چرا این‌بار به پاکستان باور کنیم؟

سفر رییس‌جمهور غنی به بریتانیا، نشان‌دهنده‌ی آن است لندن به بازسازی و امنیت افغانستان تعهد دارد. لندن مثل گذشته حتماً تلاش می‌کند تا میان افغانستان و پاکستان میانجی‌گری کند. وساطت لندن در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ سبب شده بود که پاکستانی‌ها به صراحت حرف‌های خودشان را به جانب افغانستان بگویند. در آن زمان پاکستان خواستار ارتقای سطح روابط اسلام‌آباد و کابل در حد امضای یک توافق‌نامه‌ی همکاری‌های استراتژیک بود. پاکستان در آن زمان می‌خواست که از کابل تعهد امنیتی بگیرد، اما حاضر نبود که در مورد زیربنای حمایت از گروه‌های ضد افغانستان در داخل قلمروش مسوولیت بپذیرد و تعهد به نابودی آن بدهد. به همین دلیل بود که آن مذاکره‌ها ناکام ماند.

این‌بار هم به نظر می‌رسد که لندن به هدف وساطت میان افغانستان و پاکستان از رییس‌جمهور غنی برای دیدار از بریتانیا دعوت کرده است. رییس‌جمهور غنی قرار است به تاریخ شش سرطان از اسلام‌آباد دیدن کند و با عمران‌خان نخست‌‍وزیر، فرمانده عمومی ارتش و رییس‌ سازمان استخبارات مرکزی آی‌اس‌آی نیز ملاقات داشته باشد و با آنان روی روابط دوجانبه، مبارزه با ترور و صلح در افغانستان گفت‌وگو کند. کشورهایی مثل امریکا و بریتانیا معتقد اند که صلح با طالبان در افغانستان زمانی ممکن است که هم‌زمان با تلاش‌های جدی برای حل سیاسی جنگ، کابل و اسلام‌آباد هم گفت‌وگو کنند و به تفاهم برسند. بریتانیا از دیر باز در این باره میانجی‌گری می‌کند و حالا هم به همین منظور رییس‌جمهور غنی را دعوت کرده است.

اما سوال بسیار مهم این است که آیا پاکستان به واقع جدی است؟ برخی به این باور اند که بین عمران‌خان و ارتش و آی‌اس‌آی هم‌نظری وجود دارد. دیگر حکومت منتخب و ارتش پاکستان در دو خط متضاد فکری قرار ندارند. عمران‌خان در سخنرانی‌های عمومی‌اش اشاراتی داشته است مبنی بر این که کمک به جنگ‌های نیابتی و چریکی در کشورهای همسایه، دیگر سود استراتژیک پاکستان را فراهم نمی‌کند. عمران‌خان از آرزوی خودش مبنی بر تقویت اقتصاد پاکستان می‌گوید. تقویت‌بخشی اقتصاد پاکستان زمانی ممکن است که این کشور با هند و افغانستان روابط خوب داشته باشد. پاکستان بدون افغانستان نمی‌تواند به آسیای میانه وصل شود. انرژی آسیای میانه هم صرف از راه افغانستان می‌تواند به پاکستان فرستاده شود. تاجیکستان تولید انبوه برق دارد. سدهای بزرگ در آن کشور ساخته شده است. دوشنبه نیاز دارد که این برق را در شش ماه اول سال خورشیدی صادر کند. پاکستان گزینه‌ی مناسب برای خرید این برق است. اما برق تاجیکستان باید از راه افغانستان به پاکستان برود. پروژه‌های بزرگ اتصال منطقه‌ای را که بانک جهانی آن را تمویل می‌کند یا قرار است بکند، همه باید از راه افغانستان بگذرد. یکی از آن پروژه‌ها کاسا یک‌هزار است. بنا بر این پاکستان اگر به توسعه‌ی اقتصادی و بهبود زنده‌گی مردمش می‌اندیشد، باید با همسایه‌ها از جمله افغانستان روابط حسنه داشته باشد و نوع نگاه خودش را نسبت به همسایه‌ها تغییر دهد.

عده‌ای از دیپلمات‌های کشورهای غربی که برخی از مقام‌های بریتانیایی را نیز در بر می‌گیرد به این باور اند که پاکستان می‌خواهد نوع نگاهش را تغییر دهد، منافع اقتصادی پاکستانی‌ها را در نظر بگیرد و دیگر از جنگ‌های نیابتی عبور کند. حتا سفیر خلیل‌زاد نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا برای پایان جنگ افغانستان هم ابراز امیدواری کرده است که پاکستان به تلاش او برای حل سیاسی جنگ افغانستان کمک کند. شاید دیپلومات‌های کشورهای غربی در اسلام‌آباد از جمله دیپلمات‌های امریکایی و بریتانیایی هم به جمع‌بندی جدید رسیده باشند و احتمال دارد که نشانه‌هایی از تغییر نگاه و پالیسی در نهادهای مختلف آن کشور را احساس کرده باشند. اما در افغانستان تردید جدی در مورد پاکستان وجود دارد. در سال ۲۰۱۵ پس از حمله‌ی تروریستی به مکتب نظامی پشاور، این باور قوت گرفته بود که پاکستان این‌بار تغییر کرده است. در آن زمان حکومت وحدت ملی هم به شدت تلاش کرد تا با پاکستان نزدیک شود. پاکستان حتا در گفت‌وگوهای سه‌جانبه و چهارجانبه هم شرکت کرد، اما در پایان کار هیچ نتیجه‌ای حاصل نشد. در شروع دهه‌ی ۹۰ هم که اتحاد شوروی تازه فروپاشیده بود و پاکستان فرصت یافته بود تا با جمهوری‌های تازه مستقل شده، روابط تجارتی ایجاد کند، ارتش پاکستان نه تنها کمکی به ثبات در افغانستان نکرد بلکه به آتش جنگ‌های تنظیمی هیزم ریخت و بعد به حمایت استراتژیک از طالبان پرداخت. چه تضمینی وجود دارد که پاکستان این‌بار برای رسیدن افغانستان به صلح و ثبات تلاش کند؟ ارتش پاکستان همیشه اقتصاد پاکستان را فدای اهداف خودش کرده است. مردم افغانستان حق دارند شک داشته باشند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن