کودکان چرا دروغ می‌گویند؟

چگونه می‌توانیم به فرزندان‌مان کمک کنیم تا صادقانه حرف بزنند؟

نویسنده: دکتر بت آرکی

منبع: Child Mind Institute

مترجم: سمانه صافی، عضو جامعه روان‌شناسان جوان افغانستان


شاید این را دروغ جزیی، پیش‌پاافتاده یا دروغ مصلحتی بنامید، اگر چه شما به این شیوه آن‌ها را برچسب می‌زنید، کودکان احتمالاً در بعضی موارد به دروغ متوسل می‌شوند. در حالی که کودک کم‌سن شاید داستان مفصلی را درباره این که خواهر یا برادر کوچک‌ترش را با لگد نزده تعریف کند، کودکان در سنین بالاتر ممکن است در مورد انجام دادن تکالیف خانه‌گی‌شان دروغ بگویند.

به گزارش متیو راوز، روان‌شناس بالینی در انستیتوت «Child Mind»، گاهی اوقات آغاز دروغ‌گویی به طور ناگهانی و شدید است. و این یک چیز تازه است که در بیش‌تر اوقات کودکی که همیشه راست گفته، ناگهان در بسیاری از موارد  دروغ می‌گوید. البته این حالت برای والدین نگران‌کننده است، اما اگر بتوانند علت آن را پیدا کنند و با این مسأله مقابله کنند، حقیقت می‌تواند نتیجه‌بخش باشد.

چرا کودکان دروغ می‌گویند؟

اکثر والدین فکر می‌کنند که فرزندان‌شان برای به دست آوردن شی دل‌خواه، جلوگیری از پی‌آمدهای کاری یا اجتناب از انجام دادن آن دروغ می‌گویند. این‌ها انگیزه‌های متداول‌اند، اما دلایل کوچک دیگری نیز وجود دارد که باعث می‌شود کودکان حقیقت را نگویند – یا حداقل بخشی از حقیقت را.

برای آزمایش یک رفتار جدید

دکتر راوز می‌گوید که یکی از دلایل دروغ گفتن کودکان این است که آن‌ها ایده دروغ‌گویی را تازه کشف کرده‌اند و سعی می‌کنند درست هم‌مانند اکثر رفتار‌های جدید، آن را امتحان کنند و ببینند چه اتفاقی می‌افتد؟ آن‌ها کنج‌کاو اند که اگر من در این باره دروغ بگویم چه رخ می‌دهد؟ این دروغ برای من چه کاری می‌تواند بکند؟ آیا مرا از حالات ناخوش‌آیند بیرون می‌کند؟ چه چیزی به دست خواهم آورد؟

برای تقویت عزت نفس و کسب تایید

کودکانی که اعتمادبه‌نفس کمی دارند، ممکن است دروغ‌های بسیار بزرگ بگویند تا خودشان را چشم‌گیرتر، خاص یا با استعداد جلوه بدهند با این بزرگ‌نمایی خودش در نظر دیگران، عزت نفس‌شان را افزایش بدهد. دکتر راوز داستانی را در مورد پسر مدرسه‌ای تعریف می‌کند که ۸۰ درصد از وقایع را اغراق‌آمیز توصیف کرده و می‌گوید آن‌ها نوعی تجربیات باور نکردنی بودند که به هیچ وجه در حد قابل قبول نبودند. به عنوان مثال: پسر می‌گفت که او به یک مهمانی رفته است که وقتی از در وارد شد، همه برای او فریاد زده و شعار می‌دادند.

برای این که توجه را از روی خودشان بردارند

دکتر راوز یادآور می‌شود که کودکان مبتلا به اضطراب و افسرده‌گی ممکن است در مورد علایم‌شان دروغ بگویند یا مشکلات‌شان را کوچک جلوه بدهند، گفتن کلماتی مانند: نه، نه من شب گذشته خیلی خوب خوابیدم. زیرا نمی‌خواهند دیگران متوجه آن‌ها باشند.

قبل از این که فکر کنند، صحبت می‌کنند

دکتر کارل بردی، روان‌شناس بالینی و نویسنده مجله ADDitude که با تعداد زیادی از کودکان بیش‌فعال (ADHD) کار می‌کند، می‌گوید که آن‌ها ممکن است که به طور آنی و بدون انگیزه قبلی دروغ بگویند؛ یکی از ویژه‌گی‌های بارز نوع تحریک‌پذیر ADHD ، صحبت کردن قبل از اندیشیدن است. بنا بر این، بیش‌تر مواقع شاید حرف‌های‌شان دروغ به نظر برسد. دکتر بردی می‌افزاید که بعضی اوقات کودکان واقعاً باور دارند که کاری انجام داده‌اند و پافشاری می‌کنند که دروغ نمی‌گویند، آن‌ها فقط فراموش می‌کنند. من کودکانی را دیده‌ام که می‌گویند، راستش را می‌گویم دکتر بردی، فکر کردم همه کارهای خانه‌گی‌ام را انجام داده‌ام و به یاد نداشتم کارخانه‌گی دیگری هم دارم. هنگامی که چنین حالتی رخ می‌دهد، می‌توان با استفاده از تکنیک‌هایی مثل چک‌لیست، محدودیت زمان و سازمان‌دهی زمان به کودک کمک کرد.

و دروغ‌های سفید نیز وجود دارد!

در شرایط خاص و به گونه یک نیرنگ، والدین ممکن است کودکان‌شان را به گفتن دروغ سفید ترغیب کنند تا احساسات شخصی را جلب کنند. که در این صورت، نحوه گفتن و زمان استفاده از دروغ به مهارت‌های اجتماعی افراد بسته‌گی دارد.

کاری که والدین می‌توانند در مورد دروغ گفتن کودک انجام دهند.

دکتر راوز و بردی می‌گویند که در وهله اول مهم است که درباره عمل‌کرد دروغ فکر کنیم. هنگامی که ارزیابی را انجام می‌دهیم، سوالاتی در فورم‌های دریافتی ما وجود دارد که والدین به وسیله آن می‌توانند بررسی کنند که آیا کودک‌شان با در نظر داشت موارد بالا، دروغ می‌گوید یا خیر؟ و همه این‌ها در ۲۰ دقیقه انجام می‌شود؛ نوعیت دروغ و شرایط آن چیست؟ برعلاوه، این نوع رفتار‌ها به عمل‌کرد و شدت دروغ بسته‌گی دارد. در این خصوص هیچ راه‌کار سریع و فوری وجود ندارد و سطوح مختلف مستلزم واکنش‌های متنوّع می‌باشد.

سطح اول – دکتر راوز می‌گوید، در صورتی که دروغ‌گویی برای جلب توجه باشد، به طور کلی بهتر است آن را نادیده بگیریم. به جای این که به صراحت بگوییم که حقیقت ندارد. وی رویکرد ساده‌تری را پیشنهاد می‌کند؛ مثلاً: می‌دانم که چنین اتفاقی برایت نیفتاده است، که در این صورت والدین با کودک برخورد نداشته و هم‌چنان سعی نمی‌کنند توجه زیادی به آن بکنند.

این حالت به ویژه در مورد کودکانی صدق می‌کند، که عزت نفس پایین دارند. بنا بر این اگر کودک می‌گوید که من امروز در بازی فوتبال ۱۰ گول زدم و همه تیم مرا روی شانه‌های‌شان بلند کردند، و شما می‌دانید که چنین چیزی واقعیت ندارد، پس بهتر این است که پی‌گیر آن نشده و از کودک سوال نپرسید. برای این نوع دروغ‌های کوچک که واقعاً به کسی آسیب نمی‌رساند اما رفتار مناسب تلقی نمی‌شوند، نادیده گرفتن و هدایت مجدد به آن‌چه واقعی‌تر است، موثر واقع می‌شود.

سطح دوم – دکتر راوز می‌گوید که اگر راه‌کار اول نتیجه نداشت، والدین می‌توانند به طور رک و صریح اندکی کودک را سرزنش کنند. مانند گفتن: در صورتی که در موقعیت مشابهی قرار بگیرم، حرف‌هایت کم‌تر واقعیت به نظر می‌رسد. وی اضافه می‌کند که یک عده از والدین از آن به عنوان داستان‌های خیالی یاد می‌کنند. اگر کودک یکی از این داستان‌ها را تعریف کند، والدین به آرامی پاسخ می‌دهند که، خب چیز‌هایی که تو گفتی بیش‌تر شبیه یک داستان است. چرا دوباره سعی نمی‌کنی آن‌چه واقعاً برایت اتفاق افتاده را برایم تعریف کنی؟ این در مورد اشاره به رفتار کودک و تشویق کردن او به تلاش مجدد در راست‌گویی است.

سطح سوم – اگر وضع جدی‌تر باشد، مثلاً: کودکان در سنین بالاتر در مورد این‌که کجا بوده‌اند یا انجام دادن کارخانه‌گی خود دروغ می‌گویند، والدین باید در مورد نحوه برخورد با آن‌ها فکر کنند. کودک باید بداند که این دروغ‌گویی چه پی‌آمد‌هایی برایش دارد، بنا بر این بهتر است رو راست باشد. دکتر راوز توصیه می‌کند که این برخورد باید کوتاه و واضح باشد، تا کودک فرصت این را بیابد که به تمرین رفتار‌های مناسب بپردازد. به طور نمونه: به مدت یک ساعت او را از استفاده تلفن محروم کنید، یا انجام یک کار مهم را به عهده وی بسپارید. برعلاوه نسبت به شدت دروغ، باید در این تنبیه اشاره کوچک به دروغی که گفته‌اند نیز وجود داشته باشد. اگر کودک در تمام هفته می‌گوید که کارخانه‌گی ندارد و سپس والدین متوجه می‌شوند که او هر روز کار‌های خانه‌گی برای انجام دادن داشته، باید برخوردی صورت گیرد و در ضمن به عنوان تنبیه کودک همه کارخانه‌گی‌هایش را انجام بدهد. اگر کودک در مورد این‌که کودک دیگری را لت‌وکوب نکرده، دروغ می‌گوید، باید علاوه بر برخورد در این باره او را برای اعمال خشونت نیز مورد بازخواست قرار بدهید. دکتر راوز پیشنهاد می‌کند که به عنوان تنبیه می‌توانید از او بخواهید که نزد کودک دیگر رفته و عذرخواهی کند.

روش‌هایی برای کمک به کودکان‌تان در اجتناب از دروغ‌گویی

به آن‌ها بگویید که گفتن حقیقت سبب کاهش برخورد‌ها می‌شود.

این که میان گفت‌وگوی آزاد با کودک توام با تعیین محدودیت‌های مناسب و لازمی تعادل ایجاد کنید، کار مشکلی است و در این شرایط، دروغ گفتن برای کودک آسان تر است. والدین باید به کودک نشان بدهند که در صورت گفتن حقیقت از او قدردانی کرده و اعتماد بیش‌تری به وی خواهید کرد. آن‌ها هم‌چنان ممکن است برخورد‌ها را کاهش بدهند، مثلاً در صورتی که حقیقت را بگویند، به جای یک هفته یک روز از استفاده تلفن محروم می‌شوند.

حقایق را بررسی کنید.

اگر والدین به واسطه معلم باخبر می‌شوند که کودک‌شان کارهای خانه‌گی‌اش را انجام نداده است، بهتر است به کودک فرصت بیان حقیقت را بدهند. اگر در ابتدا این کار را نکرد، والدین می‌توانند بگویند که من حالا می‌روم اما ۱۰ دقیقه بعد دوباره آمده و این سوال را می‌پرسم و در صورتی که حقیقت را بگویی هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.

به این ترتیب، اگر کودک به دلیل ترس از عواقب کارش یا این که نمی‌خواهد والدینش را ناامید کند می‌خواهد طفره برود، این چانس را می‌یابد که فکر کند آیا باز هم دروغ بگوید یا حقیقت را بدون مشاجره. دکتر بردی خاطر نشان می‌سازد که این تکنیک برای کودکی که به طور مزمن دروغ می‌گوید، نیست.

از روش پیش‌گفتار استفاده کنید.

والدین هم‌چنان می‌توانند کودک را آماده بیان حقیقت کنند و با یادآوری این‌که از او تقاضای بی‌نقص بودن را ندارند. آن‌ها می‌توانند بگویند که، می‌خواهم از تو سوالی بپرسم و شاید چیزهایی را به من بگویی که واقعاً نمی‌خواهم بشنوم. اما به یاد داشته باش، رفتار تو نمایان‌گر خود واقعی‌ات نیست. دوست دارم بدانی که همه انسان‌ها گاهی اوقات اشتباه می‌کنند. بنا بر این می‌خواهم فکر کرده و یک جواب صادقانه بدهی. فرصت دادن به کودکان برای تامل در این باره ممکن است باعث شود که آن‌ها حقیقت را بگویند.

به کودکان بیش‌فعال (ADHD) فرصت بیش‌تری برای فکر کردن بدهید.

دکتر بردی می‌گوید که کودکان بیش‌فعال اغلب پاسخ‌هایی ارائه می‌دهند که دروغ به نظر می‌رسد، بنا بر این برای پاسخ دادن به مدت زمان بیش‌تری نیاز دارند. پاسخ‌های آنی می‌تواند هم در مکتب و هم در خانه مشکل ایجاد کند، وقتی معلم از کودک می‌پرسد که آیا کارخانه‌گی‌هایت را انجام داده‌ای؟ او قبل از دیدن کتابچه خود جواب مثبت می‌دهد. بهتر است قبل از پاسخ دادن برایش فرصت داده شود تا خودش را در این مورد مطمئن بسازد.

کارهایی که والدین نباید انجام بدهند:

کودک‌تان را به حاشیه نرانید!

قرار دادن کودک در جایی دور از چشم دید، او را بیش‌تر به دروغ‌گویی تشویق می‌کند. اگر والدین حقیقت را می‌دانند، به جای این که از او در مورد آن سوال بپرسند، خوب است که به طور واضح با کودک صحبت کنند. بهتر است به او بگویند که من می‌دانم تو این کار را نکرده‌ای، پس بیا تا در باره این که چرا انجامش ندادی حرف بزنیم.

به کودک‌تان برچسب دروغگو نزنید!

دکتر بردی استدلال می‌کند که دادن لقب دروغ‌گو به کودک کار اشتباه است. و در این حالت کودک بیش‌تر از زمانی آسیب خواهد دید که با او بحث کنید. او با خود می‌اندیشد که مادرم به من اعتماد ندارد، لذا نسبت به خود احساس بدی پیدا کرده و ممکن است الگویی برای دروغ‌گویی بیابد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن