در روزنامه‌نگاری نباید به عقب برگردیم

گفت‌وگو با شکریه اصیل – گفت‌وگو کننده: شکیبا سعیدی

شکریه اصیل یقین رییس اطلاعات و فرهنگ ولایت بغلان با دشواری های فراوان توانسته است خودش را به عنوان شجاع ترین زن به جهان معرفی کند او در سال ۲۰۱۰ جایزه زن شجاع را از ایالات متحده آمریکا بدست آورد. حضور کم‌رنگ زنان خبرنگار در ولایتش او را وادار ساخت تا به راه‌اندازی دستگاه رادیویی اقدام کند که بیشتر کارمندانش را بانوان تشکیل می‌دهد.

او، اکنون صاحب امتیاز یک موسسه غیر دولتی و یک رسانه‌ی شنیداری در ولایت بغلان، است.

کمی از خودتان برای خواننده‌های ما بگویید.

به نام خدا، و سپاس از شما و درود بر خوانندگان فهیمِ روزنامه هشت صبح

شکریه اصیل یقین هستم دانش آموخته‌ی دانشکده‌ی زبان و ادبیات دانشگاه بلخ، در بخش‌های مختلف و سمت‌های مختلف دولتی و خصوصی وظیفه اجرا کرده ام: مدتی وکیل شورای ولایتی بغلان بودم، زمانی به عنوان استاد دانشگاه، معاون ریاست امور زنان، خبرنگار رادیو کلید و مجله‌ی مرسل، کارگردانی در تلویزیون و مشاور حقوقی در ولایت بغلان کار کرده ام. از هفت سال بدینسو نیز رییس اطلاعات  ولایت بغلان، هستم

در سال ۲۰۱۰ جایزه‌ی زن شجاع را از کشور امریکا به خاطر فعالیت‌های که انجام دادم، به دست آوردم. علاوه بر ریاست اطلاعات و فرهنگ صاحب امتیاز یک موسسه و یک رادیو غیر دولتی به نام رادیو فرحتاست، می‌باشم. بنگاه رادیویی را در سال ۱۳۸۹ تأسیس کرده‌ام که شش کارمند زن و چهار کارمند مرد، در بخش های مختلف برنامه تولید می‌کنند.

چگونه خودتان را در قلمرو خبرنگاری یافتید؟

خب… کار آسانی نیست که یک بانو به کار خبرنگاری بپردازد. زحمت و تلاش فراوان می‌خواهد.

من نیز خود را شجاع‌ می‌دانم که مشکلات را با منطق و استدلال و همراه با جسارت، حل می‌کنم و هرگز به عقب نمی‌نگرم.

خبرنگاری را از کجا و چگونه شروع کردید؟

زمانی‌که مدیر آموزش ریاست امور زنان بودم، برای تلویزیون ملی محلی، دو برنامه (زن و جامعه و برنامه روزنه‌ی به سوی خورشید) می‌ساختم،

و یک برنامه نسبتا مشهور دیگر به نام «آزمون‌گاه» ذهن داشتم که در میان جوانان خیلی علاقمند داشت. ما این برنامه را در سینما برگزار می‌کردیم و مسولیت تولید برنامه بدوش من بود. در آن زمان، نسبت به فعالیت‌های که داشتم همه مرا می‌شناختند. بعدا با مجله‌ی مرسل و رادیو و مجله‌ی کلید کارم را با عنوان همکار رسمی آغاز کردم. در دوره‌ی دانش‌آموزی ام نیز؛ در مکتب همه من را به عنوان ژورنالیست می‌شناختند و اغلب برنامه های مناسبتی که در مکتب ما برگزار می‌گشت را، من اجرا می‌کردم.

حس و حال تان پس از چاپ نخستین گزارش تان چگونه بود، کمی برای ما قصه کنید.

زمانی‌که برای اولین بار نوشته خود را به شکل گزارش خواندم، به خود می‌بالیدم. چندین نوبت آن گزارشم را خواندم. و از درج نامم به عنوان خبرنگار ولایتی درصفحات مجله‌ لذت می‌بردم.

چاپ نخستین نوشته‌ام مرا امیدوار ساخت و خواستم در این راه مصمم گام بردارم تا بهتر کار کنم.

واکنش اطرافیان تان به نخستین کارتان چگونه بود؟

پس از مکث کوتاهی می‌گوید، محیط کار را برایم تنگ می‌کردند و برایم دسیسه می‌ساختند. اکثرا با دخالت‌ها و بدبینی‌ها مواجه بودم. حتا همین حالا هم به خاطر ادعای ناحق دوبار است که به محکمه کشانیده می‌شوم.

قبل از خبرنگاری، به حیث کارگردان تلویزیون ملی محلی وظیفه داشتم. علاوه این‌که  برای چندین برنامه سناریو می‌نوشتم، انانس و اطلاعیه‌ها را نیز تهیه و ترتیب می‌کردم. وقتی کارم مورد تمجید وتحسین قرار می‌گرفت، دیگران چشک دیدنش را نداشتند.

در کشور های دیگر اگر یک فرد فعال جامعه مورد آزار و اذیت قرار دهد، دولت بخاطر کارها و فعالیت های همگانی مفیدش از او، حمایت می‌کند؛ شوربختانه در کشور ما چنین نیست.

مطمینا کار کردن یک زن به عنوان خبرنگار، دشواری‌های خودش را دارد، از سختی‌های که در این مسیر با آن رو برو شدید برای ما بگویید.

فضای کار برای یک زنان خبرنگار در یک ولایت که مردمان زیادی از گوشه و کنار قریه و روستاها، به شهر آمدند و به آیین شهرنشینی بلد نیستند بسیار تنگ و محدود است. اکثر مردم جامعه فکر می‌کنند کار خبرنگاری مخصوص مردان است واگر زنی به این کار گماشته شود شاید بسیار آزاد و کم اخلاق باشد. از این رو، در بعضی موارد با رفتارهای ناشی از سوء نیت افراد برخورد می‌کند. اما آن‌چه را ما تجربه کردیم حتا مردان بی‌شخصیت و فساد پیشه نیز به زنان عفیف و شجاع؛ احترام دارند.

آیا در این مسیر تنها بودید، منظور که مشوق مشخصی دیگری در خانواده و اجتماع داشتید؟

خانواده و دوستانم همیشه مشوق و حامی خوبم بوده اند. من به آن‌ها بسیار افتخار می‌کنم. و بسیار دوست شان می‌دارم.

با وجود دشواری‌ها، چه چیزی شما را به ایستادگی و مقاومت وا می‌داشت؟

نخست، علاقه‌مندی خودم به کار خبرنگاری بود که تا هنوز هم دوست دارم یک نویسنده‌ی خوب باشم.

دوم، سوژه‌های که در اطرافم است وبه انعکاس، نیاز دارد.

سوم، کمبود حضور بانوان خبرنگار در بغلان.

از اولین زنانی بودم که پس از استقرار حکومت موقت در کارهای تلویزیونی ظاهر ‌شدم و گزارش و برنامه ساختم. تقریبا سال‌های ۱۳۸۱ را برای تان قصه می‌کنم.

در خبرنگاری به دنبال چی بودید/استید؟

دوست دارم حقیقت گرا باشم و همیشه در نوشته هایم

در پی حقایق، حوادث و جریاناتی که دور از چشم مردم اند و بر زندگی شان تأثیر دارد، بوده‌ام که باید به اطلاع مردم برسد.

چقدر از اهدافی را که در سر داشتید، واقعا توانستید محقق بسازید؟

بسیاری از مواردی را که خواسته ام، انجام داده ام. جز ادامه‌ی تحصیلاتم تا مقطع ماستری، که هنوز محقق نشده است. وقتی در این مورد تصمیم گرفتم و ثبت نام کردم، اما طفل دار شدم.

و این از اهداف و آرزوهایم است که باید انجام دهم و در بخش خبرنگاری تحصیلات خود را ادامه بدهم.

‌می‌دانیم که هنوزهم دشواری‌های فراوانی پا بر جاست، با این وجود می‌خواستم بپرسم که زنان چه نقشی می‌توانند در این مسیر داشته باشند؟

حضور و فعالیت زنان در تمام عرصه‌ها نمایان‌گر سطح رشد و انکشاف هر کشور جامعه‌ای است. زنان و مردان مثل دو بال یک پرنده هستند؛ که بدون یکی از آنان پرواز ناممکن است. از جانبی زنان دید بسیار دقیق و موشگافانه و ظریفی دارند، در اکثر موارد آنان متوجه زوایای می‌شوند که کمتر مردان در آن مورد فکر می‌کنند. اکثر زنان قبل از انجام خود کار، به منابع و انسان‌های‌ دور و بر خود متوجه می‌بینند و کار شان را بهتر انجام می‌دهند. کار زنان در تمام عرصه‌ها به شمول عرصه‌ی خبرنگاری بسیار مهم و تأثیرگذار است.

کار یک خبرنگار زن با یک خبرنگار مرد چه تفاوتی دارد و در چه مواردی زنان بهتر عمل می‌کنند، مورد مشخصی در این زمینه به یاد دارید؟

تفاوت کار یک مرد خبرنگار با یک زنِ خبرنگار در این است که فضای کار و فعالیت خبرنگاری برای یک مرد بازتر از کار خبرنگاری برای یک زن است. اما آن چه می‌تواند این تفاوت را از میان بردارد، اعتماد به نفس خود بانوان خبرنگار و عشق و علاقه‌ی شان به مسلک خبرنگاری است. بانوان خبرنگار باید حساسیت‌های جامعه را درک کنند و مطابق شرایط  و نیازِ محیط ظاهر شوند. اما این بدین معنی نیست که تسلیم سنت‌های ناپسند و پندارهای غلط و دست و پاگیر، شوند. بلکه با سلاح قلم با همه زشتی‌ها و نابسامانی ها مبارزه کنند و در آوردن یک جامعه‌ی ایده‌آل نقش بارزی را ایفا کنند.

موارد مشخصی که زنان می‌توانند در آن بخش بهتر کار کنند قضایای و مسایل مربوط به زندگی زنان است که، نسبت به مردان دلسوزانه تر و بهتر واقعیت های زندگی زنان را بازتاب می‌دهند.

کارهای نکرده‌ی تان در عرصه‌ی خبرنگاری کدام ها اند؟

می‌خواستم یک رسانه‌ی بسیار موفق در سطح ولایت بغلان داشته باشم، که خیلی خوب بدرخشد. اما شوربختانه نسبت به مصروفیت ها و چالش های دیگر، نتوانستم برنامه و پلان های که در این زمینه داشتم تطبیق کنم. مهم‌ترین کار نکرده‌ام نیز، همین است.

تصویر یک جامعه‌ی ایده‌آل برای کار خبرنگاری به ویژه برای بانوان، از نظر شما چگونه است؟

برای داشتن یک جامعه‌ی ایده‌آل نخست، فراهم آوری زمینه های دست‌رسی مردم به رفاه عمومی است. این امر از همه مهم‌تر، داشتن یک نظام کارا و دولت مقتدر را نیازمند است. جامعه‌ای که مردم آن فقط به کار خود توجه داشته باشند. همه بر اساس شایستگی های فردی خود شان به کاری گماشته شوند. جامعه‌ای که زنان در آن قابل قدر و احترام باشند. جامعه‌ای که زنان خبرنگار با لباس سبک و نه دست و پا گیر، با تمام تجهیزات کار یک خبرنگار (لایت، کمره، مایک، ریکاردر و…) در صحنه ظاهر شوند و تمام افکار شان به کارشان معطوف باشد؛ نه نگاه های گرسنه و حریصانه، نه ترس افتادن چادر و شانه زدن مردان و پسران ولگرد و نه ترس حرف‌های نا شایست و توقعات نامشروع بعضی کارمندان ادارات، این طور جامعه‌ای به نظرم برای کار بانوان خبرنگار ایده‌آل است. من صاحب امتیاز یک رسانه‌ استم و این را درک کردم که یکی از دلایل عدم حضور زنان درکار خبرنگاری در اکثر ولایات کشور همین مشکلاتی است که زنان خبرنگار در حین کار شان با آن روبرو می‌شوند.

آیا این تصویری ذهنی شما روزی به واقعیت می‌پیوندد؟

بلی، امید دارم. اگر نظام جور شود، دولت جور شود و امنیت جور شود در این جای شکی نیست که تصویر ذهنی من هم روزی به واقعیت مبدل خواهد شد.

گاهی اتفاق افتاده که از کار یک خبرنگار موفق دیگر الهام‌ گرفته باشید و یا رفتار و عمل شخص مذکور باعث خلق انگیز در شما شده باشد؟

از کودکی علاقمند شنیدن برنامه‌های رادیویی بودم. در روزهای پنج‌شنبه بخاطر شنیدن برنامه‌ی «جوانه ها» که غوث زلمی و فوزیه میترا، آن‌را اجرا می‌کردند؛ مکتب نمی‌رفتم و سبک خوانش اخبار سهیلا، را دوست داشتم و بسیاری برنامه های رادیو درآن وقت؛ در کار خبرنگاری برایم الهام بخش بود. چنانچه اکنون در مدت بسیار اندکی می‌توانم برنامه های زیادی را طراحی و به اجرا درآورم.

اما هیچ‌گاه از سبک شخص خاصی، پیروی نکردم. همیشه دوست داشتم خودم باشم و راه خود را پیدا بکنم.

تصویر شما از وضعیت فعلی رسانه‌های کشور چگونه است؟

کار اکثر رسانه ها آرمانی و هدفمند نیست. بیشتر رسانه ها برای کسب منفعت فعالیت دارند اما اکثر آن‌ها به رکود و ضعف اقتصادی مواجه اند؛ چون بسیاری از ولایات منبع و چشمه‌ی عایداتی ندارند و اگر هم این منابع وجود داشته باشند، دسترسی همه رسانه ها به آن میسر نیست. یک مکانیسم ثابت مالی، برای عرضه‌ی خدمات و کسب منفعت در رسانه ها وجود ندارد. وزارت اطلاعات و فرهنگ باید در این راستا توجه کند. مطابق نیاز جامعه از رسانه ها برنامه بخواهند و در مقابل آن، آن‌ها را حمایت مالی نمایند. بجای کثرت گرایی در ایجاد رسانه ها به کیفیت رسانه ها توجه کنند.

صدور جواز تا مدتی باید محدود شود و رسانه های موجود که نمی‌توانند به فعالیت های شان ادامه دهند، کار داد و ستد یا خرید و فروش رسانه های موجود از جانب وزارت اطلاعات و فرهنگ و وزارت مخابرات؛ سهل گردد.

دختران زیادی آرزو دارند که روزی چون شما فرد موفقی ظاهر شوند، چه گفتنی‌های به آن‌ها دارید؟

رسیدن به موفقیت کار ناممکن و سختی نیست. اما کار و تلاش خستگی ناپذیر و اعتماد به نفس می‌خواهد بنا هر کسی که بخواهد می‌تواند موفق باشد. 

حضور زنان رسانه‌ها را چگونه می‌بینید، چه راهی برای حضور معنادار و جدی زنان در رسانه‌ها پیشنهاد می‌کنید؟

شوربختانه در بسیاری از موارد حضور زنان در رسانه ها نمایشی است، چون از یک طرف اعتماد به نفس شان ضعیف است و از طرف دیگر بسیای از بانوان که علاقه دارند در رسانه‌ها کار کنند اختیار تصمیم گیری به دست خودشان نیست؛ و یا از جانب فامیل و یا اقارب شان در کار آنان مانع و مشکلاتی، ایجاد می‌شود.

موجودیت زنان مسلکی در رسانه ها کاهش یافته است اما با آن هم در این اواخر حضور زنان در بخش اطلاع رسانی چشمگیر است.

مگر آن‌چه که حضور بانوان را کم رنگ تر می‌سازد امتیاز ناچیزی است که در مقابل کار شان دریافت می‌کنند. گاهی حتا همان امتیاز هم به وقت و زمان برای شان پرداخت نمی‌گردد.

ولی باز هم آفرین بر آن‌ها که حاضر اند کار خبرنگاری و رسانه‌ای را پیش ببرند.

جنسیت در کار حرفه‌یی نزد شما چه مفهومی دارد، منظور سخن از فرصت‌ها، محدویت‌ها و مشکلات است.

خب… در جامعه‌ی مرد سالار تلاش برای اهمیت جایگاه زن از طرف مردان هرگز وجود ندارد. اکثر مردان جامعه تلاش می‌کنند تا مانع پیشرفت زنان شوند. و حتا گاهی اوقات آنان را در فیسبوک و صفحات اجتماعی ترور شخصیت می‌کنند. بسیاری از فرصت های زنان را محدود می‌سازند و مشکلات زیادی را برای شان و کار آنان ایجاد می‌کنند.

غیر از خبرنگاری دیگر چه چیزهای را دوست دارید؟

من بسیار دوست دارم وزیر اطلاعات و فرهنگ و یا والی بغلان شوم. مطمین هستم از عهده‌ی کار این موقعیت های کاری، بسیار خوب می‌توانم برآیم.

همیشه با خود فکر می‌کنم که باید یک فردِ متکی به احکام قانون و اصول باشم.

از نگفته‌های تان برای‌مان قصه کنید.

زمانی‌که دوره‌ی وکالتم در شورای ولایتی بغلان به پایان رسید، می‌خواستم رییس اطلاعات و فرهنگ شوم، رفتم و از وزیر اطلاعات و فرهنگ وقت صحبت گرفتم. موضوع را با او در میان گذاشتم و تمام اسناد خود را با او شریک ساختم.

در نهایت آن‌ها هم پیشنهاد کردند به ریاست جمهوری اما از ریاست جمهوری جواب آمد که با والی ولایت بغلان در این زمینه، هماهنگی صورت بگیرد. مقام ولایت بغلان باید پیشنهاد کند، چون فکر می‌کردند بغلان ولایتی است که شاید هنوز آماده نیست زنان در رأس اداره‌های دولتی قرار گیرند. والی وقت هم نپذیرفت.

بلاخره با تحمل بسیار مشکلات توانستم از طریق رقابت آزاد، به این پست برسم و هفت سال می‌شود که کارم را در این اداره ادامه می‌دهم.

کمی هم از زندگی خصوصی تان بگویید.

شش سال می‌شود، ازدواج کرده ام شوهرم نیز خبرنگار است. زمانی معاون روزنامه‌ی انیس بودند. ثمره‌ی ازدواج مان یک دختر نازنین است. یک زندگی ساده و ابتدایی دارم.

و سخن پایانی!

سپاس از شما و همکاران موفق تان در روزنامه‌ی وزین هشت صبح

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن