خطای آبِ رفته

می گویند وقتی “الماس” سگ اسحاق نیوتن باعث شد قسمتی از نوشته‌های نیوتن بسوزد و ثمره‌ی کار چندین ماهه‌اش هدر رود، او با خونسردی‌ الماس را در بغل گرفت و گفت، تو چه دانی که با این شوخی‌ات با من چه کرده‌ای. داوود بروستر تاریخ‌نگار زنده‌گی نیوتن می‌گوید که این اتفاق ناگوار روی فعالیت‌ها و صحت روانی نیوتن تاثیر ژرفی داشت. او تا چند ماه شدیداً افسرده شد و حدودیک سال دیگر طول کشید تا نیوتن بتواند نظریاتش در مورد قوه جاذبه را بازنویسی کند.

تلف شدن سرمایه، وقت و انرژی روی‌ ذهن تاثیر بزرگی می‌گذارد و باعث خلل در تصمیم گیری می‌شود. این امر در زنده‌گی‌ روزمره به شیوه‌های گوناگون ظاهر می‌شود. مثلاً،  آیا شده کتابی خوانده باشید وپس از مدتی بسیار خسته‌کن شده باشد و از خواندنش به جای لذت، عذاب کشیده باشید ولی نتوانسته باشید خواندش را قطع کنید؛ دلیلش هم این باشد که چون وقت و توجه‌ی گرانبهای تان را وقف‌اش کرده اید، لازم است  نتیجه‌ی زحمت تان را ببینید؟یا بعد از دو سال تحصیل در رشته‌ای متوجه شده باشید که اصلاً به درد تان نمی‌خورد ولی به خاطر پولی که صرفش کرده اید مجبور شده باشید ادامه‌اش دهید؟

در چنین موارد، پول، وقت و انرژی مصرف شده به “آبِ رفته” می‌ماند که به جوی باز نمی‌آید. خرد ایجاب می‌کند که نقصان متحمل شده را بپذیریم و از افزایش آن جلوگیری کنیم. یعنی این فعالیت‌ها را متوقف سازیم. ولی،مغز بشر آنقدر هم خردگرا نیست. توقف یک فعالیت، روش و یا اندیشه، یک “امر متناقض” تلقی می‌شود که برای‌ مغز طاقت فرسا است. در اینجا توقف به معنی پذیرش این واقعیت دردناک است که این همه زحمات ما برای هیچ بوده است.

آبِ رفته یا هزینه‌ی‌ نابرگشتنی در علم اقتصاد از مدت‎ها شناسایی شده بود و توسط دانیال کانمن و اماس تورسکی وارد بحث های روان‌شناسی شد. چنین حالت‌ها،مغز را برای خطایی مستعد می‌سازد که آن را در اصطلاح Sunk Cost Fallacy یاخطای آبِ رفته می‌گویند. این گرایه حتی می تواند تصامیم بزرگ شرکت‌ها، ملت‌ها و دولت‌ها را نیز مکدر سازد. نام دیگراین خطا، «کانکورد» است. قصه اش به پروژه‌ی ساخت طیاره‌های مسافربری «فراصوتیکانکورد» توسط بریتانیا و فرانسه بر می‌گردد که آن‌ها در ۱۹۶۲ میلادی آغاز کردند. اندکی پس از آغاز، آن دو کشور درک کردند که رسیدن به اهداف پروژه ناممکن است. باوجود آن، مبالغ هنگفتی را بر آن مصرف کردند تا از داغ پذیرش ناکامی خلاصی‌ یابند. 

بعضی جنگ‌ها نیز پس از مدتی برای دولت‌های متخاصم بسیار زیان‌بار تمام می شوند ولی آنها به پاس خون سربازان شان به رزم شان ادامه می دهند و انسان های زیادی دیگر را به کام مرگ می‌سپارند. سیاست‌مداران امریکایی نمی‌خواستند جنگ ویتنام را پایان بخشند، زیرا آن‌ها این همه قربانی داده بودند و نمی شد همه حیف شوند.

اتفاقاً، هر قدر که هزینه‌ی یک تصمیم بیشتر باشد، دل کندن از آن دشوارتر است. پیروان یک اندیشه‌ی سیاسی یا دینی زمانی به اندیشه‌ی شان ایمان قاطع پیدا می‌کنند که چند تن از “رفقا” و “برادران” شان را در راه این اندیشه از دست دهند. وقتی‌ که در آن راه، مال و جان شان را از دست بدهند عزم شان جزم‌تر می‌گردد.

زمانی که متوجه شدید که کاری را بدون آن که از آن بهره‌ای ببرید انجام می‌دهید، لختی درنگ کنید؛ مبادا  دچار خطای آبِ رفته شده باشید. در آن صورت، نگذارید زیان‌های گذشته روی هدف تان تاثیر بگذارد. ارزش فعلی کتاب، فلم، رشته‌ی تحصیلی، سرمایه‌گذاری، رفاقت، ازدواج … را بی‌باکانه و صرف نظر از سابقه‌ی درگیری تان با آن بررسی کنید. اگر هدف اصلی تان از خواندن یک کتاب، توسعه دانش است و کتابی را که نیمه کرده اید دیگر آن هدف را برآورده نمی تواند، بدون کوچک‌ترین ندامتی کنارش بگذارید. پشت آب رفته بیل نگیرید.

 

جاوید‭ ‬نادر

jawed‭.‬[email protected]‭.‬com

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن