واقعیت حمله بادغیس چه بود؟

سیدحسن حسینی

پس از چاشت روز شنبه همین هفته، حمله‌ی مسلحانه‌ای در نزدیکی فرماندهی پولیس شهر قلعه‌ نو مرکز ولایت بادغیس اتفاق افتاد. حمله‌ای که طالبان مسوولیت آن را بر عهده گرفتند، اما یافته‎های ۸صبح نشان می‌دهد که این رویداد، صرف یک اتفاق بود نه یک حمله‌ی سازمان یافته و بر اساس برنامه‌ریزی قبلی. اطلاعات روزنامه‌ی ۸صبح نشان می‌دهد که این رویداد اصلاً حمله‌ی انتحاری نبود و تنها دو تن بدون واسکت انتحاری در آن سهم داشتند. این دو تن از افراد «سرکش و فراری» ملا اسحاق یکی از فرماندهان محلی طالبان بودند، ‌اما حمله‌ی شنبه هفته‌ی گذشته را بر اساس دستور ملا اسحاق و طالبان انجام نداده بودند.

مسوولان دولتی در بادغیس ابتدا حمله را «یورش هشت عامل انتحاری» و سپس «حمله‌ی چهار فرد انتحاری» عنوان کردند. در لحظات نخستین این واقعه، نصرت رحیمی، سخنگوی وزارت داخله در توییتی اعلان کرد که «حمله‌کننده‌گان انتحاری» وارد هتلی در شهر قلعه نو شده‌‌اند.

برای مهار اوضاع و مقابله با مهاجمان، شماری تانک و توپ در نزدیکی هتل در چوک «پسته‌» شهر قلعه نو، آورده شده و آرایش جنگی به خود گرفتند و والی بادغیس فردای آن رویداد به شماری از رسانه‌ها گفت که حمله‌کننده‌گان قصد جانش را داشتند.

در این رویداد پنج نفر به شمول پولیس و غیر نظامیان کشته شدند و ۱۶ تن دیگر به شمول یک زن و یک کودک زخم برداشتند.

حمله پس از شش ساعت پر تنش، خاتمه یافت و در نهایت نیروهای امنیتی و وزارت داخله دفعتاً اعلان کردند که سه مهاجم از پای درآمده و دو مهاجم دیگر زنده بدست پولیس افتاده‌اند.

یک روز پس از حمله، ویدیوی نشر شده‌ی وزارت دفاع از اعتراف دو مهاجم در رسانه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد. مهاجمان در ویدیو می‌گفتند که از طرف ملا اسحاق برای «کشتن همه» دستور گرفته‌ بودند.

حالا با گذشت دو روز از رویداد، ابعاد تازه‌ی این قضیه به روزنامه‌ی ۸صبح پدیدار شده است.

 

روی دیگر سکه

یافته‌های روزنامه‌ی ۸صبح نشان می‌دهند که در این رویداد تنها دو نفر شرکت داشتند: محمدشاه فرزند پسته‌گل، از روستای «تگاب‌اسماعیل» شهر قلعه نو و وکیل‌احمد فرزند سبزعلی، از روستای «مبارک‌ شاه» ولسوالی آب‌کمری ولایت بادغیس.

بر اساس اطلاعاتی که به ۸صبح رسیده، محمدشاه، یکی از این مهاجمان، یک روز پیش از حمله به هتل، در یک درگیری درون‌گروهی، یک تن از افراد طالبان به نام «شاه‌زمان» را زخمی کرده بود. پس از این واقعه، ملا اسحق فرمانده‌ی محلی طالبان محمدشاه را بازداشت کرده و داخل یک چاه زندانی می‌سازد. در همان روز خبرهایی از متهم بودن محمدشاه به تجاوز به یک کودک نیز به گوش این فرمانده طالبان می‌رسد.

محمدشاه از قوم «ممه‌که» و شاه‌زمان از قوم «لاغری» است. سران قوم لاغری از این فرمانده محلی طالبان خواسته بودند که محمدشاه را جهت تسویه حساب به این قوم تحویل دهد و وی راضی به معامله با آنان می‌شود.

محمدشاه پس از اطلاع‌یافتن از این برنامه، روز بعد یعنی دقیقاً روزی که به هتل حمله کرده بود، با هم‌دستی دوستش وکیل‌احمد از چاه خارج شده و با یک عراده موتوسایکل از محل فرار می‌کند. وکیل‌احمد هم از یاران ملااسحق است. هر دو تن تنها یک تفنگ‌چه داشتند. آن‌ها موتورسایکل‌شان را در حومه‌ی «تگاب‌اسماعیل» رها کرده و سپس با استفاده از ملی‌بس تازه تاسیس تگاب‌اسماعیل – قلعه نو، خودشان را به قلعه نو رسانده و در نزدیکی مسجد جامع مرکز شهر از موتر پیاده می‌شوند.

این دو فرد، در نزدیکی مسجد جامع شهر قلعه نو تصمیم داشتند تا موتور سایکل یک رهگذر را از وی بگیرند که در همین اثنا با مداخله‌ی یک سرباز پولیس مواجه می‌شوند. آنان با تفنگچه به این سرباز حمله کرده و سرباز را به قتل رسانده و سپس تفنگش را برداشته و پس از این‌که راه فرار را بر خود بسته می‌بینند، به هتلی در یک‌صد متری فرماندهی پولیس وارد می‌شوند.

در همین اثنا، آمر حوزه‌ی سوم امنیتی پولیس که در هتل بوده، با آنان درگیر شده و جانش را از دست می‌دهد. این دو نفر، تفنگ، نارنجک و پرتله‌ی نظامی وی را برمی‌دارند و به طبقه‌ی بالای هتل می‌روند. در همین درگیری کوتاه شیشه‌های هتل به زمین ریخته و چند مسافر هم از نواحی مختلف بدن زخمی می‌شوند و سپس با تکیه بر توان نیروهای امنیتی، از محل دور می‌شوند.

با وارد شدن این دو نفر به هتل، زنگ خطر برای پولیس به صدا در می‌آید و نیروهای پولیس و ارتش با سلاح‌های سبک و سنگین اطراف هتل را محاصره می‌کنند. چرخ‌بال‌های ارتش هم برای کمک به نیروهای زمینی به پرواز درآمده و درگیری بین نیروهای پولیس و آنان آغاز می‌شود.

 

مذاکره‌ی مقام‌های محلی و ملااسحق

اطلاعات رسیده به ۸صبح نشان می‌دهد که این افراد شش ساعت مقاومت کردند تا این‌که در نهایت، یکی از وابسته‌گان‌شان با کمک نیروهای امنیتی وارد هتل شده و با آنان گفت‌وگو می‌کند. مهاجمان پس از گفت‌وگو با وی، برای تسلیم شدن به نیروهای امنیتی شرط می‌گذارند.

فرمانده این افراد فردی است به اسم ملا اسحق. اسحق حین درگیری با شماری از فرماندهان نیروهای امنیتی به تماس می‌شود و با آن‌ها تفاهم می‌کند که محمدشاه و وکیل‌احمد به نیروهای امنیتی تسلیم شوند. رابط اسحق و فرماندهان نیروهای امنیتی، فردی بوده که با کمک نیروهای امنیت ملی به طبقه‌ی بالای هتل برای گفت‌وگو با این دو نفر به آن‌جا فرستاده می‌شود.

این دو نفر پس از درگیری نفس‌گیر شش ساعتی با نیروهای دولتی، سلاح را بر زمین گذاشته و تسلیم نیروهای ارتش می‌شوند.

بر پایه‌ی اطلاعات رسیده به ۸صبح، نیروهای ارتش آن‌ها را صبح دیروز دوشنبه به هرات انتقال می‌دهند و ملا اسحق مشهور به «اسحق پهلوان» فرمانده این افراد، چند ساعت پس از این رویداد، از طریق میانجی‌ها وارد مذاکره با مقام‌های محلی بادغیس می‌شود.

مقام‌های محلی در مذاکره با اسحق، در بدل رهایی محمدشاه و وکیل‌احمد، آزادی دست‌کم ۲۰ اسیر دولتی را طلب می‌کنند. سخنگوی والی بادغیس نفس وقوع این مذاکره را تایید می‌کند.

نجیب‌الله دادفر، سخنگوی والی بادغیس که قبلاً به روزنامه‌ی ۸صبح گفته بود «هشت عامل انتحاری» به هتل حمله کرده بودند، حالا می‎گوید که این حمله اصلاً تهاجم انتحاری گروهی نبوده و می‌پذیرد که اطلاعات اولی نادرست بوده است. سخنگوی والی بادغیس هم تایید می‌کند که فرماندهی پولیس آن ولایت اطلاعات استخباراتی درباره‌ی حمله‌ی احتمالی طالبان به این فرماندهی داشتند و این حمله‌ی تصادفی را به صورت اشتباهی «تهاجم تروریستی» فرض کردند. آقای دادفر می‌افزاید که همین اکنون این دو نفر به هرات منتقل شده‌اند و تصمیم‌ها برای بررسی بیش‌تر به ارتش بر می‌گردد.

 

شلیک پولیس به پولیس

میزان بالای کشته و زخمیان این درگیری برای مردم علامت سوال باقی گذاشته است.

عبدالله خردمند از فعالان مدنی بادغیس که در نخستین لحظات درگیری نیروهای امنیتی با مهاجمان، خود را به هتل رسانده بود، با تکیه بر مشاهداتش، دلیل افزایش آمار کشته‌‌ها و زخمیان درگیری را در ناهم‌آهنگی و کم‌تجربه‌گی و کم‌بود مهارت جنگی نیروهای امنیتی می‌داند. آقای خردمند به روزنامه‌ی ۸صبح می‌گوید که حداقل سه سرباز نیروهای امنیتی در پی انداخت هم‌قطاران‌شان به سمت هتل، زخمی شده‌اند.

عبدالرازق صدیقی، از دیگر فعالان مدنی بادغیس هم که در محل حضور داشته، مدعی است که رگبار اشتباهی نیروهای امنیتی به سمت هتل، سبب کشته شدن حداقل یک سرباز امنیتی شد. به گفته‌ی آقای صدیقی، بی‌برنامه‌گی و نبود «اتفاق» بین نیروهای مختلف امنیتی سبب شد که دو مهاجم با دست داشتن سلاح‌های اندک، دوام بیش‌تری در مبارزه با نیروهای دولتی داشته باشند. پولیس بادغیس ادعای شلیک اشتباهی پولیس به پولیس را تا اکنون تایید نکرده است.

 شمیل‌احمد مشعل از خبرنگاران محلی می‌گوید که در ختم عملیات، تمام اتاق‌های هتل را جست‌وجو کرده و اثری از اجساد کشته «مهاجمان انتحاری» نیافته است. لازم به ذکر است که با تلاش فراوان نتوانستیم با والی بادغیس، فرمانده‌ی پولیس بادغیس و وزارت دفاع در این زمینه گفت‌وگو داشته باشیم.

 

اطلاعیه‌ی مشکوک طالبان

لحظاتی پس از حمله به هوتل، ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان در رسانه‌های مجازی اعلان کرد که افراد این گروه با حمله به هتلی در بادغیس، سعی در آسیب زدن به پولیس دارند. او با آن‌که آمار دقیق این افراد را اعلان نکرد، اما گفت که حمله‌‌کننده‌گان طالب هستند. در گذشته بارها دیده شده که این چنین حملات بزرگ در کنار تخریب وسیعی که بر جای می‌گذارد، برای گروه طالبان به عنوان بمب تبلیغاتی عمل می‌کند و برای حداقل چند روز نام این گروه سر زبان‌ها می‌افتد.

تجربه نشان داده که در پی حملات بزرگ و مشابه، سخنگویان طالبان با ذکر دقیق افرادشان که حمله را انجام داده‌اند، عکس‌هایی از آنان را با پشت زمینه‌ی سفید نشر می‌کنند و با ذکر هدف‌شان، در ختم حمله، به افراد خودشان تبریکی می‌دهند.

این بار اما ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان که ادعا کرده بود این افراد به امر طالبان حمله کرده‌اند، عکسی نشر نکرد و جزییات بیش‌تری به نشر نرساند.

 

اسحق پهلوان کیست؟

ملا اسحق، مشهور به اسحق پهلوان، از فرماندهان طالبان در بادغیس به شمار می‌رود که دست‌کم هفت سال پیش به این گروه پیوسته است. او در ولسوالی آب‌کمری ولایت بادغیس زنده‌گی می‌کند و بنا به ‌گفته‌ی مقام‌های محلی در قتل‌های زنجیره‌ای و ترورهای سازمان‌دهی شده نقش فعال داشته است.

آن طور که اطلاعات نشان می‌دهد، اسحق پهلوان زمانی به این نام مشهور شد که قبل از پیوستن به دولت، در میدان کشتی‌گیری به پهلوانی می‌رفت. او پس از آن به نیروهای طالبان پیوست که برادرش در پی یک درگیری ذات‌البینی و خصومت شخصی از طرف دشمنانش ترور شده بود.

اسحق پهلوان در پست‌های مهم و کلیدی طالبان تا کنون فعالیت داشته است و بر پایه‌ی اطلاعات، مناطق بین ولسوالی آب کمری و مرکز ولایت بادغیس زیر نفوذ و کنترل وی قرار دارد. او هم‌چنین در منطقه‌ی «بند سبزک» در مرز بین دو ولایت هرات و بادغیس کنترل دارد و هر از گاهی بر پوسته‌های نیروهای دولتی شبیخون می‌زند. اطلاعات تایید نشده نشان می‌دهد که وی ۲۵ سرباز ارتش را در اسارت دارد و از آن‌ها به عنوان ابزار علیه دولت استفاده می‌کند.

با آن‌که بادغیس در غرب کشور از ولایت‌های به شدت ناآرام است اما قلعه نو، مرکز این ولایت تا اکنون تجربه‌ای از یورش طالبان نداشته است. در این اواخر اما چند مورد ترور در قلعه نو اتفاق افتاده است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن