توقف جنگ باید دایمی باشد

به اجرا درآمدن آن‌چه که مرحله‌ی آزمایشی «کاهش قابل ملاحظه‌ی خشونت» خوانده می‌شود، مورد استقبال گسترده قرار گرفته است. از این‌که خطر قتل و کشتار کاهش یافته است، مردم خوشحال‌اند. از پیام‌هایی که جهت‌های مختلف مخابره کردند، این طور استنباط می‌شود که این مرحله‌ی آزمایشی بدون خشونت و کشتار فراوان سپری خواهد شد. نوعی احساس امنیت روانی پس از اعلام «کاهش قابل ملاحظه‌ی خشونت» در جامعه دیده می‌شود. مردم احساس می‌کنند که احتمال کشته شدن‌شان کاهش یافته است و با اطمینان خاطر از خانه بیرون می‌شوند. در هفته‌های گذشته وقتی کسی از خانه‌اش بیرون می‌شد، اطمینان نداشت که زنده به خانه برمی‌گردد یا نه، ولی در این دو روز این امر در شهرهای بزرگ به نحوی محقق شده است. در برخی از ولایت‌ها مردم با برگزاری جشن از این شبه‌آتش‌بس استقبال کردند.

این استقبال نشان‌دهنده‌ی آن است که مردم افغانستان از جنگ و کشتار خسته‌اند و آرزوی بزرگ‌شان ختم، جنگ، توقف کشتار و برقراری آرامش است. مردم آرامش و ثبات امنیتی می‌خواهند. این آرزوی مردم افغانستان وقتی به واقعیت عینی و ملموس بدل می‌شود که همه‌ی جهت‌ها به آتش‌بس دایمی توافق کنند. نیروهای امنیتی افغانستان با آتش‌بس دایمی مشکلی ندارند. دو سال قبل حکومت یک آتش‌بس چند روزه را به اجرا گذاشت. حکومت باری به صورت یک‌جانبه هم آتش‌بس اعلام کرد، اما از طرف طالب‌ها استقبال نشد. اگر طالبان به واقع خودشان را مردم این سرزمین می‌دانند باید به توقف خشونت تن دهند. همه‌ی قدرت‌های بزرگ، حکومت و نیروهای سیاسی حاضر اند با گروه طالبان در مورد شراکت آنان در اداره‌ی کشور مذاکره کنند. طالبان با ایالات متحده هم در حال مذاکره و توافق‌اند. نیروهای بین‌المللی هم گفته‌اند که در صورتی که جنگ متوقف شود، نیازی به حضور آنان در افغانستان نخواهد بود. بنا بر این هیچ بهانه‌ای برای تشدید جنگ و اصرار بر دوام خون‌ریزی برای طالبان وجود ندارد.

در آتش‌بسی که در جولای ۲۰۱۸ برقرار شد، برخی از جنگ‌جویان طالبان با رسانه‌ها مصاحبه کردند و در آن از آرزوی‌شان برای ختم جنگ یاد کردند. مصاحبه‌های آنان نشان می‌داد که جنگ‌جویان عادی این گروه که اهالی دهکده‌های افغانستان هستند، نیز از جنگ خسته‌اند و خواستار توقف خشونت و خون‌ریزی هستند. این طور نیست که تنها مردم شهرها و خانواده‌های نیروهای امنیتی از جنگ خسته باشند، حتا جنگ‌جویان عادی طالبان که قربانی اصلی فعالیت‌های این گروه هستند نیز از دوام جنگ خسته‌اند. رهبران طالبان زیاد مشکل ندارند. آنان در شهرهای بزرگ پاکستان و کشورهای عرب‌زبان در مکان‌های امن نشسته‌اند و نمی‌توانند رابطه‌ی ذهنی و عاطفی با جنگ‌جویان روستایی‌شان در داخل کشور برقرار کنند. این رهبران حتا در رهایی زندانیان هم به انس حقانی و فرزندان خودشان اولویت می‌دهند. آن قدری که برای رهایی انس‌ حقانی اصرار می‌شد، برای رهایی جنگ‌جویان عادی نمی‌شود. این امر نشان‌دهنده‌ی تفاوت طبقاتی در صفوف و رهبری طالبان است. رهبران آنان اگر به واقع می‌خواهند بخشی از افغانستان آینده باشند و به آن‌چه که در نیویارک‌تایمز نوشته‌اند، باور دارند، باید به آتش‌بس سراسری، جامع و دایمی رضایت بدهند.

بحث تقسیم قدرت و تعدیل قانون اساسی و نوع نظام، مسایلی است که روی آن می‌توان ماه‌ها بحث کرد ولی چیزی که مردم عام از آن رنج می‌برند، دوام خشونت و کشتار است. مردم عام افغانستان می‌خواهند که در قدم اول جنگ متوقف شود و تضمین داده شود که جنگ دیگر برای ابد متوقف است. اگر جنگ متوقف نشود، مردم عام به روند حل سیاسی که قدرت‌های بزرگ برای راه افتادن آن کار می‌کنند، مشروعیت نخواهند داد. هر روندی نیاز به مشروعیت دارد. مردم به روندی مشروعیت می‌دهند که سود آن را به چشم سر ببینند و با گوشت و پوست حس کنند. اگر جنگ متوقف شود و تضمینی وجود داشته باشد که دوباره از سر گرفته نمی‌شود، مردم عام به روند حل سیاسی مشروعیت خواهند داد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن