امریکای مدنظر ترمپ

فردوس کاوش

ترمپ قصد دارد نیروهای امریکایی را  از افغانستان خارج کند. او به قول خودش از تمام جنگ‌های پایان‌ناپذیری که امریکا خودش را در آن‌ها دخیل کرده است، خارج می‌شود. ترمپ به نیروهای امریکایی مستقر در سوریه دستور عقب‌‍نشینی داده است. ترکیه با استفاده از این خلا به نیروهای کرد حمله‌ی نظامی را آغاز کرده است. هواپیماهای ترکیه به مناطق کرد‌نشین بمب می‌‍ریزند و نیروهای زمینی آن کشور به پیش روی در قلمرو کردنشین سوریه آغاز کرده‌اند. ترکیه کردهای سوریه را برای خودش تهدید تعریف کرده است و به همین دلیل به خودش حق می‌دهد که ارتش خود را به قلمرو آنان بفرستد. بسیاری از نظامیان و سیاست‌مداران امریکایی با خروج کامل نیروهای آن کشور از قلمرو کردنشین سوریه مخالف بودند و آن را خیانت به کردهایی می‌دانستند که در جنگ با خلاف داعش با ایالات متحده همکاری کردند. اما گوش ترمپ به این حرف‌ها بدهکار نیست. او می‌گوید ارتش امریکا نباید وظیفه‌ی پولیس جهانی را اجرا کند و مثلاً در قلمرو کردنشین سوریه مستقر باشد تا ترکیه به آن حمله نکند.

ترمپ بارها گفته است که نیروهای امریکایی در افغانستان هم نباید نقش پولیس را بازی کنند. احتمال آن وجود دارد که او مثل گورباچف عمل کند و نیروهای امریکایی را از افغانستان بیرون کند. مشکل این است که در سیاست داخلی افغانستان تنش‌های انتخاباتی چنان شدت گرفته است که کسی متوجه پدیده‌ی پیش‌بینی‌ناپذیری به نام ترمپ نیست.

ترمپ که شاید مشاوران تاریخ‌دان داشته باشد، گفت که ۱۰۰ سال است که کردها و ترک‌ها با هم درگیر اند و ایالات متحده نیاز ندارد در جنگ آنان ورود کند و موقف پولیس بگیرد. کردها مخالف داعش و دیگر اسلام‌گراهای هستند که واشنگتن آن را دشمن می‌داند. کردهای سوریه با جهادیسم جهانی ضد امریکا هم‌پیمان نیستند. کردها با سرسختی در برابر خلافت داعش دوشادوش نیروهای ویژه‌ی امریکا جنگیدند. از این بابت خیال امریکا راحت است. ترمپ می‌داند که کردها به هیچ صورتی دست اتحاد به داعش و القاعده دراز نمی‌کنند. کردهای مسلط در مناطق کردنشین سوریه ناسیونالیست‌هایی هستند که گرایش سوسیالیستی دارند. آنان هیچ نوع پیوند فکری و سازمانی با نیروهای اسلام‌گرا ندارند. ترکیه هم، دولتی است که خودش را متحد امریکا می‌داند. ترکیه عضو ناتو است. آقای جان بولتن مشاور امنیت ملی پیشین کاخ سفید که مدتی قبل کناره‌گیری کرد، ‌به این باور بود که رجب‌طیب اردوغان رهبر کنونی ترکیه     زمام‌داری است که آرمان‌های بلند بالا دارد و می‌خواهد امپراطوری عثمانی را زنده‌ کند. او اردوغان را برای نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم یک تهدید می‌دانست. جان بولتن در سخنرانی‌ها و نوشته‌های سال ۲۰۱۶ اش به صراحت در این مورد سخن گفته بود. ولی به نظر می‌رسد که ترمپ به این باور نیست.

ترمپ فکر می‌کند که ترکیه متحد امریکا است و مشکلی برای این کشور خلق نمی‌کند. ترمپ کردها و اردوغان را برای امریکا بی‌ضرر تشخیص داده است و فکر می‌کند که در جنگ میان آنان هر کسی که پیروز شود، برای ایالات متحده مشکلی خلق نمی‌شود. اما اسراییل متحد ایالات متحده در خاورمیانه هم با ترمپ هم‌نظر نیست. رییس حکومت اسراییل اعلام کرده است که او به کردها کمک خواهد کرد تا در برابر ارتش ترکیه ایستاده‌گی کنند. شاید او این طور تشخیص داده است که قدرت‌مند شدن بیش‌تر ترکیه‌ی اردوغان برای اسراییل مشکل ایجاد می‌کند. ترمپ گفته است که او صرف در صورت امکان، دیپلمات‌های امریکایی را می‌فرستد تا میان کردها و ترک‌ها میانجی‌گری کنند. او گفته است که گزینه‌ی تحریم اقتصادی ترکیه را هم مدنظر دارد. از سخنان ترمپ این طور معلوم می‌شود که او نقش خودش را از متحد کردها به میانجی‌گری که بین قلمرو کردنشین سوریه و ترکیه وساطت می‌کند، ‌تغییر داده است.

ترمپ همین سناریو را در مورد افغانستان هم دنبال می‌کرد. او سفیر خلیل‌زاد را فرستاده بود تا مشکل امریکا را با طالبان حل کند.  خلیل‌زاد می‌خواست از طالبان تضمین بگیرد که این گروه در صورت تضمین خروج نیروهای امریکایی با القاعده که دشمن امریکا است مبارزه خواهد کرد. اگر طالبان می‌پذیرفتند که با القاعده مبارزه کنند،‌ طالب دیگر از یک نیروی دشمن امریکا به نیرویی که متحد امریکا است، بدل می‌شد. در آن صورت طالب و حوزه‌ی جمهوری و قانون اساسی افغانستان هیچ کدام دشمن امریکا نمی‌بودند. روشن است که در وضعیتی که نه حوزه‌ی جمهوری و قانون اساسی و نه طالبان متحد دشمنان امریکا باشند، ‌ایالات متحده نیازی نمی‌بیند که از یکی در برابر دیگری حمایت کند. آن زمان به صورت خودکار ایالات متحده به یک میانجی بدل می‌شد. چیزی که ترمپ در مورد آن سخت حساسیت دارد استفاده از نیروی نظامی امریکا به عنوان پولیس جهانی است. ترمپ نمی‌خواهد که ایالات متحده به عنوان یک قدرت نظم‌دهنده در جهان عمل کند. ترمپ بارها گفته است که جاپان، عربستان و اروپا که ارتش امریکا در تامین امنیت خارجی کمک‌شان کرده است باید به ایالات متحده پول بپردازند. از دید ترمپ امریکای ابر دارای رسالت اخلاقی و مدافع ارزش‌های لیبرال و پرچم‌دار آزادی و الگوی دموکراسی،‌ هیچ معنایی دارد. برای او این مهم است که متحدان امریکا به این کشور در نقش یک کمپنی امنیتی قراردادی نگاه کنند و بابت خدماتی که عرضه می‌کند، ‌پول بپردازند. در داخل ایالات متحده هم ترمپ رهبری است که به اقشار ویژه‌ی جامعه‌ی امریکا توجه دارد. او خودش را مدافع منافع سفیدپوستان تحصیل نکرده و کارگری حساب می‌کند که نظم لیبرالی حاکم بر اقتصاد جهانی و الیت سیاسی واشنگتن به ضرر آنان عمل کرده است. او ایالات متحده را متعلق به همین گروه از مردم می‌داند و مخالفت سریع‌اش را با ورود مهاجران، خروج سرمایه از امریکا و مصرف پول امریکا در خارج از قلمرو این کشور برای حفظ نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم به صراحت ابراز می‌کند. ترمپ به این عقیده است که یک رهبر منتخب باید اتصال عاطفی با توده‌ها داشته باشد، ‌به حزب و سازمان ارزش ندهد، ‌خودش همه‌ی کارها را انجام دهد و به رسانه‌ها،‌ جامعه‌ی مدنی و تفکیک قوا وقعی نگذارد.

ترمپ بارها گفته است که نیروهای امریکایی در افغانستان هم نباید نقش پولیس را بازی کنند. احتمال آن وجود دارد که او مثل گورباچف عمل کند و  نیروهای امریکایی را از افغانستان بیرون کند. مشکل این است که در سیاست داخلی افغانستان تنش‌های انتخاباتی چنان شدت گرفته است که کسی متوجه پدیده‌ی پیش‌بینی‌ناپذیری به نام ترمپ نیست.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن