«دیپلوماسی آب» فرصتی تاریخی در عرصه سیاست خارجی

افغانستان با آن‌که کشوری است محاط به خشکه، اما به‌دلیل دارا بودن رودخانه‌های سرشار از آب شیرین به یکی از بزرگ‌ترین منابع آب شیرین در منطقه تبدیل شده است. بسیاری از همسایه‌های کشور حالا چشم امیدشان به سوی رودخانه‌هایی است که در «بالادست» در افغانستان قرار دارند.
بنابر آمار ارایه شده از سوی وزارت انرژی و آب افغانستان، مجموع ظرفیت تجدیدشونده ذخایر آب‌های سطحی در سال، ۵۷ میلیارد مترمکعب است که از جمله آن ۲۱ میلیارد مترمکعب استفاده می‌شود و به‌دلیل نبود ذخایر، کانال‌ها و جوی‌ها، ۳۶ میلیارد آن ضایع می‌گردد.
هم‌چنان ذخایر آب‌های زیر زمینی در افغانستان هر سال ۱۸ میلیارد مترمکعب است که تنها از ۳ میلیارد مترمکعب آن استفاده می‌شود.
افزایش نیاز جهان به آب شیرین
آب شیرین به‌عنوان یک نیاز بنیادی برای تمام موجودات زنده، انسان، حیوانات و محصولات زراعتی مطرح است. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی هر فرد در روز برای انجام امور صحی خود نیازمند ۲۰ لیتر آب شیرین است. به نوعی برابر با ۷٫۳ مترمعکب برای هر نفر در یک سال.
آمار هم‌چنان نشان می‌دهد که طی هفت دهه گذشته جمعیت جهان روبه افزایش بوده و این امر باعث شده است که مصرف امروز آب در جهان ۶ برابر ۷۰ سال قبل باشد.
در این میان در منطقه استراتژیکی که افغانستان در آن قرار گرفته است، برخی از کشورهای خاورمیانه و آسیای میانه از کشورهای خشک و کم‌آب جهان به شمار می‌روند. در این منطقه دو کشور دارای منابع سرشار آب شیرین‌اند: «ترکیه» و «افغانستان».
کمبود آب آشامیدنی در برخی مناطق منجر به کاهش شدید کشت محصولات زراعتی شده و در برخی از مناطق نیز تالاب‌ها را خشکانده و بی‌کاری را در میان مردم به بار آورده است.

طلای روان افغانستان

جنگ و نبود حاکمیت‌های مقتدر در افغانستان به‌ویژه در سه- چهار دهه اخیر باعث شده است که میلیاردها مترمکعب آب افغانستان به کشورهای پیرامون‌مان سرازیر شود. آب شیرینی که در این ‌سال‌ها لقب «طلای روان» گرفته است.
بسیاری‌ها باور دارند که در آینده‌ای نه‌چندان دور آب به‌جای نفت حرف‌های بسیاری برای گفتن در جهان خواهد داشت.
افغانستان به بحر راه ندارد، کم‌ترین فاصله افغانستان به بحر ۵۰۰ کیلومتر است، هر چند آب بحر شور و غیرقابل استفاده برای موجودات زنده است، اما بحر به‌دلیل نزدیک ساختن فاصله راه‌ها، احتمال موجودیت نفت در حاشیه آن و مسایل اقتصادی دیگر از منابع مهم درآمد کشورهایی است که به آن متصل‌اند.
در این میان اما موجودیت آب فراوان شیرین، که بسیاری از کشورهای منطقه از آن محرومند، افغانستان را به کشوری غنی و سرشار از منابع مهم آب آشامیدنی آسیای میانه تبدیل کرده است.
هم اکنون آب رودخانه‌های هریرود و هیرمند وارد ایران و ترکمسنتان می‌شود، آب حوزه آبی جنوب هندوکش و سفیدکوه به پاکستان و رودخانه سند می‌ریزد. آب‌های فراوان حوزه آب پامیر و شمال هندوکش به دریاچه اورال سرازیر می‌شود، آب رود مرغاب نیز به ترکمنستان می‌ریزد و در نهایت آب‌های فراوان رودخانه آمو نیز به ازبکستان و دریاچه اورال می‌رود. از همه این منابع آبی، افغانستان حداقل در تاریخ معاصر خود کم‌ترین بهره را برده است.
دست باز افغانستان برای دیپلوماسی آب
دیپلوماسی آب، در سال‌های اخیر جزیی از سیاست‌های خارجی دولت‌هایی شده‌است که آب شیرین از آن‌جا سرچشمه می‌گیرد. هر چند در برخی از کشورهای همسایه، متقاعد کردن کشورهای «بالادست» آب برای وارد کردن آب به کشورشان را هم «دیپلوماسی آب» نامیده‌اند، اما منفعت همیشه از آن صادرکنندگان آب بوده است.
ارزش آب را زمانی می‌توان تثبیت کرد که از آب به‌عنوان ابزار، برای چانه‌زنی سیاسی و منبعی برای درآمد داخلی استفاده کرد. یکی از اشکال استفاده از آب به‌عنوان منبع درآمد داخلی، واگذاری مقدار اضافی آب در بدل پول برای کشور‌های نیازمند به آب است.

۱٫ بهره اقتصادی

فروش آب: در قسمت استفاده پولی از آب مثال‌های زیادی وجود دارد چنان‌که ایالات متحده برای یک مترمکعب آب نوشیدنی به کانادا ۵ سنت می‌پردازد، ترکیه در برابر یک مترمکعب آب مبلغ ۱۲ سنت به بلغاریا می‌پردازد و هم‌چنان در این اواخر تفاهم‌نامه‌ای میان ایران و کویت در مورد صادرات و انتقال آب به امضا رسیده است. به اساس این تفاهم‌نامه قراراست که طى یک دوره سى‌ساله، سالانه ٩٠٠ میلیون مترمکعب آب از سد کرخه ایران به منطقه الزور کویت توسط خط لوله انتقال داده شود. صادرات این مقدار آب براى دولت ایران سالانه بیشتر از یک میلیارد دالر درآمد به همراه خواهد داشت.
افغانستان نیز می‌تواند با فروش آب به کشورهای همسایه، پول زیادی را به سرمایه ملی کشور بیفزاید.
نزدیک شدن به بحر: افغانستان محاط در خشکی است و به بحر راه ندارد، به همین دلیل ترانزیت کالا از بسیاری از کشورها به افغانستان به یک چالش عمده تبدیل شده است.
در این میان چابهار دروازه ترانزیت شرق ایران و منطقه‌ای استراتژیک برای توسعه صنعت ترانزیت به افغانستان محسوب می‌شود. این منطقه در شرق تنگه هرمز و دریای عمان و شمال اقیانوس هند در مسیر خطوط اصلی کشتیرانی به افریقا، آسیا و اروپا قرار گرفته و به‌عنوان کوتاه‌ترین راه ارتباطی و ترانزیتی کشورهای آسیای میانه و افغانستان به بازارهای خلیج، شرق افریقا و دیگر نقاط جهان مطرح است.
افغانستان به جز مسیر چابهار به میلک، امکان ارتباط دریایی مناسب دیگری ندارد.
بندر چابهار یکی از ۱۴ نقطه استراتژیک دنیاست و از طرفی یکی از ۱۰ بندر مهم جهان محسوب می‌شود. به علاوه، برای توسعه و صادرات کالا به دیگر مناطق جهان بندر چابهار گذرگاهی مطمین و امن است. امروزه کشورهای مختلف جهان رغبت زیادی برای سرمایه‌گذاری در بندر چابهار ایران دارند، افغانستان می‌تواند در ازای دسترسی به بندر چابهار نیز به ایران آب بدهد.
به باور بسیاری‌ها، افغانستان با سرازیر کردن بخشی از آب‌های رودخانه‌های غربی‌اش به سمت ایران حتا اگر بتواند به توافق برسد بسیاری از مشکلاتی که در بخش‌های دیگر دارد حل خواهد شد.
ایران می‌تواند امکانات ویژه از جمله معافیت‌های گمرکی و ویزا برای بازرگانان افغان در بندر چابهار فراهم سازد و راه آهن چابهار- زاهدان را برای این مقصود به زرنج وصل کند.
افغانستان نیز می‌تواند به مقداری آب به منطقه سیستان ایران سرازیر کند و در این حالت منطقه سیستان سیراب می‌شود و مشکل آب آشامیدنی مردم منطقه حل می‌گردد.
با حضور ویژه بازرگانان و شرکت‌های افغان فرصت‌های شغلی زیادی هم می‌تواند با یک سری قانون‌گذاری‌ها برای جوانان منطقه ایجاد شود و این خود می‌تواند تا حدی به افزایش امنیت و کاهش قاچاق مواد مخدر کمک کند.
هم‌چنین موضوع آب در برابر نفت را نیز نباید نادیده گرفت.

۲٫ بهره امنیتی

حملات موشکی پاکستان بر خاک افغانستان در سال‌های اخیر، کشته و زخمی‌های زیادی برجای گذاشت. در این میان گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد که گویا پاکستان نگران سدی است که در کنر ساخته می‌شود و جریان آب به سمت پاکستان را قطع می‌کند. سید فضل‌الله وحیدی زمانی والی کنر بارها به این مساله اشاره کرد و انگیزه موشک‌پرانی‌های پاکستان را آب‌های شیرین افغانستان در کنر دانست.
هم‌چنان ایران بارها متهم شده است که در غرب افغانستان ناامنی به راه انداخته و خواستار اعمار نشدن سد بزرگ سلما است، هرچند ایران همواره آن‌ را رد کرده است.
اما افغانستان می‌تواند در این میان با مذاکره، تفاهم و یک دیپلوماسی حساب‌شده، از آب سرشار رودخانه‌هایش به سود امنیت در افغانستان نیز بهره ببرد؛ به این معنی که آب‌های شیرین افغانستان می‌تواند اهرم فشاری باشد بر کشورهایی که می‌توانند در تامین امنیت در افغانستان نقش به‌سزایی داشته باشند.
هم‌چنان میلیون‌ها مهاجر افغان در ایران، پاکستان و کشورهای حوزه دریای اورال می‌توانند از مواد تفاهم‌نامه‌هایی از این دست بهره ببرند.
به هر حال آن‌چه مسلم است، باز شدن گره مشکل بی‌آبی و یا کم‌آبی شماری از کشورهای همسایه، به دست افغانستان است و باز شدن گره مشکلات امنیتی و اقتصاد افغانستان نیز به دست آنان.
آیا افغانستان توان مدیریت یک دیپلوماسی موفق با توجه به اهرمی را که در دست دارد خواهد داشت؟ پاسخ به این سوال را زمان پاسخ خواهد داد و این‌که بازیگران دستگاه دیپلوماسی کشور چگونه از آن بهره می‌برند.
بدون شک «دیپلوماسی آب» تنها به سود افغانستان نیست، حل این معضلات می‌تواند به محیط‌زیست منطقه کمک کند، مردم زیادی را در آن‌سوی مرزهای افغانستان از تشنگی برهاند و تالاب‌های تشنه را دوباره سیراب گرداند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن