امنیت شهری؛ چگونه می‌توان از طریق شهرسازی به امنیت رسید؟

محمدامین بیانی، کارشناس طراحی شهری

مقدمه

افزون بر حوادث خونین ناشی از مبارزه در مقابل تروریسم، شهرهای افغانستان از ناامنی شهری و بزهکاری‌های محلی رنج می‌برند. هرچند در این باره آمار شفاف از سوی حکومت ارایه نشده است؛ ولی شواهد نشان می‌دهد که جرایم شهری در کابل، هرات و مزارشریف «همه روزه» از باشنده‌گان قربانی می‌گیرد. شهروندان برای پیش‌گیری از خشونت‌ها چاره‌ای جز پناه‌گرفتن در موتر خود ندارند. همان روشی که توریست‌های غربی در تورهای سافاری آفریقا به کار می‌برند.

در هفته‌‏های اخیر «افزایش جرایم»‏ در پایتخت کشور یک بار دیگر در سرخط رسانه‌ها قرار گرفته است. با گسترش دامنه‌ی ناامنی‌ها، چندی است که به دستور رییس جمهور غنی، امرالله صالح مأمور مبارزه با جرم و جنایت فزاینده‌ی کابل شده است. حضور آقای صالح که با وضعیت امنیتی کشور به طور کامل آشنا است، باعث دل‌گرمی مردم و از سویی هم نگرانی آگاهان شده است؛ زیرا نگاه تک‌بعدی، افراطی و شتاب‌زده به مقوله‌ی امنیت‌شهری در طولانی‌مدت منجر به استهلاک قوای پولیس و پیچیده‌ترشدن جرایم خواهد شد.

امنیت، ایمنی و سلامت، یک مفهوم فراگیر و همه‌جانبه است که در فرآیند مصونیت یک شهر موفق؛ شهروندان اعم از زن و مرد یا طفل و کهن‌سال باید در خیابان و در حضور همه غریبه‌ها، احساس امنیت کنند. از این رو اگرچه ایجاد نظم و امنیت شهری یکی از عمده‌ترین وظایف و رسالت وزارت داخله و پولیس ملی کشور است؛ اما شهرسازی و معماری به واسطه‌ی طراحی و برنامه‌ریزی فضاهایی که در آن میزان ارتکاب جرم کاهش یابد، اهمیت می‌یابد.

امروزه بسیاری از کلان‌شهرهای دنیا از لس‌آنجلس تا تهران و از واشنگتن تا توکیو از زورگیری، سرقت، قتل و جنایت، کم یا بیش رنج می‌برند. گواه بر این‌که اگرچه وجود پولیس الزامی است؛ ولی حضور آن‌ها متضمن صلح و امنیت عمومی شهرها نیست. از این رو پژوهش‌گران عرصه‌ی شهری می‌کوشند که با بررسی علمی الگوهای رفتاری، بافت و وضعیت کالبدی و شرایط اجتماعی-اقتصادی شهرها، امنیت یک مکان یا فضای شهری را افزایش دهند و حس امنیت در مکان‌ها و فضاهای شهری را به وسیله‌ی ایجاد سرزنده‌گی و استقرار تسهیلات و کاربری‌های متنوع مفتوح و در دل شهروندان شکوفا کنند.

پیشینه

شهرها، قریه‌ها، آبادی‌ها و هر محیط دیگر، نیازمند امنیت و صلح است. به طوری که مقوله‌ی «امنیت شهری» و «شهرنشینی» لازم و ملزوم یک‌دیگر است. احساس امنیت باعث افزایش حضور شهروند در فضای شهری و افزایش تعاملات میان شهروندان می‌شود. از طرفی کاهش حس امنیت باعث افول شهرها و محله‌ها می‌شود.

از اولین شهرهای جهان در بین‌النهرین تا مگاسیتی‌های قرن ۲۱، انسان همواره تلاش می‌کند که خانه‌ها، معابد، محله‌ها و شهرهای با شکوه، جلال و عظمت بسازد که به شکل سمبلیک نمایان‌گر قدرت و عظمتش باشد. بنابراین امنیت شهری همچون ریشه‌های کهن در تار و پود فعالیت‌های شهرسازی کشیده شده است.

در سال‌های اخیر و با مطرح‌شدن شهرسازی به عنوان یک رشته‌ی علمی و تحول در سبک زنده‌گی، نقش امنیت شهری در سیاست دولت‌ها و اقتصاد بازار، به عنوان یک حوزه‌ی پر اهمیت و جدی در مطالعات شهری مطرح شده است. احتمالاً الکساندر میچرلیخ اولین کسی است که به رابطه بین بزهکاری و شکل شهرسازی به صورت روش‌مند و علمی می‌پردازد. او در کتابش به پیامدهای وحشتناک شهرسازی مدرنیسم و از بین‌رفتن تعهد و مسوولیت شهروندی بر جامعه اشاره می‌کند.

اسکار نیومن با انتشار کتاب «فضاهای قابل دفاع؛ پیش‌گیری از جرم از راه طراحی شهری»، نظریه‌ی معروف خود «پیش‌گیری از جرم از طریق طراحی محیطی» را شرح و بسط می‌دهد. طبق این نظریه، به واسطه‌ی طراحی صحیح ساختار شهری می‌توان به فضاهایی دست پیدا کرد که در آن‌ها میزان ارتکاب جرم کاهش یابد. وی تبیین می‌کند که اگر یک پنجره در یک ساختمان شکسته باشد و به سرعت تعویض یا تعمیر نشود، به افراد بیگانه این احساس را می‌دهد که هیچ‌کسی به آن ساختمان اهمیت نمی‌دهد و به‌زودی پنجره‌های خیلی بیش‌تری شکسته می‌شود و جرم‌های بیش‌تری رخ می‌دهد.

نقطه‌ی عطف مطالعات ایمنی و امنیت شهری یکی از فصول کتاب «مرگ و زنده‌گی شهرهای بزرگ امریکایی»، اثر جین جیکوبز، نویسنده و فعال مدنی امریکایی-کانادایی است. او در بخشی از کتابش که در مورد برخی اشتباهات برنامه‌ریزی مدرن از سوی سیاست‌مداران و مدیران شهری است، چگونه‌گی ایمن‌ترشدن کلان‌شهرها را توضیح می‌دهد.

امنیت: مرگ و زنده‌گی شهرهای بزرگ امریکایی

در نظر جیکوبز، خیابان‌ها و پیاده‌روهای به عنوان مهم‌ترین مکان‌های عمومی یک شهر، زنده‌ترین اجزای شهر محسوب می‌شود. اگر خیابان‌های یک شهر جذاب باشد، خود شهر دل‌پذیر خواهد بود و اگر خیابان‌ها کسل‌کننده باشد، خود شهر هم فرسوده خواهد بود. اما اولین مشکل این است که اگر خیابان‌های شهر از ترس و وحشی‌گری ایمن باشد، شهرها از ترس و وحشی‌گری ایمن خواهد بود. وقتی مردم می‌گویند که یک شهر یا بخشی از آن خطرناک است و یا مثل جنگل می‌ماند، منظورشان این است که مردم در پیاده‌روهای آن قسمت شهر یا در آن شهر، احساس امنیت نمی‌کنند. در این میان پیاده‌روها به همراه کاربری‌های اطراف آن و استفاده‌کننده‌گان‌شان به طور فعال در داوم تمدن شهرها و مقابله با وحشی‌گری نقش دارند. پس در واقع کارکرد اصلی خیابان‌های شهر و پیاده‌روها، حفظ امنیت است.

وی معتقد بود که چیزی که امروزه مردم از آن می‌هراسند، این است که بسیاری از خیابان‌های شهر یا دچار توحش شده است و یا به احتمال زیاد به‌زودی دچار آن می‌شود. هرچه مردم بیش‌تر بترسند، کم‌تر از خیابان استفاده می‌کنند و هرچه کم‌تر از خیابان استفاده کنند، خیابان‌ها ناامن‌تر می‌شود. مشکل اصلی شهرهای ناامن در ارتباط با کالبد آن است که نمی‌تواند به عنوان یک منطقه‌ی شهری امن و سرزنده عمل کند. تقریباً همه می‌دانند که خیابان‌های شهری که به خوبی مورد استفاده قرار بگیرد، حتماً خیابان‌های امنی است. در مقابل، خیابان خلوت شهر، در معرض ناامنی است.

جیکوبز بر ویژه‌گی شهری‌شدن اصرار داشت و معتقد بود که مرز بین فضای خصوصی و فضای عمومی باید به خوبی تعریف شود. در کلان‌شهرها، برخلاف روستاها و شهرهای کوچک، فضاهای عمومی و خصوصی نباید به داخل هم بلغزد. از طرفی او به سنتی‌ترین روش ایجاد، یعنی «نظارت» اعتقاد داشت: باید چشم‌هایی مراقب خیابان باشند، چشم‌هایی که متعلق به کسانی است که ما آن‌ها را مالکان خیابان می‌دانیم. جهت‌گیری ساختمان‌های خیابان برای این‌که هم مراقب غریبه‌ها باشند و هم امنیت ساکنان و غریبه‌ها را تامین کنند، باید به سمت خیابان باشد؛ یعنی نباید پشت خود را به خیابان و بدنه‌های خالی خیابان را کور کنند.

نتیجه‌گیری

کیفیت زنده‌گی شهری با امنیت رابطه‌ی مستقیم دارد. هر چه امنیت بیش‌تر باشد، امکان حضور شهروندان، سرزنده‌گی و شکوفایی فضای شهری افزایش می‌یابد. از طرفی ترس از قربانی‌شدن باعث می‌شود که مردم از فضاهای عمومی دوری کنند. بدون مردم، هیچ نور چراغی و هیچ پولیسی امنیت را تامین نمی‌کند.

کلید امنیت دایمی و پایدار نه در دست نهادهای امنیتی، بلکه در دست مردم است. حضور یک‌پارچه‌ی مردم در فضای شهر، فرصت بزهکاری اجتماعی را از بیگانه‌گان می‌گیرد. زمینه‌ی این حضور، ایجاد کاربری و عمل‌کردهای متنوع در فضاهای شهری است. هم‌چنین تسهیلات و امکانات شهری چون روشنایی، توالت‌های عمومی، آب‌خوری‌ها و فضای سبز باید از حضور مردم پشتیبانی کند. حرکت موترها محدود و وسایل حمل و نقل عمومی مانند بس‌ها و مسیرهای عمومی دوچرخه در ادامه‌ی ضرباهنگ حیات پیاده‌ی شهری طنین‌انداز شود.

دکمه بازگشت به بالا
بستن