نقش رهبری پویا در توسعه‌ی معارف افغانستان

احمد جاوید صالحی، پژوهشگر معارف اسلامی

معارف از نهادهایی است که نقش اساسی و مهمی در ثبات و پیشرفت کشورها دارند. پویایی و به‌روز بودن معارف، مقدمه‌ی انکشاف، توسعه، رفاه و امنیت است. در این نوشتار بر آنیم که مسئولان معارف، جوامع علمی و نماینده‌گان ملت را متوجه‌ این مهم کرده، ضرورت افغانستان را به داشتن معارف پویا و پاسخ‌گو به نیازهای زمان با در نظر داشت چالش‌های عمده‌ی معارف به بحث و تحلیل بگیریم.

ضرورت تحول بنیادی در معارف

دانش، زیربنای همه‌ی تغییرات فردی و اجتماعی در زنده‌گی بشری است و معارف نخستین هسته‌ی دانش را می‌گذارد؛ دانشی‌که اذهان و افکار را باز و روشن کرده، به‌ سوی افق‌های جدید جهت می‌دهد و آماده‌ی تغییر می‌سازد. با اندک دقت دیده می‌شود که اکثر نابسامانی‌های افغانستان، ریشه در جهل و فقر علمی دارد و یگانه راه مطمین برای بیرون رفت از آن، آموزش و ترویج علم و دانش است. این رسالت بزرگ بر دوش نهادهای علمی و آموزشی بوده و معارف، محوری‌ترین و هسته‌ای‌ترین این نهادها است.

با در نظر داشت نقش بنیادینی که معارف دارد، هر نوع بی‌توجهی به آن آسیب‌های فراوانی را در پی خواهد داشت، در این‌جا به بعضی از این آسیب‌ها و چالش‌ها به گونه‌ی مختصر می‌پردازیم.

نخست. در عرصه‌ی فکر و اندیشه:

نسل کنونی و دانش‌آموزان مکاتب و مدارس کشور، در یک خلای فکری قرار دارند. موجودیت این خلا سبب می‌شود تا پذیرای جذب هر فکر و اندیشه‌ای که به سوی آن‌ها پرتاب می‌شود، شوند.

دیدگاه‌های افراطی، دنباله‌روی‌‌های فکری، بی‌تفاوتی به قضایای فکری و فرهنگی، مشارکت نداشتن در امور و مسایل ملی، نبود تسامح و همدیگرپذیری فکری، بدبینی و جزم‌اندیشی در شمار همین آسیب‌ها می‌آید.

دوم. در عرصه‌ی اخلاق و اجتماع:

 بی‌تفاوتی به ارزش‌های ملی و اسلامی، خودکم‌بینی، انزوا و گوشه‌گیری، ضعف مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی، سلوک پرخاش‌گرایانه یا برعکس منفعلانه، اعتیاد، آغشته‌شدن به جرم و جنایت، مهاجرت و فرار از وطن از نابسامانی‌های اخلاقی و اجتماعی‌ای است که دامن‌گیر نسل جوان افغانستان شده‌ است. دور بودن از آموزش و پرورش و یا ضعف در این امر و مؤثر و کارآ نبودن محتوای آموزشی، عامل اساسی این نابسامانی‌ها است.

سوم. در عرصه‌ی اقتصاد:

فقر علمی و تهی بودن فکر و اندیشه، مقدمه‌ی فقر اقتصادی است. از این ‌رو توسعه‌ی نیروی انسانی و آماده‌سازی آن جهت ورود در مجال‌های تخصصی و حرفه‌ای بزرگترین مأموریت دستگاه آموزشی به حساب می‌رود، اما دسترسی نداشتن به آموزش و پرورش و یا هم ضعف دستگاه آموزشی باعث شده است تا  توانایی‌ها و ظرفیت‌های انسانی راکد مانده و نسل بی‌دانشی که از بی‌کاری و فقر رنج می‌برند و برای رهایی از آن دست به سرقت، اختلاس، رشوه‌گیری و فساد می‌زنند، را شاهد باشیم.

برای داشتن معارف پویا و پاسخ‌گو، در نخست نیاز است تا به آسیب‌شناسی چالش‌های موجود بر دستگاه‌ی معارف افغانستان بپردازیم.

چالش‌های درونی معارف افغانستان

بر اساس ارقام وزارت معارف افغانستان، اکنون سه و نیم میلیون کودک واجد شرایط مکتب در افغانستان، از نعمت رفتن به مکتب محروم اند. علاوه‌ بر این، مکتب‌های فعال نیز با مشکلات جدی‌ای چون نبود آموزگاران مسلکی، لوازم درسی، ساختمان‌های معیاری، موجودیت فساد و غیره روبه‌رو اند. چنان که خود رییس جمهور غنی در مراسم آغاز سال تعلیمی ۱۳۹۷ اظهار داشت، بیشتر از نصف آموزگاران معیارهای تدریس را تکمیل کرده نمی‌توانند. مشکلات مختلف در این عرصه، کیفیت معارف را به گونه‌ی جدی متأثر کرده است. دانش‌آموزانی که بعد از تکمیل دوره‌ی ثانوی وارد دانشگاه‌ها می‌شوند، تعداد قابل ملاحظه‌ی‌شان حتا در نوشتن و املا نیز به صورت جدی با مشکل روبه‌رو اند.

تمام چالش‌های درونی معارف را نمی‌توان به گونه‌ی دقیق و همه‌جانبه برشمرد. این‌جا به یادآوری سه چالش عمده‌ی درونی معارف کشور بسنده می‌کنیم.

نخست. نبود آموزگاران مسلکی:

نبود آموزگاران متخصص و متعهد یکی از چالش‌های عمده‌ی دستگاه معارف افغانستان است. اکثر آموزگاران مکاتب و مدارس، فاقد ظرفیت‌های علمی و تدریسی استند. خلای ظرفیت علمی، نقیصه‌ی ظرفیت تدریسی را بیشتر می‌کند. شیوه‌های تدریسی استبدادی و انتقال مفاهیم به صورت میخانیک بدون در نظر داشت نیازهای روانی و تربیتی دانش‌آموزان از بارزترین مثال‌های آن است. بر اساس آمار وزارت معارف افغانستان، تنها ۲۷ درصد از ۱۷۰هزار معلم، کمترین شرایط یک معلم مسلکی یعنی فراغت از صنف چهارده را دارا استند و این وضعیت در کنار عوامل دیگر، بر کیفیت و سطح تعلیم در کشور تأثیر داشته است.

دوم. ضعف در نصاب تعلیمی معارف:

نصاب تعلیمی مکاتب و مدارس افغانستان در ابعاد مختلف مشکل دارد. نصاب تعلیمی با محتوای کهنه، تکراری و بی‌گانه با واقعیت‌های عصر، تراکم مضامین، توافق نداشتن نصاب تعلیمی با ویژه‌گی‌‌های روانی و تربیتی دانش‌آموزان، به خصوص در سطوح پایین مکاتب و مدارس، از ضعف‌هایی است که به وضوح در نصاب تعلیمی معارف کنونی افغانستان دیده می‌شود.

سوم. نبود اراده‌ی تغییر:

نگاهی به یک‌ونیم دهه‌ی گذشته نشان می‌دهد که پیشرفت در عرصه‌ی معارف در این مدت بیشتر بر کمیت چرخیده است تا کیفیت. گرچه در بعد کمی نیز توسعه‌ی بزرگی را شاهد نیستیم. به باور من، فساد اداری که یک چالش بزرگ در برابر معارف افغانستان است، با نبود اراده‌ی تغییر گره‌خورده است. زیرا با وجود امکانات و فرصت‌هایی که در این یک‌و‌نیم دهه در خدمت سکتور معارف افغانستان قرار داشت. پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای را در ابعاد کمی و کیفی نمی‌‌بینیم. این خود حاکی از موجودیت فساد در این نهاد حیاتی است.

کمیته‌ی مستقل مشترک نظارت و ارزیابی مبارزه با فساد اداری (۴ عقرب ۱۳۹۶خورشیدی) با نشر گزارشی گفته بود که موجودیت فساد گسترده در وزارت معارف نگران‌کننده است. در گزارش این کمیته از فساد در روند استخدام معلمان، فروش کتاب‌های درسی در بازار، مشکلات توزیع معاشات آموزگاران در ولایات کشور و سایر موارد یادآوری شده بود. نبود ساختمان‌های مکاتب نیز با فساد اداری گره خورده است. به دلیل موجودیت فساد گسترده در وزارت معارف، در بسیاری موارد مکاتب خیالی ساخته شده و پول‌ آن حیف و میل شده است.

بنا بر یادداشت فوق، سکتور معارف افغانستان به دستگاه رهبری سالم و توانمندی نیاز دارد که بتواند با طرح برنامه‌های مؤثر و کاربردی، با چالش‌ها مبارزه کرده، معارف را توسعه دهد.

توسعه‌ی معارف نیاز به رهبریت پویا دارد

رمز موفقیت نهادها و ادارات را اصل شایسته‌سالاری تشکیل می‌‌دهد. سپردن کار به اهل کار زمینه‌ی موفقیت برنامه‌ها و تحقق اهداف یک سازمان یا اداره را هموار می‌‌کند.

رهبری سکتور معارف به ویژه مقام وزارت، نیاز به شخصیت دانشمند، متعهد و متخصص دارد.

با شناخت بیشتر از یک دهه‌ای که از دکتور میرویس بلخی دارم، او دارای شخصیت علمی، پویا و تأثیرگذار بوده، تخصص و تعهد در حرف و عملش مشهود است. او برای یک تحول علمی در افغانستان مصمم است و قرار گرفتنش در مقام وزارت معارف، تحقق این تصمیم را تسهیل می‌کند.

داکتر بلخی را می‌‌توان نماینده‌ی جامعه‌ی علمی، نسل جوان و متخصص و الگوی شخصیت‌های متعهد و با برنامه‌ی کشور دانست که در کارنامه‌ی خود فعالیت‌های موثر علمی، رسانه‌ای، تعلیمی و آموزشی را در سطوح مختلف دارا است.

حرف آخر

اکنون نیاز است تا چالش‌های فراراه معارف کشور به فرصت‌ بدل شود و برای تحقق این کار نیاز است تا رهبری دستگاه معارف به شخصی سپرده شود که دارای ویژه‌گی‌های رهبری، مدیریتی، تخصص و تعهد باشد. کسی‌که از فرهنگ و ارزش‌های ملی افغانستان آگاه بوده، میان خواسته‌های عصر و این ارزش‌ها، توافق ایجاد کند و معارف را در تمام ابعاد پویا نگه دارد.

بر جامعه‌ی علمی، جامعه‌ی فرهنگی و مدنی، نماینده‌گان ملت، حکومت افغانستان، رسانه‌های همه‌گانی و همه‌ی ملت است که در این راستا، دستگاه معارف به رهبری دکتور میرویس بلخی را حمایت همه‌جانبه کنند.

امیدوارم رهبری جدید معارف با طرح برنامه‌های مؤثر و کاربردی در سکتور معارف وارد عمل شود، معارف کشور در نخست نیازمند اصلاحات در سیستم رهبری و مدیریتی بوده و در قدم دوم نیازمند ایجاد یک استراتیژی ملی، منظم و همه‌جانبه بربنیاد تحقیقات معیاری که پاسخ‌گوی حل مشکلات موجود در نهادهای تعلیمی افغانستان باشد، است.

دیدگاه are closed.

هشت صبح در شبکه‌ اجتماعی فیسبوک