آنچه از موافقت‌نامه‌های صلح کلمبیا، سریلانکا، ایرلند شمالی و تاجیکستان می‌آموزیم

شمس‌الحق حیران

مقدمه

منازعات زمانی که از درون بررسی می‌شود، در مقایسه با مشاهده آن از خارج، بسیار مغلق‌تر است. موافقت‌نامه‌های صلح کلمبیا، سریلانکا، ایرلند شمالی و تاجیکستان نمونه‌های خوبی از تلاش‌های مستمر کشورها برای ختم منازعات مسلحانه و رسیدن به صلح پایدار است. در این نوشته کوتاه، آنچه از مرور مندرجات این موافقت‌نامه‌ها از نقطه نظر محتوا، نکات مثبت و منفی، امکان سنجی موفقیت و ترتیب ماهوی و شکلی آن حاصل شده است، با تمرکز بر مذاکرات صلح افغانستان ارایه می‌شود. در اخیر نوشته، پیشنهاد چند، به منظور بهبود روند مذاکرات افغانستان و عقد یک موافقت‌نامه همه‌جانبه صلح میان جمهوری اسلامی افغانستان و گروه طالبان نیز ذکر خواهد شد.

ادامه جنگ، بهای شکست مذاکرات صلح

موافقت‌نامه‌های صلح کلمبیا، سریلانکا، ایرلند شمالی و تاجیکستان، مثال‌هایی در مورد امکان موفقیت مذاکرات صلح افغانستان، ایجاد انگیزه و تعهد، طرح‌ریزی ایده‌های جدید و زبان مشترک و صلح‌جویانه طرفین برای رسیدن به صلح را ارایه می‌دارد. جریان مذاکرات صلح این کشورها توأم با تشدید جنگ و فشارهای سیاسی و اقتصادی بود و هربار شکست مذاکرات وسعت یافتن درگیری‌ها و ادامه جنگ را در پی داشته است. این موافقت‌نامه‌ها نکات مثبت زیادی دارد. یکی از نکات مثبت آن، محتوای شامل و غنی آن است. مسایل عمده‌ای که در این موافقت‌نامه‌ها، روی آن توافق صورت گرفته، عبارت است از: آجندای محدود و قابل مطالبه، در نظر گرفتن زمان لازم برای انجام مذاکرات و امضای موافقت‌نامه، عدالت انتقالی، اصلاحات فراگیر روستایی، مشارکت سیاسی، اصلاحات در روش و پروسه انتخابات، تعیین ساحات خاص در نتیجه پروسه صلح، خاتمه بخشیدن به جنگ در دو مرحله آتش‌بس دو جانبه موقتی و  قطعی، متارکه دشمنی‌ها و دست برداشتن از جنگ، توافق روی جزئیات ادغام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گروه‌های مخالف و خلع سلاح جنگ‌جویان. این‌ها همه مسایلی است که در مذاکرات صلح افغانستان نیز مطرح خواهد شد.

طبق موافقت‌نامه صلح کلمبیا و سریلانکا، برای تضمین امنیتی و مبارزه مشترک با گروه‌های جنایی، یک کمیسیون مشترک امنیتی تشکیل شد که در آن نماینده‌گان سازمان ملل متحد نیز عضویت داشتند. تشکیل چنین کمیسیونی برای زمینه‌سازی تطبیق تعهدات طرفین، ارزش ویژه‌ای دارد. در بعضی از این موافقت‌نامه‌ها مثل موافقت‌نامه صلح کلمبیا، برای رسیده‌گی به پرونده‌های اعضای گروه‌های مخالف، واحد خاص قضایی به‌نام (محکمه صلح) تشکیل شد که این خود اقدام در خور ستایش برای تامین عدالت انتقالی شمرده می‌شود.

موافقت‌نامه‌های صلح کلمبیا، سریلانکا، ایرلند شمالی و تاجیکستان بعضی از نکات ضعف نیز داشت که باید در موافقت‌نامه صلح افغانستان از بروز آن جلوگیری شود. مثلاً، در موافقت‌نامه صلح کلمبیا دو نکته را می‌توان به عنوان نکات عمده ضعف، بررسی کرد: انجام گفت‌وگو بدون آتش‌بس و ملاقات طرفین تنها در خارج از کشور. این نکات باعث شد که افراد زیادی حتا در جریان مذاکرات صلح کشته شوند و گفت‌وگوها بر اثر تداوم کشتارها، اختطاف‌ها و اختلافات در مورد جزئیات آتش‌بس شکست بخورد. درس‌هایی که می‌توان از این موافقت‌نامه‌ها آموخت، تطبیق آن بسته‌گی به  شرایط گفت‌وگوی دوجانبه میان جمهوری اسلامی افغانستان و گروه طالبان، علل جنگ افغانستان و بافت سیاسی و اجتماعی جامعه ما دارد.

هدف موافقت‌نامه و بحث حکومت موقت

به استثنای موافقت‌نامه سریلانکا که هدف آن برقراری آتش‌بس بود، در موافقت‌نامه‌های صلح کلمبیا، ایرلند شمالی و تاجیکستان، هدف طرفین ختم منازعه بود. در هیچ یکی از این موافقت‌نامه‌ها بحث ایجاد حکومت موقت مطرح نشد و طرفین با قبول نوع نظام حاکم کشور مربوطه، فقط روی جزئیات مشارکت سیاسی، توزیع قدرت و خاتمه بخشیدن به درگیری‌ها موافقه کردند.

اصول بنیادین مذاکرات صلح

در حالی که در مذاکرات صلح افغانستان چالش عمده این روند، عدم حاصل شدن توافق روی اصول کاری نشست‌ها، کارشیوه و آجندای مذاکرات صلح بوده است. بعد از یک مطالعه عمیق می‌بینیم که در مذاکرات صلح کلمبیا، ایرلند شمالی، تاجیکستان و سریلانکا بحث تعیین کارشیوه و اصول کاری نشست‌ها آن قدر قابل بحث و دلیل کندی این روند نبود. اما مانند افغانستان توافق روی آجندا در مذاکرات این کشورها نیز یکی از اولین و در واقع بنیادی‌ترین اصل برای آغاز مذاکرات صلح محسوب می‌شد که نسبت به سایر مسایل توافق روی آن نسبتا زمان‌گیر و پرچالش بوده است. در مذاکرات چهار کشور فوق، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از چهار اصل ذیل تبعیت شده است:

  1. شروع مذاکرات با یک دوره تماس‌های محرمانه برای توافق بر سر آجندا؛
  2. برگزاری گفت‌وگوها در خارج از کشور و دور از نظارت رسانه‌ها و دید عامه؛
  3. تضمین حضور نماینده‌گان نظامیان در میز مذاکرات؛
  4. تضمین حمایت منطقه‌ای و جهانی. چنین تضمینی در موافقت‌نامه صلح تاجیکستان از سوی روسیه، در موافقت‌نامه‌ صلح کلمبیا از سوی دو کشور همسایه آن ونزوئلا و اکوادور و در موافقت‌نامه صلح سریلانکا از سوی ناروی بر عهده گرفته شد.

با بررسی چهار اصل فوق، در می‌یابیم که در مذاکرات صلح میان جمهوری اسلامی افغانستان و گروه طالبان تا هنوز با گذشت چندین ماه از آغاز این روند، روی اصل اول (تعیین آجندای مذاکرات صلح) توافق حاصل نشده است و طرفین تا حال تنها مسایل پیشنهادی خویش را برای شامل‌سازی در آجندای مذاکرات با یک‌دیگر شریک ساخته‌اند. ظاهراً طالبان کسب حمایت کشورهای منطقه و سفر به کشورهای پاکستان، ایران و روسیه را بر آغاز مذاکرات با جانب جمهوری اسلامی افغانستان اولویت می‌دهند و در واقع شروع مذاکرات را یک امر پیش پا افتاده حساب می‌کنند. به همین دلیل، مذاکرات صلح افغانستان تا هنوز به صورت جدی آغاز نشده است. در رابطه به اصل چهارم باید گفت که مذاکرات و موافقت‌نامه احتمالی صلح جمهوری اسلامی افغانستان با گروه طالبان، مانند مذاکرات صلح کشورهای دیگر، نیازمند حمایت منطقه‌ای و بین‌المللی است که در این اواخر کشورهای مختلف به شمول امریکا و روسیه حمایت خویش را از این روند اعلام کرده‌اند و انتظار می‌رود با آغاز مذاکرات صلح افغانستان، حمایت منطقه‌ای و جهانی آن نیز افزایش یابد.

ترتیب محتوا و راهکارهای اعتمادسازی

در موافقت‌نامه‌های ایرلند شمالی و کلمبیا، شش مسأله یکی پس از دیگری مطرح و روی آن بحث صورت گرفت. با این تفاهم که «هیچ توافقی نخواهد شد، مگر آن‌که بر سر همه موارد توافق صورت گیرد». این موضوع تأکید داشت که توافق بر سر جزئیات، به معنای توافق کلی نیست. این اصل در عمل به این مفهوم بود که هم‌زمان با پیش‌رفت گفت‌وگوها، طرفین بیش‌تر به منفعت عدم تعرض و عدم بسیج نیروها پی‌ببرند.

هم‌چنان، در موافقت‌نامه‌های چهار کشور فوق، راهکارهای اعتمادسازی، مانند آتش‌بس غیررسمی، تطبیق برنامه‌های ماین پاکی، رهایی اسیران خردسال، جست‌وجوی کشته‌شده‌گان و ناپدیدشده‌ها و رهایی زندانیان پیش‌بینی شده است. اگر این راهکارهای اعتمادسازی را در مذاکرات صلح جمهوری اسلامی افغانستان با گروه طالبان مطالعه کنیم، می‌بینیم که تا هنوز روی هیچ یکی از راهکارهای فوق یا راهکارهای مشابه توافق نشده است. البته رهایی پنج هزار زندانی گروه طالبان از جانب حکومت افغانستان بخشی از مفاد موافقت‌نامه دوحه بین ایالات متحده امریکا و گروه طالبان بود که نمی‌توان آن را به عنوان پیش‌رفت در مذاکرات صلح بین‌الافغانی تلقی کرد.

نقش جامعه مدنی

در موافقت‌نامه‌های صلح کلمبیا و سریلانکا، نقش شبکه‌های زنان و جامعه مدنی تعریف و به میان آمدن مقیاس‌های پیش‌بینی شد که براساس آن برنامه‌ها به شکل پروسه‌های تعلیمی، دموکراسی، رهبری اجتماعی و سیاسی برای گروه‌ها و سازمان‌های اجتماعی علاوه خواهد شد. هم‌چنان، در موافقت‌نامه‌های این دو کشور، در پهلوی مقیاس‌های دیگر، روی توسعه حضور و موقف رهبری زنان در پروسه دموکراتیک سیاسی و اجتماعی تأکید شده است. با توجه به الگوی کلمبیا و سریلانکا، موافقت‌نامه صلح افغانستان نیز باید نقش جامعه مدنی و فعالان حقوق بشر را در تکوین آینده سیاسی کشور بازتعریف کند؛ چون آن‌ها برای حاکمیت قانون، دفاع از حقوق بشر، حمایت از مباحث عمومی در حمایت از صلح و نیز میانجی‌گری و کاهش سطح منازعه در جامعه تلاش کرده‌اند. شبکه‌های زنان، نماینده‌گان رسانه‌ها و نهادهای اکادمیک برای ایجاد زمینه گفت‌وگو و زنده نگه‌داشتن حمایت از صلح کمک کردند و بسیاری از آنان در این راستا قربانی و یا شدیداً متضرر شدند. از این بابت، اگر مانند دو کشور فوق، نقش آن‌ها به رسمیت شناخته شود، بدون شک انعقاد موافقت‌نامه صلح نسبتاً موفق و پایدار تضمین خواهد شد.

نکته حایز اهمیت دیگر در موافقت‌نامه‌های صلح کلمبیا، سریلانکا، ایرلند شمالی و تاجیکستان این است که در این موافقت‌نامه‌ها تلاش مشترک برای رفع چالش مواد مخدر، یافتن راه حل برای تجارت غیرقانونی، خرید و فروش اسلحه، مبارزه با گروه‌های جنایی، ایجاد معیشت بدیل، زمینه‌سازی برای انکشاف متوازن و برنامه‌های جبران خسارات جنگ درج شده است. برای موفقیت روند صلح افغانستان، ارایه توضیحات در مورد چالش‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی فوق نیز امر گریزناپذیر است. جمهوری اسلامی افغانستان و گروه طالبان باید معضله مواد مخدر، بازارهای سیاه فروش اسلحه و از بین بردن فعالیت‌های گروه‌های مافیایی و جنایی را به کلی حل و فصل کنند و سکوت موافقت‌نامه صلح در مورد این مسایل مهم، احتمال شکست هرگونه توافق حاصل شده را افزایش خواهد داد. یک سلسله مسایل، مانند ایجاد فرصت‌های معیشت بدیل، انکشاف متوازن و جبران خسارات جنگی برای افراد آسیب‌دیده را تا جایی می‌توان با انکشاف مکانیسم‌ها و طرح برنامه‌های ابتکاری و اشتغال‌زایی درازمدت و حمایت جامعه جهانی حل کرد، اما اغماض از معضل اسلحه غیرقانونی، مواد مخدر و گروه‌های جنایی به هیچ صورت قابل توجیه نخواهد بود.

قربانیان جنگ

مسأله تامین حقوق قربانیان جنگ نیز بحث مهم موافقت‌نامه‌های صلح کلمبیا، ایرلند شمالی و تاجیکستان است. در این مورد، در متن موافقت‌نامه‌های یادشده سیستم‌ها و مکانیسم‌های فراگیر و موثر پیش‌بینی شده و تأیید و حل مشکلات قربانیان جنگ، منحیث قسمت لازمی هر توافق‌نامه صلح فوق‌الذکر خوانده شده است. از جمله می‌توان تشکیل (کمیسیون حقیقت‌یابی، هم‌زیستی و عدم بازگشت به جنگ) در فصل ششم موافقت‌نامه صلح کلمبیا، تشکیل (کمیسیون مشترک مصالحه و قربانیان خشونت) در فصل ششم موافقت‌نامه صلح ایرلند شمالی و ایجاد (مجمع خاص برای برنامه‌ کمک‌های مالی به مهاجرین، بی‌جاشده‌گان و معلولان) در اولین سند موافقت‌نامه صلح تاجیکستان را نام برد.

آیا درگیری‌ها پایان یافت؟

سوالی مهمی که به ذهن خواننده بروز می‌کند، این است که آیا انعقاد موافقت‌نامه‌های چهارگانه فوق به معنای واقعی آن به جنگ و خشونت‌ها در این کشورها نقطه پایان گذاشت یا خیر؟

در پاسخ به این سوال باید گفت: توافق‌نامه نهایی صلح کلمبیا به جنگ و درگیری‌هایی که پنج دهه باعث تخریب زیربناهای متعدد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این کشور شده بود، پایان داد. توافق‌نامه صلح ایرلند شمالی نیز نه تنها آرامش کلی را به این منطقه بازگرداند، بلکه منجر به تشکیل یک دولت ائتلافی بین دشمنان سیاسی – مذهبی دیرینه در این بخش از جزیره ایرلند شد که تا یک‌ سال پیش از آن، تصورش هم دشوار بود. این مسأله در رابطه به تاجیکستان نیز صدق می‌کند؛ اما در سریلانکا، اگرچه طبق موافقت‌نامه، در سال ۲۰۰۲ میلادی بین حکومت سریلانکا و گروه ببرهای تامیل، آتش‌بس برقرار شد، ولی در سال ۲۰۰۶ میلادی ارتش سریلانکا به حملات گسترده علیه مواضع تامیل‌ها دست زد. ارتش سریلانکا بعداً توانست به تدریج بخش‌های عمده‌ای از مناطق تحت تسلط آن‌ها را در اختیار بگیرد. در پی این درگیری‌ها، چهار سال بعد گروه ببرهای تامیل به شکست کامل مواجه شد. پس گفته می‌توانیم که موافقت‌نامه آتش‌بس سریلانکا، به جای این‌که منحیث وسیله رسیدن به صلح از آن استفاده شود، بیش‌تر حیثیت یک خدعه یا ترفند از جانب حکومت سریلانکا را داشت.

نتیجه‌گیری؛ آنچه برای مذاکرات صلح افغانستان آموختیم

موافقت‌نامه‌های صلح کلمبیا، سریلانکا، ایرلند شمالی و تاجیکستان به ما می‌آموزاند که نیاز است برای تامین صلح، اجماع درونی و اراده‌ سیاسی شکل بگیرد. به این معنا که هر دو طرف منازعه باید انعطاف‌پذیر باشند. صلح یک بازی برد برد است؛ یعنی این‌که هر دو طرف باید چیزهایی را از دست بدهند تا به صلح برسند. برعلاوه این، هرچه زودتر، روی یک آجندای مشخص توافق شود. این مسأله اغلب در مذاکرات صلح افغانستان جنجال برانگیز شده است و تداوم اختلافات روی آجندا باعث کندی این روند و تشدید درگیری‌ها می‌گردد. نکته‌ دیگری که حایز اهمیت است، متن توافق‌نامه است. به عنوان مثال، نسخه اول موافقت‌نامه صلح میان گروه فارک و حکومت کلمبیا چیزی حدود ۳۵۰ صفحه بود که قرار گفته‌ها در نهایت حجم آن کم‌تر شد. اما این خود به جزئیاتی که هر دو طرف به آن پرداخته‌اند، اشاره می‌کند. باید جانب جمهوری اسلامی افغانستان نیز در مذاکرات صلح با گروه طالبان، به اندک‌ترین موضوع مورد توجه دو طرف بپردازد و بالای آن توافق صورت گیرد. برای موفقیت در مذاکرات، جمهوری اسلامی افغانستان و گروه طالبان باید یک‌دیگر را به عنوان شریک مناسب در راستای راه حل ختم جنگ به رسمیت بشناسند. تعهد واضح برای پایان دادن به درگیری به تیم‌های مذاکره‌کننده در کلمبیا کمک کرد تا در شرایط دشوار کار را ادامه دهند.

در پی انعقاد موافقت‌نامه صلح (صلح‌سازی)، افغانستان وارد مرحله اعمار صلح می‌شود و در این مرحله جامعه افغانی نیازمند اصلاحات جامع و فراگیر است. این اصلاحات باید در سراسر کشور انجام شود. مخصوصاً، اصلاحات روستایی باعث تغییرات مثبت در وضعیت عمومی زنده‌گی مردم می‌شود، حضور دولت را در آن مناطق تقویت می‌بخشد، متضمن بازسازی زیربناها و رفاه اقتصادی مردم در روستاها می‌شود و مردم را از محصولات غیرقانونی و فعالیت‌های اقتصادی نامشروع دور نگه می‌دارد. عملی ساختن این روند به سطح ملی باید بیش‌تر در ساحاتی که مردم آن از جنگ آسیب دیده‌اند، متمرکز شود. برنامه‌هایی چون تطبیق برنامه‌ها و استراتژی چارچوب صلح و انکشاف ملی افغانستان (ANPDF) که هدف آن از میان بردن و کاهش فقر تا حداقل ۵۰ درصد است، باید در سطح ملی عملی شود. این برنامه‌ها باید بیش‌تر روی بازسازی زیربناها، مانند اعمار سرک، تامین برق و فراهم‌سازی خدمات انترنتی تأکید داشته باشد و تمامی ولایات افغانستان را به پروژه فایبر نوری وصل کند. در جریان این اصلاحات، سیستم آبیاری نیز برای مردم مناطق جنگ‌زده کشور فراهم شود. در کنار آن، به منظور پیش‌رفت اجتماعی و علمی، برنامه‌های آموزش صلح، برنامه‌هایی برای انکشاف سکتورهای صحت عامه، معارف، تهیه مسکن و زراعت باید در نظر گرفته شود. هم‌چنان، به منظور توسعه اقتصاد مردم روستایی، برنامه‌های باید تطبیق شود که طی آن، برای محصولات دهقانان و صنعت‌کاران، بازار فروش فراهم گردد. در قدم بعدی باید با در نظرداشت فرصت‌های سرمایه‌گذاری و فعال‌سازی پارک‌های صنعتی یک برنامه جامع به منظور استفاده از زمین‌های قبل زرع و غیرقابل زرع طرح شود که طی آن برای افرادی که در نتیجه موافقت‌نامه صلح از جنگ دست بر می‌دارند و به زنده‌گی عادی خود بر می‌گردند، زمین به صورت منصفانه جهت ایجاد فرصت‌های معیشت بدیل توزیع شود. برنامه خلع سلاح باید طوری عملی گردد که در نخست مقدار مواد منفجره، اسلحه و مهماتی که در نزد گروه طالبان موجود است، تثبیت گردد و بعداً این مقدار اسلحه و مهمات در حضور هیأت سازمان ملل متحد، به حکومت افغانستان تسلیم داده شود، تا اطمینان حاصل گردد که گروه طالبان، دیگر یک گروه مسلح غیرقانونی نه، بلکه یک جریان سیاسی قانونی است. هم‌چنان، بعضی از تضمین‌ها و امتیازات سیاسی برای گروه طالبان نیز داده شود که می‌تواند شامل سهیم کردن آن‌ها در قدرت سیاسی و آوردن اصلاحات در قانون اساسی طبق توافق دو طرف باشد. یک هیأت جدید به منظور حل مسأله مواد مخدر باید تشکیل شود و این هیأت استفاده و تجارت غیرقانونی مواد مخدر را مورد تحقیق و پژوهش قرار دهد و با کمک دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد  (UNODC)و سایر نهادهای ذی‌ربط بین‌المللی، سیستم ملی برای مبارزه با مواد مخدر را انکشاف دهد. یک کمیته عدلی و حقیقت‌یاب باید تشکیل شود و موضوع تأمین حقوق قربانیان جنگ را با ارایه مکانیسم‌های فراگیر و عملی حل کند. در اخیر باید یک کمیته نظارت از تطبیق موافقت‌نامه صلح افغانستان نیز ساخته شود که در آن نماینده‌گان حکومت افغانستان، گروه طالبان و سازمان ملل متحد طبق طرزالعمل و ترکیب توافق شده، حضور داشته باشند.

منبع‌ها

  1. آموزه‌های پروسه‌های صلح برای افغانستان؛ قرارداد کلمبیا و فارک، مارتینا فن بیلرت، شبکه تحلیل‌گران افغانستان: https://www.afghanistan-analysts.org/dari-pashto/reports/war-and-peace
  2. مروری بر موافقت‌نامه‌های صلح کلمبیا، سریلانکا، ایرلند شمالی و تاجیکستان؛ وزارت دولت در امور صلح، سال چاپ ۱۳۹۹ خورشیدی، کابل، افغانستان.
  3. موافقت‌نامه صلح کلمبیا: https://www.peaceagreements.org/wview/1845/Final%20Agreement%20to%20End%20the%20Armed%20Conflict%20and%20Build%20a%20Stable%20and%20Lasting%20Peace
  4. موافقت‌نامه صلح سریلانکا: https://www.usip.org/sites/default/files/file/resources/collections/peace_agreements/sri_lanka_norwaypr02222002.pdf
  5. موافقت‌نامه صلح ایرلند شمالی: https://peacemaker.un.org/sites/peacemaker.un.org/files/IE%20GB_980410_Northern%20Ireland%20Agreement.pdf
  6. موافقت‌نامه صلح تاجیکستان: https://www.wiltonpark.org.uk/wp-content/uploads/tajikstan-peace-process.pdf
  7. Thomas Rutting, getting to the Steering Wheel: President Ghani’s new set of peace proposals, The Afghanistan Analysts Network, 4th December 2018, see it online: https://www.afghanistan-analysts.org/getting-to-the-steering-wheel-president-ghanis-new-peaceproposals/
  8. United Nations Assistance Mission in Afghanistan, Afghanistan: Protection of Civilians in Armed Conflict (Annual Report 2017), Feb 2018, Kabul, see it online: https://unama.unmissions.org/sites/default/files/afghanistan_protection_of_civilians_annual_report_2017_final_6_march.pdf

دکمه بازگشت به بالا
بستن