سفرنامه اوزبیکستان؛ از سمرقند به سوی وطن

محمدحسین نیک‌خواه

بخش پنجم و پایانی

قرار بود در شهر تاشکند با امیرجان صبوری، آوازخوان مشهور و سابقه‌دار کشور، ملاقات کنم. با هماهنگی مهدی افشار، شماره تماس صبوری را گرفتم و با او در تماس شدم. از کودکی امیرجان صبوری را می‌شناختم و شاید هراتیان به دلیل هم‌ولایتی بودن با او، علاقه زیادی به آهنگ‌های او دارند.

شوق و اشتیاق فراوانی برای دیدار با آقای صبوری داشتم. با او تماس گرفتم و خود را معرفی کردم. دقیقاً همان روزی که من به شهر تاشکند رسیدم، او و گروهی از همکارانش برای ثبت ویدیوی یک آهنگ به یکی از مناطق تفریحی که حدود ۲۰۰ کیلومتر از تاشکند فاصله داشت، رفته بودند.

قرار شد آقای صبوری تا دو روز دیگر دوباره به تاشکند برگردد، اما از چانس بد من به دلیل گرمی هوا، اعضای گروهش تصمیم گرفتند یک هفته بمانند و به این ترتیب فرصت دیدار با او فراهم نشد. سرخورده و ناراحت از این‌که نتوانستم او را ملاقات کنم، از تاشکند راهی سمرقند شدم.

فیروز مشعوف برای برنامه‌ریزی این سفر زحمت زیادی کشیده بود، از گرفتن دعوت‌نامه و ویزه تا مهمان‌نوازی گرمی که از من و همراهانم در کابل کرد. او زمستان سال گذشته پیش از ما به اوزبیکستان رفته بود و به قول معروف در این کشور «راه‌بلد» بود و مردی را در سمرقند معرفی کرد تا ما را راهنمایی کند.

عزیز که ما او را عزیزاحمد صدا می‌کردیم، مردی بسیار مهربان و خوش‌اخلاق بود و خیلی زود با هم صمیمی شدیم. سرگذشت زنده‌گی او  جالب است و مردی دنیا‌دیده و سفر کرده است. از روسیه، ترکیه و امارات متحده عربی گرفته تا ایران و قزاقستان و قرقیزستان سفر کرده است.

عزیزاحمد از دوران نوجوانی کسب‌وکار و تجارت را در سمرقند آغاز کرد و با رشد کاروبارش، راهی امارات متحده عربی شد؛ اما از بد روزگار یکی از شرکای اقتصادی‌اش حدود ۵۰ هزار دالر پول مشترک آن‌ها را برداشت و فرار کرد. عزیز به کشورش بازگشت و از تجارت به راننده‌گی تاکسی روی آورد.

با همراهی او از بخش‌های تاریخی شهر سمرقند بازدید کردم. اولین مقصدمان مقبره اسلام کریموف، نخستین رییس جمهور اوزبیکستان، بود. مردی که پس از وفات در شهر زادگاهش سمرقند دفن شد و افراد زیادی از مقبره او بازدید می‌کنند.

مردم شهر سمرقند روایت می‌کردند که اسلام کریموف، استاد ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه بود و پس از مرگش، پوتین با سفر به شهر سمرقند، از مقبره او بازدید کرد و به رسم مردم اوزبیکستان، چهل روز کمرش را به نشانه عزاداری بست و سوگوار بود.

هرچند اسلام کریموف برای پیش‌رفت و ترقی اوزبیکستان تلاش زیادی کرده بود، اما در سال‌های پایانی عمرش به دلیل کهولت سن و بیماری نمی‌توانست کشورش را به خوبی مدیریت کند و دسته‌ای از مشکلات در سال‌های پایانی زمام‌داری او در اوزبیکستان رونما شد.

مردم اوزبیکستان علاقه زیادی به مسایل و مباحث سیاسی ندارند؛ حتا برخی آن‌ها نام سیاست‌مداران، وزیران و مقام‌های ارشد دولتی کشورشان را نمی‌دانند. وقتی از راننده‌گان تاکسی می‌پرسیدم کدام رییس جمهور بهتر است؛ کریموف یا میرضیایوف؟ پاسخ کوتاه بود: هر دو‌.

با وجود افزایش مشکلات اقتصادی، فساد و ناکارآمدی دولت در سال‌های پایان حکومت کریموف، اما او هم‌چنان در قلب بخشی از مردم اوزبیکستان به عنوان نخستین رییس جمهور کشورش جای دارد و بازدیدکننده‌گان مقبره کریموف، عکس‌های او را خریداری می‌کنند.

شوکت میرضیایوف، پس از رسیدن به ریاست جمهوری، اصلاحات گسترده‌ای در اوزبیکستان ایجاد کرد، جلو گسترش فساد را گرفت، اقتصاد کشورش را سروسامان داد و برای جلب سرمایه‌گذاری خارجی در بخش‌های گوناگون اقتصادی، قراردادهای بزرگی با کوریای جنوبی، ترکیه، چین و کشورهای عربی امضا کرد.


بیش‌تر بخوانید:

بخش اول- سفرنامه اوزبیکستان؛ از هرات تا بخارا

بخش دوم – سفرنامه اوزبیکستان؛ شب‌های دل‌انگیز بخارا   

بخش سوم – سفرنامه اوزبیکستان؛ این‌جا کسی به کسی کار ندارد

بخش چهارم – سفرنامه اوزبیکستان؛ تاشکند زیبا و کابل زخمی


یکی از مهم‌ترین اصلاحات میرضیایوف، باز کردن مرزهای کشورش به روی گردشگران خارجی است. خلاف سال‌های گذشته که شهروندان خارجی از سوی مأموران مخفی سرویس‌های امنیتی اوزبیکستان کاملاً زیر نظر بودند، حالا گردشگران به راحتی و بدون هیچ محدودیتی می‌توانند به این کشور سفر کنند.

برای ارایه خدمات بهتر به گردشگران در مناطق تفریحی و گردشگری، پولیس ویژه «توریست پولیس/ پولیس گردشگری» ایجاد شده و حکومت اوزبیکستان به رهبری شوکت میرضیایوف، تمام تلاش خود را به خرج می‌دهد تا این کشور را به یکی از قطب‌های بزرگ گردشگری در آسیای میانه و حتا آسیا بدل کند.

در کنار این، سهولت‌های زیادی برای سرمایه‌گذاران خارجی نیز فراهم شده است. ایجاد «مناطق آزاد سرمایه‌گذاری» مناطق ویژه‌ای که سرمایه‌گذاران در آن از پرداخت مالیات گمرکی معاف‌اند، یکی از بزرگ‌ترین سهولت‌ها برای جلب و جذب سرمایه‌گذاران خارجی است.

در میان سرمایه‌گذاران خارجی، شهروندان افغانستان هم در برخی شهرهای اوزبیکستان از جمله تاشکند و ترمذ، سرمایه‌گذاری کرده‌اند. یکی از بزرگ‌ترین کارخانه‌های تولیدی در شهر مرزی ترمذ، با سرمایه‌گذاری بازرگانان افغانستان ایجاد شده است.

در یک کلام می‌توان گفت که شوکت میرضیایوف با ایجاد اصلاحات گسترده سیاسی، امنیتی و اقتصادی و از همه مهم‌تر مهار فساد اداری و تبدیل کردن حکومت از یک نهاد ناکارآمد به نهادی مقتدر و کارآمد، وضعیت اوزبیکستان را کاملاً دگرگون کرده است.

یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای رییس جمهور اوزبیکستان در مهار فساد، برچیدن دامنه فساد از نهادهای امنیتی و پولیس است. بازداشت شماری از فرماندهان ارشد پولیس در ولایت‌های مهم و شهرهای بزرگ و مصادره تمامی اموال فرماندهان بازداشت شده و اعضای خانواده‌های‌شان، روشی بود که فساد را از ساختار پولیس تا حد زیادی کاهش داد.

شاید برنامه‌های اصلاحی اوزبیکستان در مهار فساد، بتواند الگوی مناسبی برای افغانستان باشد؛ البته اگر در اجرای آن همانند این کشور قاطعیت لازم وجود داشته باشد و روند مبارزه با فساد ابتدا از فساد‌پیشه‌گان بزرگ و دانه‌درشت آغاز شود و سپس به سایر قدمه‌های دولتی برسد.

پس از ۱۴ روز اقامت در اوزبیکستان، با تماشای کنسرت هنرمندان ایتالیایی و روسی در منطقه تاریخی ریگستان، تنها سه دقیقه قبل از حرکت قطار سمرقند ـ ترمذ، وارد قطار شدم و از سمرقند به سوی ترمذ حرکت کردم.

با وجود تمام امکانات رفاهی، امنیت، آسایش، آرامش و شهرهای زیبا و مدرن اوزبیکستان، بازهم دلم برای خرابه‌های کابل و گردوغبار خیابان‌های هرات تنگ ‌شده بود. حالا احساس می‌کردم که درد بی‌وطنی و هجرت، دردی بزرگ و تحمل آن کاری دشوار است.

در این ‌سوی رودخانه آمو، مردم نگران آینده‌ای نامعلوم هستند؛ نگران این‌که فردا چه خواهد شد؛ نگران این‌که با خروج از خانه دوباره زنده بر‌می‌گردند یا نه؛ نگران این‌که شاید در انفجار بعدی کابل خود یا یکی از اعضای خانواده‌شان کشته شود و از همه مهم‌تر نگران این‌که آیا طالبان دوباره بر افغانستان حاکم می‌شوند یا نه.

تمام این نگرانی‌ها و پرسش‌های بی‌جواب در ذهن من هم وجود داشت. با انبوهی از پرسش‌های بی‌پاسخ و نگرانی نسبت به آینده‌ای نامعلوم و شاید سیاه و تاریک، از روی پل دوستی عبور کردم و وارد خاک افغانستان شدم و به این ترتیب، سفر دو‌هفته‌ای من به اوزبیکستان، با دنیایی از خاطرات فراموش نشدنی، به پایان رسید.

دکمه بازگشت به بالا