نسل جوان باید ابتکار عمل را در میدان سیاست و نبرد به دست گیرد‌

خالد میرزایی

نیرو‌های امنیتی و دفاعی افغانستان حریم هوایی و زمینی کشور را از تجاوز و قانون‌شکنی محافظت می‌کنند، پس نباید قربانی و جان‌فشانی‌شان ابزاری برای کسب امتیاز چند سیاست‌گر شود. نسل جوان افغانستان بلندترین قربانی را برای عزت و حاکمیت افغانستان می‌پردازد و باید از این قربانی بی‌ریا حفاظت شود.

بر‌اساس آمار‌های رسمی که دولت افغانستان نشر کرده است، از شروع حکومت وحدت ملی تا اکنون دست کم ۴۵۰۰۰ انسان در صفوف نیروهای امنیتی و دفاعی کشور به شهادت رسیده‌اند. از این شمار، بخش بزرگ آن سربازان ارتش، پولیس و امنیت ملی‌اند که از نگاه رده‌بندی سنی هر‌سرباز بین ۲۰ تا ۴۰ سال عمر دارد. کم‌تر ملتی در دنیا متحمل قربانی به این بزرگی شده است و هر‌انسان با‌وجدان باید در مقابل عظمت این قربانی زانو بزند و خم شود. وقتی این قربانی بزرگ را نسل جوان افغانستان در میدان‌های نبرد علیه تروریسم و تجاوز پاکستان می‌پردازد، پس چرا چند موسپید سیاست‌گر در میز مذاکره بالای خون آن‌ها معامله کنند؟

در این شکی نیست که هر‌جنگی را روزی پایانی است و راه معقول و همه‌پسند برای انسان‌ها، زنده‌گی  متمدنانه و زیستن در فضای صلح است. جنگ برای بقا یک راه است، اما تنها راه نیست. به ویژه در حال حاضر که دنیا رو به پیشرفت است، جنگ می‌تواند جلو توسعه و پیش‌رفت انسان‌ها را بگیرد. اما گاه همین جنگ تنها راه حل است و انسان‌ها ناگزیر‌اند برای تأمین عدالت و صلح نسبی، گزینه جنگ را برگزینند. متأسفانه امروز افغانستان در چنین موقعیتی قرار گرفته است که برای دفاع از ارزش‌ها، حاکمیت، استقلال و در نهایت رسیدن به توسعه، ناگزیر است با گروه‌های تروریستی دست‌پرورده‌ی بیگانه بجنگد تا از موارد فوق محافظت کند.

بار اصلی جنگ را نسل جوان افغانستان که متعلق به طبقه اجتماعی نادار جامعه است، بردوش می‌کشد. کم‌تر خانواده‌‌ای را در افغانستان می‌توان سراغ کرد که به‌نحوی قربانی جنگ‌های تحمیلی چند دهه با تروریسم نباشد. در سوی دیگر این ماجرا شماری از به اصطلاح سیاست‌مداران مهر‌ه‌درشت هستند که در مهمان‌خانه‌ها و کازینو‌های سیاسی این کشور و آن کشور با سرنوشت میلیون‌ها انسان معامله کنند. نسل جوان آن عده از رهبران را از خود می‌دانند که صدای‌شان را به گوش دنیا و حامیان تروریسم بین‌المللی می‌رسانند؛ این‌که کشتار بی‌گناهان را بس کنید و از صف آن‌ها در میز مذاکره دفاع نکنید. این نسل، آن‌هایی را که رهبران خود‌خوانده و جلالت‌مآبان ریاکار‌اند، از خود نمی‌داند.

افغانستان در آتش جنگ می‌سوزد و متأسفانه این آتش برای عده‌ای گرمی می‌آورد و اکثریت را می‌سوزاند. آن‌هایی که در هر‌طرف هستند، در واقع با هیچ طرف نیستند و قابل اعتماد مردم نیز نخواهند بود. بهتر است صلح و جنگ را به دولت افغانستان واگذار کرد، چون نماینده مردم افغانستان است و نسل جوان برای بقای این نظام و دولت و زیر پرچم آن قربانی می‌دهد، نه به تاس مردان نیکتایی‌پوش، ریش‌بلند، عمامه‌دار یا کلاه به سر.

بیایید به کودک یک سرباز نیروی امنیتی و دفاعی افغانستان لحظه‌ای فکر کنیم. پدرش در جنگ با تروریسم جان خود را از دست داده است، او، برادر و خواهر یتیم و مادر بیوه‌اش هرشب با چشمان باز به دروازه‌ی خانه خیره می‌شوند تا کی دوازه باز شود و پدر با صدای بلند نام کوچک‌ترین عضو خانواده را فریاد زند و هیجان پدر آمد، پدر آمد! بر فضای خانه مستولی شود و دلهره‌ی خانم زیر هیبت مرد جوان خانه بشکند و فضا گرم و صمیمی شود. آیا صلح‌طلبانی که دولت و مردان مبارز نیرو‌های امنیتی و دفاعی افغانستان را دور زده‌اند، به این فکر کرده‌اند؟

حالا بحث این است، وقتی کسانی به عنوان رهبر، سیاست‌مدار، بزرگ، جهادی، چپی و راستی همه این ملت، ارزش‌ها و خون آن را نادیده می‌گیرند تا امتیازی را به طریق یا وسیله‌ای به نام خود رقم بزنند، نسل جوان، پاک و تحصیل‌کرده و سیاست‌گر کشور منتظر چیست؟ چرا وارد میدان نمی‌شود؟ شما فرصت دارید تا خود را برای مردم افغانستان ثابت سازید، پس منتظر چه هستید؟ هم‌قطار و هم‌نسل تو در صفوف نیرو‌های امنیتی و دفاعی کشور قربانی می‌دهد، باید تو این جسارت را داشته باشی که از عرق‌ریزی و خون هم‌نسل خود در میدان سیاست دفاع کنی. اگر نسل جوانان در برهه‌ای از تاریخ تساهل، تسامح، تغافل و ترس پیشه کنند و از حق هم‌نسل خود دفاع نکنند، بی‌هیچ تردیدی تاریخ افغانستان درباره‌شان سخت قضاوت خواهد کرد.

– رسالت نسل جوان  دفاع از دولت، حاکمیت و قانوان اساسی افغانستان است.

– نسل جوان باید با قوت جلو رهبران ناکام، فاسد و نادان ایستاده شود و خود را برای مردم افغانستان به اثبات رساند.

– دوام و قوام دولت به نفع عام مردم و نسل جوان است، نه آن‌هایی که در بی‌نظامی تولد یافته‌ و بزرگ شده‌اند.

از این رو باید نسل جوان در میدان نبرد و سیاست ابتکار عمل را به دست گیرد و تاریخ‌تیر‌شده‌های سیاسی را اجازه مانور ندهد.

 در حال حاضر افغانستان از دید امنیتی و سیاسی در یک تنگنا قرار دارد و عبور از این وضعیت اندکی دشوار ولی ممکن است. این جوانان افغانستان هستند که تصمیم می‌گیرند که امروز برای فردای خویش کار کنند یا دیگران آن‌ها را آینده‌ی افغانستان خطاب کنند که چنین آینده‌ای بدون در دست داشتن ابتکار عمل، سرابی بیش نخواهد بود.

بنابراین اگر ناکام‌های سیاسی کماکان به سنگ‌اندازی و بی‌اعتبار‌ساختن دولت بنا بر روایت بیگانه در افغانستان ادامه دهند و مانع رسیدن افغانستان به یک دولت مقتدر و با‌صلابت شوند، آینده کشور هم‌چنان تاریک خواهد بود. نیاز امروز افغانستان، رسیدن به اجماع ملی، دفاع از پرچم کشور، دفاع از ارزش‌های نوین و ایجاد صف واحد است، نه افتادن به دامن دشمن، تضرع و چاپلوسی برای معافیت از خشم دشمن. پس خواست ما از نسل جوان افغانستان ـ اعم از دختران و پسران ـ این است که بیایید زیر چتر پرچم افغانستان از کشور خود دفاع کنیم. بیایید روایتی ایجاد کنیم که اکثریت حاشیه‌ای جامعه افغانستان به متن بیایند و ناکاره‌های متن به مردم افغانستان بابت عمل‌کرد ناکام گذشته‌ی‌شان پاسخ دهند. این نسل جوان است که از هم‌قطاران خویش در صفوف نیرو‌های امنیتی و دفاعی کشور دفاع کنند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن