حکومت سوء‌تفاهم‌ها

علی حمیدی

«سوء‌تفاهم» را شاید بتوان یکی از «کلید‌واژه‌های» طالبان در توضیح و توجیه رفتار خشن و خارج از معیار این گروه با مردم افغانستان دانست. پس از تسلط طالبان بر افغانستان که خود می‌تواند ناشی از یک «سوء‌تفاهم» باشد، سخنگویان و ایدیولوگ‌های طالبان بارها به سر‌وقت «سوء‌تفاهم» رفته‌اند تا رفتار غیرمعمول، خشن و معوج افراد خود را توجیه کنند و یا توضیح بدهند. اگر افراد تفنگ‌ به دست طالبان در ایست‌های بازرسی دختر و یا پسر جوانی را در کابل به رگبار بسته‌اند، سخنگویان طالبان آن را «ناشی» از «سوء‌تفاهم»ی عنوان کرده‌اند که بین قاتل و مقتول به وجود آمده است. اگر مخالف و یا خبرنگار آزادی به بند کشیده شده است، باز هم طالبان آن را ناشی از سوء‌تفاهم خوانده‌اند. حکومتی که بنیاد آن بر ستون «سوء‌تفاهم» نهاده شده است.

سوء‌تفاهم معنای متداولش شاید «کژ‌فهمی» و «بدفهمی» باشد، اما «ترس و بیم»، «درک نکردن»، «بدگمانی و ظن» و «عدم اطمینان» نیز معناهای متناسبی است که برای آن برشمرده است. به این معنا طالبان در «حکومت‌داری» در «سوء‌تفاهم» هستند. یکی از خاستگاه‌های حکومت‌های توتالیتاریتر و تمامیت‌خواه «ترس» یا هم «سوء‌تفاهم» است. طالبان همه نشانه‌های یک حکومت تمامیت‌خواه را دارند. حکومتی که براساس «سوء‌تفاهم» آدم می‌کشد و حکومتی که از شهروندان «انسان‌زدایی» می‌کند و از کشتن و شکستن باکی ندارد. چنین حکومتی، بنیادش ترس است و هدف غایی آن غلبه بر این «سوء‌تفاهم (ترس)» از طریق تلاش برای نظارت کامل بر همه امور و حتا زنده‌گی فردی و خصوصی شهروندان است. کشتن و گرفتار کردن نیروهای امنیتی پیشین و خلع و برکناری بی‌سبب کارمندان دولت پیشین، نیز ریشه در سوء‌تفاهم دارد و برای اثبات تمامیت‌خواهی حکومت طالبان شواهدی محکم است. این ترس و سوء‌تفاهم تا جایی است که یک امر انسانی «عفو» را به کمندی برای انتقام‌گیری تبدیل می‌کند و به بهانه‌ همین نام صدها نظامی و کارمند پیشین و مخالف رای و نظر جریان حاکم، به رگبار بسته می‌شوند. این «سوء‌تفاهم» مرز و حدی ندارد و به محض ایجاد، می‌تواند فاجعه بیافریند. حتا افرادی که بخشی از آن‌ها از کنترل نیز خارج‌اند، می‌توانند سوء‌تفاهم ایجاد کنند و انتقام بگیرند. سوء‌تفاهم طالبانی تاکنون در موارد بسیاری با برچسب‌هایی نیز همراه بوده است تا به‌درستی بتواند کار خود را بکند.

سوء‌تفاهمی که رفتار طالبان را توضیح می‌دهد، «عدم اطمینانی» است که سراپای رژیم را فرا گرفته است و شاید برای حاکمان رعب‌آور باشد. این سوءتفاهم برای مردم ویرانگر است. حاکمانی که مردم را «بد» می‌فهمند و یا «درست» نمی‌فهند، برمبنای همین فهم اقدام می‌کنند؛ کاری که تاکنون انجام شده است. آن‌چه شاید مسلم باشد، این امر دوام نخواهد کرد و این «ترس ویرانگر» یا همان «سوء‌تفاهم» باید در جایی به پایان برسد.

شاهد بسیاری برای این رفتار طالبان وجود دارد. افراد مسلح طالبان که گفته شده است از بخش استخبارات بوده‌اند، به‌تازه‌گی براساس «سوء‌تفاهم» به نشست کمیسیون پی‌گیری مطالبات اهل تشیع در کابل حمله کرده‌اند. این کمیسیون زیر‌مجموعه شورای علمای اهل تشیع تشکیل شده است؛ شورایی که در پی تعامل با طالبان است و همواره تأکید کرده است که مواجهه نظامی با طالبان را تبلیغ و ترویج نمی‌کند، بلکه می‌خواهد در برابر مواجهه نظامی هزاره‌ها و طالبان بایستد. مسامحه و تعامل‌جویی این شورا، مورد انتقاد بسیاری بوده است، با توجه به این‌که حکومت طالبان تاکنون به هیچ خواست شورای علمای افغانستان تمکین نکرده است. گفته شده است که برخی از اعضای شورای علمای اهل تشیع نیز از سوی طالبان بازداشت شده بودند. امیرخان متقی، وزیر امور خارجه طالبان که طالب‌شناسان او را نماینده جناح میانه‌روشان معرفی می‌کنند، روزی پس از عید قربان به دیدار اعضای شورای علمای شیعه رفت و گفته شده است که در این نشست دلجویی کرده است. هرچند او سخنان تکراری خود را که در چندین نشست بین‌المللی نیز تکرار کرده است، در این‌جا در مورد حکومت همه‌شمول مطرح کرد و گفت که حکومت طالبان فراگیر است و هیچ عیبی ندارد.

طالبان در ماه قوس سال گذشته یک جوان را در قوای مرکز کابل در یک ایست بازرسی به قتل رساندند. جوانی که از ننگرهار برای شرکت در یک مراسم عروسی آمده بود. سخنگوی وزارت داخله طالبان که در آن دوران «سعید خوستی» بود، آشکارا در توضیح این رویداد از «سوء‌تفاهم» استفاده کرد. این اما آخرین سوءتفاهم طالبان نبود. مواردی از این‌دست بارها اتفاق افتاد. همه بازداشت‌هایی که از سوی طالبان انجام شد، سرکوب و شکنجه و تعذیب همه براساس سوء‌تفاهم اتفاق افتاده است. این توضیحی بود که خود طالبان برای توضیح کارکردهای خود به کار می‌برند. براساس همین سوء‌تفاهم‌ها، طالبان در مرزهای کشورش «تنش خلق» کردند و با همسایه‌گان درگیر شدند.

دکمه بازگشت به بالا