عقب‌گرد کشور در یک سال سلطه طالبان

مصطفی مدثر

در ۱۵ آگست سال گذشته روزهای سیاه و تاریک برای افغانستان رقم خورد. نظام جمهوریت که خون هزاران انسان و تلاش بی‌وقفه جامعه جهانی صرف آن شده بود، فروپاشید و طالبان قدرت را تصاحب کردند.

در جریان مذاکره قطر، روایت‌هایی از سوی شماری از حلقات داخلی و خارجی و رسانه‌ها برساخته شده بود مبنی بر این‌که گویا طالبان تغییر کرده‌اند، دیگر آن گروه خشونت‌پیشه دهه هفتاد نیستند، انعطاف‌پذیرتر شده و به حقوق زنان، آزادی بیان و رسانه‌ها و حق ‌آموزش دختران تمکین می‌کنند‌. این روایت خوش‌بینانه در ذهن مردم و مقام‌ها نقش بسته بود که اگر طالبان دو‌باره حاکم شوند، با تغییراتی که در ۲۰ سال گذشته اتفاق افتاده است و مردم به آگاهی رسیده‌اند، طالبان ناگزیرند این حقیقت را بپذیرند که روزگار و جامعه و مردم با افغانستان دهه ۹۰ تفاوت دارد. در این مقاله می‌خواهیم عقب‌گرد افغانستان در یک سال گذشته را به بررسی بگیریم که با حاکم شدن طالبان چگونه افغانستان دوباره یک عقب‌گرد وحشتناک را تجربه کرده است. در این نوشته به پنج موضوع مهم پرداخته شده است: مشروعیت‌ بین‌المللی طالبان، وضعیت زنان، آزادی بیان، خلای قانون اساسی و وضعیت معارف و تحصیلات عالی.

مشروعیت بین‌المللی

 طالبان قدرت را از طریق زور به دست‌ آورده‌اند و به هیچ‌ مکانیسمی که از شهروندان افغانستان کسب مشروعیت داخلی کنند، باور ندارند. پس از به قدرت رسیدن طالبان و تشکل کابینه موقت، جهان حاضر نشد که حکومت این گروه را به رسمیت بشناسد. طالبان پس از مذاکرات دوحه و امضای پیمان با ایالات متحده امریکا و ایجاد رابطه با کشورهای منطقه، تصور می‌کردند که حکومت‌شان به رسمیت شناخته می‌شود؛ اما حالا که یک سال از سلطه این گروه می‌گذرد، هیچ یک از کشورهای غربی و منطقه حاضر نیست که رژیم این‌ها را به رسمیت بشناسد.

کشورهای غربی در مجموع سفارت‌خانه‌های خود را در کابل بسته‌اند و افغانستان را تحت رژیم طالبان فاقد دولت قانونی و رسمی می‌دانند. آن‌ها تاکنون هیچ دیپلماتی از طالبان را نپذیرفته‌اند. چند کشور همسایه افغانستان سفارت‌های‌شان در کابل نیمه‌فعال است و تعاملات محدود با طالبان دارند. آن‌ها هم هنوز آماده به رسمیت‌شناسی طالبان نیستند. به نظر می‌رسد که طالبان هیچ‌یک از مولفه‌های مشروعیت را ندارند. به زبان دیگر، طالبان نه مقبولیت داخلی کسب دارند و نه مشروعیت خارجی.

طالبان در دوحه تعهد کرده بودند که به گروه‌های تروریستی به‌ویژه القاعده اجازه حضور و فعالیت نمی‌دهند و از افغانستان هیچ کشور همسایه، منطقه و جهان تهدید نمی‌شود. در عمل اما دیده شد که رهبر القاعده، ایمن الظواهری، در چند‌قدمی ارگ ریاست جمهوری بود‌و‌باش داشته است. طالبان در نخست این مورد را کتمان می‌کردند و سپس آن را خلای اطلاعاتی عنوان کردند. تمام گروه‌های تروریستی منطقه، از طالبان پاکستانی تا جنبش ترکستان شرقی، تندروان آسیای مرکزی و افراط‌گرایان را طالبان به میزبانی می‌کنند.

در یک سال گذشته با پاکستان، ایران، اوزبیکستان، تاجیکستان و ترکمنستان بارها درگیری مرزی داشته‌اند و به مرزبان کشورهای همسایه آتش گشوده‌اند. همچنان شماری از چهره‌های مطرح کابینه‌ طالبان در فهرست تروریست‌های بین‌المللی قرار دارند، به شمول وزیر داخله و رییس بانک مرکزی این گروه. با توجه به عملکرد یک‌ساله این گروه، به رغم تعهداتی که به امریکا داده است، به رسمیت شناختن طالبان از سوی جهان و کسب مشروعیت بین‌المللی این گروه بعید به نظر می‌رسد.

خلای قانون اساسی و فروپاشی ساختارهای حقوقی

در زمان جمهوریت  دو جرگه مشورتی در کابل برگزار شد؛ یکی برای خواسته‌های مردم افغانستان که چه را در مذاکرات با طالبان مطرح کنند و دومی هم در مورد رهایی زندانیان خطرناک طالبان. اعضای جرگه تاکید داشتند که بخشی از قانون اساسی افغانستان به‌ویژه فصل دوم آن حفظ شود. فصل دوم قانون اساسی افغانستان باید حفظ شود، زیرا خط سرخ مردم است. طالبان با به قدرت رسیدن، قانون‌ اساسی افغانستان را لغو کردند و سایر قوانین که در ۲۰ سال گذشته ایجاد شده بود یا هم شماری از قوانینی که از گذشته‌ها وجود داشت، لغو شد.

ساختارهای قانونی که شیوه حکومت‌داری را تفکیک می‌کرد، مانند کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی، کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون‌ اساسی، ارگان‌های محلی که حکومت‌داری محلی را مدیریت می‌کنند، کمیسیون حقوق ‌بشر، پارلمان و کمیسیون‌های انتخابات با فرمان ملا هبت‌الله، رهبر طالبان، لغو شد و افغانستان اکنون در یک خلای قانونی کلان به سر می‌برد. طالبان در روزهای نخست حکومت‌شان بحث تطبیق قانون اساسی ۱۳۴۳ زمان ظاهرشاه با حذف فصل پادشاه و موارد خلاف شریعت را پیش کشیدند، اما در عمل چین چیزی اتفاق نیفتاده است.

تمامی تصامیم کلان براساس سلیقه فرد اول طالبان هنوز از چهره‌اش رونمایی نشده است، گرفته می‌شود. تصامیم در سطح ادارات هم گنک و مبهم است. در راس اکثریت اداره‌های سیاسی، مدیریتی، تخنیکی و تخصصی ملاهای بی‌سواد و کم‌سواد طالبان قرار دارند که از قوانین و حکومت‌داری چیزی سر در‌نمی‌آورند. طالبان ساختار و قوانینی که در ۲۰ سال گذشته و پیش از آن توسط قانون‌گذاران و متخصصان حقوقی ساخته شده و میلیون‌ها دالر روی آن‌ها هزینه شده است را به یک‌باره‌گی از میان برده‌اند و تمام ادارات افغانستان در سردرگمی عجیبی به سر می‌برند.

وضعیت زنان

بیشترین آسیب را از به قدرت رسیدن طالبان، زنان افغانستان تحمیل کرده‌اند. طالبان از نخستین روزهایی که قدرت را غضب کرده‌اند، زنان را در ادارات دولتی و خصوصی محدود کرده و در اکثریت ادارات دولتی به زنان اجازه کار نداده‌اند. وزارت زنان که پایگاه حقوقی و سیاسی زنان به شمار می‌رفت، با فرمانی لغو شد و به جای آن وزارت امر به معروف و نهی از منکر را اساس ‌گذاشتند. دختران بالاتر از صنف ششم را به مکتب نماندند. طبق آمار وزارت معارف زمان جمهوریت، نزدیک به سه میلیون دانش‌آموز دختر از صنف هفتم تا دوازهم در مکاتب خصوصی و دولتی افغانستان درس می‌خواندند.

وقتی پس از حضور طالبان زنان جنبش خیابانی و اعتراضی را راه انداختند، از سوی طالبان سرکوب شدند و به بی‌رحمانه‌ترین شکل مورد شکنجه قرار گرفتند. بیشترین فرمان‌های امر به معروف در مورد زنان صادر شده است، از جدا‌سازی و پرده گرفتن صنف‌های دانشگاه تا ماسک‌ زدن اجباری بانوان در رسانه‌های تصویری و منع سفر زنان‌ بدون محرم. قوانین طالبان صحنه‌ را چنان برای زنان تنگ کرده است که از افغانستان زندانی برای زنان ساخته‌اند؛ زندانی که روزنه رهایی از آن به نظر نمی‌رسد.

گزارش‌های تکان‌دهنده‌ای از سوی نهادهای حقوق ‌بشری و سازمان ملل ارایه شده که نشان می‌دهند زنان وضعیت بسیار وخیمی در رژیم طالبان دارند. حتا در یکی از فرمان‌های طالبان آمده است که زنان بدون محرم به بیرون از کشور سفر کرده نمی‌توانند. این در حالی است که بیشتر فرماندهان طالبان در یک سال گذشته عروسی دوم و سوم کرده‌ و اکثراً دختران جوان و نوجوان را به زور و اجبار به عقد خود درآورده‌اند. طالبان به حضور زنان در هیچ بخش جامعه باور ندارند و نقش زن در زنده‌گی را تنها به خانه‌داری و فرزندآوری خلاصه می‌‌کنند.

آزادی بیان

در ۲۰ گذشته یکی از دستاوردهای کلان دولت و مردم افغانستان، آزادی بیان و آزادی مطبوعات بود که به آن افتخار می‌کردند. گفته می‌شد آزادی بیانی که در افغانستان وجود دارد، در میان کشورهای منطقه بی‌نظیر است. اما با آمدن طالبان، آزادی بیان صدمه کلان دید و این دستاورد مهم با محدودیت‌های هدف‌مند و سیستمیک مواجه شد. گردش اطلاعات در افغانستان به حداقل رسیده است. رسانه‌های آزاد و خصوصی دسترسی به اطلاعات ندارند و سخنگویان طالبان حاضر نیستند در مورد حوادث و اتفاقات جزییات ارایه کنند. به خبرنگاران و رسانه‌ها اجازه داده نمی‌شود که از عملکرد طالبان خبر تهیه کنند. طالبان از تلویزیون ملی و آژانس اطلاعاتی باختر به‌عنوان بازوهای تبلیغاتی رژیم استفاده می‌کنند و به مطبوعات آزاد وقع نمی‌گذارند.

 صدها خبرنگار حرفه‌ای و کارمند رسانه‌‌ای از ترس جان خود از کشور فرار کرده‌اند و مطبوعات افغانستان عملاً در یک بحران به سر می‌برد. طالبان موسیقی را از تمام رسانه‌های افغانستان حذف کرده‌اند. بانوان گوینده و خبرنگاران باید با ماسک ظاهر شوند. نشر سریال‌‌ که بخش کلانی از برنامه‌های رسانه‌های تصویری را در بر می‌گرفت، ممنوع شده است. سانسور خبر به‌شدت وجود دارد. طالبان به خبرنگاران و رسانه‌ها اجازه نمی‌دهند که از ولایاتی پنجشیر، بغلان، سرپل و تخار که مقاومت علیه طالبان وجود دارد، گزارش تهیه کنند. همین چند روز پیش لین دانیل، خبرنگار استرالیایی فارن‌پالیسی را از کشور اخراج کردند و همکاران محلی‌اش را به زندان انداختند.

براساس گزارش یوناما از ۱۵ آگست تا ۱۵ جولای، ۱۷۳ مورد روزنامه‌نگاران و کارمندان رسانه‌ها از سوی طالبان زندانی، قتل، بدرفتاری و تهدید شده‌اند. البته این ۱۷۳ مورد را یوناما ثبت کرده است که واقعیت بیشتر از این‌ها است. هنوز روزانه روزنامه‌نگاران از محدودیت، تهدید، بازداشت و ضرب‌و‌شتم در ولایات و مرکز گزارش می‌دهند. گزارشگران بدون مرز وضعیت آزادی بیان در سال گذشته را این‌گونه توصیف می‌کند: ۴۰ درصد رسانه‌های افغانستان بسته شده‌اند، ۶۰ درصد خبرنگاران بیکار شده‌اند، ۷۶ درصد خبرنگاران زن کارشان را از دست داده‌اند، در ۱۱ ولایت افغانستان هیچ خبرنگار زن حضور ندارد و ۸۵ درصد خبرنگاران زن تنها در کابل فعالیت دارند.

معارف و تحصیلات عالی

عبدالباقی حقانی، وزیر تحصیلات عالی و سیداحمد شهیدخیل، معین وزارت معارف طالبان از سوی سازمان ملل تحریم و ممنوع‌السفر هستند. معارف و تحصیلات عالی در یک سال حضور طالبان یک عقب‌گرد دردناک داشته است. طالبان تمام ساختارهای معارف و تحصیلات عالی افغانستان را دگرگون کرده‌اند و دستاوردهای گذشته را نمی‌پسندند. سرپرست وزارت تحصیلات عالی طالبان در نخستین روزهای کارش گفته بود از جوانانی که در ۲۰ سال گذشته تحصیل کرده‌اند، «نباید انتظار داشت و به درد ما نمی‌خورند.» وزارت تحصیلات عالی طالبان در روزهای نخست دستور داد که در صنف‌های درسی بین پسران و دختران پرده نصب شود تا هم‌دیگر را نبینند.

حالا در دانشگاه کابل، روزهای جفت را دختران و روزهای تاق را پسران درس می‌خواهند. یعنی درس دانشجویان از شش روز در هفته به سه روز کاهش پیدا کرده است. بیشترین مضامین هم که خوانده می‌شود، ثقافت اسلامی با محتوای دیوبندی است. تحصیلات عالی طالبان یک مضمون جدید به نام نظام سیاسی اسلام معرفی کرده است‌. البته در گذشته هم نظام سیاسی اسلام در دانشگاه‌های افغانستان وجود داشت که نظریه‌پردازان آن اخوانی‌ها بودند و حالا  بیشترین نظرات علمای دیوبندی مانند شاه‌ولی‌الله دهلوی، ابوالاعلی مودودی و ابوالحسن ندوی و دیگران تدریس می‌شود.

طالبان در دانشگاه‌های خصوصی و دولتی مضامین دینی را اضافه کرده‌اند. مثلاً در دانشکده‌های اقتصاد، انجنیری و کمیپوترساینس مضامین تجوید و نظام اعتقادی اسلام می‌خوانند. در شش ماه نخست حکومت طالبان ۲۲۹ استاد فقط از دانشگاه‌های کابل، هرات و بلخ وظایف‌شان را ترک کرده و به بیرون از کشور رفتند و هنوز هم کانکور امسال برگزار نشده است. وضعیت معارف بحرانی‌تر و آشفته‌تر از تحصیلات عالی است. نزدیک به سه میلیون دختر از آموزش محروم‌اند. افغانستان تنها کشوری در جهان است که دختران آن اجازه رفتن به مکتب را ندارند. طالبان می‌گویند که علما در مورد رفتن دختران به مکتب، اختلاف دارند.

 طالبان از نخستین روز حضورشان، به دختران بالاتر از صنف ششم اجازه تعلیم ندادند. بخش کلان و مهم معلمان افغانستان را بانوان تشکل می‌دادند. بیش از نیم معلمان شهر کابل، زن بودند. طالبان تمام تمرکزشان روی مضامین دینی است و باور دارند که ذهن اکثریت جوانان در نظام جمهوریت فساد شده است و لازم است دوباره ذهنیت‌سازی شوند. این مورد را وزیر امر به معروف طالبان در سفر به ولایت بامیان نیز بیان کرد. نصاب مکاتب دگرگون شده است و حوزه‌های تعلیمی در کابل به مکاتب دستور کتبی داده‌اند که فرایض وضو و نماز را از صنف اول تا صنف دوازدهم به دانش‌آموزان تدریس کنند.

دکمه بازگشت به بالا