافظت کند: دفترهای والی، قوماندانی امنیه، ساختمان امنیت ملی، محبس اصلی. این کار باعث شد تا مهاجمین طالب در جاهای دیگر مستقر شده و سنگر بگیرند. وزیر دفاع افغانستان روز دوشنبه گفت که حدود ۱۰۰ افسر پولیس و سربازان ارتش و ۲۰ غیرنظامی کشته شده‌اند. او رقم کشته‌شدگان طالبان را حدود ۲۰۰ نفر اعلان کرد.

چرا این حمله مهم است؟

محاصره‌ی غزنی شاید جسورترین نمونه از ظهور دوباره‌ی طالبان است. این رویداد دستاوردهای ده‌ها هزار نیروی امریکایی برای از بین بردن آن‌ها را به خاک یکسان کرد.

هرچند این نخستین بار نیست که جنجگویان طالبان به یک شهر بزرگ افغانستان حمله می‌کند، اما موقعیت استراتیژیک غزنی مهم است. نزدیکی این ولایت با کابل و موقعیت آن در شاهراه عمده‌ای که پایتخت را به جنوب وصل می‌کند، از آن یک مقصد حیاتی می‌سازد.

رحمت‌الله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی افغانستان گفت غزنی برای این که برخی ولایت‌های همجوار آن با مناطق قبایلی پاکستان شمالی هم‌مرز است نیز مهم است، مناطقی که شورشیان برای مدت‌های طولانی با مصونیت در آنجا به‌سر می‌برند. آقای نبیل گفت: «کنترول غزنی از این حیث که امکان عبور و مرور آزادانه‌ی شورشیان به سایر ولایات میسر می‌کند، نیز برای آن‌ها اهمیت دارد. کنترول طالبان بر غزنی این امکان را نیز ایجاد می‌کند که طالبان در نهایت خود کابل را نیز محاصره کند.»

آیا این نشان توانمندی طالبان است یا ضعف حکومت؟

در سال‌های اخیر، با واگذاری مالکیت جنگ از نیروهای امریکایی به نیروهای افغان، طالبان پیوسته قلمرو بیشتری را به دست آورده‌اند. در برخی مناطق، آن‌ها تلاش کرده‌اند که کنترول ولسوالی یا شهری را به دست بگیرند که قبلاً در آن نفوذ زیادی نداشتند، اما در برخی مناطق دیگر کاملاً مستقر شده و تسلط دارند.

بر اساس گزارش ارتش ایالات متحده، دولت افغانستان تنها تقریباً بیش از نیمی از حدود ۴۰۰ ولسوالی (حدود ۵۶ درصد) کشور را کنترول می‌کند. شورشیان طالب ۱۴ درصد را کنترول می‌کنند و بر سر کنترول بقیه‌ی قلمرو کشور میان طرفین جنگ جریان دارد.

یک مانع عمده در برابر پیش‌روی بیشتر طالبان حملات هوایی امریکایی‌ها و نیروهای افغان بوده است. ارتش ایالات متحده به تنهایی حدود ۳۰۰۰ بمب را در شش ماه اول امسال پرتاب کرده است. اما قوای هوایی به تنهایی کافی نیست.

به قول آقای نبیل برخوردهای سیاسی در درون دولت افغانستان و ناتوانی آن در پیشبینی حرکت طالبان قبل حمله‌ی شورشیان به یک شهر، از مشکلات اساسی بودند. او جنگ غزنی را با محاصره‌ی کندز در سال ۲۰۱۵ مشابه می‌داند؛ در آن جنگ برای نیروهای دولتی بیش از دو هفته زمان گرفت تا شهر را دوباره تحت کنترل درآورند.

آقای نبیل گفت: «در کندز نیز چنین بود. آن‌ها نخست ولسوالی‌های دورافتاده را گرفتند، سپس پایگاه‌های نظامی و در نهایت به شهر هجوم بردند. هرگاه یک شهر کاملاً محاصره شده باشد، داخل شدن به شهر آسان می‌شود.»

ارتش ایالات متحده چطور دخیل است؟

ایالات متحده تقریباً حدود ۱۴۰۰۰ نیرو در افغانستان دارد. آن‌ها نقش مشورتی به نیروهای افغان داشته و از مأموریت‌های کوچک مبارزه با تروریسم حمایت می‌کند. این در حالی است که در اوج حضور نیروهای خارجی در افغانستان، امریکا بالغ بر ۱۰۰ هزار نیرو در افغانستان داشت که در روستاها جنگ علیه طالبان را رهبری می‌کردند.

مقامات ارتش گفتند که مشاوران امریکایی در کنار نیروهای افغان در غزنی حضور داشتند. نیروهای امریکای همچنان حدود ۲۵ حمله‌ی هوایی نیز در این شهر انجام داده است.

اما بیشتر شبیه دولت افغانستان، ارتش ایالات متحده نیز ابعاد بحران را دست کم گرفتند و ارزیابی‌هایی را ارایه کرده‌اند که با معلوماتی  به دست آمده از مردم محل منافات دارد.

به طور مثال: ارتش ایالات متحده طی بیانیه‌ای گفته است که شاهراه اصلی به ‌طرف جنوب باز است، اما مسافران در هر دو طرف گیر مانده‌اند، ولی مقامات محلی افغان گفتند که شاهراه مسدود است.

معلوم نیست که چه تعداد نیروهای امریکایی در میدان جنگ در غزنی حضور دارند، اما در شهرهای نظیر فراه و کندز که در سال‌های ۲۰۱۵، ۲۰۱۶ و سال جاری به دست طالبان سقوط کرد، ارتش ایالات متحده گروه‌های قوای ویژه‌ی خود را به ساحه اعزام کردند تا حملات هوایی انجام داده و در کنار کوماندوی افغان بجنگند.

یکی از مقام‌های نظامی امریکایی گفت که او از حمله بر غزنی شگفت‌زده نشده است. تنش میان پشتون‌های غزنی و هزاره‌ها کمک کرد تا بستر حمله از سوی شورشیان عمدتاً پشتون فراهم شود. او گفت که دینامیزم قومی محلی یکی از دلایلی است که دولت افغانستان در تلاش است تا قلمرو خود را حفظ کند.

او افزود که چنین نبردها -جنگ سنگین در محلات پراکنده و شهرهای کوچک- به احتمال زیاد تا مدتی ادامه خواهد یافت و نیروی هوایی نیروهای امریکایی در این میان نقش سرنوشت‌ساز را در شکست و پیروزی این جنگ‌ها بازی خواهد کرد.

در هلمند در سمت غرب غزنی، نیروهای امریکایی برای مقابله با حملات احتمالی بر پاسگاه‌های امریکایی و نیروهای افغان آمادگی می‌گیرند؛ زیرا نگرانی‌هایی وجود دارد که ممکن است طالبان در صدد گسترش حملات خود در غزنی باشند.

این حمله چه تأثیری بر گفت‌وگوهای صلح با طالبان خواهد داشت؟

در چند ماه اخیر تلاش‌های پی‌گیر و مداوم برای تشویق طالبان به گفت‌وگو‌های صلح در جریان بوده است. چنین تلاش‌هایی قبلاً ناکام شده است، اما حالا برخی تغییرات مهم به وجود آمده است.

نخست، هر دو جانب آتش‌بس دوجانبه و بی‌سابقه‌ای را اعلان کردند. سپس، دیپلمات‌های امریکایی با نماینده‌های طالب در دوحه، پایتخت قطر دیدار کردند. چیزی که به عنوان آغازی برای گفت‌وگوها پنداشته می‌شود؛ زیرا این اقدام، نشان می‌دهد که طرف طالبان به خواست دیرینه‌ی طالبان که مذاکره‌ی مستقیم با دولت امریکا بوده است، به نحوی گردن می‌نهد.

افزایش خشونت و محاصره‌ی غزنی زمانی اتفاق افتاد که دولت افغانستان و همکاران بین‌المللی آن در تلاش اعلان آتش‌بس دوم در هفته‌های آینده بودند. هرچند این خشونت به احتمال زیاد آن برنامه‌ها را تغییر ندهد، بدون شک تلاش دولت برای مواجه شدن با منتقدان برنامه‌های صلح دولت را پیچیده می‌کند.

دیدگاه are closed.