افغانستان در کجای «آن اتاق» قرار داشت؟

فریداحمد امیری

جان بولتن مشاور سابق امنیت ملی در دولت ترمپ، پس از بازنشسته‌گی به نوشتن کتاب پرماجرا و اطلاعاتی و با افشای بازیگران پس پرده کاخ سفید، حکومت ترمپ را توییتری پنداشته و خودش را شاهد رخدادها، تصامیم، واکنش‌ها و اقدامات موفق و ناموفق رهبری دولت امریکا در خصوص جهان پنداشته است.

آقای بولتن با سه رییس جمهور حزب جمهوری‌خواه از دو بوش تا دونالد ترمپ کار کرده و مخالف سرسخت رژیم اسلامی در ایران بوده است. دیدگاه‌های مشترک میان او و ترمپ روی مسایل مختلف از جمله ایران، کره شمالی و سوریه باعث دلگرمی رییس جمهور برای گماشتن بولتن به مشاوریت شورای امنیت آن کشور گردیده است. آقای جان بولتن، ترمپ را تشویق به خروج از توافق‌نامه ۲۰۱۵م دولت اوباما با ایران کرده و طرفدار بم‌افگندن به تاسیسات نظامی بشار اسد در سوریه بود.

جان بولتن در فصل‌های هفتم و سیزدهم کتاب خاطرات به مسایل صلح و جنگ افغانستان پرداخته و روایت‌های عجیب و عمیق نسبت به سرنوشت سیاسی و جنگی افغانستان که در اتاق‌های تصمیم‌گیری کاخ سفید و پنتاگون اتخاذ می‌گردد را به خورد کنش‌گران ذی‌علاقه داده است.

او نقل قول‌های حضار جلسات را به امانت داری در این گوشه‌ی خاطراتش یادآوری کرده که بازیگر اصلی و تصمیم‌گیرنده‌گی در امور صلح و توافق با طالبان را به مایک پمپیو وزیر خارجه ایالات متحده امریکا نسبت داده است. او زلمی خلیل‌زاد را مجری هدایات و نهایی‌سازی توافق‌نامه بیان داشته و سری نگه‌داشتن مسایل میان دو را صریح اظهار کرده است.

در نخستین روزها، زلمی خلیل‌زاد نماینده‌ی امریکا برای پایان طولانی‌ترین جنگ امریکا، از طالبان نقل قول کرده که این گروه علاقه‌مند صلح و مذاکره‌اند و مژده‌ی خلیل‌زاد باعث دل‌گرمی و شکل‌گیری فکر صلح و خروج نیروهای امریکایی از افغانستان شده است.

رییس جمهور امریکا، با بیان این‌که «شنیدم او حقه‌باز است و برای این کار یک آدم حقه‌باز نیاز است»، خلیل‌زاد را مخاطب قرار داده و برای او مسوولیت مذاکره برای ختم جنگ و راه‌یابی برای خروج نظامی از افغانستان را واگذار کرد.

در جلسات متعددی که پیرامون جنگ و صلح افغانستان صورت می‌گرفت، رییس جمهور امریکا با بی‌ثباتی در اندیشه و سخن، گاهی از مصارف ناتو حرف می‌زد، زمانی به خروج از افریقا و سرنوشت اوکراین و ختم داعش در سوریه، با لحن تند و هشدار از زور و قدرت امریکا، جهان را چلنج می‌داده است. بولتن می‌افزاید که بیش‌تر اوقات از این‌که رییس جمهور خارج از اجندا و محور (افغانستان) صحبت می‌کرد، جلسات بی‌نتیجه به پایان می‌رسید.

رییس جمهور امریکا گاهی به شجاعت نیروهای امنیتی افغانستان در امر مبارزه با تروریستان کنایه می‌زد و بیش‌تر اوقات رییس جمهور پیشین افغانستان را با آقای غنی در اشتباه گرفته، وی را به زراندوزی و داشتن قصر‌های مجلل در امارات متحده عربی متهم می‌کرد. ترمپ همواره طرح ویران‌سازی افغانستان را هشدار می‌داد و به خروج کامل از افغانستان پافشاری می‌کرد. پس از اندکی به عواقب بد سیاسی تصمیم خروج نظامیان از این کشور می‌اندیشید، بعد به کاهش نیروها با حضور چند هزار سرباز امریکایی در افغانستان تاکید می‌کرد.

با استنباط از نگاشته‌های بولتن، مایک پمپیو وزیر خارجه امریکا با صلاحیت و اختیارات تام در خصوص مذاکرات امریکا و طالبان، نمی‌خواست بازی‌های پس پرده با این گروه، همه‌گانی و در اختیار سایر مسوولان دولت قرار گیرد.

زلمی خلیل‌زاد که مستقیم تحت اوامر و هدایات پمپیو در امور مذاکرات صلح افغانستان کار می‌کرد، علاقه و اجازه‌ی گزارش‌دهی از چگونه‌گی روند گفت‌وگوها و توافقات را به سایر نهاد‌ها نداشت و زمانی‌که پنتاگون از آقای خلیل‌زاد توضیحاتی خواست، با واکنش آقای پمپیو مواجه شد. ارتباط زلمی خلیل‌زاد به صورت مستقیم با وزیر خارجه بوده و ترمپ در نشستی پیرامون افغانستان گفته که دیری است خلیل‌زاد را ملاقات نکرده است.

جان بولتن مشاور پیشین امنیت ملی امریکا می‌گوید که پس از ملاقاتی با زلمی خلیل‌زاد می‌خواست اسنادی را بخواند که در باره آن‌ها تقریباً توافق وجود داشت، اما خلیل‌زاد از سپردن نسخه‌ای از آن به بولتن ابا ورزید و در اختیار وی قرار نداده است: «من با تشکر از او، اسناد را ناخوانده به او برگرداندم و گفتم که به هیچ اجباری، عجله در این باره را نخواهم پذیرفت و من به زمان نیاز دارم برای این‌که اسناد را مطالعه نمایم.»

زمانی که خلیل‌زاد نسخه‌ای از این توافقات را در اختیار مشاور امنیت ملی امریکا نداده و دستگاه‌های امنیتی و سیاسی امریکا از این توافقات آگاهی مطلق نداشتند، بدون شک که او به آقای غنی رییس جمهور و عبدالله رییس اجرایی دولت پیشین، نیز اعتماد نکرده و مسوده توافق‌نامه را صرف جهت خواندن به این دو رهبر حکومت وحدت ملی بی‌آن‌که کاپی را در اختیارشان قرار بدهد، دوباره برگشتانده است.

به باور نگارنده‌ی کتاب، ترمپ و پمپیو از زلمی خلیل‌زاد یک سند امضا شده می‌خواستند و بس.

بی‌ثباتی و حاشیه‌روی ترمپ در جلسات، عدم تصمیم‌گیری معقول و تیمی و نیز حکومت‌داری توییتری از موارد بحث‌برانگیزی بود که هیچ گاهی منتج به ثبات در تصمیم‌گیری‌ها نگردید.

جان بولتن از آقای ترمپ حکایت می‌کند که در جلسه‌ای، روی مسایل افغانستان، رییس جمهور امریکا علاقه‌مند شد تا قبل از امضای توافق، طالبان را در کمپ دیوید ملاقات کند. او هم‌چنان از آقای رییس جمهور غنی نیز برای دیدار از واشنگتن و بحث روی صلح افغانستان، هم‌زمان با رفتن رهبری طالبان، دعوت نمود. این سخن از سوی خلیل‌زاد با دل‌چسبی حمایت شد، چنان‌که گفت: «آن‌ها بسیار خوشحال می‌شوند تا بیایند.»

تصمیم آقای ترمپ برای دیدار با رهبران طالبان و آقای غنی زمانی برهم خورد که طالبان با انجام حمله‌ی انتحاری در کابل، چند تن را به شمول یک سرباز امریکایی و رومانیایی از بین بردند. این کار طالبان رییس جمهور ترمپ را وادشت تا با تجدید نظر، طالبان را تهدید به نیستی و نابودی کند.

با گذشت مدتی از توقف مذاکرات، خلیل‌زاد با حمایت و هدایت پمپیو فعال شد و سفر‌هایش را به قطر و افغانستان جهت تسهیل پروسه صلح و راه‌یابی به خروج نیروهای نظامی امریکا مساعد کرد.

به اساس حقایق و اتفاقاتی که مشاور سابق امنیت ملی امریکا در مورد افغانستان نگاشته است، ایالات متحده در پی خروج از افغانستان بوده و نگاه رییس جمهور این کشور، به برگشتاندن نیروها از هر جا، به امریکا است.

 آقای ترمپ راه پیروزی و مقصد انتخاباتی‌اش را از جاده خاکی و خاکستری افغانستان می‌گذراند و با طرح و تطبیق خروج نیروها، افکار عمومی را جلب و از آن، امتیاز بیش‌تر به دست می‌آورَد. ایالات متحده امریکا برخلاف سیاست سال‌های ۲۰۰۱م، افغانستان را از محراق به حاشیه کشانیده، علاقه و اعتنای چندانی به حفظ ارزش‌ها، دموکراسی نوپا و نظام سیاسی و اجتماعی افغانستان نداشته و مبارزه جهانی با تروریسم و افراط‌گرایی در منطقه، بهانه و برنامه نافرجام خواهد ماند.

در این شکی نیست که مایک پمپیو و برنامه‌هایش با مدیریت خلیل‌زاد سرنوشت افغانستان را رقم زده و آنان در پی چاره و کسب جواز خروج از طالبان بوده‌اند. به امریکایی‌ها فرقی نمی‌کند که طالبان به توافقات‌شان در درازمدت پابند خواهند ماند و یا نه، نوعیت نظام سیاسی آینده چه باشد و…  نگاه ترمپ نسبت به جنگ افغانستان این بوده که هزینه جنگ، سنگین‌تر از این است که چند ساختمان تجارتی امریکا دوباره مورد حمله و هدف قرار گیرد.

در یک نگاه کلی به وضعیت آشفته‌ی کشور می‌توان گفت، همان طوری که طرح و پالیسی جنگ متعلق به افغانستان نیست، مسأله صلح نیز از صلاحیت و اختیار افغان‌ها فراتر، روی میز خارجی‌ها در چند کاخ قدرت قرار دارد.

کاخ سفید ادعا دارد که در برابر داعش و تروریستان در منطقه باید روسیه و ایران بجنگد، پوتین و چین نیز در پی تماشای شکست و ریخت امریکایی‌ها با حمایت از جریان‌های تندرو برآمده‌اند.

با درک اجندای بیرونی در قبال افغانستان به این نتیجه می‌رسیم که دولت و طالبان با روحیه‌ی ملی‌گرایی و وطن‌دوستی برای صلح پایدار و ختم خشونت، آرامش مردم و جلوگیری از تکرار تاریخ پر آه‌وگداز، فرصت‌ها را زرین دانسته و به جنگ طولانی در کشور راه‌حل موثر و مستمر جست‌وجو کنند.

دکمه بازگشت به بالا