این روزها از اطرافیانم می‌شنوم که فلانی با مرد متأهل پول‌داری در ارتباط است. می‌گویند طرف زنش را دوست نداشته و زنش، زن خانه است… بی‌سواد است… اندامش خراب است… زشت است… بی‌سلیقه است… به خودش نمی‌رسد… و او حالا عاشق او شده و بسیار کنار هم خوش‌حال هستند و رابطه‌ی خوبی دارند.

خود را جای زنی می‌گذارم که درون خانه است. زنی غم‌گین، بی‌انگیزه که خودش را به دلیل بی‌تفاوتی‌ها و رفتارهای زشت مرد خانواده فراموش کرده است.

من زنان غم‌گین زیادی را می‌شناسم که برای این‌که توجه همسران‌شان را به خود جلب کنند، آرایشگاه می‌روند، لباس‌های زیبا می‌خرند، خودشان را آراسته می‌کنند و با نزدیک شدن زمان آمدن همسرشان به خانه، خانه و فرزندان را مرتب و تمیز می‌کنند و فضایی آرام را برای همسران‌شان ایجاد می‌کنند.

اما مرد، این مرد با آمدن به خانه این همه تلاش و تفاوت در خانه خودش را نمی‌بیند، چایش را می‌خورد و خود را با موبایل مصروف می‌کند و یا هم به بهانه خسته‌گی به رخت‌خواب می‌رود و هیچ حرفی میان زن و شوهر در مورد خودشان، فرزندان، کارها، اتفاقات، حس‌ها، دل‌تنگی‌ها، دوست‌داشتن‌ها و… رد و بدل نمی‌شود.

زن در درون خانواده در مواجهه با این گونه رفتارها از سوی همسر و تکیه‌گاهش امید و انگیزه شاد بودن را از دست می‌دهد.

برخی از دختران جوان و زیبا با داشتن فرصت‌های مناسب و بهتر به مردهای این چنینی، با برقراری ارتباط، آن‌ها را بیش‌تر تشویق به دور شدن از خانه و خانواده می‌کنند.

مردان با سپری کردن وقت و زمانی که متعلق به خانواده (زن و فرزندان‌شان) است، این زمان را در خیابان‌ها، رستورانت‌ها و سفرهای تفریحی با کس دیگری به سر می‌برند و از کانون سرد خانواده شکوه می‌کنند.

اما چیزی که برای من من‌حیث زنی که میان هر دو گروه قرار دارد مهم است، این است که زنان و دختران نباید قصر آرزوهای‌شان را بر روی زنده‌گی زنی که تمام امید و آرزویش زنده‌گی دو نفری و همسر و‌ فرزندانش است، بنا نمایند.

برای این دختران زمان و امکانات مهیا است تا فردی بهتر با شرایط بهتری را وارد زنده‌گی‌شان کنند؛ آنان می‌توانند تا جوان هستند درس بخوانند کار کنند و از لحاظ اقتصادی روی پای خودشان بایستند و خودشان را با مردی که متعلق به کسی دیگر است تباه نکنند.

ما زنان نیاز داریم برای کمک به هم و حس زیبای زن بودن‌مان کنار هم بایستیم و برای زن و دغدغه‌هایش بنویسیم و در عمل نشان بدهیم مرد متأهلی که می‌خواهد وارد رابطه دیگری شود، هیچ زیبایی برای زنان مجرد ندارد و جواب این‌گونه مردها به صورت صریح و روشن «نه» است.

بگذاریم مردهای متاهل به زنده‌گی‌شان برسند و تلاش کنند تا زنده‌گی لجنی که خودشان برای خودشان و خانواده‌شان ساخته‌اند را خودشان با تغییر در رفتار و کردار خودشان تصحیح کنند.

او مرد زنده‌گی کسی دیگر است و ما نباید آگاهانه وارد زنده‌گی او شویم. حضور ما در زنده‌گی این‌گونه مردان باعث می‌شود او با اعتمادبه‌نفس بیش‌تری از زن، فرزندان و زنده‌گی‌اش دورتر شود و هیچ‌گاهی متوجه اشتباهش نخواهد شد.

با صداقت و اطمینان کامل می‌گویم این گونه مردها قابل ترحم نیستند.

 

سمیرا سادات

 

Comments are closed.