دو ماه در بند؛ آوان کودکی، روزگار شکنجه و فصل سرما

هما همتا

«پدر، روزگارم این‌جه خوش نیس‌. مره نجات بته.» این حرف‌های کودکی است که یونیفورم یکی از مکاتب خصوصی مزارشریف بر تن دارد و دست و پایش با زنجیر بسته‌ است. عبدالرووف، کودکی نه ساله‌ است که دو ماه پیش در شهر مزارشریف از سوی آدم‌ربایان ربوده شد. نوار تصویری ۲۸ ثانیه‌ای او دو ماه می‌شود که میان کاربران شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود.

حاجی محمدنبی،‌ پدر این کودک است. با صدای محزون که برخاسته از فراق فرزند است، می‌گوید که این رویداد روز یک‌شنبه ماه عقرب اتفاق افتاد. غم دوری پسرش به حدی بر او سنگینی می‌کند که حتا زمان دقیق این رویداد از یادش رفته است. عبدالرووف دانش‌آموز صنف چهارم در یکی از مکاتب خصوصی در شهر مزارشریف است. روز یک‌شنبه، ساعت ۶:۳۰ صبح، موتر مکتبی که رووف و خواهرش در آن درس می‌خواندند، به دنبال‌شان می‌آید. در مسیر رفتن به مکتب، چهار مردی که لباس نظامی بر تن دارند، موتر را متوقف می‌کنند. استدلال‌شان این است که در موتر ماین چسبکی جابه‌جا شده و آمده‌اند که پسر حاجی نبی را نجات دهند. همان روز خواهر کوچک رووف نیز با او بوده است. مردان نظامی رووف را سوار موتر خود‌شان می‌کنند. رووف تا امروز که دو ماه می‌شود، به خانه برنگشته است.

یک هفته بعد رباینده‌گان با محمدنبی تماس می‌گیرند و از او یک‌و‌نیم میلیون دالر در بدل رهایی پسرش درخواست می‌کنند. رباینده‌گان نواری تصویری را نیز با خانواده عبدالرووف شریک می‌کنند. در این نوار تصویری، رووف به پدرش التماس می‌کند که با پرداخت پول، او را از چنگ آدم‌ربایان نجات بدهد. چشم‌های او را بسته‌اند و کودک با صدای گرفته و ترسیده، التماس می‌کند که او را نجات دهد. پدرش این ویدیو را به امید جلب توجه مسوولان، در صفحات اجتماعی بارگذاری می‌کند تا باشد که کودک زودتر از چنگ رباینده‌گان آزاد شود. این ویدیو با موجی از اعتراضات روبه‌رو شد و کاربران این ویدیو را برای رهایی عبدالرووف همه‌گانی کردند.

رباینده‌گان دوباره با پدر تماس می‌گیرند و یک میلیون و ۷۰۰ هزار دالر دیگر تقاضا می‌کنند. بدین ترتیب آن‌ها با فرستادن نوارهای تصویری عبدالرووف، خانواده وی را شکنجه روحی می‌کنند. خانواده عبدالرووف که فراق کودک نه ساله‌شان را می‌کشند، در مواجهه با نوارهای تصویری و التماس کودک حیران می‌مانند.

پدر اما آرام نمی‌گیرد و  هر راهی را امتحان می‌کند تا شاید به آزادی فرزندش منتهی شود. محمدنبی و جمعی از بسته‌گانش روبه‌روی شورای ولایتی بلخ خیمه تحصن برپا می‌کنند، اما این کار نیز راه به جایی نمی‌برد و کودک هنوز در چنگ آدم‌ربایان است.

مادر عبدالرووف می‌گوید که حالش مناسب نیست. چگونه می‌تواند حال مادری خوب باشد که کودکش از آغوشش دور شده است؟ حالا که فصل سرما است و روزهای سرد زمستان، مادرش بیش‌ از هر زمان دیگری نگران فرزند است. مادر هر روز چشم به ‌راه خبر خوش از فرزندش است. رباینده‌گان اما با فرستادن نوارهای تصویری پی هم از عبدالروف، به اندوه او می‌افزایند.

خواهر رووف که در روز حادثه با برادرش بوده، نیز در وضعیت بدی به سر می‌برد. پدر می‌گوید که دخترش مدام گریه می‌کند و از روزی سخن می‌گوید که برادرش را ربودند.  به گفته محمدنبی، مسوولان برایش گفته‌اند که در تلاش رهایی پسرش هستند، اما هنوز که دو ماه از ربوده شدن او می‌گذرد، هیچ خبری از رهایی در دست نیست. مسوولان نیز می‌گویند که تلاش‌ها ادامه دارد و روزنه‌هایی برای رهایی عبدالرووف دیده می‌شود.

حالا که فصل سرما نیز رسیده‌، کسی نمی‌داند که حال و روز کودک چگونه است. از تصاویر به نظر می‌آید که کودک وضع خوبی ندارد و روزهای سختی را سپری می‌کند. این قضیه وارد سومین ماه شده است و خانواده رووف هنوز انتظار می‌کشد تا روزی این کودک نه ساله زنده و سالم به آغوش خانواده باز گردد.

دکمه بازگشت به بالا