هزاران افغانستانی در مسیر ایالات متحده امریکا؛ باید‌ها و نبایدهای مهاجرت

روح‌الله رووف، فعال امور پناهنده‌گان

همین اکنون که این سطور را می‌نویسم، هزاران تن از افغانستانی‌ها در بیرون از کشور منتظر سرنوشت پناهنده‌گی‌شان هستند. آینده این کتله عظیم بشری در هاله‌ای از ابهام است و ما نمی‌دانیم که کشورهای مقصد چه تصمیمی در قبال پرونده‌های پناهنده‌گی آنان خواهند گرفت. البته از قراین پیداست که کشورهای مقصد پذیرای این مهاجران تازه‌وارد خواهند بود؛ اما این‌که روند این پذیرش چگونه خواهد بود، بسته‌گی به مسایل فراوان دیگری دارد؛ از جمله قوانین پناهنده‌گی هر کشور میزبان، موضوع اسکان‌دهی مهاجران تازه‌وارد، رسیده‌گی به امور ابتدایی فردی یا خانواده‌گی مانند بیمه صحی، هزینه‌هایی برای شروع زنده‌گی یک فرد تازه‌وارد در جامعه و کشور جدید و موارد بسیاری دیگر که بحث آن در این مقال نمی‌گنجد. در این نوشته سعی بر این است تا مولفه‌های امکان اسکان‌گزینی یک مهاجر تازه‌وارد در جامعه امریکا، کشوری که متعهد است جمع کثیری از افغانستانی‌های بی‌جاشده را جا دهد، بررسی شود. بدون تردید بررسی تمامی مسایل مرتبط به پناهنده‌گی -حتا در ایالات متحده امریکا- در یک مقاله بعید است؛ اما تلاش می‌شود تا روشنی ضمنی برای آنانی‌که در شرف وارد شدن به این کشور هستند یا در آینده ممکن است در چارجوب یکی از برنامه‌های افغانستانی‌های در معرض خطر وارد ایالات متحده امریکا شوند؛ داده شود. بهتر است تأکید شود که این نوشته به هیچ عنوان منعکس‌کننده سیاست پناهنده‌گی ایالات متحده امریکا نیست و نیز در صدد آن نیست تا برای کسی به مثابه مشوره حقوقی دانسته شود. آن‌چه در این‌جا بحث می‌شود، اطلاعات عمومی و تجربیات شخصی نگارنده است؛ کسی که مدتی‌ است در امور مهاجران فعالیت دارد. از این رو، مسایل مطروحه در این سطور اهمیت حقوقی ندارد؛ ولی هنگام ورود به ایالات متحده امریکا و پروسه ادغام‌سازی در جامعه جدید و آغاز زنده‌گی در یک کشوری غیر از افغانستان، باید تا جایی‌که ممکن است، به آن فکر کنیم.

بی‌تردید فرد تازه‌وارد به نیت آغاز زنده‌گی مجدد در ایالات متحده امریکا با گرفتاری‌های فراوانی مواجه خواهد شد. فرد تازه‌وارد با تفکر جاه‌طلبانه وارد امریکا می‌شود و بالطبع توقع بلندی از دولت و نهادهای مددرسان در پروسه اسکان‌دهی و مراتب پذیرایی از این مهاجران تازه‌وارد دارد. موارد بسیاری وجود دارد که در ایالات متحده امریکا باعث رنجش یک مهاجر می‌شود. همه می‌دانیم که پناهنده‌گی در ‌نفس خود، پدیده جالبی نیست، به‌ویژه هنگامی که مهاجرت برای شما یک امر قهری و جبری بوده باشد. در این گونه مهاجرت، از این‌که فرد از گذشته احساس تاریکی دارد، دل‌نگرانی‌های زیادی -هم روحی و هم اجتماعی- با او همراه است. وضعیت شکننده و بغرنجی که ناشی از عدم درک درست پدیده‌های سراسر غریبی است که تا پیش از این، یک مهاجر حتا گمان مواجهه با آن را نداشته و اکنون بر سر راهش قرار گرفته است. او به ناچار باید با سماجت و البته بردباری و شکیبایی، آن‌ها را از سر راهش بردارد و به هدف رسیدن به شرایط ایده‌آل‌تر و بهتر قدم به جلو گذارد. یک مهاجر، یک فردی که از دل یک بحران بشری قدم به دنیای بیرون گذاشته است، نخست از همه به همدلی و درک شدن نیازمند است. لازم است تا با او صحبت شود و دوستانه حرف‌ها و دلهره‌هایی که دارد، شنیده شود. این‌ها مواردی است که سازمان‌های مددرسان، آن‌هایی که برای اسکان‌دهی مهاجران تازه‌وارد فعال‌اند، در دستور ابتدایی‌اش قرار دارد و ماموران این نهادها ملزم هستند تا این فرد بحران‌دیده را دریابد و به او اطمینان دهد. اطمینان از این‌که موارد الزامی در پروسه پناهنده‌گی شما -مواردی که سازمان‌های مددرسان ملزم هستند به آن رسیده‌گی کنند- به نحوی شایسته‌ای انجام می‌شود. لازم است از مهاجران شنیده شود که تصور‌شان از ایالات متحده چیست و چه میزانی از توقعات‌شان با آن‌چه در واقعیت امر وجود دارد، مطابقت دارد و این امری بسیار مهمی است؛ زیرا همان‌طوری که در بالا اشاره شد، بسیاری بنا بر فرضیات و روایت‌های گاه صحیح و ناصحیح توقعات غریبی از ایالات متحده امریکا در ذهن دارند که اغلب این فرضیات، گمانه‌ها و روایت‌ها با آن‌چه در واقعیت هست، در تعارض قرار دارد. از همین سبب است که به میزان بسیار بلندی از مهاجران مضطرب‌تر می‌شوند؛ چون آن‌چه در ذهن پرورانده‌اند با آن‌چه برایش توضیح داده ‌می‌شود، تفاوتش از زمین تا آسمان است. اغلب این گروه‌ها گمان می‌کنند که دولت ایالات متحده امریکا برای مدتی هزینه‌هایی مانند اجاره خانه، لوازم آسایشی منزل و امثال آن را متقبل می‌شود؛ در حالی که در واقعیت امر، این روایت ناصحیح است. روایت صحیح اما این است که دولت و نهادهای رسیده‌گی به امور مهاجران هزینه‌های کمی را برای آن‌ها در نظر گرفته‌اند. اجاره مسکن شامل برنامه‌های معیشتی مهاجران تازه‌وارد نیست و تضاد این دو روایت صحیح و ناصحیح اما سبب می‌شود تا فرد خود را مضطرب‌تر حس کند. هرچند نهادهای مددرسان همواره سعی‌شان بر این است تا روند اسکان‌دهی پناهنده‌گان را تسهیل کنند، با آن‌هم چالش‌ها بر سر راه پناه‌جویان امری نیست که به راحتی قابل سروسامان دادن فوری باشد و بدیهی است که نیاز به زمان دارد تا یک پناه‌جو روندی را بپیماید و به یک زنده‌گی نسبتاً مطمین‌تری برسد.

بی‌گمان که یک پناه‌جو نیازمند هرگونه همکاری و همیاری و همدلی است. چنین فردی، وحشت‌زده است و در این سرای غیرخودی از هر تعلقی بی‌نصیب شده است. خودش را گم می‌کند و ناصواب نخواهد بود اگر بگوییم یک پناه‌جو اول در فکر جستن خویشتن خویش است تا این‌که به فکر ابزاری برای زنده‌گی باشد. از این رو همه نهاد‌هایی که در زمینه پناهنده‌گی مشغول ارایه خدمات هستند، ماموریت نخست‌شان قبل از هر موضوع دیگری، همدلی با پناه‌جو است. مسأله‌ای که کمک می‌کند تا با یک فرد مهاجر ارتباط همدلانه‌‌ای برقرار شود و این راهی است که نهاد ارایه‌کننده خدمات و پناه‌جوی تازه‌وارد را به درک متقابل می‌رساند. برقراری چنین ارتباط ارگانیک برای یک امر حیاتی که عبارت از اعتماد باشد، لازمی است. ساختن اعتماد به معنای دیگر آن می‌تواند این باشد: پناه‌جویی که در جستن خویشتن خویش است، اکنون خویش را یافته است و آدرسی برای کشف معنای زنده‌گی در سرزمین جدید دارد. این ارتباط میان پناه‌جو و نهاد مددرسان بایستی معطوف به اعتمادسازی باشد و غیر این، مطلوب نهادهای مددرسان نیست. زیرا نهادهای مددرسانی که ماموریت بزرگ‌ترشان احترام ذاتی به کرامت انسانی و حقوق پناهنده‌گان است، الزاماً مامور هستند تا این حق برقرار شود و اعتمادی که قرار بود اعمار شود، عینیت پیدا کند. حال که پناه‌جو رابطه‌ای یافته است و خویشتن را باز جسته است؛ زمان مناسب برخورداری از تسهیلات برای آغاز زنده‌گی تازه‌اش در سرزمین غریب است. او نیازمند مأوایی برای آرامش و استراحت است و این حق از حقوق اولیه هر فرد است. در مرحله‌ای که پناه‌جوی تازه‌وارد نیاز به امکانات اولیه -آب، غذا، لباس و سرپناه- برای بقای خود دارد؛ حق او است که به نهادهای تنفیذ قانون دست‌رسی داشته باشد. حق دارد مسکنی برای استراحت و آرامش داشته باشد. حق دارد به پزشک و بیمارستان دست‌رسی داشته باشد. کشورهای متعهد به کنوانسیون وضعیت مهاجران (۱۹۵۱) این حقوق را در چارچوب تعهدات بین‌المللی باید به رسمیت بشناسند و برای فراهم‌سازی آن گام بردارند. از این رو دولت ایالات متحده امریکا به عنوان یکی از امضاکننده‌گان این کنوانسیون، هم در برابر جامعه بین‌المللی و هم پناه‌جویان، تعهد دارد تا  حقوق اولیه هر پناه‌جویی را در چارچوب قوانین بین‌المللی به رسمیت بشناسد و در این مسیر او را مدد رساند. به همین سبب، دولت ایالات متحده امریکا با نهادهای فعال در زمینه رسیده‌گی به امور پناه‌جویان موافقت‌نامه‌ای دارد که این نهادها را ملزم می‌کند تا در پرتو قوانین بین‌المللی و قوانین امور پناهنده‌گی ایالات متحده امریکا به پناه‌جویان رسیده‌گی کنند. این مقدار تعهد و چه بسا از این بیش‌تر از جانب ایالات متحده امریکا در امور پناهنده‌گان وجود دارد؛ اما اکثراً روندهای رسیده‌گی به پرونده‌های پناه‌جویان زمان‌گیر می‌شود و تا سال‌ها ادامه می‌یابد. امورات مربوط به اسکان‌دهی پناه‌جویان، به‌ویژه برای پناهنده‌گانی از نوع (Parolee) یک پروسه چالشی است که برای نهادهای مددرسان این روند تا سه ماه در نظر گرفته شده است. پناه‌جو از بدو ورود به ایالت مربوطه تا سه ماه تحت پوشش خدمات این نهادها قرار دارد و از خدمات ابتدایی برخوردار است. رساندن هزینه‌های کمکی، پی‌گیری درخواست و رساندن یارانه‌های دولتی مانند بیمه صحی، وجه نقد دولتی ـ ایالتی، یارانه غذایی یا (Food Stamp)، امورات خدمات صحی مانند معرفی پناه‌جو به مراکز درمانی برای معاینات عمومی، درخواست برای ردیابی کارت تامین اجتماعی (Social Security)، دریافت و تحویل کارت مجوز کار، معرفی پناه‌جو به دفتر مشاوره حقوقی پناهنده‌گی همان نهاد مددرسان و موارد دیگر، از جمله خدماتی است که دولت برعهده نهادهای مددرسان گذاشته است تا پناه‌جو از طریق این نهادها به آن دست یابند. نهادهای مددرسان عمدتاً برای ارایه همین خدمات که در بالا اشاره شد، موظف هستند. پناه‌جوی بی‌قراری که تا این مرحله چالش‌هایی را پشت سر گذاشته است، حال برای دریافت هر مقداری از خدمات درب نهاد مددرسان را دق‌الباب می‌کند. او بی‌قرار است تا هر چه زودتر مجوز کارش را تحویل بگیرد. ثانیه می‌شمارد تا کارت تامین اجتماعی (Social Security) به او برسد. دلهره دارد که چه زمانی پول یارانه دولتی‌اش را دریافت می‌کند. به فکر مصاحبه با مددکار اجتماعی محل زنده‌گی خود است تا به درخواستش برای بیمه صحی، وجه نقد دولتی ـ ایالتی و یارانه غذایی یا (Food Stamp) رسیده‌گی شود. نگران است که آیا در آینده از پس هزینه‌های بسیار سنگین زنده‌گی در ایالات متحده امریکا برخواهد آمد یا خیر. به این می‌اندیشد که پرونده پناهنده‌گی‌اش چه مسیری را خواهد پیمود و ده‌ها مسأله دیگری که ذهن و ضمیر پناه‌جو را فرا گرفته است. همه این‌ها توأم است با عدم درک متقابل، فهمیده نشدن و حتا با خشم و عصبانیت از نهاد مددرسان. نگارنده تا جایی که فهمش می‌رسد و خودش درگیر چنین مواردی بوده است، سعی کرده پناه‌جو را بفهمد و با او همدل باشد. همواره تا آن‌جایی که مقدور بوده، به پناه‌جو فرصت سخن گفتن داده و معتقد است که پناه‌جوی درمانده در این سرای عزلت و بی‌پناهی، محق است تا شنیده شود و حرفش را با یگانه پل ارتباطی خود با دولت بگوید. اما در کنار حق به جانب بودن‌ پناه‌جو، توصیه‌هایی را هم باید در نظر داشته باشد که در ذیل به آن پرداخته می‌شود.

پناه‌جویان، به‌ویژه آنانی که دارنده اقامت دوساله مشروط (Parolee) هستند، در نظر داشته باشند که نهادهای مددرسان، چه از نظر قانونی و چه از منظر حقوق بشری، در عرضه خدمات پیش‌قدم هستند و در این راستا از هیچ تلاشی دریغ نخواهند کرد. این نهادها قبل از این‌که هزینه‌بگیر دولت باشند، ارگان‌های غیرانتفاعی‌اند و تنها اصلی که از همه بیش‌تر به آن پای‌بند هستند، بشردوستی فارغ از هرگونه تعصبات است. از این لحاظ، برای پناه‌جویان توصیه می‌شود تا در گفتار و رفتارشان معتدل، صبور و محتاط باشند. ماموران نهادهای مددرسان به خوبی می‌دانند که شرایط پیش‌آمده وضعیت غیرعادی است و برآورده ساختن همه توقعات این حجمی از پناه‌جویان کار دشواری‌ است. با این‌که نهادها بی‌دریغ سعی می‌کنند تا سریع‌تر در قسمت امدادرسانی و عرضه خدمات به پناه‌جویان و نیز تسهیل روند ادغام پناه‌جویان به محیط جدید از همه پیشی بگیرند؛ اما شرایط غیرعادی چنین کار بلندپروازانه‌ای را حتا برای نهادهای مددرسان دشوار ساخته است. با درنظرداشت همه‌ گرفتاری‌های ساختاری و روانی، به کرات دیده شده است که پناه‌جویان بدون درنظرداشت شرایط بحرانی توقعات فراقانونی دارند و یا خواهان رسیده‌گی شبانه‌روزی مددکاران نهادهای مددرسان هستند. آنان شاید آداب اخلاقی ـ قانونی محیط جدید را خوب برنمی‌تابند و گمان‌شان طوری‌ است که تنها پناه‌جوی فلان نهاد مددرسان او هست. از این رو توقع دارد تا به صورت اختصاصی به او رسیده‌گی شود. نگارنده باورمند است که پناه‌جویان در ایالات متحده امریکا از حقوق برابر و یکسان برخوردار هستند، هیچ پناه‌جویی شایسته‌تر و برخوردارتر از پناه‌جوی دیگری نیست. برای همه چارچوب‌های معین حقوق بشری و قانونی رعایت می‌شود و قرار نیست کسی مهتر و یا کهتر باشد. پس لازم است پناه‌جویان در نخست روی چگونه‌گی تقویت‌ مهارت‌های لسانی، آداب فرهنگی – اجتماعی، دانش ابتدایی از قوانین پیرامونی و رعایت نظم شهروندی در جامعه متکثری چون ایالات متحده امریکا کار کنند. این‌ها اموراتی است که به یک پناه‌جو برای این‌که زودتر روی پای خود بایستد، کمک می‌کند و نیز برای مصونیت فردی پناه‌جویان لازمی‌ است. مطلوب است پناه‌جویان خصلت‌های قانون‌گریزی‌شان را پشت سر بگذارند و برای رعایت قوانین نافذ در ایالات متحده امریکا، خود و فامیلش را تعلیم دهند.

گام دیگری که یک پناه‌جو بایستی بردارد، این است که او خصلت صبوری و شکیبایی را در خود پرورش دهد و ظرفیت آن را در وجودش ارتقا بخشد. چون پروسه‌های پناهنده‌گی در ایالات متحده امریکا معمولاً زمانبر است و بلاتکلیفی عجیبی دل و دماغ پناه‌جو را می‌خورد. پس اگر پناه‌جویی برای انتخاب زنده‌گی مجدد، ایالات متحده امریکا را برگزیده است، بسیار معمول نیست که پروسه پناهنده‌گی او در کم‌ترین زمان تکمیل شود. از این رو صبوری و شکیبایی برای هر پناه‌جو بهترین انتخاب ممکن است.

دکمه بازگشت به بالا