چه کسانی با ناکامورا ترور شدند؟

حسیب بهش

همراهان تتسو ناکامورا یک ماه پیش گزارشی را از ریاست استخبارات ولایت ننگرهار دریافت کردند که حکایت از احتمال ترور این مددرسان جاپانی داشته است. وی اما برای سپری کردن رخصتی‌ روانه کشورش شد و چند روز بعد دوباره برای تکمیل کارهای ناتمامش به افغانستان برگشت. برای مردی که ترجیح می‌داد «این‌جا» و در راه آبادی بمیرد، تهدیدها اهمیت آن‌چنانی نداشت. بر اساس قراری که ناکامورا با همکارانش گذاشته بود، محافظان وی چند روزی را در خلای یک ماه رخصت می‌گرفتند و به دیدن خانواده‌های‌شان می‌رفتند. ناکامورا بامداد چهارشنبه، سیزدهم قوس، یک‌جا با راننده‌ و چهار محافظش برای ارزیابی پروژه‌ای در حال حرکت به سوی ولسوالی خیوه بود که از سوی افراد ناشناس ترور شد. در حالی‌ که مردم به خدمات ناکامورا چشم دوخته بودند، خانواده‌های همکاران کشته شده وی اما علاوه بر آبادی کشورشان، توقع داشتند که پسران‌شان نفقه روزانه آنان را فراهم و اجاق سرد زمستان‌شان را گرم کنند.

از همکاران نزدیک ناکامورا در ننگرهار، تنها دو محافظ او زنده مانده‌اند. به گفته همکاران این مددرسان جاپانی، مدیریت محافظت عامه ننگرهار حدود یک ماه پیش احتمال حمله بالای ناکامورا را در یک نشست با وی و سایر مسوولان شرکت «خدمات پزشکی صلح جاپان» در میان گذاشته بودند. ناکامورا برای سپری کردن رخصتی‌هایش به جاپان رفت و پس از حدود دو هفته دوباره برای پایان دادن پروژه‌های ناتمامش برگشت. محافظان او می‌گویند که پس از روزها بررسی، نشانه‌هایی از احتمال حمله بر ناکامورا را تشخیص نکردند و اوضاع به گونه عادی پیش می‌رفت. صبح‌گاه روز چهارشنبه قرار شد صفی‌الله [از محافظان او] در دفتر بماند و از آن‌جا پاسبانی کند. ناکامورا با راننده و مسوول محافظت وی و سه محافظش به سمت ولسوالی خیوه حرکت می‌کنند.

همراهان تتسو ناکامورا یک ماه پیش گزارشی را از ریاست استخبارات ولایت ننگرهار دریافت کردند که حکایت از احتمال ترور این مددرسان جاپانی داشته است. وی اما برای سپری کردن رخصتی‌ روانه کشورش شد و چند روز بعد دوباره برای تکمیل کارهای ناتمامش به افغانستان برگشت. برای مردی که ترجیح می‌داد «این‌جا» و در راه آبادی بمیرد، تهدیدها اهمیت آن‌چنانی نداشت. بر اساس قراری که ناکامورا با همکارانش گذاشته بود، محافظان وی چند روزی را در خلای یک ماه رخصت می‌گرفتند و به دیدن خانواده‌های‌شان می‌رفتند. ناکامورا بامداد چهارشنبه، سیزدهم قوس، یک‌جا با راننده‌ و چهار محافظش برای ارزیابی پروژه‌ای در حال حرکت به سوی ولسوالی خیوه بود که از سوی افراد ناشناس ترور شد.

 در حالی که احتمال حمله در شهر کاهش می‌یافت، موتر حامل ناکامورا ناگهان در قلب شهر جلال‌آباد از سوی افراد مسلح هدف قرار گرفت. دو موتر از نوع کرولا و تودی (۲D) منتظر ماندند تا ناکامورا به آن‌جا برسد و سپس بر وی و همکارانش آتش گشودند. چهار محافظ ناکامورا و راننده‌اش همان‌جا جان باختند، اما ناکامورا نیم‌جان باقی‌ ماند. افراد مسلح دوباره بر وی آتش گشودند، با آن هم وی تا رسیدن به شفاخانه زنده مانده بود. ناکامورا سرانجام در هنگام انتقال به شفاخانه بگرام جان باخت. مرگ او واکنش‌های گسترده‌ای را به همراه داشت و ده‌ها نهاد و هزاران شهروند افغان به یاد وی شمع افروختند، اما بیش‌تر مردم هنوز نمی‌دانند که چه کسانی با ناکامورا در این حمله جان باختند.

ایمل مندوزای، مسوول محافظان ناکامورا

ایمل مندوزای ۳۶ سال داشت و حدود پنج سال مسوول محافظان تتسو ناکامورا بود. وی در ولسوالی ده‌سبز کابل متولد شده بود و پنج فرزند داشت؛ دو پسر و سه دختر. فرزندان او میان چهار تا ۱۲ سال سن داشتند و تصاویر دو کودک وی بر سر گور او نیز در روزهای اخیر دست‌به‌دست شد. ایمل از طریق ریاست محافظت عامه وزارت امور داخله به عنوان مسوول محافظت از ناکامورا تعیین شده بود و سال‌ها از او در برابر تهدیدهای امنیتی محافظت کرد.

 آن‌گونه که خانواده او می‌گویند،‌ ایمل ترجیح می‌داد که روزهای رسمی زیر هر شرایطی در کنار ناکامورا بماند و امنیت او را تأمین کند. به گفته برادر ایمل مندوزای، وی همیشه کارهای ناکامورا را تحسین می‌کرد و تلاش می‌کرد لحظه‌ای از کنار او دور نماند. خانواده او اما از بی‌توجهی به تلاش‌های ایمل، شاکی‌اند و می‌گویند که به ‌جز کمک اندکی از سوی مقام‌های ولایتی ننگرهار، هنوز حکومت با آنان همدردی نکرده است.

زین‌الله، راننده «کاکا مراد»

زین‌الله که به عمر ۳۰ ساله‌گی در حمله بر تتسو ناکامورا جان باخت، پدرش را در آوان کودکی از دست داده بود. او یک‌جا با سه برادرش مشقت‌های زنده‌گی را در دوران کودکی سپری کرد و به محض رسیدن به سن ۱۸ ساله‌گی، به عنوان راننده تتسو ناکامورا تعیین شد و ۱۲ سال در کنار این مددرسان جاپانی ماند. وی در لغمان متولد شده بود، ۶ فرزند داشت و اکنون کودکان او با برادرش زنده‌گی می‌کنند. در بیش‌تر تصاویری که از ناکامورا به جا مانده است، راننده وی نیز حضور داشته است.

 او با آن‌که سواد کافی نداشت، علاوه بر راننده‌گی، برای این مددرسان جاپانی تصویر‌برداری می‌کرد و در کارهای فنی نیز سهم می‌گرفت. زین‌الله در جریان سال‌ها کار با ناکامورا، با او در یاد گرفتن زبان پشتو کمک کرد. از وی سه پسر و سه دختر به ‌جا مانده و کوچک‌ترین کودک وی یک‌ سال سن دارد. آن‌گونه که خانواده وی حکایت می‌کند، خانواده زین‌الله وضعیت اقتصادی «بخور و نمیر» دارد. با آن‌که مقام ولایت ننگرهار روز گذشته با آنان مقداری کمک کرد، اما گویا این کمک در دراز‌مدت نمی‌تواند مشکل کودکان وی را رفع کند.

سیدرحیم

سیدرحیم ۳۰ سال داشت و از دیر زمانی به عنوان محافظ ناکامورا وظیفه اجرا می‌کرد. او در ولسوالی دره‌نور ولایت ننگرهار متولد شده بود و از او ۶ فرزند به ‌جا مانده که کوچک‌ترین آن یک‌ونیم سال دارد. وی ۱۲ سال پیش از طریق ریاست محافظت عامه به عنوان محافظ ناکامورا استخدام شده بود. او جدا از برادرانش زنده‌گی می‌کرد و گاه‌گاهی نیز برای دیدن کودکانش به زادگاه خود می‌رفت. آن‌گونه که می‌گویند، محافظان ناکامورا حدود ۱۳ هزار افغانی معاش می‌گرفتند و رخصتی‌های ماهانه‌شان را نیز به در هم‌آهنگی با یک‌دیگر تنظیم می‌کردند.

عبدالقدوس

عبدالقدوس ۲۷ سال داشت و از محافظان ناکامورا بود. وی در ولسوالی دره‌نور ننگرهار زاده شده بود و بیش از پنج سال در کنار مددرسان جاپانی ماند و از وی محافظت کرد. خانواده عبدالقدوس می‌گویند که پسرشان پیش از این به دهقانی مصروف بود و با تنگ شدن عرصه زنده‌گی، ترجیح داد که به ‌جای دهقانی در ده، به پولیس محافظت عامه بپیوندد. وی روزگاری به کمک آشنایانش به عنوان محافظ ناکامورا تعیین شد و سال‌ها در کنار این مددرسان جاپانی ماند.

از عبدالقدوس یک دختر یک‌ساله مانده است؛ دختری که برای همیشه از مهر پدرش محروم شد. تمامی فشار خانه اکنون به دوش پدر وی افتاده است. عبدالقدوس تنها دو برادر دارد که یکی ۱۲ ساله است و دیگری کوچک‌تر. پدرش می‌گوید که نمی‌تواند مشکلات خانه را به تنهایی رفع کند. او می‌گوید که علاه بر کفن و دفن پسرش، حتا پول آمبولانس را نیز خود پرداخته است.

جمعه‌گل

جمعه‌گل حدود چهار سال به عنوان محافظ ناکامورا کار کرد و در جریان یک ماه، چند روز برای سپری کردن رخصتی‌هایش به کابل می‌آمد. او در ولایت لوگر به ‌دنیا آمده بود و خانواده‌اش اکنون در خانه‌ آشنایانش در شهر کابل زنده‌گی می‌کند. جمعه‌گل ۳۰ سال داشت و از او تنها یک دختر مانده است. آن‌گونه که خانواده او می‌گویند، دختر جمعه‌گل سوراخ قلب دارد و بیش‌تر معاش ماهانه او، صرف تداوی دخترش می‌شد. این محافظ ناکامورا چهار برادر دارد، اما به گفته پدرش، نفقه خانواده جمعه‌گل به دوش پدرش افتاده است. آن‌گونه که حکایت می‌کند، پسرانش کوچک‌اند و توانایی کسب نفقه خانه را ندارند.

 پدر جمعه‌گل می‌گوید که این محافظ ناکامورا هر‌از‌گاهی از مددرسان جاپانی یاد و او را تحسین می‌کرد. می‌گویند که ناکامورا هنگام پایان یافتن کار تلاش می‌کرد برای کارگران انگیزه دهد تا بیش‌تر از حد معینه کار کنند. گل‌نبی، پدر این محافظ ناکامورا می‌گوید که مددرسان جاپانی به محض پایان یافتن کار، به کارگران می‌گفت که تا اکنون برای پول کار کرده‌اند و بهتر است یک ساعت هم که شده، برای سرزمین‌شان کار کنند.

خانواده جمعه‌گل این‌ روزها بی‌سرپرست مانده‌ است و برادران جمعه‌گل نیز نمی‌دانند که چگونه خلای محبت‌های او را برای خانواده‌اش پُر کنند. این تنها درد خانواده جمعه‌گل نیست، بیش‌تر خانواده‌های این قربانیان می‌گویند که نمی‌دانند چگونه از پس نفقه یتیمان‌شان بر خواهند آمد. از آن‌جایی که فصل سرما رسیده است، خانواده‌های قربانیان رویداد حمله بر تتسو ناکامورا منتظر بودند تا پسران‌شان به خانه بیایند و از معاش ماهانه‌شان قیمت چوب زمستان را بپردازند. آنان اکنون حتا نمی‌دانند که زمستان‌شان چگونه سپری خواهد شد.

محافظان و راننده ناکامورا هر‌از‌گاهی در پیش‌برد کارها با این مددرسان جاپانی همکاری می‌کردند. با آن‌که تتسو ناکامورا حدود یک ماه پیش گزارشی را مبنی بر احتمال ترور خود دریافت کرده‌ بود، اما سرانجام یک‌جا با چهار محافظ و راننده‌اش در حمله افراد مسلح در قلب شهر جلال‌آباد ترور شد. با این همه تهدیدها اما محافظان و راننده او سال‌ها در کنارش ماندند و امنیت او را تأمین کردند. اکنون خانواده‌های این قربانیان از حکومت می‌خواهند که علاوه بر تقدیر از کارکرد «کاکا مراد»، به زنده‌گی بازمانده‌گان سایر قربانیان نیز توجه کند.

مرگ این مددرسان جاپانی با واکنش‌ گسترده‌ای در رسانه‌های اجتماعی همراه شده است. او با ایجاد شبکه‌ آب‌رسانی «مروارید» و حفر یک هزار و ۶۰۰ حلقه چاه آب، زمینه سرسبزی بخش‌هایی از ننگرهار را فراهم کرد‌. نیروهای امنیتی روز گذشته دو فرد را به ظن ترور تتسو ناکامورا در ننگرهار بازداشت کردند. با این حال اما هنوز بررسی‌ها برای تشخیص قاتلان ناکامورا و پنج همکارش به ‌نتیجه‌ای منجر نشده است. پیکر بی‌جان ناکامورا چهار روز پیش از کابل به فوکووکای جاپان، زادگاه این مددرسان، انتقال یافت. ناکامورا با سرسبزی ننگرهار، شاید سال‌ها در ذهن افغان‌ها باقی بماند، اما گویا محافظان و راننده وی که دوشادوش وی کار می‌کردند، همین اکنون از یادها رفته‌اند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن