آتش‌بس یک‌جانبه

سازش

نقد نوشته‌ی آقای مرتضوی «آتش‌بس از موقف قدرت»

آقای شاه حسین مرتضوی، معاون سخنگوی ریاست جمهوری شنبه‌ی این هفته پس از اعلام آتش‌بس مؤقتی مقاله‌ای تحت عنوان «آتش‌بس از موقف قدرت»  نوشت. آقای مرتضوی مسایل را در پیوند به صلح و جنگ و ایجاد اجماع منطقه‌ای در زمینه‌ی تأمین صلح در کشور یاد کرد. نوشته‌ی کنونی بررسی و نقد نکات یادآوری‌شده‌ در نوشته‌ی ایشان است. رییس جمهور غنی از بیست‌وهفتم ماه مبارک رمضان تا روز پنجم عید، آتش‌بس اعلام کرد. آقای مرتضوی نوشته است که طرح‌های صلح‌محوری و اعلام آتش‌بس نشانگر تعهد و اراده‌ی دولت برای تأمین صلح پایدار و پایان‌دهی به جنگ است و جنگ تحمیلی تمام فرصت‌‌های ممکن را برای توسعه‌ی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گرفته است.

حکومت افغانستان در سال‌های اخیر تلاش‌های جسته‌و‌گریخته برای صلح‌پروری و زمینه‌سازی صلح داشته است، اما این تلاش‌ها کوبیدن گاهی به میخ و گاهی به نعل تعبیر شده است. حکومت مجراهای ناعاقبت‌اندیشانه را برای تأمین صلح جستجو کرده است. به دلیل نبود یک راهکار روشن صلح‌طلبی در مقیاس ملی و منطقه‌ای و تقسیم‌بندی نادرست و غیرعقلانی مخالفین به کتگوری‌های صلح‌خواه و غیرصلح‌خواه، چشم‌انداز تلاش‌های معطوف به صلح به هم خورده است. شورای عالی صلح با صرف هزینه‌‌های گزاف و باج‌دهی به افراد و گروه‌ها و به دلیل ضعف‌های ساختاری و برنامه‌ای نتوانست به خواست‌ها و مطالبات مردم افغانستان پاسخ دهد. بدون شک منازعه‌ی کنونی افغانستان ریشه در مداخلات خارجی دارد، اما مهترین سوال این است که چه عوامل و بسترهای اصلی داخلی طالب‌زا و مشروعیت‌بخش به تفکر افراطی وجود دارد که مداخلات خارجی از این فکتوراستفاده‌ی ابزاری می‌کنند. فقر روز‌افزون، بی‌کاری، محرومیت‌های اجتماعی، عقده‌مندی‌های محلی، بی‌عدالتی نهادهای دولتی و عرضه نشدن مؤثر خدمات دولتی از مهمترین زمینه‌های تقویت‌کننده‌ی مخالفت علیه دولت که تنور جنگ و خشونت را گرم نگه داشته است، می‌باشد. دولت افغانستان با تمام کمک‌ها و منابع خارجی نتوانست به نیازهای مردم پاسخ دهد. روحیه‌ی مخالفت در برابر دولت در میان اقشار مختلف جامعه در حال افزایش است و نظرسنجی‌های نهادهای ملی و بین‌المللی حاکی از نارضایتی و بی‌اعتمادی نسبت به عملکردهای دولت در بحث تأمین صلح، امنیت و تدویر انتخابات به موقع و شفاف است.

آقای مرتضوی در بحث «چرا حالا آتش‌بس؟» می‌نگارد که دولت طرفدار ادامه‌ی جنگ نیست، بنیاد تصمیم‌گیری حکومت برای آتش‌بس، پیشنهاد علما بوده و در هیچ برهه‌ای از تاریخ صدای علما برای صلح و آتش‌بس بلند نبوده است. نمی‌دانم درحالی که بخش اعظم جنگ افغانستان زاده‌ی شرایط ناگوار داخلی و عوامل بر شمرده‌ی ناشی از بی‌عدالتی، نبود قانونیت و شرایط بد اقتصادی است، دولت در تداوم آن زمینه‌ها و بسترها دخیل است. قرار اطلاعات و شاهدین عینی نشست اخیر علما، فتوا طی یک چپتر از قبل تهیه شده و با مقدار پول ۱۰ تا ۲۰ هزار افغانی به علما تقسیم شد، از سخنران تا فتوا‌خوان، همه از قبل تنظیم شده، به صدا و خواست‌های ۳۰۰۰ تن از علمایی که در نشست حضور داشتند، به هیچ وجه اعتنایی صورت نگرفت و همه در عمل انجام‌شده قرار گرفته بودند.

آقای مرتضوی در بحث پیشنهاد صلح از موقف قدرت می‌نگارد که دولت به لحاظ توانمندی‌های دفاعی در وضعیت بهتری قرار دارد و در حکومت آقای کرزی، چند ماه وقت می‌گرفت تا مقام‌های امنیتی یک تپه را در ولسوالی دانگام از کنترول دشمن خارج کنند، اما سرعت عمل در سرکوب دشمن در فراه و سایر ولایات نشانه‌ی امیدواری است و همه‌ی این مسایل صلح و آتش‌بس از موقف قدرت پنداشته می‌شود. قصد دفاع از حکومت آقای کرزی را ندارم، حکومت آقای کرز ی  میراث خوب به جا نگذاشت. حکومت آقای غنی هم کارنامه‌های خوبی در سرکوب دشمن ندارد. طالبان در فاصله‌ی زمانی دو سال، دوبار ولایت کندز را به تصرف خویش درآوردند. آقای مرتضوی که آن زمان، سردبیر روزنامه‌ی هشت صبح بود، در مصاحبه با تلویزیون طلوع از سقوط کندز به عنوان بزرگترین جفا و جنایت علیه مردم کندز یاد کرد. امسال بخش‌هایی از شهر فراه به دست مخالفین افتاد، این در حالی است که با همه فشار جنگ و خشونت، هیچ ولایتی در طول حکومت ۱۳ساله‌ی حامد کرزی سقوط نکرد. ده‌ها ولسوالی در حد اقل چهار سال گذشته به دست مخالفین افتاد، هفته‌ها و ماه‌ها به طول انجامید تا هماهنگی نظامی در حمله به دشمن و بازپس‌گیری ولسوالی‌ها به وجود آید. امسال ولسوالی تاله و برفک ولایت بغلان، ولسوالی کوهستان بدخشان، چندین ولسوالی غزنی و فراه و ولسوالی دشت قلعه در تخار به دست مخالفین سقوط کرد، شهر کابل گواه حملات مرگبار انتحاری بود و مهاجمین انتحاری با موترهای شیشه سیاه تا دروازه های به شدت محافظت شده‌ی وزارت داخله رسیدند. هم اکنون به گفته‌ی وزارت دفاع جنگ‌ در تمام کشور جریان دارد و دولت قاطعیت و جدیت کافی در سرکوب مخالفین ندارد. میزان تلفات نظامیان در طول چهار سال گذشته بی‌سابقه بوده است و به همین شکل، نظامیان به شکل مرموزی کشته شده‌اند. کشتار نظامیان در قول اردوی شاهین، در شاه ولی کوت کندهار، در بدخشان و جاهای دیگر هنوز در اذهان عامه زنده است. شنبه‌ی این هفته، بعد از اعلام آتش‌بس بیش از هشتاد تن از سربازان اردوی ملی و خیزش‌های محلی در کندهار، هرات، کندز و سرپل کشته شدند. باشنده‌های کابل از مامور تا کسبه‌کار، از برگشت مصون‌شان به خانه مطمین نیستند و هر صبح با فامیل خود خداحافظی می‌کنند، گویا این آخرین خدا حافظی است. نظریات و مشکلات امنیتی باشند‌ه‌های ولایات کشور از شمال تا جنوب را بیشتر از هرکس دیگر آقای مرتضوی از طریق رسانه‌ها می‌شنود و در برابر آن روایت وارونه‌ای مبنی بر موفقیت دم و دستگاه حکومتی در رسیده‌گی به چالش‌ها، خلق می‌کند.  دست‌آوردهای امنیتی حکومت وحدت ملی قابل دفاع نیست و سفیدسازی ناکامی‌ها خاک به چشم مردم پاشیدن است. هیچ حکومتی از روی قوت با مخالفین آتش‌بس یکجانبه نمی‌کند، آتش‌بس یکجانبه نشانه‌ی خسته‌گی، ناگزیری و ضعف یکجانبه است. بن‌بست جنگ افغانستان به ساده‌گی شکسته نمی‌شود، هر دو طرف برای سال‌ها امکانات و نیروی کافی برای جنگیدن دارند. نقطه‌ی عطف زمانی به وجود می‌آید که یک طرف جنگ طرف دیگری را مانند منازعه‌ی طولانی سریلانکا نه از روی ضعف، صلح و آتش‌بس یکجانبه، که از طریق فشار نظامی سرکوب کند.

آقای مرتضوی در بحث «چرا حالا آتش‌بس؟» می‌نگارد که دولت طرفدار ادامه‌ی جنگ نیست، بنیاد تصمیم‌گیری حکومت برای آتش‌بس، پیشنهاد علما بوده و در هیچ برهه‌ای از تاریخ  صدای علما برای صلح و آتش‌بس بلند نبوده است. نمی‌دانم درحالی که بخش اعظم جنگ افغانستان زاده‌ی شرایط ناگوار داخلی و عوامل بر شمرده‌ی ناشی از بی‌عدالتی، نبود قانونیت و شرایط بد اقتصادی است، دولت در تداوم آن زمینه‌ها و بسترها دخیل است. قرار اطلاعات و شاهدین عینی نشست اخیر علما، فتوا طی یک چپتر از قبل تهیه شده و با مقدار پول ۱۰ تا ۲۰ هزار افغانی به علما تقسیم شد، از سخنران تا فتوا‌خوان، همه از قبل تنظیم شده، به صدا و خواست‌های ۳۰۰۰ تن از علمایی که در نشست حضور داشتند، به هیچ وجه اعتنایی صورت نگرفت و همه در عمل انجام‌شده قرار گرفته بودند.

برای افرادی که نه ملاعمر را می‌شناسند، نه به خلافت طالبانی باور دارند و به دلیل محرومیت‌ها، ناگزیری‌ها و فکتورهای داخلی به صفوف مخالفین پیوسته‌اند، فتواها برای تغییر ذهنیت و نه گفتن به جنگ نمی‌تواند مشوق لازم فراهم کنند.

آقای مرتضوی با طرح بحث حمایت منطقه‌ای و جهانی از صلح افغانستان می‌گوید که تلاش‌های صلح‌طلبانه‌ی افغانستان مورد حمایت منطقه‌ای و جهانی قرار دارد. نشست‌های پروسه‌ی کابل، نشست تاشکند و نشست‌های دیگر رسمی یا غیررسمی حاکی از علاقه‌مندی منطقه‌ای و جهانی برای زمینه‌سازی مذاکرات صلح است. کشورهای منطقه از امریکا  گرفته تا ایران، پاکستان، روسیه و چین خواهان صلح در کشور نیستند. رقابت‌های منطقه‌ای قدرت‌های بزرگ مانند امریکا، روسیه و ایران سبب ادامه‌ی جنگ در کشور شده است. طالبان دیروز یگ گروه منظم بودند، رهبری و برنامه‌های‌شان معلوم بود، اما امروز طالبان به دسته‌های مختلف مورد حمایت کشورهای مختلف تقسیم شده‌اند. نشست‌های کابل، مسکو وتاشکند بیشتر از این که به صلح افغانستان کمک کند، ابزار و دست‌مایه‌ی زورآزمایی‌های منطقه‌ای اند. کشورهای منطقه با برگزاری کنفرانس‌های صلح در مسکو، تاشکند یا جاهای دیگر با خوانش بیانیه‌های آرمانگرایانه دست‌آورد دیپلوماسی منطقه‌ای خویش را برجسته می‌کنند و بس. اجماع منطقه‌ای اساساً باید بعد عملی داشته باشد و بر روند کاهش جنگ و تسهیل پروسه‌ی صلح تأثیر مثبت بگذارد. مهمترین سوال این است که چرا منطقه به افغانستان صلح بیاورد و شکل‌گیری اجماع منطقه‌ای و جهانی در نبود یک اجماع فراگیر مل چه معنا دارد؟

هنوز در منطقه ذهنیت این که باید در افغانستان صلح شود و افغانستان منبع فرصت‌های اقتصادی باشد نه کانون بی‌ثباتی و جنگ، در میان سیاسیون و حلقه‌های تصمیم‌گیر به وجود نیامده است.

تاریخ منازعات طولانی افغانستان شاهد آتش‌بس‌های یکجانبه بوده است. در دوران تجاوز شوروی به افغانستان میان نیروهای شهید احمد شاه مسعود و نیروهای شوروی در دره‌ی پنجشیر آتش‌بس مؤقت صورت گرفت. آتش‌بس‌های مقطعی در دوران حکومت داکتر نجیب الله به وجود آمد که همه به سود مخالفین حکومت، آرایش نیروها، سوق و اداره‌ی فعال و بسیج منابع و تسلیحات از سوی مخالفین شده، موجب گسترش جنگ و تضعیف روحیه‌ی نیروهای دولتی می‌شد و ابهام در پذیرش رسمی اعلام آتش‌بس یکجانبه از سوی نیروهای مخالف، تجربه‌ی جدید دور باطل پنداشته می‌شود.

دیدگاه are closed.