موقف حکومت معقول است

شروع گفت‌وگو با طالبان برای آینده‌ی سیاسی افغانستان بدون آتش‌بس سراسری معنا ندارد. آتش‌بس باید مسبوق به گفت‌وگو باشد. وقتی آتش‌بس صورت بگیرد و گفت‌وگو راه بیفتد، تمام جهت‌ها تلاش خواهند که وضعیت آتش‌بس را نگهدارند. اگر آتش‌بس صورت نگیرد و هم‌زمان با تشدید جنگ، گفت‌وگوها آغاز شود، خون‌ریزی بیش‌تر اتفاق می‌افتد. وقتی گفت‌وگو آغاز شود و هم‌زمان با آن جنگ شدت بگیرد، طالبان تلاش خواهند کرد که برای به دست‌آوردن امتیاز پشت میز مذاکره، اقدام به خون‌ریزی بیش‌تر کنند. خون‌ریزی بیش‌تر کل روندی را که برای حل سیاسی جنگ افغانستان آغاز شده است، ناکام خواهد ساخت. گفت‌وگوهای قطر را اصرار طالبان بر دوام جنگ متوقف ساخت. تجربه نشان داده است که در تمام منازعات، وقتی گپ به مذاکره رسیده است، طرف‌های گفت‌وگو تلاش کرده‌اند که خون‌ریزی بیش‌تر شود تا طرفی که بیش‌تر کشته است، در میز مذاکره امتیاز بگیرد. ولی شرایط افغانستان در حال حاضر متفاوت است. خون‌ریزی بیش‌تر، سبب می‌شود طرفی که بیش‌تر کشته است، چانس خود را به عنوان طرف گفت‌وگو از دست بدهد. تمام نشانه‌ها حاکی از آن است که یک آتش‌بس سراسری و نامحدود مورد استقبال عمومی قرار می‌گیرد. به هیچ بهانه‌ای باید آتش‌بس رد نشود.

هر نیرویی که خودش را بخشی از افغانستان می‌داند، باید به مطالبات عمومی احترام بگذارد. پایان خون‌ریزی و توقف خشونت در حال حاضر مهم‌ترین مطالبه‌ی عمومی است. هر نیرویی که به این خواست احترام نگذارد، خودش را در برابر کلیت افغانستان قرار داده است. در صورتی که خون‌ریزی متوقف نشود، هیچ نوع مذاکره‌ای، حمایت عمومی را به دست آورده نمی‌تواند. هم‌زمان با نشست اخیر قطر که در آن به شمول طالبان، نماینده‌گان احزاب سیاسی و حکومت شرکت کرده بودند، یک انفجار در ولایت غزنی صورت گرفت که از اثر آن، شمار زیادی از هم‌میهنان ما کشته و زخمی شدند. آن انفجار سبب شد که شرکت‌کننده‌گان نشست قطر زیر فشار افکار عمومی قرار بگیرند. وقتی انفجاری رخ می‌دهد و شماری جان‌های‌شان را از دست می‌دهند، مطالبه‌ی عمومی تغییر می‌کند و کسانی که در گفت‌وگو شرکت کرده‌اند، زیر فشار قرار می‌گیرند تا هر نوع مذاکره‌ای را متوقف کنند.

برخی از حامیان طالبان را عقیده بر این است که خشونت باید ادامه یابد و حتا اگر مذاکره‌ای هم صورت نگیرد، نیروهای ایالات متحده خارج می‌شوند. تردیدی نیست که ایالات متحده اولویت‌ها و محاسبات خودش را دارد، ولی تاریخ افغانستان نشان داده است که حکومت‌ها به دلیل کمبود منابع مالی سقوط می‌کنند، نه حمایت مستقیم نظامی خارجی. اگر کمک‌های مالی به حکومت افغانستان ادامه داشته باشد ولو که حمایت نظامی مستقیم خارجی هم نباشد، این حکومت دوام می‌آورَد. خارجی‌هایی که فکر می‌کنند با کاهش قابل ملاحظه‌ی نیروهای ناتو، طالبان موفق به تسخیر کل افغانستان می‌شوند، یک‌بار به حوادث سال ۱۹۸۹ نظر بیندازند. در آن زمان هم پیش‌بینی این بود که مخالفان داکتر نجیب ظرف شش ماه بساط حکومت او را برمی‌چینند، اما چنین اتفاقی نیفتاد. علت اصلی سقوط نجیب، قطع کمک‌های مالی و نظامی مسکو بود، نه فشار نظامی مخالفان او. تاریخ باید به صورت گزینشی مطالعه نشود. حامیان جنگ در افغانستان تاریخ را گزینشی مطالعه می‌کنند. آنان واقعیت زمین‌گیر شدن نیروهای نظامی خارجی در قلمرو افغانستان را می‌بینند، ولی بقای حکومت‌ها در نبود نیروهای خارجی را نمی‌بینند. این واقعیت تاریخی نشان می‌دهد که دوام جنگ هیچ نیروی شورشی را به پیروزی نظامی نمی‌رسانَد. تنها راهی که می‌ماند گفت‌وگو برای پایان جنگ و یک توافق سیاسی است. هر نیرویی که خواستار ثبات است باید خشونت را متوقف کند و بعد وارد مذاکره شود. وقتی خشونت متوقف شود و آتش‌بس بیاید همه‌ی جهت‌ها در میز مذاکره سعی می‌کنند که خاموشی تفنگ‌ها دایمی شود. آن زمان فشار افکار عمومی هم برای توافق و دایمی کردن آتش‌بس دوام می‌کند. موقف حکومت در مورد آتش‌بس قبل از آغاز مذاکره، معقول و منطقی است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن