چرا امریکا نمی‌تواند از بار مسوولیت اخلاقی ترک افغانستان شانه خالی کند؟

منبع: د کانورسیشن

نویسنده: میشل بلیک

مترجم: عبدالرحیم احمد پروانی


در این اواخر، بخش عمده‌ای از نیروهای بازمانده‌ امریکا در افغانستان خارج شدند و نیروهای باقی‌مانده نیز تا اخیر آگست ۲۰۲۱ کشور را ترک خواهند کرد. این خروج، به حضور تقریباً ۲۰ ساله‌ نظامی امریکا در افغانستان نقطه پایان می‌گذارد.

حمایت از خروج امریکا از افغانستان به منظور پایان عملیات نظامی در این کشور، از حمایت‌ گسترده امریکایی‌ها، بدون درنظرداشت وابسته‌گی‌های سیاسی‌شان، برخوردار بود. این جنگ هزینه‌های زیاد مالی و انسانی را بر دوش امریکا گذاشته بود و اگر ادامه می‌یافت، به این هزینه‌ها نیز ادامه داده می‌شد.

اما رژیم کنونی در افغانستان ناپایدار است و بعضی از کارشناسان گمان می‌برند که تا یک سال این رژیم از هم می‌پاشد. اگر چنین کاری صورت بگیرد، خلای به وجود آمده‌ سیاسی را طالبان که پیشینه‌ تخلفات‌شان از حقوق بشری، به شمول حقوق زنان و کودکان روشن است، پر خواهند کرد.

ماندن در افغانستان یا ترک آن، هزینه‌ قابل توجه اخلاقی را به دنبال دارد. من، به‌مثابه‌ یک فیلسوف سیاسی که کارم تمرکز روی امور بین‌المللی است، تلاش کرده‌ام تا استدلال‌های اخلاقی را که در چنین مواردی کاربرد دارد، شناسایی کنم.

نخستین و مهم‌ترین پرسش اخلاقی می‌تواند این باشد که آیا اقدام امریکا برای خروج از افغانستان موجه است؟

پرسش دوم می‌تواند این باشد که چگونه خطاهای اخلاقی که احتمالاً در افغانستان به وقوع خواهند پیوست، بر وجدان امریکا اثر خواهد گذاشت؟ آیا رهبران سیاسی امریکا به‌نحوی مسوولیت این خطاهای اخلاقی را باید بپذیرند؟

گسترده‌تر از آن، گاهی ممکن است برای انجام یک کار بهتر، متهم به انجام شکلی از خطاهای اخلاقی شویم؟

قدرت و تراژدی اخلاقی

بسیاری از فیلسوف‌ها این را نپذیرفته‌اند که اگر کسی بهترین گزینه‌ ممکن را انتخاب کند، با آن‌ هم متهم به انجام خطای اخلاقی میشود. امانویل کانت به این نظر بود که این مفکوره که به مردم بگویید چه باید بکنند، اساساً نادرست است.

نظریه اخلاق این را به ما می‌گوید که گاهی هیچ گزینه‌ ممکن وجود ندارد که در آن احتمال خطای اخلاقی وجود نداشته باشد، پس این نظریه گاه می‌تواند مشعر به این باشد که حتا اتخاذ تصمیم کاملاً اخلاقی نیز می‌تواند پیامد‌های نادرست در پی داشته باشد.

چنین نظریه به این معنا است که موقعیتی ممکن است پیش بیاید که ما از انجام اشتباه یا خطایی در آن گریزی نداشته باشیم. اگر ما آن‌قدر بدچانس باشیم که در چنین حالتی قرار بگیریم، به دلیل همین بدچانسی، مسوولیت ارتکاب اشتباه به دوش ما می‌افتد. کانت فکر می‌کرد که چنین «چانس اخلاقی» محتمل است. از نظر کانت، اگر ما بهترین گزینه را انتخاب کنیم، می‌توانیم خود را قانع سازیم که از دست یازیدن به اشتباه اجتناب کرده‌ایم.

سایر فیلسوفان اما بیش‌تر به دوراهی اخلاقی (تراژدی اخلاقی هم گفته می‌شود)، تمایل دارند که به وضعیتی گفته می‌شود که در تمام گزینه‌های موجود احتمال خطا وجود دارد.

مایکل والزر، فیلسوف سیاسی در انستیتوت مطالعات پیش‌رفته در شهر پرینستون ایالت نیوجرسی، استدلال می‌کند که هر کسی بالای دیگران اعمال قدرت می‌کند، خود را می‌تواند در وضعیتی ببیند که بدون آسیب رساندن جدی به دیگران، برای کسانی خیر رسانیده نتواند. براساس استدلال او، این افراد به جای فکر کردن در مورد این‌که خیری که انجام می‌دهند، بیش‌تر از شر است،‌ این را بپذیرند شری که به وجود می‌آید، نیز یک شر واقعی است.

به‌طور مثال، سیاست‌مداری که  به منظور حمایت از کودکان آسیب‌پذیر با یک کالج فاسد کنار می‌آید، به دلیل انجام یک کار نیک، خطای بزرگ‌تری را مرتکب می‌شود. این فرد تمام تلاشش را به خرج می‌دهد، اما با این معامله، روح خود را لکه‌دار می‌‌سازد.

براساس این نظر، سیاست‌مدارانی که برای انجام یک کار خیر، شری را مرتکب می‌شوند، شاید بهترین کار را انجام دهند؛ اما آن‌ها هم باید بدانند که با این کار خطایی را مرتکب شده‌اند و وجدان خود را با ارتکاب آن لکه‌دار کرده‌اند. از دیدِ والزر، برای یک فرد خیلی دشوار است که هم یک سیاست‌مدار خوب باشد و هم یک فرد واقعاً خوب.

افغانستان و مسوولیت اخلاقی

اگر باور والزر در مورد سیاست‌مداران درست باشد، تحلیل او در فهم اخلاق در روابط بین‌المللی و نیز اخلاق خروج از افغانستان نیز می‌تواند کارآیی داشته باشد.

از این منظر، سود خروج قوا از افغانستان شاید آن‌قدر کافی باشد که آن را یک کارکرد درست جلوه دهد؛ اما نقض حقوق که به احتمال زیاد پس از آن اتفاق می‌افتد، کاملاً نادرست بوده و مسوولیت آن سراسر بر دوش ایالات متحده امریکا است. حقوق زنان و دختران افغانستان پس از خروج قوا، به احتمال زیاد  نقض خواهد شد و از آن‌جایی که طالبان بر استقرار مجدد حکومت خود تاکید می‌کنند، مردم افغانستان خشونت‌های چشم‌گیری را تجربه خواهند کرد. این وضعیت سیاست‌مدارانی را که طرف‌دار خروج قوا بوده‌اند و کسانی را که به ایشان رای داده‌اند،‌ باید دچار مشکل کند.

این دیدگاه در عرصه‌ سیاست بین‌المللی توصیه کولین پاول، وزیر دفاع به رییس جمهور وقت امریکا جورج بوش را بازتاب می‌دهد که گفته بود تجاوز به عراق بازتاب پالیسی «قاعده‌ گدام سفال» پس از رسیدن به فروشگاه است. اگر سفالی را شکستاندی، باید پولش را بپردازی. همین! اگر خود را فرمان‌روای دیگران می‌سازی، مسوولیت آنان را بر دوش داری و آن‌چه بر سر آنان می‌آید، باید از دغدغه‌های تو باشد.

دست‌کم دو نکته‌ وجود دارد که از این دیدگاه اخلاقی پیروی می‌کند. نخست این‌که حتا اگر خروج قوا باعث به وجود آمدن بعضی از خطاهای اخلاقی می‌شود، ایالات متحده مسوولیت دارد تا این خطاها را به حداقل برساند.

یکی از این مسوولیت‌ها به‌عنوان مثال می‌تواند مسوولیت اعطای پناهنده‌گی به کسانی باشد که برای ایالات متحده امریکا زنده‌گی خود را به خطر انداخته‌اند؛ مثل ترجمان‌هایی که در پایگاه‌های نظامی امریکا در خاک افغانستان کار کرده‌ و به همین دلیل در تیررس طالبان قرار گرفته‌اند.

دوم و مهم‌تر این‌که از داخل شدن به چنین اوضاع غم‌انگیز اخلاقی در آینده اجتناب ورزد. اگر تحلیل‌های والزر درست باشد، این می‌تواند ممکن باشد که ایالات متحده امریکا از دخالت در وضعیت‌هایی که احتمال خطای اخلاقی در آن وجود دارد، دوری کند. اعمال قدرت به دیگران همیشه خطر «بدچانسی اخلاقی» را به دنبال دارد و ایالات متحده امریکا قدرت استثنایی در جامعه جهانی دارد.

اما دست‌کم می‌توان انتظار داشت که ایالات متحده امریکا، در منازعات بعدی آن‌چه را که فیلسوف بریان اورند عدالت پس از جنگ می‌خواند، در نظر گرفته و در این‌گونه منازعات فقط با شفافیت در مورد این‌که چگونه و چه زمانی آن را به‌خوبی به پایان می‌رساند، عمل کند.

دکمه بازگشت به بالا