واژه‌‌ی صلح به مثابه سکه‌‌ی بخت افغانستان برای پایان جنگ!

‌خبیر حکیمی، خبرنگار و کارشناس ارشد روابط‌‌ بین‌المللی

مقدمه:

آن‌چه هویدا است، همه‌ی مردم افغانستان خواستار صلح و پایان جنگ‌اند و رسیدن به این پدیده در زنده‌گی‌شان به بزرگ‌ترین آرزو مبدل شده است. اکنون که تلاش‌ها برای آغاز گفت‌و‌گوهای رسمی صلح میان دولت افغانستان و گروه طالبان در دوحه‌ی قطر جریان دارد، دولت افغانستان بر موضع خود مبنی بر حفظ نظام جمهوریت و دست‌آوردهای ۱۹ سال پسین مردم افغانستان تأکید می‌کند، اما طرف طالبان از ایجاد دولت اسلامی حرف می‌زند، ولی تاهنوز تعریف آشکاری از چگونه‌گی ساختار دولت اسلامی از سوی طالبان شنیده نشده است.

واضع نشده ‌که دولت اسلامی طالبانی همان امارت اسلامی بیست سال قبل‌شان است که مبتنی بر دساتیر خشن، لت‌وکوب در محضر عام، امتناع از حقوق اولیه انسانی، اجتماعی و سیاسی زنان، گذاشتن ریش به گونه‌ی اجباری‌، بریدن دست و پای مرتکبان به جرایم جنایی، دُره زدن و در نهایت سنگ‌سار و سر بریدن است یا چیز دیگری؟ پرسشی است که وضاحت برای آن تاکنون از سوی این گروه داده نشده است.

گفت‌وگوهای صلح میان افغانان برای مردم افغانستان توام با خوشی و نگرانی است. خرسندی و شادی مردم افغانستان از بابت ختم جنگ، قتل، ترور، وحشت و دهشت چهل سال و نگرانی‌شان به دلیل امکان از دست دادن دست‌آورد‌های ۱۹ سال گذشته است.

در این مقاله روی چالش‌ها، فرصت‌ها، نگرانی‌ها و عوامل اثرگذار در فرایند صلح افغانستان پرداخته شده است.

گفت‌و‌گوهای صلح دوحه؛ فرصتی طلایی

تلاش‌های هیات مذاکره‌کننده‌ی دولت افغانستان در قطر برای آغاز رسمی مذاکرات میان افغانان، فرصتی مناسب برای گذاشتن نقطه‌ی پایان به جنگ و رسیدن به صلح است، اما این هیات باید نهایت تلاش کند تا از پلت‌فرم مشخص برای رسیدن به صلح با حفظ نظام جمهوریت و دست‌آورد‌های دو دهه پسین استفاده درست کند.

با توجه به این‌همه خوش‌بینی‌ در مذاکرات پیش‌رو اما این مذاکرات با انبوهی از اختلاف نظرهای دو طرف به ‌همراه است؛ اما چشم امید بر این است که مذاکره در نفس خود باید راه‌گشایی برای اختلاف‌نظرهای دو طرف میز باشد و نباید این فرصت از دست برود و تفکر ادامه جنگ و خشونت برای امتیازگیری و پیروزی وجود داشته باشد؛ آن‌چنانی که مقوله‌ای در ادبیات جنگ و صلح است که «هر جنگی را پایانی است.»

همان‌گونه که در روز افتتاحیه‌ی مذاکرات صلح در دوحه از سوی دولت افغانستان مطرح شد، در جنگ هیچ برنده‌ای نیست و در صلح هیچ بازنده‌ای، و به همین دلیل باید در گفتار و رفتار هر دو طرف از ادبیات جنگ نه، بلکه از ادبیات صلح استفاده شود.

در حال حاضر چالش بزرگ فرا‌راه مذاکرات، دوام خشونت‌ها است. بدون تردید ادامه خشونت، بالای مذاکره می‌تواند تاثیر منفی بگذارد و اولویت کنونی این است که گروه تماس دو طرف باید هرچه زودتر آجندای مذاکرات را نهایی و مذاکرات را به گونه رسمی آغاز کنند.

اولویت برای آغاز گفت‌وگوهای رسمی دو طرف

برای اعتمادسازی دو طرف در میز مذاکره باید طالبان به آتش‌بس تن بدهند و نباید جنگ و خشونت فضای مذاکرات را خدشه‌دار بسازد. اعلام آتش‌بس سراسری، تغییر در نگاه گروه طالبان را نشان می‌دهد و فضای مذاکره و گفت‌و‌گو را بهتر و قابل اعتماد می‌سازد.

طالبان با اعلام آتش‌بس سراسری ثابت بسازد که تغییری در ایدیولوژی طالبان به میان آمده است و واقعاً برای پایان جنگ و تامین صلح سراسری فکر می‌کنند. اگر خشونت‌ها از سوی این گروه ادامه داشته باشد و آن‌سو هم مذاکرات صلح آغاز شود، این گفت‌و‌گو‌ها در یک فضای بی‌اعتمادی به پیش خواهد رفت و برای رسیدن به صلح اثرگذار نخواهد بود.

پیام تازه‌ی دونالد ترمپ

ایالات متحده امریکا پیام جالب و تازه‌ای دارد. دونالد ترمپ، رییس جمهور ایالات متحده امریکا، به تازه‌گی اظهار کرد که طالبان «سخت» و هوشیار اند.

این گفته‌های دونالد ترمپ پیام دو‌پهلو دارد. تفسیر نخست پیام ترمپ این می‌تواند باشد که رییس جمهور امریکا به دنبال کسب رضایت طالبان و تن دادن این گروه به یک نتیجه نسبی از مذاکرات صلح است و می‌خواهد  مذاکرات صلح را به یک نتیجه نسبی مطلوب برساند تا دست‌آورد خوبی برای انتخابات آینده ریاست جمهوری باشد.

تفسیر دومی که از پیام تازه‌ی ترمپ می‌توان داشت، این است که رییس جمهور امریکا به گونه‌ای نشان داد که طالبان سرسخت بر موضع خود ایستاده‌اند. دونالد ترمپ به ‌نحوی خواست به دولت افغانستان این پیام را برساند که طالبان از موقف خود کوتاه نخواهند آمد و دولت افغانستان باید در مذاکرات روبه‌ور در دوحه از خود انعطاف‌پذیری لازم را داشته باشد تا باشد که افغانستان هم به یک توافق صلح نسبی کوتاه‌مدت دست پیدا کند و ترمپ هم از این دست‌آورد به عنوان کارت برنده‌‌ی انتخاباتی در انتخابات سال جاری میلادی استفاده موثر کند.

نیاز به اجماع بازی‌گران منطقه‌ای در فرایند صلح افغانستان

یکی از نیازهای مبرم و جدی در پروسه صلح افغانستان در دوحه، حضور و اجماع مناسب بازی‌گران منطقه‌ای در گفت‌و‌گوها است. حضور کشورهای منطقه مثل روسیه، ایران، عربستان سعودی، پاکستان و… در روند صلح افغانستان، خیلی مهم و حیاتی است. هرچند همواره از اجماع این کشورها در روند صلح کشور سخن گفته می‌شود، اما هنوز هم نگرانی از همکاری و اجماع درست کشورهای منطقه در فرایند صلح افغانستان پا‌برجا است. بخشی از این نگرانی‌ها هم با توجه به قراین درست و به ‌جا است. همان‌گونه که معلوم است، در روز افتتاحیه‌ی مذاکرات صلح در دوحه وزیران خارجه روسیه و ایران حضور نداشتند و این مورد کاملاً جدی و معنادار بود؛ به این معنا که در این اواخر رابطه ایران و روسیه با قطر و ایالات متحده امریکا به تیره‌گی گراییده و حضور‌نیافتن وزیران خارجه این دو کشور این پیام را می‌رساند که ایران و روسیه از این روند چندان خوش نیستند و به ‌نحوی از آن حمایت نمی‌کنند.

به همین‌گونه پاکستان هم کشوری است که شک و گمان‌های زیادی از صداقتش در این روند وجود دارد. بنابراین دولت افغانستان تلاش کند که به نحوی توجه کشورهای منطقه را در پروسه صلح افغانستان جلب کند تا رسیدن به صلح و پایان جنگ در کشور، ساده‌تر شود.

حرف آخر

بدون تردید روند صلح افغانستان با نگرانی‌ها، چالش‌ها و فرصت‌های زیادی به همراه است، اما دولت افغانستان و گروه طالبان در واقع با یک آزمون بزرگ‌ روبه‌رو اند که این آزمون می‌تواند نقطه‌ی پایان به جنگ چهل‌ساله در کشور باشد. در کل با داشتن یک مکانیزم مشخص و حساب شده از سوی دولت افغانستان در میز مذاکرات و شکل‌گیری اجماع مناسب کشورهای منطقه و تلاش گام‌به‌گام در مذاکرات صلح می‌تواند امید‌بخش برای پایان جنگ و رسیدن به صلح باشد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن