رابطه ورزش، اقتصاد و سیاست

رضا مرادی

در بازی‌های المپیک سال ۱۹۳۶ در برلین، آدلف هیتلر، رهبر نازی‌های آلمان، حاضر به اهدای مدال طلای یک ورزشکار سیاه‌پوست نشد. او مدال طلای دونده سیاه‌پوست امریکایی «جس اوونز» را اهدا نکرد و برای توجیه این حادثه موضع نژادپرستانه دولت نازی آلمان مورد توجه جهانیان قرار گرفت. شاید بشود این حرکت را اولین دخالت سیاست در ورزش قلمداد کرد و یا این‌که نقل می‌شود وقتی که تیم ملی فوتبال ایتالیا برای حضور در جام جهانی ۱۹۳۴ ایتالیا خودش را آماده می‌کرد، موسیلینی خودش به ورزشگاه سر می‌زده و تمرینات تیم ملی را دقیق بررسی می‌کرده است و جنرال واکار، رییس فدراسیون ایتالیا، قبل از شروع مسابقات برای بازیکنان سخنرانی می‌کرد و می‌گفت: «مسوولیتی که موسیلینی به عهده شما گذاشته است، سنگین و  افتخار‌آمیز است. شما باید بدانید که با پیروزی خود نه تنها برتری فوتبال ایتالیا، بلکه برتری ایدیولوژی فاشیسم را به اثبات می‌رسانید.»

از آن‌ها سال‌ها تا اکنون بحث بر سر جداسازی ورزش، اقتصاد و سیاست همواره جریان داشته است؛ بحثی که جز شکست تا اکنون هیچ پیش‌رفت دیگری نداشته است.

چند دهه قبل تلاش بر این بود تا اقتصاد و ورزش را از یک‌دیگر جدا بسازند تا سرمایه‌داری و ورزش به دو مقوله جدا از هم تبدیل شود. حالا ‌اما جدایی پول و ورزش حتا برای یک روز هم غیر‌ممکن است و ورزش به یکی از بزرگ‌ترین راه‌‌های سرمایه‌داری در جهان بدل شده است.

ورزش و اقتصاد

چند دهه قبل تلاش بر این بود تا اقتصاد و ورزش را از یک‌دیگر جدا بسازند تا سرمایه‌داری و ورزش به دو مقوله جدا از هم تبدیل شود. حالا ‌اما جدایی پول و ورزش حتا برای یک روز هم غیر‌ممکن است و ورزش به یکی از بزرگ‌ترین راه‌‌های سرمایه‌داری در جهان بدل شده است.

از همان آوانی که که بر طبل جدایی پول از ورزش کوبیده می‌شد، اجرای آن دشواری‌های فراوانی داشت. در اغلب کشورهای صاحب ورزش، ورزشکارانی که دست‌مزدی برای ارایه نیرو و توانایی‌شان دریافت می‌کردند، متهم می‌شدند به ناجوان‌مردی و زیر پا گذاشتن روح ورزش. برای تفکیک ورزش از مسایل مادی، کمیته بین‌المللی المپیک تصمیم گرفت ورزشکارانی که پولی بابت مهارت‌های ورزشی دریافت کرده‌اند را از این رقابت‌ها اخراج کند.

امروز اما ستاره‌های صد میلیون دالری لیگ حرفه‌ای بسکتبال امریکا نیز منعی برای بازی در المپیک‌ها ندارند. کسی هم نگران روح المپیک نیست. ورزشکاران تیم‌های ملی همواره مشغول چک‌و‌چانه‌زنی با مقامات کشورهای متبوع برای افزایش پاداش‌ها و دست‌مزدها هستند. کمیته بین‌المللی المپیک نیز مدال‌های جیم تورپ را سال‌ها پس از مرگش به بازمانده‌هایش پس داد. ورزشکاران رشته‌های مختلف از جمله فوتبال، با هزینه‌های سرسام‌آور، خرید و فروش می‌شوند و ورزش و اقتصاد دو روح در یک کالبد گشته‌اند.

در یک ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مثل سرمایه‌داری که همه چیز بر پایه سود استوار است، ورزش به صورت عام و فوتبال به طور خاص که به صنعتی پول‌ساز تبدیل شده، نمی‌تواند از این قاعده مستثنا باشد. ورزش در دنیای جدید به تبع تجاری شدن و نیز تبدیل شدنش به کالا، از قاعده نظم کنونی که همان کسب سود است پیروی می‌کند. از این رو می‌بینیم که پدیده ورزش در ساختار سرمایه مالی و بسیار فاسد جهان کنونی قرار گرفته است و بخشی جدا‌ناپذیر از آن است.

امروزه، کشورهایی که ورزش بهتری داشته باشند، درآمد بیش‌تری دارند. راه‌های دسترسی به پول، برای‌شان از این طریق هموارتر می‌شود. به گونه مثال، میزبانی جام جهانی در یک کشور باعث می‌شود ورزشگاه‌های جدید ساخته شود و یا ورزشگاه‌های کهنه ترمیم گردد. با هجوم توریست‌ها با داشتن ارزهای متفاوت، از نظر اقتصادی با افزایش تقاضای ارز‌، پول کشور ارزش‌دار می‌شود‌، شغل‌های جدید ایجاد می‌شود‌، تولید کالا افزایش پیدا می‌کند‌، با درست برگزار کردن باعث اعتماد‌سازی و جذب سرمایه می‌شود و خیلی اثرات مثبت دیگر دارد که از نظر اقتصاد هزینه‌های انجام شده برای دریافت میزبانی را توجیه می‌کند.

برای کشورهای جهان، امروزه ورزش یک سرمایه‌گذاری درازمدت است. سرمایه‌گذاری در ورزش از جمله سرمایه‌گذاری‌هایی است که دارای دوران باروری آن ‌هم کوتاه‌مدت و هم درازمدت است.

 

ورزش و سیاست

امروز دیگر کسی بحث جدایی پول از ورزش را طرح نمی‌کند، اما سخن از «جدایی ورزش از سیاست» بسیار است؛ اتفاقی که بررسی شرایط و شواهد نشان می‌دهد، تاکنون به سختی از حدود شعاری‌اش فراتر رفته است.

در بازی‌های فوتبال سال‌های اخیر، اتفاقات زیادی از ادغام سیاست در ورزش را شاهد بوده‌ا‌یم. ایران و عربستان روابط دیپلماتیک ندارند و بازی‌های فوتبال در سطح ملی و باشگاهی در کشور سومی برگزار می‌گردد. برخی از کشورهای اسلامی وقتی با حریفی از اسراییل می‌خواهند وارد مسابقه شوند، انصراف می‌دهند.

مسابقات معمولاً با سرود ملی کشورها آغاز می‌شود، کشورهای مختلف از قهرمانی ورزشکاران خود احساس غرور می‌کنند‌، ‌رؤسای جمهور کشورها در برخی از مسابقات ورزشی برای تماشا و دیدار شرکت می‌کنند و مسایلی از این‌دست در نهایت دست به دست هم داده تا جدا‌سازی ورزش و سیاست از یک‌دیگر، به امری غیر‌ممکن بدل شود.

ورزش در دنیای جدید به یک کالای تجاری و سیاسی تبدیل شده است. نهاد‌های ورزشی روز‌به‌روز بیش‌تر دست به رفتارهای سیاسی می‌زنند، پول‌های کلانی که در این فرایند جا‌به‌جا می‌شود و تکثر فرهنگی و برخورد فرهنگ‌ها با یک‌دیگر هم روز‌به‌روز به این موضوع دامن می‌زند. حالا روز‌به‌روز رد پای سیاست را بیش‌تر در ورزش می‌بینیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن