طالبان در مسیر ۲۰ سال قبل می‌روند

امین کاوه

آموزش و تحصیلات عالی از دستاوردهای مهم دو دهه گذشته افغانستان به حساب می‌آید. در این مدت، یک نظام فروریخته آموزشی احیا شد، تلاش‌های گسترده در عرصه کمیت و کیفیت آموزش و پرورش صورت گرفت، میلیون‌ها دانش‌آموز به مکتب رفتند و کارهای ارزش‌مندی در عرصه بهبود نصاب تعلیمی و ایجاد مکاتب جدید انجام یافت. حضور پررنگ علاقه‌مندان آموزش، امیدهای فراوانی خلق کرد. علاوه بر نهادهای آموزشی و تحصیلی دولتی، نهادهای خصوصی توسعه یافت و میلیون‌ها دانش‌آموز و دانشجو مصروف فراگیری دانش شدند.

متاسفانه با سقوط نظم جمهوری، یک‌شبه همه‌چیز دگرگون شد، به‌گونه‌ای که وضعیت معارف و تحصیلات عالی در حال حاضر نگران‌کننده است. براساس ارقامی که از طرف نهادهای مسوول ارایه شد، نزدیک به نیم دانش‌آموزان و دانشجویان را دختران و زنان تشکیل می‌دادند. با تسلط طالبان بر افغانستان، بیش‌تر مکاتب و دانشگاه‌ها از نیروی انسانی خالی شد که تداوم چنین وضعیتی پیامدهای ناگوار در کشور برجا می‌گذارد.

طالبان در حاکمیت قبلی‌شان زنان را به‌گونه کامل از رفتن به مکتب و دانشگاه محروم کرده بودند. در آن زمان، نظام آموزشی و تحصیلی تا حدود زیادی فلج‌ شده بود. اکثر کادرهای دانشگاه‌ها کشور را ترک کرده بودند و شمار زیادی از آنان هیچ‌گاه به وظایف‌شان برنگشتند. این‌ کار ضربه بسیار ناگواری بر پیکر نظام تحصیل و آموزشی در کشور وارد کرده بود.

پس از سقوط حکومت وقت طالبان، تلاش‌ها در سطح ملی و بین‌المللی برای ایجاد نظام آموزشی و تحصیلی پویا انجام یافت. حکومت‌های گذشته پیوسته این دستاورد را به رخ مردم و جامعه جهانی می‌کشیدند و از آن به‌عنوان برگ برنده حکومت‌داری استفاده می‌کردند. طالبان اما با تسلط مجددشان بر کشور، با وجود نمایاندن نشانه‌های تغییر، راهی را رفتند که ۲۰ سال قبل پیموده بودند. متاسفانه تاکنون کار قابل ملاحظه‌ای در زمینه بازگشایی دروازه‌های این نهادها به روی زنان انجام نداده‌اند.

این در حالی است که آموزش و پرورش یکی از مولفه‌های توسعه انسانی در هر کشوری شمرده می‌شود. نظام سیاسی که به مشروعیت و توسعه می‌اندیشد، بهترین اقدامات و برنامه‌هایش را روی آموزش و تحصیل متمرکز می‌کند؛ زیرا جوامعی به توسعه و ثبات می‌رسند که درک درست و منطقی از توانایی‌ها و استعدادهای نیروهای انسانی داشته باشند. نظام توسعه‌محور و مشروعیت‌طلب همیشه نقش زنان و مردان جامعه را بدون درنظرداشت تبعیض در نظر می‌گیرند و از ظرفیت‌ها و استعدادهای آنان به‌گونه هم‌سان استفاده می‌کنند.

پیش از ارگ‌نشینی طالبان، ادعاهایی وجود داشت که گویا آنان تغییر کرده‌، روش‌های نوین دولت‌داری و واقعیت‌های عصر کنونی را درک کرده‌‌اند و با نظام آموزشی و تحصیلی برخورد سطحی و افراطی نمی‌کنند، اما در عمل چنین نشد. دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها را به روی زنان بستند و چنین برخورد، ضربه‌ای شدید و جبران‌ناپذیر بر روند آموزش و تحصیل در کشور وارد کرده است. طالبان به‌تازه‌گی دست به اقدام غیرمترقبه دیگر نیز زدند. آنان به مکاتب هدایت دادند که همه دختران بدون سپری کردن روند آموزش و امتحان، ارتقا کنند؛ چنین‌ سطحی‌نگری در عرصه دانش، نشان‌دهنده بی‌توجهی طالبان به آموزش و پرورش در کشور است و یک بار دیگر امیدهای نسل نوین افغانستان را به یأس بدل می‌کند.

طالبان اگر سودای حکومت‌داری در سر دارند، باید با مردم افغانستان مسوولانه برخورد کنند. آنان باید زمینه حضور همه شهروندان را بدون در‌نظرداشت جنسیت در همه عرصه‌ها، به‌ویژه دانش، فراهم سازند. باید شکاف‌های اجتماعی را از بین ببرند، بسترهای توسعه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و تجاری را مساعد کنند و مبانی دینی آموزش و تحصیل زنان را که عاری از جنسیت‌زده‌گی است، به‌گونه جدی در نظر گیرند.

افغانستان در حال حاضر به‌لحاظ مولفه‌های دولت ـ ملت مدرن، فاقد یک نظم سیاسی مشروع است؛ زیرا طالبان تاکنون مشروعیت ملی و بین‌المللی را ‌کسب نکرده‌اند. آنان یک نظم سیاسی ۲۰ ساله را ساقط کرده‌ و بر کشور حاکم شده‌اند. طالبان به‌تازه‌گی در تلاش به رسمیت شناخته شدن از سوی جامعه جهانی‌اند. این در حالی است که جامعه جهانی نیز از آنان خواسته است که حقوق زنان را به رسمیت بشناسند و زمینه حضور مجدد آنان را در نهادهای آموزشی و تحصیلی بدون قیدوشرط فراهم کنند.

بنابر‌این، باید سفارش‌های جامعه جهانی را در قبال آموزش زنان نادیده نگیرند، ارزش‌های حقوق بشری را نقض نکنند، قانون‌مداری را در پیش گیرند و به‌سان یک نظام قانون‌مدار عمل کنند. به هر اندازه‌ای که زنان از آموزش، تحصیل و کار محروم شوند، به همان پیمانه افغانستان عقب‌گرد را تجربه می‌‌کند. در نتیجه فقر گسترش می‌یابد و مرگ‌ومیر کودکان بیش‌تر می‌شود. هم‌چنان بی‌سوادی بر سایر چالش‌ها در کشور می‌افزاید. سرانجام ترک تحصیل امیدهای یک نسل را به یغما می‌برد، فرار مغزها به فرهنگ بدل می‌شود و بر سیل آواره‌گان می‌افزاید.

برعکس، مشارکت زنان در عرصه‌ آموزش و دانش که متضمن‌ جامعه مرفه، عدالت‌محور، توسعه‌طلب است، مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی را افزایش می‌دهد. این کار از فرار مغزها جلوگیری می‌کند و شهروندان را نسبت به آینده امیدارتر می‌سازد.

طالبان باید آگاه باشند که پیامدهای محرومیت زنان از آموزش و تحصیل، بسیار سنگین است. آنان به همین دلیل و ده‌ها دلیل دیگر، هیچ‌گونه مشروعیت در سطح ملی و بین‌المللی ندارند. خیره‌سری‌ها سرانجام فرصت تبارز را از آنان می‌گیرد و باورها را نسبت به روش حکومت‌داری‌شان می‌شکند. اقدامات ناسنجیده در قسمت آموزش، تحصیل و سایر آزادی‌ها، مسبب فقر و بی‌سواد بزرگ در جامعه می‌شود و سرانجام طالبان را در آزمون حکومت‌داری ناکام می‌سازد.

دکمه بازگشت به بالا