موج پس از آتش‌بس

عبدالعزیز مُصعب حیدری

آتش‌بس سه روزه‌ی دولت افغانستان با طالبان در ایام عید فطر از یکسو تحرکی را در پروسه‌ی صلح به وجود آورده و از سوی دیگر امیدواری‌ها و نگرانی‌هایی را نیز به همراه داشته است.

بعد از ختم مهلت سه روزه، شورای امنیت افغانستان آتش‌بس را برای ده روز دیگر نیز تمدید کرد، اما طالبان با نشر اعلامیه و حمله‌ی مسلحانه به پسته‌های امنیتی در ولایت بادغیس، عملاً پایان آتش‌بس را از جانب خود ابزار کردند. پیش از آتش‌بس، نخبه‌های سیاسی به این باور بودند که رهبری طالبان حاضر است در صورت برآورده‌شدن خواسته‌های‌شان صلح کنند، اما تصور غالب بر این بود که پس از عقد معاهده‌ی صلح با رهبری طالبان، بیشتر فرماندهان و سربازان طالب هنوز نیز به جنگ ادامه می‌دهند. آتش‌بس سه روزه‌ی دولت با طالبان ثابت کرد که مشتاقان اصلی صلح، فرماندهان و سربازان طالب هستند. در جریان سه روز آتش‌بس، تمام ولایات افغانستان به جز ننگرهار -که گواه دو حمله‌ی تروریستی بود- در امنیت کامل به سر بردند. از سوی دیگر، نتایج یک تحقیق تازه‌ی «انستیتیوت صلح ایالات متحده‌ی امریکا» نشان می‌دهد که از سال ۲۰۱۵ میلادی دو گرایش موازی در جریان طالبان در حال شکل‌گیری است. رهبری طالبان و شورای کویته در صدد تمرکزگرایی قدرت و تصمیم‌گیری در سطح رهبری طالبان است؛ در حالی ‌که قدرت داخلی و استقلالیت فرماندهان و ماشین جنگی طالبان در حال افزایش است. اکنون نمی‌توان این دو گرایش را مطلقاً به حیث شکاف مدیریتی بین گروه طالبان تلقی کرد، اما مطمئناً فرصت‌هایی را به حکومت افغانستان فراهم می‌کند که می‌توان از آن‌ها در راستای آغاز گفت‌وگوهای صلح استفاده کرد. باید خاطرنشان کرد که آتش‌بس سه روزه همچنین سلسله‌ای از درس‌ها و تجارب مثبت و منفی را برای حکومت و نهادهای امنیتی به همراه داشت؛ تجربه‌هایی که در آینده می‌تواند ممد واقع شود.

مشروعیت‌زادیی از جنگ طالبان

در چند ماه اخیر اجماع بی‌سابقه‌ای بین علمای اسلامی در سطح کشور، منطقه و جهان روی مشروعیت‌نداشتن جنگ طالبان به وجود آمده است. چندی پیش کنفرانس علمای اسلامی در اندونیزیا پیرامون پایان خشنونت و ضرورت صلح در افغانستان برگزار شد. اشتراک‌کننده‌گان این نشست اعلام کردند که حملات انتحاری خلاف آموزه‌های دینی است و باید به خشونت‌ورزی در افغانستان پایان داده شود. همچنین در جریان ماه مبارک رمضان، در حدود سه هزار عالم بزرگ دینی از سراسر کشور گرد هم آمده و جنگ افغانستان را نامشروع اعلام کردند. در اعلامیه‌ی این نشست آمده بود که جنگ، انتحار و انفجار به طور مستقیم جان غیر نظامیان را هدف قرار داده و از این رو، این جنگ مشروعیت ندارد. افزون بر این، اخیراً دبیر کل اتحادیه‌ی جهانی مسلمانان و سازمان همکاری‌های اسلامی مشروعیت جنگ در افغانستان را زیر سوال برده و از طالبان خواسته‌اند که به این جنگ پایان دهند. امام مسجد الحرام نیز در خطبه‌ی نماز جمعه‌ی اخیر خود، خواستار ختم جنگ و کشتار در افغانستان شده و از طالبان خواسته است تا با لبیک گفتن به پروسه‌ی صلح، عزت از دست‌رفته‌ی جهاد حقیقی خود علیه قشون سرخ شوروی را دوباره احیا کنند. قرار است در آینده‌ی نزدیک نشست بزرگی از علمای جهان در مورد پروسه‌ی صلح افغانستان در عربستان سعودی برگزار و فتوای جمعی مبنی بر مشروع نبودن جنگ طالبان صادر شود.

پیشرفت‌های صورت‌گرفته برای مشروعیت‌زادیی از جنگ طالبان می‌تواند افق جدیدی را در پروسه‌ی صلح افغانستان ایجاد کند. متأسفانه اکثریت گروه‌های تروریستی فعال در افغانستان به شمول طالبان با مشروع جلوه دادن جنگ، از روستاهای افغانستان سربازگیری کرده و از داعیه‌ی خروج نیروهای خارجی و برقراری حکومت اسلامی استفاده‌ی ابزاری می‌کنند. اجماع علمای جهانی پیرامون غیر مشروع‌بودن جنگ طالبان، این ابزار را از چنگ طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی بیرون خواهد کشید و ماشین جنگی آن‌ها را به پیمانه‌ی زیادی ضعیف خواهد کرد.

تغییر نگرش منطقه‌ای و بین‌المللی در رابطه به پروسه‌ی صلح افغانستان

جامعه‌ی جهانی و کشورهای منطقه پیش از آتش‌بس سه روزه‌ی دولت افغانستان با طالبان غالباً به این عقیده بودند که صلح در کشور به دلیل حضور بازیگران مختلف در جنگ افغانستان زیاد متحمل نیست، اما آتش‌بس سه روزه ثابت کرد که بیشتر هیزم آتش جنگ تحمیلی بر افغانستان از یک منبع است. در سه روز عید آتش جنگ در سراسر افغانستان به یکباره فروکش کرد و آتش‌بس در هیچ جایی به جز ولایت ننگرهار نقض نشد. فرماندهان و سربازان طالب به شهرها آمده و با مردم در خوشی عید سهیم شدند. رسانه‌های ملی و بین‌المللی تصاویر باور نکردنی از ظرفیت صلح در کشور را به ثبت رساند. مهم‌تر از همه، ثابت شد که سطوح متوسط و پایین گروه طالبان نیز از جنگ خسته شده‌اند و خواهان پایان‌دادن به جنگ از سوی رهبران‌شان هستند. یکی از فرماندهان طالبان در مصاحبه‌ی تلویزیونی در کنار مردم گفت که «ما از این جنگ بسیار خسته هستیم؛ حتا اگر این جنگ جهاد یا خدمت برای وطن باشد، حتا اگر این جنگ علیه نیروهای خارجی باشد، ما واقعاً از جنگ خسته استیم.»

بعد از آتش‌بس و واکنش ماشین جنگی طالبان به آن، اجماع جامعه‌ی جهانی پیرامون تسریع پروسه‌ی صلح در افغانستان و فشار روی پاکستان برای کشاندن رهبران طالبان به پای میز مذاکره تقویت شده است. راهبرد امریکا برای جنوب آسیا بیشتر از هر وقت دیگری دنبال می‌شود. در تازه‌ترین مورد، جنرال اسکات میلِر، نامزد جدید اداره‌ی ترمپ برای رهبری نیروهای ائتلاف در افغانستان، در کانگرس تأکید کرده است که یگانه راه بیرون رفت از بن‌بست جنگ افغانستان این است که پناه‌گاه‌های امن رهبران و فرماندهان طالبان در آن‌سوی خط دیورند از بین برود و پاکستان با جامعه‌ی جهانی برای پایان‌دادن به خشونت در افغانستان صادقانه همکاری کند. از سوی دیگر کشورهای منطقه به شمول چین، اوزبیکستان و عربستان بیشتر از هر زمانی در گذشته، بر طالبان برای آمدن به پای میز مذاکره فشار وارد می‌کنند. مقامات پاکستانی ادعا کردند که چین و پاکستان تسهیل‌کننده‌ی اصلی آتش‌بس سه روزه میان دولت افغانستان و طالبان بودند.

شکی نیست که افغانستان امن برای چین یک اولویت است؛ با این وجود، چین می‌خواهد توازنی را بین روابط خود با پاکستان و اقدامات صلح‌جویانه‌اش در افغانستان برقرار کند. چین به خوبی درک کرده است که جنبش اسلامی ترکستان شرقی در سایه‌ی ناامنی‌ها در افغانستان رشد داده و با نفوذ در ایالت سین‌کیانگ، افراط‌گرایی مذهبی را به جامعه‌ی مسلمان (مردم ایغور) ساکن در این ولایت منتقل می‌کند. همچنین چین به این نتیجه رسیده است که طرح اقتصادی بزرگ «یک کمربند، یک جاده» تنها در صورت وجود امنیت در منطقه محقق خواهد شد و افراط‌گرایی و خشونت‌ورزی در افغانستان به سایر کشورهای منطقه، به ویژه کشورهایی که در حوزه‌ی طرح اقتصادی مذکور قرار دارند، در حال نفوذ است. افزون بر این، چین به منابع معدنی سرشار افغانستان، بازار مواد خام و مصرف و همچنین ظرفیت ترانزیتی فوق‌العاده‌ی این کشور چشم دوخته است. همه‌ی این‌ها، دلایلی هستند که چین بر همکار راهبردی خود یعنی پاکستان و گروه طالبان برای تعامل با حکومت افغانستان فشار وارد کند.

از سویی دیگر اوزبیکستان در یک سال گذشته و پس از مرگ کریموف و روی کار آمدن ضیائوف، روابط تنگاتنگی با حکومت افغانستان ایجاد کرده است. انگیزه‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی در اوزبیکستان سبب شده است که روابط افغانستان و این کشور دوستانه‌تر و استراتیژیک‌تر از هر زمان دیگر در تاریخ این دو کشور شود. وزارت امور خارجه‌ی اوزبیکستان به تازه‌گی و پس از آتش‌بس سه روزه‌ی دولت افغانستان با طالبان اعلام کرد که با نماینده‌گان بلندپایه‌ی طالبان در مورد آغاز پروسه‌ی صلح مذاکره داشته است. کشورهایی مانند عربستان سعودی و اندونیزیا نیز سعی دارند که به حیث مراکز اصلی جهان اسلام، دولت افغانستان را در امر مشروعیت‌زدایی از جنگ طالبان همکاری کنند.

در بین کشورهای منطقه، تنها حسن نیت و خوش‌بینی روسیه و ایران در قبال انکشافات اخیر مشخص نیست. جای شک نیست که افغانستان با ثبات و امن در موازات منافع هر دو کشور مذکور قرار دارد، اما پیدایش داعش در افغانستان نگرانی‌های جدی‌ای را برای این دو کشور به وجود آورده و زمینه‌ساز تماس‌های آن‌ها با طالبان شده است. البته حکومت افغانستان بسته‌ی جامعی را برای تنظیم روابط با ایران در عرصه‌های مختلف انکشاف داده است تا به صورت ضابطه‌مند به نگرانی‌های ایران رسیده‌گی کند. از جمله‌ی تعهدات حکومت افغانستان به ایران، یکی این است که به هیچ‌وجه اجازه داده نخواهد شد که از خاک افغانستان علیه همسایه‌گانش تعرض شود. از سوی دیگر، گسترده‌گی روابط افغانستان با کشورهای آسیای میانه به ویژه اوزبیکستان که ارتباط تنگاتنگی با روسیه دارد و همچنین حضور فعال افغانستان در کنفرانس همکاری‌های شانگهای زمینه را برای رسیده‌گی به نگرانی‌های روسیه نیز فراهم کرده است.

پس درمی‌یابیم که اجماع منطقه‌ای بیش از هر زمان دیگر در حال شکل‌گیری کامل است و ادامه‌ی فشارهای سیاسی بر پاکستان به عنوان حامی اصلی طالبان و همچنین ادامه‌ی فشارهای نظامی، مذهبی و سیاسی بر خود گروه طالبان زمینه را برای آغاز گفت‌وگوهای صلح در آینده‌ی نزدیک فراهم خواهد کرد.

محورهای اصلی گفت‌وگوهای صلح و موضع ملت

نتایج پژوهش اخیرِ «انستیتوت صلح ایالات متحده‌ی امریکا» پیرامون نظریات طالبان در مورد جنگ و صلح نشان می‌دهد که این گروه پروسه‌ی صلح را به عنوان یک مسئولیت عقیدتی تلقی می‌کنند؛ با این وجود، طالبان همیشه سلسله‌ای از پیش‌شرط‌ها را برای آغاز پروسه‌ی صلح مطرح کرده است. البته باید به خاطر داشت که بیشتر این شرط‌ها به رهبری طالبان دیکته می‌شود و سطوح فرماندهان و سربازان طالبان نیز در خلاء معلومات و نداشتن تحلیل واقع‎بینانه از وضعیت، این شروط را می‌پذیرند.

شرط ابتدایی که پژوهش مذکور نیز به آن اذعان دارد، خروج نیروهای خارجی از افغانستان است، اما موضع دولت و ملت افغانستان در این رابطه واضح و مبرهن است. در حال حاضر، بودجه‌ی افغانستان به طور مستقیم به کمک‌های جامعه‌ی جهانی وابسته است. تنها بودجه‌ی امنیتی کشور ۵ میلیارد دالر است، در حالی ‌که عواید کلی دولت به ۲/۲ میلیارد دالر می‌رسد. افزون بر حضور نیروهای خارجی در شرایط فعلی با دوران اشغال کشور توسط قشون سرخ شوروی کاملاً متفاوت است. در حال حاضر، نیروهای ائتلاف جهانی به هدف ریشه‌کن‌ساختن تروریسم، کمک‌های آموزشی، تسهیلاتی و تجهیزاتی خود را به ارتش تازه تأسیس افغانستان عرضه می‌کنند. طالبان باید قبول کنند که تحت حاکمیت آن‌ها در کشور، چندین حمله‌ی سازمان‌یافته توسط گروه‌های تروریستی بین‌المللی فعال در افغانستان صورت گرفت و تنها بیشتر از ۳ هزار غیر نظامی در جریان حمله‌ی یازدهم سپتمبر بر امریکا از بین رفتند. بنابراین معقول است که میزان و نحوه‌ی حضور جامعه‌ی بین‌المللی در افغانستان به حیث اجندای مورد مذاکره در نظر گرفته شود، نه پیش‌شرط طالبان؛ زیرا اکنون هیچ بدیلی برای حفظ ثبات یک دولت مرکزی در افغانستان بدون حضور جامعه‌ی بین‌المللی وجود ندارد.

موضوع بعدی مورد نظر طالبان، شرعی‌ساختن قانون اساسی با نسخه‌ی سلفی و طالبانی از اسلام است. به نظر نگارنده‌ی این نوشته، نقش طالبان در تعدیل قانون اساسی تنها می‌تواند در چوکات قانون فعلی تعریف شود. به این معنا که اگر طالبان در چارچوب سیاسی داخل شده و از طریق مجرای قانونی، خود را در میکانیزم مشروع تعدیل قانون اساسی (نماینده‌گان لوی‌جرگه قانون اساسی) سهیم سازند، می‌توان رای و نظریات‌شان را به صورت قانونی در طرح تعدیل قانون اساسی و تصویب آن بگنجاند.

از سویی دیگر، امکان دارد که مسلح‌بودن و نظامی‌گری طالبان بعد از عقد قرارداد صلح احتمالی نیز یکی از گزینه‌های مورد نظر این گروه باشد. همچنین آوازه‌هایی مبنی بر درخواست طالبان برای ایجاد منطقه‌ی امن برای این گروه وجود دارد. باید توجه داشت که تحقق هر دو خواست، از طالبان یک حزب‌الله ثانی در منطقه ایجاد خواهد کرد و مدیریت آن برای دولت افغانستان غیرممکن خواهد بود. برعلاوه‌ی تحقق این دو خواست، پالیسی عقبه‌ی راهبردی پاکستان را در برابر هند محقق می‌سازد.

دیدگاه are closed.