چرا پاکستان از خیر طالبان نخواهد گذشت؟

بهار مهر

با این‌که نویسنده به تلاش‌های مردمی و وطنی برای تأمین صلح و پایان منازعه‌ی خونین کنونی خوشبین است، اما باور دارد که هنوز محاسبات سیاسی، استراتژیک و تاریخی ارتش پاکستان تغییر نکرده است.

با توجه به فشارهای اقتصادی برخاسته از تغییر دموگرافیک (افزایش بی‌رویه‌ی نفوس)، اقلیمی (نگرانی از ورشکستگی آب)، سیاسی (لجام گسیختگی جهادیست‌های پاکستانی)، منطقه‌ای و بین‌المللی (مناسبات هند، چین و ایالات متحده در مواجهه با پاکستان) قطعاً اسلام‌آباد نسبت به مسئله‌ی صلح افغانستان بیشتر از هر زمانی، یا تظاهر به انعطاف بیشتر می‌کند و یا هم در این مورد حسن نیت بیشتری نشان می‌دهد.

سیاست‌مداران امریکایی، حکومت وحدت ملی در کابل و سایر شرکای بین‌المللی دخیل در قضیه‌ی افغانستان با توجه به خستگی روزافزون از منازعه‌ی طولانی پس از ۲۰۰۱ در افغانستان، حق دارند حتا از سر خوش‌باوری نیز به نیات رهبران سیاسی و نظامی پاکستان در امر تأمین صلح در افغانستان اعتماد کنند، اما همان‌گونه که در بالا گفته شد، منطق و محاسبه‌ی دستگاه سیاست خارجی و نظامیان پاکستان در بحث حمایت از گروه‌های افراطی و تروریستی به عنوان ابزار سیاست خارجی تغییر نکرده است. کلیت دولتی به نام پاکستان از فردای تجزیه‌ی شبه‌قاره به این سو (۱۹۴۷) از اقتصاد سیاسی اسلامیسم و جهادیسم تغذیه کرده است و بر بنیاد این اقتصاد به تحکیم پایه‌های نهادهای نظامی و ملکی خویش پرداخته است. از سوی هم روایت «جهاد در کشمیر» و «جهاد در افغانستان» امکان انحراف اذهان عمومی پاکستان را از مشکلات درونی این کشور فراهم کرده است. این وضع به ارتش کمک کرده است تا از یکسو به مثابه‌ی پاسدار پاکستان و اسلام، بزرگترین سهم از اقتصاد و منابع ملی کشور را داشته باشد و از سویی هم در تعیین خطوط اساسی سیاست داخلی و خارجی حرف و اول آخر را بزند. بنابراین این با توجه به آنچه گفته شد، بعید به نظر می‌رسد که ارتشیان پاکستان در بدل یک امتیاز تاکتیکی چون بیرون آمدن از فشار و انزوای بین‌المللی دست از بهره‌کشی از یک ابزار استراتژیک (حمایت از گروه‌های جهادیست) بکشد.

از سوی دیگر، پاکستانی‌ها در گفت‌وگوهای احتمالی صلح افغانستان قطعاً تلاش خواهند کرد تا مناسبات و ساختار سیاسی افغانستان پس از صلح، اسلامیستی و طالبانی باشد. نظامیان پاکستان حضور یک افغانستان دموکراتیک و با ثبات در همسایگی خود را  به نفع خود نمی‌دانند؛ زیرا موجودیت نظام مردم‌سالار در همسایگی، آن‌ها را تحت فشار جریان‌های اسلام‌گرا  در داخل قرار خواهد داد. اسلام‌گرایانی که بارها به نظامیان و نوع حکومت در پاکستان تاخته و ضرب شصت نشان داده‌اند و برای برپایی نظام کاملاً اسلامی و احتمالاً خلافت انسجام، اجندا و منابع لازم را دارند و حاضر اند تا پای جان بجنگند.

از آن‌جا که این مسئله در مورد هند با توجه به قدرت روزافزون سیاسی، نظامی و اقتصادی آن کشور برای نظامیان پاکستان میسر نیست و ایران شیعه نیز نمی‌تواند آیینه‌ی آروزهای «امت» باشد، تنها حیاط خلوت و مکان مناسب برای تخلیه‌ی افراطی‌ها، تحقق رویای جهادیست‌ها و راضی‌نگهداشتن آن‌ها حکومتی بر مبنای شریعت ناب اسلامی در افغانستان است که به نظامیان پاکستان دست‌یافتنی به نظر می‌رسد.

از این رو در محور نگرانی‌های پیدا و پنهان سیاست‌مداران و نظامیان این کشور، ترس از یک افغانستان دموکراتیک، مردم‌سالار و احتمالاً با حکومتی نیمه‌سکولار وجود دارد و آن‌ها این مسئله را در جریان گفت‌وگوهای صلح و احتمالاً مراحل پس از آن دنبال خواهند کرد.

Comments are closed.