روایت و رسالت روشن‌گری در افغانستان چیست؟

مجتبی سالم

در حال حاضر، فضای روشن‌گری در افغانستان بسیار آشفته و ناامید‌کننده است. روشن‌فکران جدیِ کمی وجود دارند که آثار تأثیرگذار در باب سیاست، دین، فرهنگ یا جامعه افغانستان تولید و تالیف کرده باشند. هم‌چنین آشنایی با تاریخ تحول جریان روشن‌گری در کشورهای دیگر در آثار روشن‌فکران افغانستان محدود است. به طور مثال، ترجمه‌های فارسی دری و پشتو که بتواند به مخاطب افغان سیر تحولات روشن‌گری در غرب و شرق را بشناساند، کمیاب است. متاسفانه بحث میان روشن‌فکران معمولاً محدود به نقل‌قول‌های سطحی در مورد چند اثر کلاسیک از اندیشمندانی مثل مارکس، روسو یا فوکویاما می‌شود. جر و بحث‌های نظری و عمیق میان روشن‌فکران به ندرت در مجلات یا روزنامه‌ها مطرح می‌شود. اساساً، کم‌تر دانشگاه یا نهاد جامعه مدنی در افغانستان مجله یا نشریه تخصصی راه‌اندازی کرده است تا روشن‌فکران افغان در حوزه‌های مربوطه در آن آزادانه به بحث و مجادله بپردازند.

در چنین شرایطی، اخیراً دو اتفاق خوب برای جریان روشن‌فکری در افغانستان افتاده است. اول این‌که رییس جمهور غنی یک سلسله از مباحث را تحت عنوان «گفتمان تاریخ، فرهنگ و هویت ملی با جوانان» به راه انداخته است. یکی از اهداف این گفتمان، این است که روشن‌فکران استدلال‌های‌شان را به صورت مکتوب تهیه و نشر کنند. دوم، اخیراً اولین برنامه «گفتمان» شبکه طلوع نیوز با گردآوری پژوهش‌گران و استادان دانشگاه به معرفی و تعریف روشن‌گری پرداخته است. این‌گونه ابتکارات فرصتی برای اندیشیدن فراهم می‌آورد تا روشن‌فکران به طرح پرسش‌های عمیق و سخت در مورد فرهنگ، دین، عنعنات، اخلاق و سیاست افغانستان بحران‌زده بپردازند. شکل‌گیری یک گفتمان استدلال‌محور به روشن‌فکران، با هر تفکری که دارند، این امکان را می‌دهد تا چشم‌انداز روشنی از پاسخ به این پرسش‌ها به جامعه مدنی و سیاسی ارایه دهند. بنابراین، موضوع این نبشته نقدی بر جریان روشن‌گری حال حاضر افغانستان است و سعی دارد پاسخی به سه سوال مهم ارایه دهد: وظیفه روشن‌فکران چیست؟ منشأ روشن‌گری کجا است؟ مفاهیم کلیدی روشن‌گری افغانی چیست؟

 

چالش روشن‌گری در افغانستان

امروزه، اعتقاد به خردوزری، تحمل نظرات مخالف، بسط جامعه مدنی، حمایت از حقوق زنان و اقلیت‌ها از علایم روشن‌فکری محسوب می‌شوند؛ اما برای سیاسیون و شهروندان افغان، این مفاهیم استوار بر تجربیات و حافظه تاریخی‌شان نیست‌. در واقع جریان روشن‌گری در افغانستان نتوانسته است ارزش‌های مدرنیته را با مصداق‌های روشن برآمده از متن‌های اجتماعی افغانستان بومی و ریشه‌دار بسازد. برعکس، مفاهیم روشن‌گری به صورت روایات کلی و کلیشه‌ای برگفته از نهضت روشن‌گری در اروپا به خورد مخاطب افغان داده شده است. حتا همین مفاهیم غیر‌بومی روشن‌گری هم به موضوعات تک‌بعدی و خارج از متن تاریخی و اجتماعی‌شان توسط روشن‌فکران افغان تقلیل داده شده است. مثلاً، با اشاره به چند متفکر مثل روسو، لاک یا هایدگر مفاهیم پیچیده‌ای هم‌چون مدرنیته و سکولاریسم ساده‌انگارانه در ضدیت با سنت و دین تعریف می‌شوند. به خاطر این‌که ارتباط تاریخی و فرهنگی میان مفاهیم روشن‌گری و جامعه افغانی تثبیت نشده است، مدرنیته همیشه وضعیت متزلزل و قابل عقب‌گرد در افغانستان داشته است. جریان روشن‌گری نیاز مبرم به اندیشیدن در‌باره ظرافت‌ها و جزییات مفاهیم و تبیین مصداقی این مفاهیم در بستر تحولات کنونی و تاریخی جامعه‌ی افغانستان دارد. به همین منظور، روشن‌فکران امروز افغانستان در قدم اول نیاز به تحلیل تاریخی روشن‌گری دارند تا بتوانند مفاهیم نظری مربوط به افغانستان را شناسایی و معرفی کنند. کتاب‌هایی مثل «سیر جنبش روشن‌فکری در افغانستان» آقای یعقوب مشعوف و «روشن‌فکر کیست؟» داکتر عبدالغفور آرزو، منابع مهمی برای فهم تاریخ روشن‌گری هستند، اما تالیفات روشن‌فکران در حوزه نظریه‌پردازی بسیار محدود است.

 

روشن‌گری افغانستان چه باید بکند؟

توجه به مفاهیم روشن‌گری در کشورهای مختلف می‌تواند راهگشای روشن‌فکران در افغانستان باشد. مثلاً، مورخ امریکایی خانم گرترود هیمل فارب، جریان روشن‌گری انگلیس و امریکا را با فرانسه مقایسه کرده است. برخلاف فرانسه که خردورزی به عنوان مفهوم کلیدی مطرح شده، فضیلت مدنی انسان‌ها مفهوم کلیدی برای روشن‌فکران آنگلوساکسونی (انگلیس و امریکا) بوده است. به خصوص در جریان جنگ استقلال امریکا، مفهوم فضیلت مدنی نقش بسیار مرکزی در شکل‌دهی ماهیت حکومت و جامعه جدید امریکایی داشته است. روشن‌فکران امریکایی فضیلت مدنی را به عنوان بنیان تفکر جمهوریت و دموکراسی برای شهروندان تعریف کردند. فضیلت مدنی بیانگر ارزش‌هایی است که شهروندان را قادر می‌سازد تا از منافع زودگذر شخصی فراتر رفته و عشق به نظام و هم‌وطنان‌شان را به عنوان مبنای هویت ملی قبول کنند. این فضیلت ریشه در ذات انسانی دارد و برآمده از حس عاطفه انسان‌ها نسبت به یک‌دیگر است. در دوران معاصر، اما مفهوم فضیلت مدنی در امریکا تحت شعاع مفهوم فرهنگ قرار گرفته است. فرهنگ امریکایی در چشم افغان‌ها و شرقی‌ها به معنای اقتصاد سرمایه‌داری و مصرف‌گرایی، داشتن بروکراسی توانمند و تکنولوژی پیش‌رفته است. بنابراین، هرزمانی که در مورد تمدن امریکا گپ زده می‌شود، بحث در مورد ساختار نظام و اقتصاد بازار مطرح است؛ اما مفهوم فضیلت مدنی و نقشش در توسعه سیاسی امریکا معمولاً ناشناخته باقی می‌ماند. از همین رو، پیروی از فرهنگ امریکایی اما نشناختن مبانی نظری روشن‌گری در آن کشور، نمی‌تواند لزوماً به توسعه سیاسی مشابه در افغانستان منتج شود.

جریان روشن‌گری افغانستان موظف است تا برای بومی‌سازی مفهوم مدرنیته تلاش کند. روشن‌فکران باید به معرفی مفاهیم روشن‌گری که در جوامع دیگر مطرح شده‌اند، بپردازند، اما برای این معرفی باید از بستر تاریخی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان مثال بیاورند. در حقیقت، روشن‌فکران باید حوصله و ‍ظرفیت علمی داشته باشند تا استدلال‌های متناسب با واقعیت‌های عینی را طرح کنند و از کلی‌گویی و سطحی‌اندیشی بپرهیزند. روشن‌فکران باید پرسش‌های اساسی که جامعه را با رکود مواجه کرده‌اند را یادآوری کنند: آیا تساوی و برابری شهروندان را می‌توان با توسل به منابع دینی و تاریخی در افغانستان نهادینه کرد؟ آیا می‌توان بدون وجود اعتقادی ریشه‌دار به برابری انسان‌ها، در ذهن مردم افغانستان به اشاعه دموکراسی در افغانستان پرداخت؟
اگر پاسخ این‌گونه سوال‌ها طوری باشد که مفاهیم روشن‌گری را بومی و خودی برای مخاطب افغان جلوه دهد، می‌توان امید داشت که روشن‌فکران وظیفه خود را برای ترویج روشن‌گری موفقانه انجام داده و دموکراسی را در افغانستان ریشه‌دار کرده‌اند.

 

خانه روشن‌فکران کجا است؟

روشن‌گری بدون تولید اندیشه از طریق نشر مقالات و کتاب‌ها امکان‌پذیر نیست. بنابراین، منشأ روشن‌گری نهاد‌های دانشگاهی و آکادمیک هستند. خوش‌بختانه بنیادهای حقوقی آزادی آکادمیک در افغانستان، حداقل در دانشگاه امریکایی افغانستان، وجود دارد و این سبب توسعه تفکر آزاد می‌شود. رشد روشن‌گری در افغانستان اول وابسته به نظریه‌پردازی در مورد مسایل مهم نظری، مثل فضیلت و خردورزی در حوزه‌های آکادمیک و دانشگاهی است. روشن‌فکران می‌توانند بی‌دغدغه درباره روشن‌گری هم‌فکری پدید آورند و در نوشته‌های‌شان از گپ‌های سطحی و احساسی مثل تضاد غرب با اسلام یا سکولارسم با دین جلوگیری کنند. بعداً، گفتمان‌های نظری و خطوط فکری روشن‌فکران در محیط‌های آکادمیک و تحقیقی به صورت طبیعی به وسیله رسانه‌های عمومی و اجتماعی در بین جامعه مدنی و سیاسی انعکاس می‌یابد و حتا ممکن است به نظر غالب تبدیل شود.

مفاهیم روشن‌گری افغانی چیست؟

«صلح». مفهوم صلح برای جامعه افغانستان تعریف نشده است. صلح به مفهوم نبود جنگ نیست. قتل فرخنده یا سنگسار رخشانه، نشان می‌دهد که خشونت در برابر دیگری یک مفهوم نهادینه شده در روان افغان‌های جنگ‌زده است. برای استقرار صلح، ضروری است که افغان‌ها (در نقش پدر، مادر، همسر معلم، سیاست‌مدار، واعظ دین و غیره) شخصاً باورمند شوند که همه‌ی شهروندان کشور اعم از زن و مرد در مقام انسان‌های آزاد و دارای انتخاب هستند. وظیفه روشن‌فکر این است تا این مفهوم را با مصداق‌های آشنا از تاریخ و فرهنگ افغانستان ترکیب کند و به افغان‌ها ارایه دهد.

«اعتماد، امید و مشارکت». دولت‌سازی و مبارزه با فساد اداری و تقلب انتخاباتی بدون شهروندانی که متعهد باشند، حق یک‌دیگر را به رسمیت شناسند و خود را حافظ سلامت نهاد‌های سیاسی و اجتماعی بدانند، امکان‌پذیر نخواهد بود. روشن‌فکر وظیفه دارد روایت‌هایی جدید که تبارز‌دهنده حس احترام و اعتماد در مقابل دیگری چه هم‌قوم، هم‌وطن یا هم‌مذهب باشد یا نباشد را فراهم کند. مثلاً، می‌توان ارزش‌هایی هم‌چون دوستی و همدردی میان قومیت‌های گوناگون که در طول تاریخ در کنار هم زندهگی کردند را به عنوان تبارز‌دهنده مفهوم صلح تیوریزه کرد. یا می‌توان با تحقیق و برجسته‌سازی ستم‌های قومی و نابرابری‌های طبقاتی در طول تاریخ مشترک افغانستان، زمینه را برای هم‌بستهگی و اعتماد‌سازی فراهم آورد. این‌گونه روایت‌سازی برای ترغیب به مشارکت، امید به پیروزی و رقابت سالم با هم‌وطن می‌تواند در قالب برنامه‌های تفریحی مثل ستاره افغان صورت بگیرد یا در تولید محصولات هنری مثل فلم و سریال تصویر‌سازی شود.

«علم‌گرایی». وجود نهاد‌های آکادمیک کمک بزرگی به رشد اندیشیدن عامه می‌کند. روشن‌فکران باید مراجعه به روش علمی برای حل مشکلات انسان‌ها را در ذهن افغان‌ها تفهیم کنند تا افغان‌ها به این باور برسند که توسعه و سعادت‌مندی فرد و اجتماع تنها وابسته به پژوهش علمی و تولید اندیشه، نه مفاهیم متافیزیکی و آسمانی، می‌باشد.

تعریف مفاهیم روشن‌گری افغانی نیاز به یک گفتمان دوامدار و استدلال‌محور میان روشن‌فکران دارد تا با تحقیقات میدانی و مقایسه‌ای‌شان دریچه‌های امید برای تحول کیفی جامعه را برای مردم بگشایند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن