ارگ در نهایت چه می‌کند؟

گفته‌های اخیر داکتر خلیل‌زاد نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا برای پایان جنگ افغانستان نشان می‌دهد که ایالات متحده هنوز هم باور دارد که گفت‌وگو با طالبان اگر دولت‌محور هم نباشد، ‌اشکالی ندارد. آقای خلیل‌زاد در مصاحبه با تلویزیون طلوع گفت که هرچه زودتر باید یک تیم ملی مذاکره‌کننده با طالبان، پیش از برگزاری جرگه‌ی مشورتی‌ای که اشرف غنی وعده‌ی تشکیل آن را تا آخر ماه حوت داده است، معرفی شود. خلیل‌زاد بسیار به صراحت گفت که باید افغان‌های داخل حکومت و افغان‌های بیرون از آن، با طالبان مذاکره کنند تا گفت‌وگوهای میان‌افغانستانی تحقق یابد. معنای این حرف این است که گفت‌وگوها اگر دولت‌محور هم پیش نرفت، اشکالی ندارد و صرف کافی است که نماینده‌گان حکومت چه به عنوان افراد و چه به عنوان یک گروه، در یک « تیم ملی مذاکره‌کننده» گنجانیده شوند و به دوحه بروند. قرار است در آخر ماه فبروری بار دیگر نماینده‌گان احزاب سیاسی و سیاست‌مداران افغانستان با طالبان در دوحه گفت‌وگو کنند.

سخنان آقای خلیل‌زاد نشان می‌داد که ایالات متحده مایل است تا حکومت افغانستان هم در این نشست نماینده‌گان خودش را ولو به عنوان نماینده‌ی یک گروه به دوحه بفرستد. طالبان همیشه می‌خواستند که در مذاکره برای پایان جنگ گروه‌ها شرکت کنند و هیچ گروهی حکومت نباشد. این را محمداشرف غنی و مقام‌های حکومتی افغانستان نمی‌خواستند. حامد کرزی رییس‌جمهور پیشین زیاد تلاش کرد تا نظر مثبت ارگ را نسبت به نشست مسکو جلب کند، ‌اما چنین نشد. کرزی از اشرف غنی خواسته بود تا اجازه دهد که برخی از مقام‌های حکومتی هم به عنوان شهروندان افغانستان در نشست مسکو شرکت کنند و اگر فیصله‌ای هم صادر می‌شود، ‌به آن جنبه‌ی اجرایی ببخشند، ‌ولی ارگ درخواست کرزی را نپذیرفت.

آقای خلیل‌زاد هشدار می‌دهد که اگر تیم ملی مذاکره‌کننده، ‌هرچه زودتر تشکیل شود، ‌احتمال تکرار نشست مسکو و دور زدن حکومت در نشست دوحه وجود دارد. آقای خلیل‌زاد می‌خواهد بگوید که روسیه و کشورهای دیگر، تلاش می‌کنند که از طریق تسهیل گفت‌وگوی طالبان با گروه‌های سیاسی افغانستان، ‌اعتبار بین‌المللی کسب کنند و اگر تیم مذاکره‌کننده‌ی ملی وجود نداشته باشد، حکومت زیان می‌کند. ولی روشن نیست که آیا ارگ این درخواست را آن طوری که آقای خلیل‌زاد می‌خواهد اجابت می‌کند، یا نه. حکومت پیوسته تلاش می‌کند که طالبان به گفت‌وگو با دولت افغانستان به عنوان دولت راضی شوند نه به عنوان یک گروه.

دشواری دیگر این است که اگر ارگ به گفت‌وگوهای میان‌افغانستانی موافقت کند و برخی از وزیران و بلندپایه‌گان حکومتی را به نشست دوحه بفرستد، می‌تواند فیصله‌های چنین نشستی را عملی کند؟ وقتی دور میز گفت‌وگو‌ها همه گروه‌ها نشسته باشند و هیچ گروهی حکومت نباشد، در آن حالت بسیار طبیعی است که بحث ایجاد یک اداره‌ی سرپرست مطرح می‌شود. طالبان هیچ گاهی نگفته‌اند که یک اداره‌ی سرپرست می‌خواهند، ‌اما روشن است که آنان نه به شرکت در انتخابات راضی می‌شوند، ‌نه به تقسیم قدرت با اشرف غنی و نه با حکومت گفت‌وگو می‌کنند. آنان می‌خواهند با گروه‌های سیاسی و افغان‌های پرنفوذ وارد گفت‌وگو‌های میان‌افغانستانی شوند. گفت‌وگوهای میان‌افغانستانی به معنای آن است که یک حکومت قابل قبول برای همه در افغانستان وجود ندارد و قبل از این که به چنین حکومتی دست یابیم باید از یک مرحله‌ی انتقالی بگذریم.

اگر در نشست‌هایی که به آن گفت‌وگوهای میان‌افغانستانی می‌گویند روی تشکیل یک اداره‌ی سرپرست و غیر جانب‌دار بحث شود، ‌حکومت افغانستان حاضر است آن را بپذیرد یا نه؟ ارگ اعلام کرد که با آقای خلیل‌زاد روی کارشیوه‌ی جدید همکاری توافق شده است، ولی روشن نیست که ریاست جمهوری افغانستان می‌پذیرد که در گفت‌وگوهای میان‌افغانستانی و در حضور نماینده‌ی حکومت روی نقشه‌ی راهی صحبت شود که تشکیل یک اداره‌ی سرپرست بخشی از آن باشد. محمداشرف غنی در سال ۲۰۰۶ به نماینده‌گی از سازمان ملل متحد در روند مصالحه در نیپال نقش مهم ایفا کرد. او را بیش‌تر گروه‌های سیاسی و سیاست‌مداران نیپالی می‌شناسند. محمداشرف غنی در مورد تیوری صلح‌سازی و چگونه‌گی گذار از منازعه به صلح معلومات کافی دارد و در این راستا پژوهش هم کرده است. او به خوبی می‌داند که اگر گروه‌ها دور یک میز بنشینند، حتماً روی اداره‌ی سرپرست صحبت می‌کنند.

آقای خلیل‌زاد هم اصل موضوع تشکیل یک اداره‌ی سرپرست را زیر سوال نبرده است. داکتر خلیل‌زاد هیچ گاهی نمی‌خواهد بگوید که توافق سیاسی‌ای که باید به جنگ افغانستان پایان دهد، چگونه باشد و به چه بیانجامد. او می‌گوید که این مسایل باید در گفت‌وگوهای میان‌افغانستانی و در بین افغان‌ها حل شود. اما به درستی روشن نیست که ارگ در نهایت چه خواهد کرد. آقای خلیل‌زاد قبلاً گفته بود که تیم او روی فورمولی کار می‌کند که موضع طالبان مبنی بر عدم مذاکره با حکومت و موضع ارگ مبنی مذاکره‌ی طالبان با حکومت و اصل دولت‌محور بودن مصالحه را به هم نزدیک کند. این دشوارترین بخش ماموریت آقای خلیل‌زاد است. برای محمداشرف غنی در وضعیتی که به انتخابات پنج ماه باقی است هیچ راه‌حلی غیر از شرکت گروه طالبان در انتخابات خوش‌آیند نیست. گروه طالبان هم به صراحت اعلام کرده است که نمی‌خواهد در انتخابات شرکت کند. شرکت در انتخابات به معنای پذیرش قانون اساسی افغانستان است که طالبان در نشست مسکو آن را رد کردند.

موضع محمداشرف غنی در حال حاضر از سوی حوزه‌ای که نگران دست‌آوردهای ۱۸ سال اخیر نیز پشتی‌بانی می‌شود. آنانی که نگران دست‌آوردهای ۱۸ سال اخیر اند، ‌فکر می‌کنند که اگر طالبان با حکومت به عنوان حکومت گفت‌وگو کنند، چانس حفظ این دست‌آوردها افزایش می‌یابد. تداوم گفت‌وگوهای رهبران سیاسی افغانستان با طالبان و حتا وسیع‌سازی قاعده‌ی سیاسی این گفت‌وگوها هم زیاد کمک‌کننده نیست. صرف حکومت صلاحیت اجرایی دارد و هیچ مرجع دیگر قادر نیست که فیصله‌های یک گفت‌وگوی میان‌افغانستانی را عملی سازد.

Comments are closed.