دو اشتباه راهبردی که سرنوشت طالبان را دگرگون می‌کند

قیس‌احمد قادر آگاه روابط بین‌الملل

 شنبه هشتم سپتامبر ۲۰۱۹، دونالد ترمپ توافق‌نامه میان طالبان و خلیل‌زاد نماینده ویژه ایالات متحده برای صلح افغانستان را متوقف نمود و دیدار خود با رهبران طالبان و رییس‌جمهور افغانستان را که قرار بود در کمپ‌دیود برگزار شود را لغو کرد. ترمپ علت متوقف نمودن مذاکرات صلح و لغو دیدار خود را دست داشتن طالبان در حمله روز پنج‌شنبه بر شهر کابل که منجر به کشتن شدن یک عسکر امریکایی و ۱۲ شهروند افغانستان شده بود عنوان می‌کند.

 مذاکرات صلح میان ایالات متحده و امریکا حدود شش ماه طول کشید. حاصل این مذاکرات توافقی که بود که بر مبنای آن ایالات متحده در مدت ۱۴ماه از افغانستان به گونه تدریجی خارج خواهند شد و طالبان در این مدت مذاکرات را با گروه‌های سیاسی افغانستان به شمول حکومت افغانستان را برای تعیین نظام سیاسی آینده افغانستان آغاز نمایند. در برابر طالبان تعهد سپردن که پس از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان این گروه اجازه نخواهد داد که از افغانستان منافع ایالات متحده مورد تهدید واقع شود.

 هرچند مذاکرات میان طالبان و نماینده ویژه ایالات متحده تا آخرین روز مطابق میل طالبان پیش رفت. این مذاکرات طالبان را که در سال ۲۰۰۱ حامی تروریسم بین‌المللی معروف بودند به گروه سیاسی و اگر مذاکرات به ثمر می‌رسید به گروه آزادی‌بخش بدل می‌نمود در کنار آن این مذاکرات زمینه ملاقات و تبادل نظر نماینده‌گان طالبان با چهره‌های درشت سیاسی افغانستان را مساعد نمود و در موافقت‌نامه صلح میان طالبان و نماینده ویژه ایالات متحده تمام موارد دل‌خواه طالبان تسجیل گردید. باوجود موفقیت در مذاکرات، طالبان در جریان مذاکرات دو اشتباه راهبردی را مرتکب شدند که می‌تواند سرنوشت این گروه را دگرگون کنند.

 اشتباه اول راهبردی طالبان درک نادرست این گروه میان شکست و تسلیمی ایالات متحده بود. ایالات متحده هنوز قدرت اول نظامی جهان است بودجه سال جاری این کشور ۷۵۰میلیارد می‌باشد. آماده‌گی نظامی ایالات متحده برای کنترول جهان و رقابت با قدرت‌های نظامی نظیر روسیه می‌باشد. ایالات متحده هرچند هنوز هژمونی نظامی خود را در جهان حفظ کرده‌اند اما با توجه به تحولات بین‌المللی و نیز توانائی ارتش ملی افغانستان در دفاع از افغانستان، برنامه خروج نیروهای این کشور را از افغانستان در راستای کاهش مصارف نظامی این کشور در جهان در پیش گرفتند.

 اما طالبان فکر کردند توانستند این غول نظامی جهان را به زانو درآورند. موفقیت طالبان قبل از اینکه ناشی از توانی این گروه باشد مدیون عوامل جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی جامعه و سرزمین افغانستان است. در مدت هژده سال طالبان هرگز قادر نشده‌اند که به گونه مستقیم با نیروهای خارجی و اردوی ملی وارد جنگ شوند. حملات چریکی، ماین کنار جاده، موتر بمب، حمله گروهی تاکتیک‌های جنگی این گروه بوده است که نه تنها طالبان که هر گروهی نظامی را قادر می‌ساخت تا در برابر ارتش‌های متعارف به ایستد. علاوه بر آن میزان تلفات دو طرف در مدت بیش از هژده سال اصلاً قابل مقایسه نیست. مجموعه کشته‌گان امریکایی‌ها به چیزی در حدود به ۲۶۰۰ نفر می‌رسد در حالیکه میزان کشته‌گان طالبان به هزاران نفر می‌رسد. علاوه بر طالبان، جنگ جان صدها هزار شهروندان افغانستان را که طالبان ادعا رهبری مشروع آنرا دارد نیز گرفته است.

 ارتش امریکا در کارنامه خود شکست طالبان را در حالیکه در اوج قدرت بودند را در مدت کمتر از یک ماه دارد و این موضوع است که طالبان آن را نادیده گرفته‌اند. به همین خاطر ترمپ در توییت خود اذعان داشت که قادر است جنگ افغانستان را در مدت ۱۰روز تمام کند، طالبان بدون محاسبه توانائی و محدودیت‌های خود و ایالات متحده با این روحیه که برنده جنگ هستند وارد مذاکره شدند. این اشتباه سبب شد که این گروه حتی در آخرین روزهای که با ایالات متحده به توافق رسیدند دست از حملات خود بر ندارند تا باشد پس از صلح با قوت بیش‌تر و همانند فاتح وارد کابل شوند و نتیجه آن همین شد که ایالات متحده تمام رویاهای شش ماه طالبان را در یک توییت خود از بین ببرند.

 دومین اشتباه راهبردی طالبان، قمار این گروه با گروه‌های جهادی دیگر به ویژه القاعده بود. طالبان در موافقت‌نامه صلح خود تعهد کردند که اجازه نمی‌دهند منافع ایالات متحده از افغانستان مورد تهدید واقع شود. این موضوع معنی واضح قطع رابطه طالبان با سایر گروه‌های جهادی به ‌ویژه القاعده را داشت و در صورت اقتضا، نیازمند مبارزه طالبان با این گروه‌ها می‌باشد. طالبان از بدو تاسیس خود میزبان و حامی گروه‌های جهادی منطقه‌ای همانند حزب اسلامی ازبکستان و جهانی نظیر القاعده بودند. این گروه‌ها در کنار اینکه در پهلوی طالبان پناه‌گاه امن بدست آوردند، طالبان را نیز در رسیدن به اهداف‌شان یاری می‌نمودند. به ویژه القاعده. گروه القاعده از بطن تاسیس طالبان الی امروز بازوی ایدیولوژیک و نظامی طالبان بوده‌اند. وفاداری القاعده به طالبان سبب گردیده بود که ملا محمدعمر موسس و رهبر طالبان حاضر نشود به قیمت از دست دادن حکومت خود اسامه بن‌لادن رهبر القاعده را تسلیم ایالات متحده کند.

 اما هیات مذاکره‌کننده طالبان نه تنها که تعهد قطع رابطه با القاعده را سپردند بلکه متعهد شد که در صورت نیاز با این گروه خواهد جنگید، این در حالی بود که ایمن الظواهری رهبر فعلی سازمان القاعده در اوج خوش‌بینی مذاکرات طالبان با ایالات متحده با رهبری طالبان تجدید بیعت نمود. قطع رابط با گروه‌های جهادی منطقه‌ای و جهانی هرچند از نظر سیاسی به نفع گروه طالبان بود. چون این امر در شرایط فعلی طالبان را از فهرست گروه‌های تروریستی خارج و به عنوان یک گروه سیاسی معرفی نمود و در آینده می‌توانست سبب جلب حمایت‌های منطقه‌ای و جهانی شود اما از نظر ایدیولوژیک طالبان را با سوالات جدی مواجه کرده است. و فرضیه‌های را که از سوی داعشیان علیه این گروه ارایه می‌شد را ثابت نماید.

 از نظر داعشیان، طالبان یک گروه قومی-ملی است که از دین، جهاد و مجاهدین بخاطر به دست آوردن قدرت از دست‌داده‌ی‌شان استفاده می‌کنند. از نظر داعشیان طالبان هیچ‌گونه برنامه اسلامی-جهادی ندارد صرفاً می‌خواهند از جهاد برای به دست آوردن قدرت سیاسی و اهداف ملی خود استفاده کنند. موافقت طالبان با ایالات متحده بر سره القاعده، این دست‌آویز را برای داعشیان می‌دهد که علیه این گروه سوالاتی را مطرح کنند که طالبان چی اهدافی را دنبال می‌کنند؟ سیاسی و ملی؟ یا جهادی و اسلامی؟ اگر اهداف اسلامی دارند بر مبنای کدام منطق اسلامی به قیمت دوستی ایالات متحده و دیگر قدرت‌های غیر اسلامی رابطه خود با القاعده را قطع می‌کنند؟ و اگر اهداف ملی دارند پس جهادیان ایدیولوژیک هیچ جایگاه در میان طالبان ندارند!

بدون شک طالبان نخواهند توانست جواب قناعت‌بخش برای این سوالات داعشیان فراهم کنند. ناتوانی طالبان در ارایه پاسخ قناعت‌بخش به سوالات داعشیان، سبب می‌شود که یک بخش کلان طالبانی که صرفاً بر مبنای دیدگاه‌های ایدیولوژیک جنگ می‌کنند از این گروه جدا شده و با داعش بپیوندند. جدا شدن ایدیالوگ‌ها از طالبان، طالبان را از یک گروه جهادی به یک گروه صرفاً ملی تبدیل نموده و سبب ضعف و نابودی‌شان می‌گردد.

 در کنار اینکه طالبان از درون می‌پاشند، ایالات متحده در همکاری با حکومت افغانستان حملات خود را بر این گروه افزایش خواهد داد و به اندازه کافی این گروه را ضعیف خواهند ساخت. تا مذاکرات بعدی میان طالبان و ایالات متحده‌-حکومت افغانستان، بین دو دولت پیروز و یک گروه شکست‌خورده انجام گیرد. و در آن مذاکرات طالبان صرفاً دو هدف را دنبال کنند؛ اول به دست آوردن امتیازات سیاسی و دوم- به دست آوردن معافیت از تعقیب نهادهای جزایی بین‌المللی.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن