وضعیت اسف‌بار زنان بی‌جاشده‌ی داخلی

روزینا خطیبی

حقوق زنان، کلمه‌ی پرکاربرد و چالش‌برانگیزی است. در افغانستان این واژه همواره مناقشه‌آمیز بوده است. از سال‌ها به این‌سو دولت افغانستان، جامعه‌ی جهانی، نهادهای مدافع حقوق زنان، حقوق بشر و نهادهای بین‌المللی برای بهبود وضعیت زنان در افغانستان برنامه‌ریزی و تلاش کردند، تا وضعیت زنان بهبود یابد. اما دیده می‌شود که شمار اندکی از زنان شهرنشین در افغانستان، از حقوق ابتدایی برخوردار اند. آنان به ظاهر حق دارند تحصیل کنند، کار کنند، و در اجتماع باشند؛ اما جامعه، هنوز نپذیرفته که زنان عضوی از پیکر جامعه‌اند و حق دارند هم‌چون مردان فعالیت کنند و نیازهای مادی و معنوی‌شان را، خودشان برآورده بسازند.

گروه‌های مختلف زنان در شهرهای افغانستان، آسیب‌پذیر اند و از وضعیت خوبی برخوردار نیستند. اما به نظر می‌رسد وضعیت زنان بی‌جاشده‌ی داخلی که اغلب از روستاها به شهرها آمده‌اند، بسیار نگران‌کننده است. در افغانستان آمار مشخصی از شمار بی‌جاشده‌های داخلی در دست‌رس نیست، اما به گفته‌ی مقامات وزارت مهاجرین،  سالانه بیش از ۵۰ تا ۶۰ هزار تن از مناطق اصلی‌شان بی‌جا می‌شوند. تخمین زده می‌شود که بیش از نیم این جمعیت را زنان تشکیل می‌دهند. با یک نگاه اجمالی می‌توان گفت که وضعیت زنان بی‌جاشده‌ی داخلی غیر قابل توصیف است. در هرات زنان بی‌جاشده‌ی زیادی به سر می‌برند. مشاهدات من نشان می‌دهد که  این زنان از ابتدایی‌ترین امکانات زنده‌گی، هم‌چون آب، غذا، سرپناه، تحصیل و… برخوردار نیستند. این زنان با انواع مشکلات هم‌چون تبعیض، آزار و سوء استفاده جنسی، خرید و فروش، ازدواج اجباری، به بد دادن، تبادله با حیوانات و یا هم‌جنس، کار اجباری و بی‌گاری، مواجه‌اند. این زنان غیر از فکر نان، فکری دیگر به سر ندارند. آنان ناگزیر به سیرکردن شکم خود و فرزندان‌شان هستند. نکته جالب این است که اغلب آنان فرزندان زیادی نیز دارند. حتا دختران جوان آنان که از مدت ازدواج‌شان، زمان زیادی نمی‌گذرد، چندین کودک دارند که فاصله سنی بین‌ کودکان‌شان، خیلی کم است.

من اخیراً برای جمع‌آوری یک سلسله معلومات درباره‌ی بی‌جاشده‌های داخلی، به یکی از کمپ‌های بودوباش آنان در شمال شهر هرات سری زدم. نهادی‌که مسوولیت آن را در هرات به دوش دارم، به معلومات مؤثق درباره‌ی آنان ضرورت داشت. ترجیح دادم خودم به یکی از کمپ‌ها بروم و خود، وضعیت آنان را از نزدیک مشاهده کنم. با بیش‌تر از ۶۰ زن بی‌جاشده صحبت کردم، در این میان هیچ زنی نگفت مورد خشونت قرار می‌گیرد و یا لت‌وکوب می‌شود، به بد داده می‌شود، فروخته می‌شود و یا با حیوانات تبادله می‌شود. هیچ زنی از حقوق خود یاد نکرد، هیچ یک از آنان نگفت که دختران خرد سال آنان به ازدواج وادار می‌شوند. زنان میان‌سال، جوان و دختران خردسالی دورم حلقه زدند، هر کدام می‌گفتند، «نامم را ثبت کنید، به ما کمک کنید، ما حتا آبی برای نوشیدن نداریم، اولادهای ما مریض می‌شوند و ما پول تداوی را نداریم، داکترها در کلینیک‌های صحی حتا حرف ما را نمی‌شنوند.» درخواست می‌کردند که زمینه‌ی کار در خانه برای آنان مهیا شود تا عایدی به دست آورند و صرف هزینه‌های فرزندان‌شان کنند. زن میان‌سالی، دستانش را به من نشان داد و گفت: «ببین از بس پشم ریشتم، دستایم شاریده است، و در بدل هر روز فقط ۳۰ افغانی به دست می‌آرم.»

آن‌چه مرا واداشت تا اندکی از مشاهداتم را در این مقاله بنویسم، تفاوت دغدغه اینان با بقیه زنان بود. زنان زیادی وجود دارند که به دلیل مشکلات اقتصادی و فقر، مورد خشونت قرار می‎گیرند و اما آن را بازگو می‌‌کنند. اما در این جمعی که من دیدم، هیچ‌کدام حتا پی نمی‌بردند که واژه‌ای به نام حق وجود دارد و هر انسانی به دلیل انسان‌بودن از یک سلسله حقوق برخوردار است. انگار، ناآشناترین کلمه‌ به آنان، واژه‌ی حق بود. گویا هنوز این زنان نشنیده بودند که از حق تحصیل، کار، ازدواج و حضور در اجتماع برخوردار اند.

کمک‌هایی که به زنان بی‌جاشده‌ی داخلی می‌شود، اغلب، شامل مواد اولیه است. به نظر می‌رسد که این کمک‌ها بسنده نیست و به صورت روشمند در اختیار نیازمندان قرار نمی‌گیرد.

دولت افغانستان و نهادهای حامی حقوق زنان و قشرهای آسیب‌پذیر اجتماعی، در همکاری نزدیک با هم، می‌توانند مشکلات اساسی زنان و کودکان بی‌جاشده‌ی داخلی را حل کنند و به خیمه‌نشینی آنان در شهر‌ها پایان دهند.

کمک‌های غذایی، نخستین نیاز اصلی بی‌جاشده‌ها است که دولت افغانستان و نهادهای کمک‌کننده باید به این معضل اساسی، رسیده‌گی کنند. سرپناه، دومین نیاز اصلی زنان بی‌جا شده داخلی است.  دولت افغانستان طرح توزیع زمین را به بی‌جاشده‌هایی که بیش‌تر از پنج سال در یک منطقه زنده‌گی می‌کنند را در دست دارد، اما این طرح، ناقص به نظر می‌آید، زیرا توزیع زمین، مشکل اینان را حل نمی‌کند، خوب‌تر است که دولت افغانستان به همکاری نهادهای حامی، خانه‌ها و یا کانتکس‌هایی اعمار کند و برای بازسازی آن نیز از نیروی کار آنان استفاده شود.

نهادهای حامی می‌توانند برای آنان کاریابی کنند و زمینه را برای انجام کارهایی که در حد توان‌مندی زنان و مردان بی‌جا شده است، فراهم سازند. متاسفانه در این زمینه، هیچ کاری اساسی صورت نگرفته است و بی‌جاشده‌های داخلی به طور عموم بی‌کار و در پی کمک‌های دولتی و مؤسسات هستند.

آگاهی‌دهی در مورد حقوق و مسوولیت‌های بی‌جاشده‌ها، از جمله کارهای اصلی و بنیادی می‌باشد که به نظر می‌رسد متاسفانه هیچ برنامه‌ای در این راستا وجود ندارد. برنامه‌های آگاهی‌دهی حقوقی، در کنار کمک‌های اولیه، از نیازهای اصلی زنان بی‌جاشده داخلی است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن