حق یک رؤیا و خشونت یک امر معمول برای کودکان افغانستان

عبدالواحد ساعی، ماستر علوم سیاسی و روابط بین‌الملل

اعلامیه جهانی حقوق کودک، کودک را کسی می‌داند که کم‌تر از ۱۸ سال سن دارد، مگر آن‌که قوانین داخلی کشوری، سن دیگری را مشخص کرده باشد. نظر به قوانین افغانستان افراد زیر سن ۱۸ سال نیز طفل گفته می‌شود.

با آن‌که قوانین ملی و سایر اسناد بین‌المللی طیف گسترده‌ای از حقوق اساسی کودکان را تضمین می‌کند، اما هنوز هم در کشوری مثل افغانستان نابرابری‌ها، بی‌عدالتی‌ها، محدودیت‌ها و خشونت‌های بی‌شماری علیه کودکان به وضوح دیده می‌شود. متأسفانه کار‌های بنیادی و اساسی به خاطر محو خشونت و یا حد‌اقل کاهش انواع خشونت‌ها علیه اطفال از جانب دولت و نهاد‌های مختلف ملی و بین‌المللی که مسوول هستند، صورت نگرفته است. اگر کاری هم انجام یافته، فقط در حد رسانه‌ای‌ساختن و انعکاس این خشونت‌ها و یا هم برنامه‌‌های آگاهی‌دهی نسبت به حقوق اطفال بوده که نتایج قناعت‌بخش و مؤثری نداشته است.

 کودکان از جمله آسیب‌پذیرترین گروه‌های اجتماعی کشور هستند و به دلیل تحمیل جنگ‌های طولانی، وضعیت نا‌هنجار و متزلزل سیاسی، فقر گسترده، عدم دانش کافی والدین، حاکمیت عنعنات ناپسند، تبعیض جنسیتی و عوامل گوناگون دیگر بیش‌تر مورد خشونت‌ها و محدودیت قرار گرفته و این‌همه زمینه آسیب‌پذیری‌ها را افزایش داده است.

 در افغانستان نقض حقوق اطفال، محرومیت بیش از حد آنان و تحمیل خشونت‌های گوناگون نه تنها در خانواده‌ها حاکم بوده، بلکه در مکاتب، اجتماع و سایر مکان‌ها به یک امر عادی و معمولی مبدل شده است. این وضعیت سال‌ها است که در جامعه ما ریشه دوانده است. بد‌رفتاری، توهین و خشونت علیه این قشر محروم و ستم‌دیده به یک فرهنگ تبدیل شده که خیلی تکان‌دهنده و نا‌امید‌کننده است. قسمی که به وجود آمدن این همه ناهنجاری‌ها علیه اطفال زمان‌گیر بوده و با گذشت زمان شدید‌تر شده است، نابودی این فرهنگ ناپسند نیز مبارزه طولانی و اراده مستحکم فردی و جمعی می‌خواهد.

 این وجیبه هر ‌فرد جامعه است که اصلاحات و مبارزه را ابتدا از خود و خانواده‌اش آغاز کند و علیه هر‌نوع نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌ها با قاطعیت ایستاده‌گی و مبارزه نماید تا جامعه‌ای عاری از هر‌نوع خشونت داشته باشیم.

 بناءً قبل از کوچک‌ترین اقدام جهت اعمال حقوق اطفال این سرزمین، ضرورت مبرم است تا آگاهی اندکی از حقوق اطفال نظر به قوانین ملی و اسناد بین‌المللی داشته باشیم. لهذا لازم است تا به شکل مختصر اشاره‌ای به حقوق اطفال در عرصه‌های مختلف  مطابق اسناد ملی و بین‌المللی صورت گیرد.

 

حقوق کودک مطابق قوانین ملی و اسناد بین‌المللی

ماده چهل‌و‌نهم قانون اساسی افغانستان چنین صراحت دارد: تحمیل کار اجباری ممنوع است و تحمیل کاری اطفال جواز ندارد.

 ماده پنجاه‌و‌چهارم قانون اساسی افغانستان: خانواده رکن اساسی جامعه را تشکیل می‌دهد و مورد حمایت دولت قرار دارد؛ دولت به منظور تأمین سلامت جسمی و روحی خانواده بالاخص طفل و مادر، تربیت اطفال و برای از بین بردن رسوم مغایر احکام دین مقدس اسلام تدابیر لازم اتخاذ می‌کند.

ماده‌های ۲۵ و ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر چنین مشعر است:

مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوص بهره‌مند شوند. کودکان چه بر‌اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند، حق دارند که همه از حمایت اجتماعی برخوردار شوند. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.

ماده ۷ اعلامیه اسلامی حقوق بشر: هر‌کودکی از زمان تولد بالای والدین خویش، جامعه و دولت در محافظت دوران طفولیت، تربیت نمودن و تأمین مادی و بهداشتی و ادبی حق دارد، در ضمن باید از جنین و مادر نگهداری شود و مراقبت‌های ویژه نسبت به آن‌ها مبذول شود.

اعلامیه جهانی حقوق کودک به صورت کلی بیان می‌دارد که کودک باید از بدو تولد صاحب اسم و ملیت گردد، از امنیت اجتماعی بهره‌مند شود، به پرورش و محبت نیاز مبرم دارد، از آموزش رایگان و اجباری حد‌اقل در مدارج ابتدایی بهره‌مند گردد، در هر‌شرایطی از حمایت و سهولت‌ها بهره‌مند گردد، کودک باید در برابر هر‌گونه غفلت، ظلم، شقاوت و استثمار حمایت شود و در مقابل هر‌گونه اعمال و رفتاری که ترویج تبعیضات نژادی، مذهبی و غیره را ممکن می‌سازد، حمایت شود.

اطفال نیازمند به مراقبت و حفاظت نظر به قانون رسیده‌گی به تخلفات اطفال:

• سلامت جسمی، روحی، عاطفی و حفاظتی وی در معرض خطر قرار داشته باشد.

• منافع و شرایط تعلیمی وی مورد مخاطره قرار گرفته باشد.

• مورد تجاوز کلان‌سال و یا شخصی که بالای وی تسلط دارد، قرار گرفته باشد.

• والدین وی را رها نموده باشد.

کنوانسیون حقوق اطفال در ارتباط به حقوق اطفال چنین می‌گوید: هیچ طفلی نباید در معرض دخالت‌های خود‌سرانه و غیرقانونی در حریم خصوصی فامیل، خانه یا مکاتباتش قرار بگیرد و یا مورد حملات غیرقانونی بر شرف و وجاهتش واقع شود. طفل حق دارد در برابر چنین دخالت‌ها و حملات از حمایت قانون برخوردار باشد.

هم‌چنان سایر پروتکول‌های اختیاری کنوانسیون حقوق طفل، بر منع فروش و سوءاستفاده جنسی، منع اشتراک اطفال در منازعات مسلحانه و جلوگیری از قاچاق آنان تأکید کرده است.

 

رایج‌ترین نوع خشونت علیه اطفال

هر‌چند خشونت در برابر کودکان یک پدیده تاریخی-اجتماعی و فرهنگی بوده، اما دارای انگیزه‌ها و عوامل بی‌شماری است. در کشور ما خشونت علیه اقشار پایینی جامعه توسط افراد مختلف صورت می‌گیرد. اطفال که آینده‌سازان کشور خوانده می‌شوند، نیز از این خشونت‌ها به دور نمانده و به اشکال مختلف مورد خشونت قرار می‌گیرند.

حمایت از حقوق کودکان و اقدام به خاطر محو هر‌نوع خشونت علیه آن‌ها، وجیبه هر‌یک از ما است. این هدف بزرگ با کار یک فرد یا نهاد حاصل نمی‌شود، بلکه همه باید به عنوان شهروندان آگاه تکالیف و وجیبه‌شان را نسبت به این مسأله مهم ایفا کنند. دولت و نهاد‌های مسوول که در این رابطه کار می‌کنند، بیش‌تر مسوولیت دارند تا راهکار‌های منظم و عملی را غرض ایجاد فرهنگ حمایت از اطفال و احترام گذاشتن به حقوق آنان، ترتیب کنند.

  کودکان نیاز مبرم به حمایت دارند، زیرا آنان آینده‌سازان و رهبران فردای کشوراند. هرگاه اطفال با خشونت تربیه و بزرگ شوند، در آینده آنان نیز تلاش خواهند کرد تا همان خشونت‌ها را بالای دیگران تحمیل کنند. در این صورت، جامعه‌ای خواهیم داشت که خشونت اساس و پایۀ آن باشد.

اطفال در افغانستان با انواع خشونت‌ها و محرومیت‌ها مواجه‌اند که ذیلاً به ذکر تعدادی از خشونت‌های حاکم می‌پردازیم:

• تهدید، لت‌و‌کوب و توهین اطفال در مکاتب و مدارس توسط اساتید، که این امر سبب ایجاد و افزایش عقده‌مندی‌ها می‌شود؛

• مجبوریت اطفال به انجام کار‌های شاقه و غیر‌قابل تحمل؛

• تحقیر، جیغ و فریاد بالای اطفال؛

• تنبیه جسمی طفل حین تربیت وی؛

• محرومیت از آموزش؛

• اشتراک اجباری در جنگ‌ها؛

• کودکان قربانی اعتیاد والدین به مواد مخدر؛

• اختطاف، قتل و قاچاق اطفال به اهداف مختلف؛

• فرهنگ خشونت علیه کودکان؛

• خشونت والدین در برابر کودکان؛

• خشونت معلمان علیه شاگردان؛

• نا‌امنی‌ها و جنگ در محیط زنده‌گی؛

• فقر و تنگ‌دستی‌–‌عدم دسترسی به لباس، غذا، مسکن مناسب و تسهیلات صحی؛

• ازدواج‌های اجباری و زیر سن؛

• استثمار و شکنجه اطفال به اشکال مختلف؛

و غیره.

تمامی رفتار‌های فوق‌الذکر، شامل چهار محور می‌گردد:

آزارهای جسمی، جنسی، غفلت و آزار‌‌های عاطفی و روانی که هر‌کدام این‌ها زنده‌گی و آینده اطفال را به شکل بنیادی نابود می‌کند. هر‌کدام از این خشونت‌ها و محرومیت‌ها، عواملی دارد، بناءً برای کنترل خشونت علیه کودکان، لازم است عوامل خشونت‌ها دقیقاً شناسایی شود و سپس علیه این عوامل مبارزه دوامدار و پی‌گیر صورت گیرد.

 

راه‌های حل مؤثر غرض محو خشونت‌ها علیه اطفال

پیش‌گیری از خشونت علیه کودکان، مستلزم تلاش‌ها از جانب دولت، نهاد‌های ملی و بین‌المللی مسوول، خانواده‌ها، معلمان و هر فرد جامعه است. بناءً این یک مسوولیت جمعی است تا کوشش همه‌گانی در راستای مبارزه علیه وضعیت ناخوش‌آیند کودکان افغان صورت گیرد. اگر وضعیت به نفع کودکان تغییر نکند و مکانیزم‌های جامع و قابل اجرا از جانب نهاد‌های ذی‌ربط عملی نشود و دولت با قاطعیت و با اراده راسخ به خشونت‌ها نقطه پایان نگذارد، نتایج نهایت منفی و ناگوار را برای جامعه و آینده کودکان افغانستان در پی خواهد داشت.

هرگاه راه‌های حل مناسب ذیل عملی گردد، یک گام مثبت و ارزنده جهت رسیدن به هدف‌مان که همانا محو خشونت و حمایت همه‌جانبه اطفال است، خواهد بود:

• بلند بردن سطح آگاهی جامعه به خصوص خانواده‌‌ها نسبت به حقوق طفل؛

• توجه دولت و نهاد‌های مسوول به صحت، امنیت، تعلیم و تربیت و نیاز‌های اولیه و اساسی کودکان و هم‌چنان رسیده‌گی فوری و مؤثر به مشکلات کودکان خیابانی که به خاطر فراهم نمودن لقمه‌ای نان برای خود و فامیل‌شان با سختی‌ها و فشار‌های گوناگون مبارزه می‌کنند؛

• کودکانی که قربانی جنگ و انواع خشونت‌ها در جامعه شده‌اند، باید مورد حمایت قرار گیرند و با عاملان خشونت برخورد جدی، قانونی و عملی صورت گیرد؛

• پیاده‌سازی و اجرای قوانین مرتبط به حقوق کودکان؛

• حمایت و توجه والدین به زنده‌گی و آینده کودکان به عنوان بزرگ‌تری وجیبه و مسوولیت دینی و انسانی؛

• آموزش مهارت‌های مختلف اجتماعی برای کودکان؛

• طرح برنامه‌های جامع و مؤثر غرض کاهش فقر و بیکاری – فقر و بیکاری بزرگ‌ترین عامل خشونت در جامعه است؛

• تهیه و ترتیب طرزالعمل‌ها و رهنمود‌های عملی و مطلوب در مکاتب و سایر نهاد‌های آموزشی غرض جلوگیری از خشونت؛

• ترویج فرهنگ حمایت از اطفال و نه گفتن به خشونت‌ها، به خصوص در روستاها و دهات کشور؛

• تدویر سمینار‌ها و ورکشاپ‌های هدف‌مند، مفید و مؤثر، نه نمایشی، میان اقشار مختلف جامعه غرض آگاهی بیش‌تر؛

• حمایت از اطفال امروز یعنی حمایت از سرمایه‌های آینده کشور؛

• ایجاد یک کمیسیون که اعضای آن متخصصان و کارشناسان حقوق اطفال باشند و این کمیسیون وضعیت اطفال را در مکاتب، نهاد‌های آموزشی و تربیتی، مراکز اصلاحی و در جامعه نظارت و بررسی کند و برنامه‌های بهبودی و اصلاحی را غرض بهتر شدن زنده‌گی کودکان و کاهش میزان خشونت‌ها علیه اطفال عملی کند؛

• مبارزه علیه رسوم و عنعنات ناپسند جامعه؛

• تدویر برنامه‌ها و ساختن پالیسی‌های جامع و مطلوب از جانب دولت غرض محو بی‌سوادی در جامعه.

 

نتیجه

اطفال امروز، آینده‌سازان و رهبران آینده کشور هستند و سزاوار محبت و حمایت همه‌جانبه خانواده و جامعه‌.

با آن‌که قوانین ملی و اسناد بین‌المللی با وضاحت کامل و به شکل گسترده حقوق اساسی اطفال را تضمین می‌کند، با آن هم متأسفانه در کشور شاهد خشونت‌های روز‌افزون علیه این طبقه معصوم و نهایت آسیب‌پذیر در خانواده‌ها، مکاتب و جامعه هستیم.

موجودیت قوانین، تدویر برنامه‌های گوناگون از جانب دولت و تلاش‌های نهاد‌های مسوول ملی و بین‌المللی در راستای تأمین حقوق اطفال و محو خشونت علیه آنان، کارساز واقع نشده و نتایج مثبتی را در پی نداشته است.

دو فکتور عمده است که در بخش تأمین حقوق اطفال و محو خشونت‌ها علیه این گروه سنی، پیش‌رفت ملموس و قابل ملاحظه‌ای صورت نگرفته است:

• عوامل متعدد در جامعه ما وجود دارد که باعث افزایش خشونت‌ها علیه کودکان می‌شود. هریک از این عوامل، باید دقیق شناسایی، ریشه‌یابی و تعریف شود و سپس به خاطر محو عوامل متذکره بهترین و معقول‌ترین راه حل انتخاب و عملی گردد.

• خشونت در برابر کودکان در افغانستان یک پدیده تاریخی-اجتماعی و فرهنگی بوده و فرهنگ خشونت علیه کودکان از گذشته‌های دور شکل گرفته و نهایت تقویت یافته است، بناءً محو این فرهنگ خشونت و رسیدن به یک جامعه عاری از هر‌نوع خشونت و جرایم علیه کودکان، یک پروسۀ طولانی و زمان‌گیر است. خشکانیدن ریشه‌های این‌گونه فرهنگ ناپسند، تقرب گراف خشونت به صفر و برعکس تبدیل شدن حق به یک امر معمول و خشونت به یک رؤیا برای کودکان افغانستان، مستلزم زمان طولانی، مبارزه دوامدار و شدید، عزم راسخ جمعی و حمایت همه‌جانبه و عملی دولت و نهاد‌های مسوول حقوق بشری و حقوق طفل است.

Comments are closed.