اگر ترمپ خارج می‌شود، ما چه کنیم؟

فردوس کاوش

بعید نیست که رییس‌جمهور ترمپ همان تصمیمی را که در مورد سوریه گرفت درباره‌ی افغانستان هم بگیرد. ترمپ پیوسته می‌گوید که از جنگ‌های پایان‌ناپذیر خارج می‌شود. او می‌خواهد در انتخابات سال ۲۰۲۰ امریکا به رای‌دهنده‌ی امریکایی بگوید که ایالات متحده را از تمام جنگ‌های پایان‌ناپذیر بیرون کرده است و دیگر منابع کشورش در جاهای دیگر مصرف نمی‌شود. منطق ترمپ در مورد سوریه بسیار ساده است. او می‌گوید که خلافت داعش دیگر وجود ندارد و اگر جنگی بین کردها و ترکیه در گرفته است، ادامه‌ی نبرد ۱۰۰ ساله‌ی کرد و ترک است که ایالات متحده نیاز ندارد به آن ورود کند. ترمپ به قدرت‌های نظم‎‌دهنده در روابط بین‌المللی باور ندارد. او می‌گوید که نمی‌خواهد ایالات متحده را در نقش پولیس جهانی ببیند. ترمپ نقش بازدارنده‌ی ارتش امریکا در برخی از کشورها را مسخره می‌کند. ترمپ در مورد افغانستان هم گفته است که ارتش امریکا در آن‌جا نقش پولیس را ایفا می‌کند. او در یک گردهم‌آیی انتخاباتی دیگر گفته بود که ایالات متحده کسانی را که در افغانستان باید می‌کشت، کشته است و وقت آن فرا رسیده است که نیروهای امریکایی به کشورشان بازگردند.

ترمپ زیاد متوجه پی‌آمدهای هرج‌ومرج در افغانستان هم نیست. او دیگر این استدلال را نمی‌خرد که هرج‌ومرج در افغانستان، سبب تقویت مجدد، شبکه‌سازی این سازمان و در نهایت حمله به ایالات متحده می‌شود. نسخه‌ای که ترمپ برای مقابله با آن وضعیت پیچیده است، حضور استخباراتی است. روشن است که از نظر او، حضور استخباراتی به این معنا نیست که ایالات متحده نیازهای امنیتی افغانستان را برآورده‌اند و به کاهش هرج‌ومرج در این سرزمین کمک کند. این پالیسی ترمپ است و نیروهای سیاسی افغانستان هم ناگزیر اند که با پالیسی تعامل به نحوی تعامل کنند. روشن است که هیات حاکمه‌ی امنیتی امریکا با نظرات ترمپ موافق نیست ولی با وجود آن هم افغانستان ناگزیر است که با ترمپ به نحوی تعامل کند و به توافق برسد. او پیش از انتخابات ایالات متحده در مورد پالیسی این کشور در قبال افغانستان تصمیم‌های جدی خواهد گرفت. حکومت، نیروهای امنیتی و نیروهای سیاسی افغانستان باید برای پاسخ‌گویی به آن وضعیت آماده‌گی بگیرند.

منظور رییس‌جمهور ایالات متحده این است که در طول ۱۸ سال گذشته ایالات متحده نیروها و آدم‌های وابسته به القاعده را کشته است. در این اواخر حمزه‌ بن‌لادن پسر اسامه بن‌لادن که ایالات متحده او را یک تهدید تعریف کرده بود، توسط نیروهای امریکایی در جایی که هنوز فاش نشده است، به قتل رسید. از نظر رییس‌جمهور ایالات متحده اگر القاعده تضعیف شده باشد و گروه طالبان هم تضمین بدهد که دیگر در مناطق زیر سلطه‌اش به جنگ‌جویان و رهبران القاعده پناه نمی‌دهد، نیاز به حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان نیست. ترمپ با میانجی‌گری ایالات متحده مشکل ندارد. اگر طالبان به امریکا تضمین بدهند که با القاعده مبارزه می‌کنند و دست به نکوهش داعیه‌ی بن‌لادن و بقایای سازمان او بزنند، ترمپ دیگر با آنان دشمنی نخواهد کرد. آن زمان ترمپ سیاست ایالات متحده را به گونه‌ای مسیر خواهد داد که واشنگتن بین طالبان و نیروهای سیاسی غیر طالب میانجی‌گری کند و اگر در پایان کار نتیجه هم نداد، اعلام کند که او مذاکره را تسهیل کرد ولی نیروهای سیاسی افغانستان نتوانستند با طالبان کنار بیایند و دیگر به ایالات متحده مربوط نمی‌شود. ترمپ امریکای مدافع ارزش‌های لیبرال، آزادی و دموکراسی را قبول ندارد.

ترمپ زیاد متوجه پی‌آمدهای هرج‌ومرج در افغانستان هم نیست. او دیگر این استدلال را نمی‌خرد که هرج‌ومرج در افغانستان، سبب تقویت مجدد، شبکه‌سازی القاعده و در نهایت حمله به ایالات متحده می‌شود. نسخه‌ای که ترمپ برای مقابله با آن وضعیت پیچیده است، حضور استخباراتی است. روشن است که از نظر او، حضور استخباراتی به این معنا نیست که ایالات متحده نیازهای امنیتی افغانستان را برآورده‌ و به کاهش هرج‌ومرج در این سرزمین کمک کند. این پالیسی ترمپ است و نیروهای سیاسی افغانستان هم ناگزیر اند که با پالیسی تعامل به نحوی تعامل کنند. روشن است که هیات حاکمه‌ی امنیتی امریکا با نظرات ترمپ موافق نیست ولی با وجود آن هم افغانستان ناگزیر است که با ترمپ به نحوی تعامل کند و به توافق برسد. او پیش از انتخابات ایالات متحده در مورد پالیسی این کشور در قبال افغانستان تصمیم‌های جدی خواهد گرفت. حکومت، نیروهای امنیتی و نیروهای سیاسی افغانستان باید برای پاسخ‌گویی به آن وضعیت آماده‌گی بگیرند.

ولی مشکل این است که در حال حاضر نیروهای سیاسی مصروف رویارویی انتخاباتی هستند. در بحث‌های مربوط به حضور نظامی ایالات متحده و روابط امنیتی دو کشور ایجاب می‌کند که در داخل اجماع وجود داشته باشد و همه موضع واحد بگیرند. روابط سیاسی و امنیتی با ناتو و ایالات متحده نمی‌تواند موضوع اختلاف‌های سیاسی قرار گیرد. سوال مهم این است، حال که ترمپ می‌خواهد نیروهای نظامی خود را خارج کند، افغانستان/ نیروهای سیاسی/ حکومت/ نیروهای امنیتی باید به آن چه پاسخی بدهند و چطوری آماده‌گی بگیرند؟ آقای حمدالله محب مشاور امنیت ملی ارگ ریاست جمهوری در ایالات متحده گفت که حکومت افغانستان بر مبنای قرارداد امنیتی و دفاعی کابل و واشنگتن حاضر است با امریکا در مورد خروج نیروهایش از افغانستان گفت‌وگو کند و به توافق برسد. او از ایالات متحده خواست که اگر هدف این کشور صرف خروج نیست و به حل سیاسی جنگ افغانستان می‌اندیشد باید در مذاکره با طالبان به هر نحوی که می‌شود که حکومت افغانستان را هم دور میز گفت‌وگو ببرد. وضع مطلوب برای حکومت افغانستان این است که طالبان، امریکا و کابل به صورت سه‌جانبه در مورد مذاکره کنند؛ ولی طالبان چنین چیزی را نمی‌خواهند.

این وضعیت ایجاب می‌کند که هرچه زودتر گفت‌وگوهای بسیار جدی در داخل افغانستان بین نیروهای سیاسی حوزه‌ی جمهوری و قانون اساسی در مورد تصمیم ترمپ مبنی بر خروج نیروهای امریکایی آغاز شود. افغانستان در این مورد تجربه‌ی تاریخی هم دارد. روس‌ها در سال ۱۹۸۹ نیروهای خودشان را از افغانستان بیرون کردند و حکومت داکتر نجیب به صورت مستقلانه از موجودیتش با استفاده از کمک‌های مالی و نظامی مسکو که پس از خروج هم ادامه یافت، دفاع کرد. آیا در حاضر هم آماده‌گی لازم برای استقبال از آن وضعیت وجود دارد؟ اگر حل سیاسی جنگ به هر دلیلی کلید نخورد و ترمپ به خروج پا فشاری کند، سناریو ۱۹۸۹ به احتمال زیاد تحقق خواهد یافت. در آن صورت چقدر نیروهای امنیتی و دستگاه دولت برای آن شرایط آماده‌گی دارند؟ کدام مناطق باید تخلیه شود، و کدام مناطق باید استحکام امنیتی بیش‌تری بیاید؟ چگونه تداوم کمک‌های مالی و نظامی غرب به افغانستان در صورت خروج نیروهای امریکایی تضمین شود؟ این سوال‌ها ایجاب گفت‌وگوهای جدی را می‌کند. ایجاب می‌کند که صنف سیاسی کابل هرچه زودتر از جنجال انتخابات ریاست جمهوری عبور کند. کمیسیون مستقل انتخابات با استفاده‌ از کارشیوه‌های معقول و پالیسی‌های خودش باید آرای جعلی را از اصلی جدا کند و برنده‌ی واقعی انتخابات را مشخص سازد. آن زمان افغانستان دیگر به جنجال سیاسی نیاز ندارد. هرچه زودتر باید گفت‌وگوها در مورد این سوال آغاز شود که در صورت تصمیم ترمپ مبنی بر خروج «ما» باید چه کنیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن