عقب‌نشینی غنی و سرنوشت مخالفانش

بازگشت جنرال دوستم به افغانستان یک پیروزی عمده برای این سیاستمدار و هوادارانش به حساب می‌آید. آن‌ها با راه‌اندازی تظاهرات بیست روزه توانستند ارگ را مجبور به عقب‌نشینی از موضعش ساخته و زمینه ی بازگشت معاون اول رییس جمهور را فراهم کنند. البته، آن‌ها به یکی از خواسته‌های دیگر خود که آزادی نظام‌الدین قیصاری باشد، نرسیده‌اند. منابعی در حکومت می‌گویند که دوسیه‌ی قیصاری از سوی لوی‌سارنوالی پیگیری خواهد شد.

دوستم به خاطر اتهامات آزار و اذیت جنسی که از سوی احمد ایشچی بر او وارد شده بود، مجبور به خروج از کشور شد. با اقامت وی در ترکیه، لوی‌سارنوالی به دلایلی کاملاً سیاسی از پیگیری قضیه‌ی آقای ایشچی صرف نظر کرد. با این‌که ریاست جمهوری هنوز هم می‌گوید دوسیه‌ی مذکور باز و موضوع تحت پیگیری است، ولی با توجه به رویدادهای پر تنش سه هفته‌ی گذشته در شمال به نظر نمی‌آید که کسی در ارگ اشتهای پیگیری موضوع را داشته باشد.

دوستم با بسیج نیروهایش به خاطر دستگیری قیصاری نشان داد که سیاستمدار با نفوذی است. البته، این به معنای آن نیست که نفوذ وی می‌تواند کارنامه‌ی حقوقی بشری‌اش، از جمله نحوه‌ی برخورد او با مخالفان سیاسی‌اش چون احمد ایشچی را سفید کند. ولی سیاستمداران افغان، به خصوص اشرف غنی و تیمش، پذیرفته‌اند که نمی‌توانند حضور تأثیرگذار دوستم در شمال را نادیده بگیرند. اشرف غنی برای شکست مخالفان اصلی خود در میان تاجیک‌ها نیازمند ائتلاف با اوزبیک‌ها و یا هزاره‌ها در انتخابات است. به خصوص اوزبیک‌ها در مقایسه با دیگر سیاستمداران رای یکدست قومی دارد. البته من بر این عقیده نیستم که اشرف غنی به خاطر انتخابات به بازگشت جنرال دوستم از ترکیه رضایت داد، بلکه اوضاع وخیم شمال در این مورد نقش داشت.

در حال حاضر، طرفداران جنرال توانسته‌اند با انسجام و انگیزه‌ی بالا امور اصلی شمال افغانستان، به خصوص دو بندر مهم مرزی را مختل سازند. حکومت به جز از پذیرش واقعیت بازگشت دوستم هیچ راه دیگری جهت خاموش‌ساختن اعتراضات شمال و احیای اوضاع عادی در این منطقه نداشت.

جنرال دوستم در سخنرانی خود لحن آرامی در برابر ارگ در پیش گرفت. او دلیل اقامت خود در ترکیه را مسایل صحی عنوان کرد. معاون اول به نرمی سخن می‌گفت، دوستم علیه رییس جمهور حرف تندی مطرح نکرد و از هوادارانش تشکری کرد. این لحن سیاسی نشان می‌دهد که جنرال دوستم رویکرد مسالمت‌جویانه را در برابر اشرف غنی در پیش می‌گیرد. اگر این رویکرد ادامه پیدا کند، امکان عادی شدن روابط میان اشرف غنی و معاون اولش بسیار زیاد است. دلایل زیادی برای تأیید این نظر وجود دارد.

اول از همه، اشرف غنی باز هم محتاج رای یکدست رای‌دهندگان اوزبیک در شمال است. جنرال دوستم هم می‌خواهد ماجرای ایشچی را پشت سر گذاشته و روی نفوذ و جایگاه خود در حکومت و بیرون از آن کند؛ زیرا پس از شکل‌گیری حکومت وحدت ملی جایگاه او در حکومت رو به زوال بود و اشرف غنی او را روز تا روز منزوی ساخته بود. اشرف غنی در آن زمان گمان می‌برد که پس از تصاحب کرسی ریاست جمهوری نیازی به دوستم ندارد، ولی حالا قضیه برعکس شده است. رییس جمهور برای نزدیک شدن به اوزبیک‌های افغانستان باید از همین حالا دست به کار شود؛ چون او بخش زیادی از اوزبیک‌ها را در ماجرای دوستم و کنار گذاشتن آن‌ها از دولت ناراض ساخته است. حضور اوزبیک‌ها در مقایسه به اقوام بزرگ دیگر در دولت بسیار ضعیف است. این در حالی است که دوستم معاون اول ریاست جمهوری بوده و در انتخابات ریاست جمهوری نیز نقش تأثیرگذاری در آوردن در شمال ایفا کرد. البته، اشرف غنی تلاش کرد که برخی از چهره‌های اوزبیک مانند متین بیک را در دولت رشد بدهد، ولی هیچ ‌کدام‌شان توانایی پر کردن جای دوستم را نداشتند. اشرف غنی در میان اوزبیک بدیلی جز دوستم ندارد.

از سوی دیگر فراموش نکنیم که ترکیه، از حامیان اصلی دوستم، روابط خوبی با ارگ دارد. روابط تنش‌آلود میان اشرف غنی و دوستم به نفع منافع ترکیه در افغانستان نیست. ترکیه علاقمند است که ترک‌تباران افغانستان از جایگاه بلند سیاسی برخوردار باشند. ترکیه بخشی از دیپلوماسی و بسط نفوذ خود در بیرون را بر اصل همبستگی با ترک‌تباران سراسر جهان بنا نهاده است. افغانستان به صورت تاریخی با ترکیه روابط خوبی داشته و دارای جمعیت قابل ملاحظه‌ای ترک‌تبار است. از این رو به لحاظ سیاسی و قومی، موجودیت روابط نیک میان ارگ و جنرال دوستم که نفوذ انکارناپذیری بر ترک‌های افغانستان داشته و به شدت وابسته به حمایت‌های ترکیه نیز است، به نفع آنکارا است. نشانه‌های زیادی وجود دارد که ترکیه برای تحکیم این روابط تلاش‌های زیادی به خرچ داده است.

البته، جنرال دوستم فعلاً بخشی از جریان سیاسی ائتلاف برای نجات افغانستان است که در آن چهره‌های مهمی چون عطامحمدنور، والی سابق بلخ و محمد محقق، معاون دوم رییس اجرایی حضور دارند. این ائتلاف به لحاظ ماهیت، اعتراضی به عدم حضور برجسته‌ی چهره‌های مذکور در قدرت است. آن‌ها کنار رفتن خود از دولت را به مثابه‌ی ظلم و تبعیض در حق اقوام خود به حساب می‌آورند. با این حال، به رغم مواضع تند رهبران این جریان، دلیلی وجود ندارد که اگر اشرف غنی در انتخابات آینده به سوی ائتلاف با چهره‌های نام‌برده برود و در صورت پیروزی قدرت را با آنان شریک سازد، رهبران مذکور از همکاری با رییس جمهور سرباز بزنند؛ مگر این‌که یکی از چهره‌های قدرتمند حلقه‌ی غنی، مانند حنیف اتمر، راه تمرد پیش گیرد و در انتخابات خود را کاندید کند که در آن صورت، واقعیت‌ها و محورهای جدید سیاسی شکل خواهد گرفت.

تا آن زمان، موقعیت ائتلاف برای نجات دشوار است. عطامحمدنور و محمد محقق برای استحکام جایگاه سیاسی خود به همراهی جنرال دوستم نیاز دارند. آن‌ها باید از این فرصت پیش‌آمده برای مانور سیاسی علیه ارگ کمال استفاده را ببرند. اما اگر جنرال دوستم بنا به ملاحظات قومی و سیاسی راه مصالحه با ارگ را در پیش گیرد، موجودیت ائتلاف نجات افغانستان به خطر افتاده و چهره‌های مذکور یکی از شخصیت‌های مهم و تأثیرگذار خود را از دست خواهد داد.

Comments are closed.