کرونا را جدی نگرفته‌ایم

وحید پیمان

کرونا یک واقعیت غیر‌قابل انکار است. ویروس کرونا خطر جدیدی برای ما انسان‌ها است و ناشناخته‌هایش آن را ترسناک‌تر هم می‌کند. کرونا سرماخورده‌گی ساده نیست، کرونا جان افراد زیادی را در کشورهای مختلف گرفته است و هنوز می‌گیرد؛ چون این ویروس بسیار تازه است و هنوز خیلی از ما بلد نیستیم از خود در برابر آن دفاع کنیم.

کرونا یک ویروس است، مانند آنفولانزا و یا هر ویروس دیگر؛ اما تفاوت کرونا با دیگر ویروس‌ها در این است که سرعت شیوع آن گسترده است. طی دو ماه گذشته یک‌صد و پنجاه هزار نفر را همین ویروس در جهان درگیر خود ساخته و نزدیک به شش هزار تن را هم به کام مرگ برده است؛ شش‌ هزار نفری که دو ماه پیش هرگز فکر نمی‌کردند بر اثر یک بیماری ناشناخته، روزی تلف شوند.

بسیاری از کشورها در نخستین روزهای تولد این ایپدیمی تلاش می‌کردند مردم از انتشار این ویروس وحشت‌زده نشوند. این رویکرد در کشورهایی مانند چین و ایران نتیجه‌‌ی کاملاً منفی به همراه داشت. اروپایی‌ها از این‌که مردم از ویروس کرونا نترسند، نگران‌اند. به همین دلیل بود که آنگلا مرکل، صدر‌اعظم آلمان، هشدار داد که ممکن است هفتاد درصد مردم در این کشور به ویروس کرونا مبتلا شوند.

کرونا آن‌قدر با جدیت کشور به کشور را در می‌نوردد که بسیاری‌ها جهان پس از کرونا را با جهان پیش از کرونا جهانی متفاوت پیش‌بینی می‌کنند و این‌که پس از کنترل این ایپدمی، کشورهای مختلف از خوراک و استفاده از گوشت حیوانات شروع تا ایجاد مراکز بیش‌تر صحی و تولید دوا و داروهای دیگر تجدید نظر خواهند کرد.

تبعات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن‌ هم به جای خودش، برای وضاحت در این مورد همین‌قدر کافی است که گفته شود هفته‌ی گذشته بازارهای بورس توکیو و سیدنی به ترتیب با افت بیش از ۵ درصد و ۷.۳ درصدی روبه‌رو شدند و شرکت‌هایی که چندین هفته در بی‌ثباتی بودند، صدها میلیارد دالر زیان کردند.

نگرانی کشورهای مختلف دنیا به این دلیل افزایش یافته است که کرونا ویروسی به شدت «دم‌دستی» است. با پول انتقال پیدا می‌کند، با دست دادن و به آغوش کشیدن انتقال می‌یابد، با دست زدن به فلز و یا چوب آلوده منتقل می‌شود و خلاصه هر نوع تماس با شخص آلوده و یا کالای آلوده و در نهایت پس از تماس دست میکروبی با بینی، چشم و دهان، آن فرد آمار مبتلایان را در جهان افزایش می‌دهد. اما خوبی داستان در این است که ۷۳ هزار نفر تا حالا (شنبه، ۲۴ حوت) دوباره ریکوری شده و به وضعیت سابق‌شان برگشته‌اند.

نرخ مرگ‌و‌میر در کشورهای مختلف فرق می‌کند؛ مثلاً نرخ مرگ‌ومیر بر اثر آلوده‌گی به ویروس کرونا در کوریای جنوبی با  ایران و ایتالیا اصلاً هم‌خوانی ندارد. در ایران از ۱۲,۷۲۹ فرد مبتلا به این ویروس، تا دیروز ۶۱۱ تن جان دادند، اما در کوریای جنوبی از ۸,۰۸۶ فرد مبتلا به کرونا ویروس، ۷۲ تن جان باخته‌اند. این قصه در ایتالیا وحشتناک‌تر است. در این کشور تا دیروز از ۱۷,۶۶۰ فرد مبتلا، ۱,۲۶۶ نفر جان باختند؛ اما در دیگر کشور اروپایی مانند اسپانیا از ۵,۹۴۵ فرد مبتلا ۱۴۰ نفر درگذشته‌اند. با این وصف مشخص می‌شود که نحوه قرنطین و پرستاری از بیمار مبتلا نیز به شدت تأثیرگذار است. اگر این نظریه رد شود، تنها بحثی که باقی می‌ماند، تأثیرات ژنیتیکی بر افراد در کشورهای مختلف است که به نظر می‌رسد صحبت کردن در این مورد برای محققان دشوار و زود است.

 با این قیاس به سراغ افغانستان می‌رویم، جایی ‌که نظام پزشکی سر‌و‌سامان‌یافته‌ای ندارد و با گذشت دست‌کم ۲۰ روز از کشف نخستین مورد ابتلا به این ویروس، تا دیروز شفاخانه‌ای برای قرنطین افراد بیمار حتا در هرات، نخستین محل کشف این اپیدمی، ایجاد نشده بود.

در شهرهای مختلف افغانستان، هنوز باورمندی به «خطرناک» بودن این بیماری وجود ندارد و یا اگر وجود دارد، تنها به کاربران فعال شبکه‌های اجتماعی، روزنامه‌نگاران، اساتید دانشگاه‌ها و افراد نخبه محدود شده است. کسبه‌کاران، تکسی‌داران و در نهایت بسیاری از مردم تا اکنون از منابر چیزی نشنیده‌اند. برخی از مردم باور دارند که مسلمانان به ویروس کرونا آلوده نمی‌شوند؛ نظریه‌ای که هیچ مبنای علمی و منطقی ندارد و کشورهای مسلمان‌نشینی چون عربستان،‌ ایران، قطر، بحرین، کویت و پاکستان را نیز همین ویروس گرفتار کرده است و علاوه بر آن مساجد،‌ کلیساها، معابد و کنیسه‌ها را در کشورهای مختلف جهان مجبور ساخته که با ایجاد تغییر در آداب و رسوم خود، جلو گسترش این ویروس را بگیرند.

علاوه بر آن، برخی از مردم در مورد نوعیت این بیماری هنوز آگاهی ندارند. در مورد قرنطین به خوبی آگاهی‌دهی نشده است. تا اکنون چهار مورد از همه‌ی یازده مورد وقایع مثبت کرونا در افغانستان دست‌کم یک‌ بار فرار کرده‌اند که توسط نیرو‌های امنیتی دوباره به مراکز صحی برگشتانده شده‌اند. مردم هنوز نمی‌دانند قرنطین شدن یا ایزوله یک روش صحی برای تداوی فرد و هم‌چنان مصاب نشدن دیگران است. آن‌ها فکر می‌کنند کسی که به کرونا آلوده می‌شود، به زندان انداخته می‌شود. آن‌ها از واژه قرنطین هم وحشت دارند. دومین بیماری که نتیجه‌اش در هرات مثبت اعلام شده بود، حتا با زور دوستانش از شفاخانه بیرون کشیده شد. پس از ساعت‌ها گفت‌وگو در مورد قرنطین و فواید آن، ‌در نهایت گفت که حاضر است تنها در خانه قرنطین بماند. پدر این بیمار به پزشکان گفته بود که فرزندش در شفاخانه ممکن است کشته شود. در هرات باوری شکل گرفته بود که گویا هر کسی که به این بیماری مبتلا شود، توسط دولت کشته می‌شود. این نشان می‌دهد که دولت افغانستان برای آگاهی‌دهی در مورد کرونا، قرنطین، ایزوله و دوری از اجتماع، مسیر سخت، طولانی و نفس‌گیر را پیش‌رویش دارد. دولت ضمن مبارزه با این باورهای خرافی باید عاملان ترویج چنین افکاری را نیز ردیابی، گرفتار و در نهایت به پنجه قانون بسپارد. وزارت‌های صحت، اطلاعات و فرهنگ، رسانه‌ها و سایر نهادهای مرتبط در مورد آگاهی‌دهی به مردم مسوولیت دارند.

مهم‌ترین نکته این است که  در افغانستان مسأله کرونا به ترس از قرنطین شدن و یا هم باورهای خرافی در مورد کرونا خلاصه نشده است. در موارد متعددی مشاهده شده که اگر فردی به کرونا با چشم خرافاتی هم نگاه نکند، بازهم نکات صحی را اصلاً رعایت نمی‌کند. این روند می‌تواند فاجعه‌بار باشد. ایتالیا با همه‌ی عرض و طولش کامل قرنطین شده است. چین بر این بیماری زمانی فایق آمد که شهر ووهان را قرنطین کرد و اجازه خروج به مردم نداد.  قرنطین ساختن شهرها به اندازه آگاهی‌دهی آسان نیست. فقر و گرسنه‌گی در شهرهای افغانستان ایجاب می‌کند که قبل از رجوع به سمت قرنطین ساختن شهرها، مردم را از خطرات ابتلا به کرونا آگاه سازیم. مردم باید به این باور برسند که کرونا به دین، مذهب،‌ پول‌دار، فقیر، شاه و گدا ارتباطی ندارد. مردم باید اخبار واقعات کرونا را تعقیب کنند. آن‌ها باید از این موضوع با‌خبر شوند که پنج عضو مجلس نماینده‌گان و دو وزیر کابینه کشوری در همین نزدیکی ما به کرونا مبتلا شده‌اند. آن‌ها باید با‌خبر شوند که کرونا جان اعضای مجلس ایران را گرفته و سیاست‌مداران زیادی را زمین‌گیر کرده است. مردم باید بدانند که در سطح وزرا و معینان صحت کشورها گرفتار این ویروس شده‌اند. سرویس‌های خبری رسانه‌ها مکلفیت دارند که این اخبار را به گوش مردم در شهرها و روستاهای افغانستان برسانند.

البته در مواردی در مورد وقایه از این ویروس در رسانه‌های افغانستان و با همکاری نهادهای داخلی و بین‌المللی برنامه‌ها و کلیپ‌های آموزشی منتشر شده است؛ اما به نظر می‌رسد که مردم در مورد خطرات این ویروس به درستی آگاه نشده‌اند.

دیوید روپیک، نویسنده کتابی است به نام «چرا ترس‌های ما همیشه با واقعیات تطابق ندارد». او می‌گوید که دانش ما درباره ویروس کرونا هنوز محدود است و «وقتی که ما خطری را به صورت کامل نمی‌شناسیم، نمی‌دانیم چطور باید از خودمان در برابر آن مراقبت کنیم.» او معتقد است که مردم در دیگر کشورهای دنیا از کرونا بسیار ترسیده‌اند، اما تحلیل او با شرایطی که در کشورهایی مانند افغانستان و ایران در حال حاضر حاکم است، همخوانی ندارد.

هنوز اداره‌های دولتی با واژه «مساعی مشترک» تنها در جنگ آشنا هستند؛ هر‌چند مبارزه با کرونا نیز بی‌شباهت به جنگ نیست. دولت افغانستان باید همه‌ی اداره‌های دولتی را ماموریت بدهد تا در زمینه آگاه‌سازی مردم کار کنند. تبلیغ در مناطق شهری از طریق ظرفیت بلبوردها می‌تواند در فرهنگ‌سازی برای مقابله با ویروس کرونا بسیار اثرگذار باشد که شهرداری‌ها باید در این زمینه همکاری لازم را داشته باشند.

شورای علما هنوز ساکت است، این موضوع می‌تواند در کشوری مانند افغانستان بسیار خطرناک باشد. مردم در افغانستان به هیچ‌ جریانی به اندازه جریان‌های دینی توجه نمی‌کنند. علما و روحانیون نباید در مورد کرونا اختلاف‌ نظر داشته باشند. به‌ تازه‌گی یک روحانی دینی در هرات گفته هر کس بر‌اثر ابتلا به بیماری کرونا فوت کند، شهید است؛ اما علمای دیگر احادیثی از پیامبر اسلام رو می‌کنند که مردم را به دوری از بیماری‌های واگیردار تشویق می‌کند. شورای علما به عنوان نهاد رسمی و معتبر دینی و اداره حج و اوقاف به عنوان نماینده رسمی حکومت، باید موضع‌گیری مشخص داشته باشند. حفظ جان انسان‌ها در ادیان مختلف به ویژه در دین اسلام، بسیار تأکید شده است.

نکته دیگر این‌که همه چیز را نباید به رسانه‌ها و منا بر خلاصه کرد. نخبه‌های جامعه نیز مسوولیت دارند. مردم به گفته‌های یک استاد دانشگاه باورمند هستند، مردم حرف‌های معلم را گوش می‌دهند، مردم به آن‌چه نخبه‌ها و تحصیل‌یافته‌ها می‌گویند باورمند هستند. در این شرایط باید همه در اطلاع‌رسانی نقش داشته باشیم و مردم را در مورد خطرات این بیماری آگاه بسازیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن