امریکا جنگ با القاعده را به طالبان اجاره داد

فردوس کاوش

ایالات متحده‌ی امریکا در بدل خروج نیروهایش از افغانستان جنگ با القاعده را به طالبان اجاره داده است. فشرده‌ی مفاد سندی که سفیر خلیل‌زاد از جانب امریکا با طالبان امضا کرد، همین است که واشنگتن نیروهای خودش را از افغانستان خارج می‌کند و طالبان وظیفه‌ی مبارزه با القاعده و دشمنان اسلام‌گرای امریکا را به دوش می‌گیرند. تعهد امریکا برای خروج نیروهایش از افغانستان در سندی که با طالبان امضا کرده است، ‌بسیار روشن است. در آن سند در مورد زمان خروج مرحله‌وار نیروهای امریکایی موارد بسیار مشخص ذکر شده است. طالبان هم در این سند به روشنی تعهد داده‌اند که به القاعده اجازه‌ی فعالیت در مناطق زیر کنترل‌شان را نمی‌دهند و اعضای سازمان‌شان را از همکاری با القاعده و دیگر جهادیست‌های مخالف امریکا باز می‌دارند. این تعهدات به وضوح نشان‌دهنده‌ی آن است که طالبان وظیفه‌ی مبارزه با القاعده را قبول کرده‌اند. اما مکانیسم این مبارزه و نقش ایالات متحده در آن در سندی که خلیل‌زاد و مولوی عبدالغنی برادر امضا کردند، بسیار واضح نیست. رسانه‌های امریکایی و بارنت روبین افغانستان‌شناس امریکایی نوشته‌اند که موافقت‌نامه‌ی امریکا و طالبان حداقل چند ضمیمه‌ی محرم دارد که در یکی از آن، مکانیسم مبارزه‌ی طالبان با القاعده و نقش ایالات متحده در آن توضیح داده است. هنوز روشن نیست که کی ضمیمه یا ضمایم محرم موافقت‌نامه‌ی امریکا و طالبان عمومی می‌شود. طالبان با آن که یک جنبش اسلام‌گرای تندرو است، ‌اما سابقه‌ی معاملات محرمانه با جهت‌های مختلف دارد. به طور مثال در سال ۱۹۹۵ یک هواپیمای روسی و خدمه‌ی آن که اسیر طالبان بودند، ‌از میدان طیاره‌ی قندهار به سمت آسیای میانه پرواز کرد. در آن زمان طالبان گفتند که خدمه‌ی این هواپیما به بهانه‌ی ترمیم، طیاره را فعال کردند و دزدانه آن را به پرواز درآوردند و فرار را بر قرار ترجیح دادند. ولی بعداً روشن شد که «فرار» این هواپیما در نتیجه‌ی یک معامله صورت گرفته است.

برخی از افرادی که در دوران حکومت طالبان با آنان همکار بودند، نوشته‌اند که القاعده در زمان حاکمیت طالبان از خاک ایران استفاده‌‌ی ترانزیتی می‌کرد. روشن است که این امر بدون معامله‌‌ی پنهانی ایران و طالبان ممکن نبود. طالب‌ها در آغاز از جهادیست‌های سنی مخالف حکومت ایران حمایت کردند، ‌اما بعداً تلاش کردند که این جهادیست‌ها برای ایرانی‌ها در مناطق سنی‌نشین ایران مشکل ایجاد نکنند و در مقابل، ایرانی‌ها از عملیات‌های سبوتاژی در مناطق زیر کنترل طالبان دست کشیدند. این معامله را طالبان هیچ وقت به اطلاع عموم نرساندند. احمد رشید در کتابی که در مورد جنبش‌های جهادیستی آسیای میانه نوشته است از معامله‌های پنهانی حرکت اسلامی اوزبیکستان، طالبان و استخبارات روسیه در زمان طالبان پرده برداشته است. حتا شماری مدعی‌اند که «فرار» اسماعیل خان والی سابق هرات از زندان طالبان، نتیجه‌ی یک معامله بوده است. در آن زمان این معاملات تاکتیکی بود ولی این بار به نظر می‌رسد که رهبران طالبان به امریکایی‌ها تعهد استراتژیک داده‌اند که افراد و دسته‌های مرتبط به القاعده را خواهند کشت. به تعبیر دیگر طالبان جنگ با القاعده و دشمنان جهادیست امریکا را از واشنگتن اجاره گرفته‌اند، همان طوری که برخی از فرماندهان و رهبران نظامی دیگر پس از ۱۱ سپتامبر جنگ با طالبان و القاعده را از ایالات قرارداد گرفته بودند.

این امر تغییر کلان را در افکار طالبان نشان می‌دهد. طالبانی که حکومت‌شان را فدای القاعده کردند، ‌امروز به ایالات متحده تعهد می‌دهند که با این سازمان مبارزه می‌کنند. تعهد طالبان مبنی بر مبارزه با القاعده نشان‌دهنده‌ی آن است که شورای کویته دیگر داعیه‌ی القاعده را مشروع نمی‌داند. طالبان در گذشته پیوسته می‌گفتند که جنگ مقدس بر ضد «نامسلمانان صلیبی و کلیمی» تا قیامت ادامه خواهد یافت و آن را با متون دینی مستند می‌کردند. ولی به نظر می‌رسد که دیگر رهبران این گروه به الهیات جنگ ابدی با نا مسلمانان صلیبی و کلیمی باور ندارند. طالبان به صورت تلویحی با امضای این سند با امریکا قبول کرده‌اند که آنان در گذشته حامی دشمنان ایالات متحده بودند و حال از حمایت آنان دست می‌کشند. سوالی که شاید در آینده در ذهن جنگ‌جویان عادی طالبان خطور کند این است که چرا رهبران این گروه پس از ۱۱ سپتامبر چنین تعهدی به امریکا ندادند و به آن عمل نکردند؟ در آن زمان هم امریکا چیز بیش‌تر از این از طالبان نمی‌خواست. شاید عده‌ای بگویند که اسامه بن‌لادن و ایمن‌الظواهری ملامحمد عمر را فریب دادند و به او در مورد طراحی هسته‌های هامبورگ و کولالامپور القاعده برای حمله به امریکا چیزی نگفتند. اگر این ادعا درست باشد باز هم سوالی را که طرح شد، حل نمی‌کند. القاعده یک سال پس از سقوط طالبان به طراحی حمله‌ی تروریستی ۱۱ سپتامبر به هدف کشاندن پای امریکا به افغانستان اعتراف کرد. اما ملامحمد عمر و دیگر پدران بنیان‌گذار طالبان، هیچ‌گاه داعیه‌ی القاعده را نکوهش نکردند. برعکس، این القاعده بود که طالبان را برای شورش مجدد در سال ۲۰۰۴ تغذیه‌ی فکری کرد و مبانی ایدیولوژیک حمله‌های انتحاری را به آنان یاد داد. اما امروز گروه طالبان قبول کرده است که در نقش متحد ایالات متحده عمل کند و با القاعده بجنگد.

ولی به رغم این تغییر یک صد و هشتاد درجه‌ای در روابط با القاعده، ‌طالبان برای افغانستان یک حکومت مستبد غیر انتخابی می‌خواهند که از آن به حکومت اسلامی تعبیر می‌کنند. آنان ظاهراً می‌خواهند تفسیر تندروانه‌ی خودشان از شریعت را به افغانستان تحمیل کنند، ‌اما دیگر با القاعده هم‌پیمان نباشند. افکار طالبان ظاهراً در جهتی که مطلوب منافع امنیتی ایالات متحده تغییر کرده است، اما هنوز در داخل افغانستان مخالف هر نوع حرکت رهایی‌بخش و پیش‌روانه است. در سندی که ایالات متحده با طالبان امضا کرده است، واشنگتن قول داده است که «حکومت اسلامی پس از مصالحه» را در افغانستان به رسمیت می‌شناسند و بعد از آن حکومت، تعهد مبارزه با القاعده را می‌گیرد. در آن‌جا به لزوم انتخابی بودن آن حکومت تاکید نشده است. نگرانی نیروهای پیش‌رَو و دموکراسی‌خواه افغانستان و مجموع شهروندان جمهوری در حال حاضر این است که در بدل تعهد طالبان به مبارزه با تروریسم، به این گروه دست باز داده شود تا هر حرکت پیش‌روانه را به نام این که با شریعت در تضاد است، سرکوب کند. روشن است که بحث نوع نظام سیاسی در مذاکراتی که طالبان با هیات جمهوری اسلامی افغانستان دارند، مطرح خواهد شد. تمام نیروهای سیاسی افغانستان با آن‌چه که طالبان برای دیار می‌خواهند، ‌مخالف‌اند.

توافق طالبان و ایالات متحده همان پیش‌بینی‌ها را تحقق بخشید که بر مبنای آن چهارمین مداخله‌ی نظامی غرب در افغانستان به بن‌بست می‌رسد و کشورهای غربی پس از دریافت یک امتیاز سیاسی مهم، شکست نظامی را می‌پذیرند و نیروهای‌شان را خارج می‌کنند. به نظر می‌رسد که تعهد طالبان برای مبارزه با القاعده و ارتقای این گروه تا سرحد شریک امریکا، همان امتیاز سیاسی مهمی است که واشنگتن به آن دست یافته است. نگارنده هم این وضعیت را نوعی تکرار تاریخ می‌بیند. معامله‌ی امریکا و طالبان به معامله‌ی سال ۱۸۴۳ هند بریتانیایی با امیر دوست محمدخان می‌ماند. ولی با وجود واقعیت، افغانستان کنونی با افغانستان قرن ۱۹ و حاکمیت طالبان بسیار تفاوت دارد. طالبان این تفاوت را در مذاکراتی که به آن گفت‌وگوهای میان‌افغانی می‌گویند احساس خواهند کرد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن