صدای خاموش جوانان در مذاکرات صلح

سید‌قدرت‌الله نبی‌زاده

در کنفرانس بن، تمامی طرف‌های درگیر در جنگ‌های داخلی برای ایجاد حکومتی واحد توافق کردند. تنها دو گروه مخالف حکومت که طالبان و حزب اسلامی بود، در این توافق سهیم نشده و به مخالفت‌شان ادامه دادند. چندی قبل حزب اسلامی افغانستان نیز از طریق پروسه صلح به مخالفت با حکومت پایان داد و تنها گروهی که تا هنوز به صلح نپیوسته است، طالبان است.

امروز بیش‌تر از هر‌زمانی، بحث صلح در اولویت قرار دارد و همه‌ی مردم افغانستان خواهان خاتمه دادن به جنگ و خون‌ریزی‌اند. حکومت افغانستان، حامیان بین‌المللی آن، کشور‌های همسایه و مردم افغانستان همه و همه در تلاش تأمین صلح پایدار هستند. در این راستا، پیشنهادات و خواست‌های مشخص و معین از سوی طرف‌های مذاکره‌کننده، حکومت، احزاب سیاسی، رهبران جهادی، زنان، رسانه‌ها و وکلای پارلمان، از آدرس‌ها و تریبون‌های مختلف ارایه گردیده است، اما خواست‌های مشخص و پیشنهادات معین از سوی جوانان تا هنوز مطرح نشده است.

در نخست باید تعریف از جوانان داشته باشم. جوان در جوامع و کشورها، تعاریف مختلف دارد. بر‌اساس پالیسی ملی جوانان، جوانان به کسانی اطلاق می‌شود که در سنین بین ۱۸ الی ۳۵ سال باشند. در این تعریف، به کمیت توجه شده، اما از لحاظ کیفی و این‌که این گروه اجتماعی دارای چه نقش‌ها، ایده‌ها و آرمان‌ها برای آینده هستند، اشاره‌ای نشده است. در تعریف جوان، نه تنها موضوع محدوده سنی، بلکه صحت و تحصیلات که دال بر کیفی بودن و مؤثریت جوانان در حال و آینده است، نیز در نظر گرفته شود. دید کلی سن، صحت، تحصیلات، توانایی‌های علمی و حرفوی برای تغییر مثبت و سازنده جهت پیشرفت و تعالی کشور، باید موجود باشد.

حالا که مذاکرات صلح به نقطه حساس رسیده و عملاً جلسات متعددی در مسکو و قطر در این زمینه برگزار گردیده است، جوانان نه خواست مشخص دارند و نه آدرس مشخص. این گروه اجتماعی در ناهماهنگی و فقدان انسجام به سر می‌برند. بعضاً برخی از جوانان از طریق رسانه‌های صوتی و تصویری به صورت انفرادی خواستی را طرح می‌کنند. رسانه‌ها نیز با برگزاری کنفرانس‌ها و میزگرد‌های متعدد، تلاش کرده‌اند تا صدای جوانان را به گوش مذاکره‌کننده‌گان صلح برسانند، اما این صداها تأثیر چندانی نداشته است.

گرچه نهاد‌ها و انجمن‌های متعددی به نام جوانان فعال‌اند، اما تا هنوز هیچ‌گونه صنف مشخص مانند اپوزیسیون حکومت از سوی جوانان تشکیل نشده است. عدم موجودیت این صنف، باعث شده که بین جوانان انسجام و هم‌صدایی به وجود نیاید. جوانان در این راستا هیچ‌گونه اقدام جدی نداشته‌اند و حکومت نیز  خواست‌های آنان را دست‌کم گرفته است. برای مشخص کردن اهداف، خواست‌ها و خطوط سرخ، نیاز است مدعیان جوان، طرح و آدرس مشخص داشته باشند. در غیر این صورت، این پراکنده‌گی و عدم انسجام، باعث دور انداختن خواست‌های جوانان در مذاکرات صلح خواهد شد.

گفته می‌شود که در حدود ۶۰ فیصد از نفوس کشور را جوانان تشکیل می‌دهند و امروز جوانان به چندین بخش تقسیم شده‌اند: کسانی که  بی‌سواد و کارگر عادی‌اند، کسانی که در حال تحصیلات در مقاطع مختلف‌اند، عده‌ای که از دانشگاه‌ها فارغ شده ولی بیکار‌اند و تعدادی که کارمند حکومت و نهادهای خصوصی یا در خدمت رهبران سنتی‌اند. این گونه وضعیت، به نفع آینده نیست. حال اگر قبول کنیم که تصمیم امروز بر آینده تأثیر دارد، آینده‌ی خوبی در پیش نخواهیم داشت. در این مقطع، تعهد به یک‌پارچه‌گی جوانان، نیاز اساسی است.

نظام مردم‌سالار، قانون اساسی، حقوق اساسی، حقوق بشر، حقوق زنان، آزادی بیان، رسانه‌های آزاد، آزادی شغل، حق مسکن و آزادی فکر و اندیشه خطوط سرخ خوانده شده‌‌، اما این خواست‌ها از سوی هیچ طبقه‌ای از جامعه کتباً به عنوان خطوط سرخ مشخص و مطرح نگردیده است.

برای توحید و تدوین اهداف، آرمان‌ها، خطوط سرخ و خواست‌های مشخص و معین جوانان، نیاز است نهادی مشخص در این زمینه ایجاد گردد تا آدرس واحد ساخته شود و بعد از آن، جوانان گردهم آمده و خواسته‌های‌شان را مطرح کنند. در غیر آن، آینده‌ای که رقم زده می‌شود، ممکن خواست‌های جوانان در آن در نظر گرفته نشود. در نتیجه، آن‌چه که برای آینده تصمیم گرفته می‌شود، تصمیمی است که نسل جوان و صاحبان آینده‌ی افغانستان در آن نقشی ندارند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن