تنها آمده؛ روایت آوار‌ه‌گی، جدال مرگ و زنده‌گی

زلمی کاوه

نگاهی به رمان تازه‎ی عزیزالله نهفته

۱. پیش درآمد

این نوشته نگاهی کوتاه بر رمان «تنها آمده» نوشته‎ی عزیز نهفته است. سعی بر این خواهد بود تا به صورت کوتاه مضمون اجتماعی، پیشینه‎ی تاریخی و دلایل آواره‌گی «تنها آمده» توضیح داده شود و دغدغه‌ی زنده ماندن و فرار از جامعه‎ای که نویسنده آن را نمادین ساخته است، واکاوی گردد. این رمان تنها در این فضا و اوضاع زنده‌گی و در کانتکست و مضمون اجتماعی آواره‌گی است که معنا و مفهوم پیدا می‌کند.

۲. دیاسپورای افغان

«تنها آمده» روایت سرنوشت کودکان آواره‎ی زیر سن افغان است. واژه‎ی دیاسپورا آنان را به گونه‎ی واقعی تمثیل می‎کند. دیاسپورا ریشه‎ی  یونانی speirein دارد و به معنی پراکنده شدن است. گرچه این واژه برای نخستین بار درباره‎ی یهودیان که پس از تبعید در جهان پراکنده شده‌اند به کار گرفته شده، اما امروزه این واژه مصداق زیادی در جهان پیدا کرده است و در مورد شهروندان آواره‎ی افغان نیز به کار برده می‎شود. میلیون‎ها افغانستانی امروز به صورت دیاسپورا در سراسر گیتی پراکنده‌اند و زنده‌گی می‎کنند. جهان شاهد دیاسپورای افغان‎ها است، به خصوص دیاسپورای کودکان و نوجوانان افغان. رمان «تنها آمده» روایت این آواره‌گان در سویدن و جهان است.

«تنها آمده» تازه‌ترین رمان عزیزالله نهفته است که انتشارات کافه ۶۰ میدیا در ماه فبروری ۲۰۱۸ در شهر استکهلم، پایتخت سویدن در ۱۴۴ برگ منتشر کرده است. این کتاب به مقوله‎ی مهاجرت و شرایط دشوار جوانان و کودکان تنها آمده و وضعیت افغانستان امروز در قالب داستان می‎پردازد.

۳. تنها آمده

، در غرب، به ویژه در سویدن، مقوله‎ی آشنایی است و به کودکان مهاجر زیر سن قانونی که بدون همراهی پدر و مادر و یا سرپرست به غرب مهاجرت کرده و تقاضای پناهنده‌گی داده‌اند، اطلاق می‎شود.

‎ها در این اواخر مورد توجه پژوهشگران دانش اجتماعی قرار گرفته‌اند و پژوهش‎های قبل توجهی در این زمینه صورت گرفته است. اما جای پای یک رمان جدی تا هنوز خالی بود. تا آنجا که من تحقیق کرده‌ام، در سویدن در مورد ‎ها تا کنون رمان جدی ادبی برای بزرگ‌سالان منتشر نشده است. این مسئله را می‎تواند با جستجوی ساده در سایت‎های کتاب‌فروشی‎ها، لیست کتاب و کتلاک آثار کتاب‌فروشان سویدن و یا از طریق بانک اطلاعاتی کتابخانه‎های سرتاسری یا لیبریس اثبات کرد. قابل یادآوری است که در این زمینه کتاب‎ها و گزارش‎های پژوهشی، کتاب‎هایی برای کودکان و مقالات زیادی تولید شده است که در دایره‎ی دسته‌بندی رمان‎های جدی به شمار نمی‎آیند. 

۴. ویژه‌گی‌های «تنها آمده»

«تنها آمده» زبان آسیب‌پذیرترین آواره‌گان جهان، یعنی کودکان زیر سن است که در شرایط دشوار زنده‌گی می‌کنند. رمان سعی دارد وضعیتی را تبیین کند؛ وضعیتی که کودکان قربانی سیاست‎های دوگانه کشورهای جهان را آسیب‌پذیرتر ساخته است. این رمان متعهد به روایت شرایط رقت‌انگیز این گروه است. این تعهد با ظرافت و هنرمندی در متن آمیخته شده است. در هیچ جای متن شعار دفاع از آواره‌گان داده نمی‎شود، اما تعهد در درون متن مانند جریان سیال آب تنیده شده است. این رمان، مانیفست سیاسی برای آواره‌گان سویدن نیست، اما وضعیت خشن و شرایط ناهنجاری را که در حال تجربه کردن آن استند به تصویر می‎کشد.

فرهاد، شخصیت اصلی رمان، نماد انسان آواره است. انسانی که خانه‎اش را رها کرده و با وجود وضعیتی متفاوت با همه‌ی انسان‌های آواره وجوه مشترک دارد. مشترکاتی که در فرار از جنگ، مرگ و ستم‌گری و تلاش برای زنده ماندن تجسم می‎یابد، با این که ممکن است فرم‎های اعمال زور در هر گوشه و کنار جهان متفاوت باشد.

۵. زبان نمادین، تابوشکنی، سکس و حقیقت برهنه

در این رمان، زبان نهفته، زبان پیچیده و نمادین است که در عین حفظ ریالیسم، زبان بدن تجربه‌کننده است. رولان بارت در کتاب «درجه صفر نوشتار» می‎نویسد: «…می‌گویند که زبان بدن، نسخه‎ها و رفتار مشترک تمام نویسنده‌گان یک عصر است» (۱). در «تنها آمده» نویسنده از این زبان مشترک عصر خود بهره می‎گیرد و آن را مقوله‌بندی می‎کند.

در «تنها آمده» شگردهای زبانی زیادی به کار رفته است. نویسنده به ابداع مقوله‎هایی که بیان‌گر وضعیت استبدادی و استثنایی جامعه افغانی است، پرداخته است. مقوله‎ی «ملا قومندان» یکی از مقوله‎هایی است که از دو نام جداگانه ترکیب شده و دو موقعیت متفاوت را بیان می‎کند. یکی ملا و دیگری قومندان. ملا قومندان تنها نام ساده‎ی یک قومندان محلی نیست، بلکه زاده‎ی وضعیتی است که در آن مذهب و قدرت در هم آمیخته و به نیروی هژمونیک و اقتدار تئوکراتیک بدل شده است. قدرت در چنین نظامی حالت قدسیت یافته که با مکانیسم کنترول ایده‎های متافزیک نظام سیاسی و ایدیولوژیک غیر متمرکز به شیوه‌ی قرون وسطایی را تشکیل داده است. قومندان ملا نماد سیاسی و تئولوژیک چنین وضعیتی است که از قدرت بی‎حد و حصری برخوردار است. در این نظام، همه رعیت اند و ملزم به رعایت حق و مرزهای اربابی که مشروعیتش با شاخص‌های ملایی و قومندانی مشخص می‎شود. در «تنها آمده» از این اصطلاح به تکرار استفاده شده است که شاخص چنین موقعیت و وضعیت اجتماعی می‎باشد. در این نظام حقیقت برهنه‎ی قدرت ملا قومندان حلول کرده است و با فساد، تجارت مواد مخدر، ستم‌گری و کنترول بر مال و ملکیت مردم، زنان و کودکان بازتاب یافته است.

صحنه‎ی خرجنگی واقعیت مادی بازی سیاست در کشور را تشکیل می‎دهد. خرجنگی استعاره‎ای از اوضاع سیاسی جامعه است که در زبان رمان وضعیت حقوقی شهروندان و تصویر از مجازات و مکافات و نظام رعیتی را به نمایش می‎گذارد. در این نمادسازی شیوه‌ی حاکمیت بر جامعه، تیوکراتیک و ملاسالاری است. نویسنده تلاش می‎کند وضعیت استثنایی‎ای را توصیف کند که در آن هیچ‌گونه حقوق بشری علی‌رغم حمایت جهانی از این نظام رعایت نمی‎شود و انسان به عنوان فرد، ارزشی ندارد. قومندان ملا، نماد بارز چنین نظام است. این روایت معضله‎ی جنگ، استثنا و فرار تنها آمده از افغانستان را بازنمایی و تشکیل می‎دهد. نهفته به تنها آمده، به عنوان سوژه‌ی فعال و کنش‌گری می‎بیند که با مقاومت و فرارش از وضعیت جهنمی که خود را بر جامعه جدید تحمیل می‎کند، روایتش را مفصل‌بندی می‎نماید.

از آن‌جا که یکی از ویژه‌گی‎های زبان، خاصیت تعاملی و اجتماعی آن است، بهره‌وری از آن برای به تصویر کشیدن حوادث، امر حیاتی و نقطه‎ی ثقل در رمان‎های اجتماعی دانسته می‎شود. نهفته در رمان «تنها آمده» سعی دارد رنج و زنده‌گی پر فراز و نشیب دیاسپورای کودک افغان و آنانی را که به گونه‎ای با تنها آمده‎ها  در رابطه اند، به نمایش بگذارد. این نوعی تلاشی است برای نشان دادن حقیقت زندگی برای کودکان آواره که زنده‌گی تنها جنگ و تحقیر نیست، بلکه می‎تواند شادی، آرامش و لبخند نیز داشته باشد.

«تنها آمده» با تابوهای جنسی شده‌ی رفتار عادی دارد. استفاده از واژه‎های تابو شده و اناتومی بدن که در رمان‎های فارسی تا حدودی سانسور می‎شوند، نشان می‎دهد نویسنده از مرز خودسانسوری گذشته است. در «تنها آمده» از این واژه‎ها برای نشان دادن رفتار و حالات بهره گرفته شده است. تشریح صحنه‎ی تجاوز خر به بابا بصیر یا تجاوز قومندان ملا به زن معلم و برهنه کردن مژگان توسط عمه‎اش، نشانه‎هایی از راحتی کلام و واردکردن طبیعی زبان تابو شده در بیان وقایع زنده‌گی انسان است.  این تابوشکنی، نمادی از سنت‌شکنی با ارزش‎های سانسور و اخلاقیات مذهبی است که در معدود رمان‎های فارسی دری به کار گرفته می‎شود.

۶. مجازات جنسی و شکنجه

تنها آمده گذشته‎ای نیز دارد که متعارف نیست. او از رژیمی فرار کرده است که با معیارهای معنوی و اخلاقی امروز، علی‌رغم آن که ظاهر خیلی مدرن دارد، جور در نمی‎آید. او از حاکمیتی فرار کرده است که در خاتمه‎ی جنگ داخلی و هم‌سویی با قدرت‎های جهانی متولد شده است. در این نوع رژیم، افراد جنگ‎سالار قدرت عام و تام دارند و حلقه‎های نسبتاً مستقل قدرت در درون قدرت مافیایی و متمرکز عمل می‎کنند. فرماندهان قدیم در لباس جدید با عملکردهای استبدادی قلمروهای قدرت را در همسویی با موجود عجیب‌الخلقه‎ای به نام دولت ملی اشغال کرده‌اند. هر یکی از این رهزن‎های دیروز شخصیت‎های حکومت‎های محلی را تشکیل می‎دهند که در برابر هیچ‌ کسی و هیچ قانونی پاسخ‌گو نیستند و در صورت تصادم با سران بزرگتر، دست به معامله بر سر سرنوشت جامعه می‎زنند. «تنها آمده» از این پیشینه پرده بر می‎دارد و به افشای نقش این مراکز قدرت و شیوه‎های رفتار و اصول حاکمیت آن‌ها می‌پردازد. قومندان ملا به مثابه‌ی نماد داستانی، فردی که قدرت مطلق دارد و به ساده‌گی مخالفینش را به روش‎های جنگی مجازات می‎کند. در این گونه مجازات از زشت‌ترین شیوه‎ها استفاده می‎شود. یکی از روش‎های متداولی که او برای تحقیر و شکنجه‌ی مخالفینش به کار می‎برد، تجاوز است. قومندان ملا خر را وامی‌دارد تا به متهم تجاوز کند و با این سیاست تجاوز جنسی در جامعه‎ای مثل افغانستان ترس و ارعاب را همره با اهانت و تحقیر در وجود اهالی محل حک می‎کند تا آن‌ها نتوانند کوچک‌ترین مخالفتی داشته باشند. این شیوه‎ی تجاوز، تمام هستی مادی و معنوی تجاوز شده را برای همیشه ویران می‎کند.

زیر سایه‎ی چنین حاکمیت‎های خودکامه‌ای هر چیزی که به تداوم سلطه‌ی آن‌ها کمک کند، مجاز است. سیاست تجاوز جنسی یکی از ابزارهای مؤثری است که برای سرکوب و خاموش‌کردن صدای مخالفین به کار گرفته می‎شود. سیاست تجاوز جنسی به مثابه‌ی ‎استراتژی در شرایط جنگی در موجود نبودن حاکمیت متعارف در افغانستان و جاهای مشابه دیگر استفاده می‎شود. قومندان ملاها با استفاده از چنین سیاستی در افغانستان سلطه‎ی خویش را اعمال می‎کنند. لوسیندا مارشال، از بنیان‌گذاران مدرسه‎ی فمینیستی رابطه‌ی خشونت و جنگ و شرایط غیرمتعارف را چنین تعبیر می‎کند: نظامی‌گری و خشونت علیه زنان دو روی یک سکه اند و خشونت علیه زنان، جزو خصلت ذاتیِ میلیتاریسم است. او در ادامه می‎نویسد که در جنگ‌ها غالباً بدن زنان بخشی از زمین جنگی محسوب می‌شود که نیروهای متخاصم بر سر آن یا بر روی آن نبرد می‌کنند. بدن زنان اغلب جزو غنایم جنگی به حساب می‌آید و یا تحت عنوان کلی «خسارات فرعی» جنگ نادیده گرفته می‌شود(۲). مارشال از آمار تجاوزات جنسی در جنگ‌ها سخن می‎راند، اما در مورد افغانستان با تأسف هیچ‌گونه آماری را نمی‎توان ارائه کرد.

اما در افغانستان تنها زنان نسیتند که مورد تجاوز جنسی قرار می‎گیرند، بلکه بدن مردان نیز برای تحقیر و نابودی کامل مورد تجاوز قرار داده می‎شوند. به عنوان مثال مسئله‌ی ایشچی و جنرال دوستم رسانه‎ای‌ترین نماد از این حقیقت است که طرف‎های درگیر با در نظر داشت تابوهای و حساسیت‌های جنسی از تجاوز جنسی به مردان، به مثابه‌ی ابزار مؤثر و استراتژی جنگی سود می‎جویند.

۷. فرهنگ فردباوری

کودکان غربی به طور عام با روحیه‎ی کام‌روایی که غایت کنش اجتماعی زنده‌گی فردی به حساب می‎آید، پرورش می‎یابند. در این آموزش تا اندازه‎ای فردباوری در برابر اجتماعی‎باوری قرار می‎گیرد. البته این یک تعمیم‎سازی غیر علمی از جانب من است، اما آن‌چه که برای من تجربی است این است که فردیت در پرورش اجتماعی کودکان در سویدن هسته‎ی اصلی را تشکیل می‎دهد. در حالی که در جامعه‌ی سنتی افغانستان، فردیت در دایره‎ی پرورش اصلاً نادیده گرفته می‎شود. از همین رو فرهاد، نوجوانی نیست که تنها با فردیت خود زنده‌گی کند و جان خود را نجات دهد، بلکه او فرهنگ و اجتماع باوری محلی خود را نیز با خود حمل می‎کند که در آن پسر در مقام یک مرد عمل می‌کند و مرد بیمه‎ی زنده‌گی خانواده به شمار می‎آید. او باید از خواهرش به عنوان ناموس دفاع کند و بر قومندان ملا پیروز شود. فردباوری در وجود فرهاد ضعیف است. او با وصف این که کودک است بار سنگین خانواده‎اش را با خود حمل می‎کند. خانواده، فردیت او را به تحلیل برده و تعهدش در برابر خانواده‎اش و رابطه‎ای که نوع پرورش در او ایجاد کرده است، او را از قطار همسن و سال‎های اروپایی‎اش متمایز می‎سازد. او گرچه طبق قوانین سویدن کودک است، اما ذهناً خود را بزرگ و در قبال خانواده، مسئول و متعهد می‎انگارد. فرهاد، بار سنگین ستمی را که بر خانواده‎ی او و جامعه ‎رفته است در درون خود احساس می‎کند و در این میان فردگرایی او گم می‎شود و نابود می‎گردد.

در فرهاد، ارزش دادن به فردیت کمتر محسوس است و اخلاق کمک به خانواده‎اش و نجات آن‌ها از دست قومندان ملا که نمادی از قدرت و زور قدرت فزاینده است، بیشتر اهمیت دارد. او خود را متعهد به تهیه‌ی ۷.۵۰۰ دالر می‎داند تا نماد اعلای فرهنگ اجتماعی و تعهد خود را در برابر خانواده‎اش نمایش دهد. بنابراین در وجود فرهاد، مانند خیلی از کودکان تنها آمده‎ی دیگر، فردگرایی عنصر غالب نیست، بلکه تعهد و احساس مسئولیتی است که توأم با فشارها و کنترول اجتماعی و صدها عامل دیگر در کنار فشارهای هنگفت و نیرومند روانی او را به بن‌بست می‎کشاند. در چنین وضعیتی او حتا در انتخاب خودکشی باعث تردید نمی‎شود.

۸. فرهنگ ناموسی و زن‌ستیز

نهفته در «تنها آمده» همچنان به رمززدایی جامعه‌ی زن‌ستیز می‎پردازد. وقتی عنان سخن را به مژگان، خواهر فرهاد می‌دهد. مژگان، افکار پدر و فرهاد در مورد خودش را زیر سوال می‎برد. فرهاد، زاده‎ی پرورش اجتماعی جامعه‎ی مردسالار است. از کودکی تفاوت‎ها و برتری جنسی در لا و پود ذهنش تزریق شده است. تا اندازه‌ای که تمایل و حساسیت فرهاد به اسم مسئولیت تا سرحد کنترول بر خواهرش، مژگان پیش می‎رود. تصور فرهاد این است که مژگان چون زن است، نمی‎تواند از خودش دفاع کند. هرچند دفاع از خانواده را بخشی از مسئولیت خود تلقی می‎کند، اما وقتی پای مژگان در میان است مسئله، رنگ ناموسی به خود می‎گیرد. اندیشه‌ی مژگان متفاوت است و افکار فرهاد را به دیده‌ی انتقادی می‎نگرد. او به واکاوی باورهای ناموسی فرهاد انگشت انتقاد می‎گذارد. مژگان، برداشت فرهاد نسبت به خودش را که رنگ و بوی ناموسی دارد، چنین بیان می‌کند: «تصور این که روزی قومندان ملا به من تجاوز کند، ذهنش را پر کرده است. گاهی تصور می‎کنم که مرگم برایش مهم نیست، فقط کسی بر من تجاوز نکند.»(۳)

در این‌جا نهفته به این نکته‌ی ظریف سنت پیچیده‎ی مردسالاری اشاره دارد که زن را به مثابه‌ی ابژه‌ی ناموسی در متن قراردادهای فرهنگی و اجتماعی قرار می‎دهد و برای او ارزش انسانی و ذاتی قایل نمی‎شود. مژگان با ارزیابی انتقادی معیارهای ارزشی در نظام ارزش‎های جامعه مردسالار به پتانسیال توانایی زن نیز اشاره می‎کند و می‎گوید که نخستین کسی که به وی تجاوز کرده است(۴)،  نه تنها یک مرد نبوده، بلکه نزدیک‌ترین عضو خانواده‎اش یعنی عمه‎اش بوده است. همو که در مرگ مادرش نیز دست دارد.

فرهاد به مژگان به عنوان سوژه‎ی فاعل نگاه نمی‎کند، بلکه او را در ذهنش همیشه قربانی می‌بیند. اما نهفته از دل این خصلت، نمای اخلاقی تعهد و تربیتی مردسالارانه روزنه‎های زنانه‌گی سوژه‌ی فاعل بودن مژگان را نشانه‌گذاری می‎کند.

۹. دیالیکتیک خودکشی

عدم سلامت روانی نزد کودکان پناهجو، تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد که معمولاً به عوامل نارسایی، عوامل مهاجرت و عوامل پس از مهاجرت تقسیم می‎شوند. عوامل پیش از مهاجرت عبارت اند از عواملی که در کشور اصلی وجود دارد، وضعیت اجتماعی-اقتصادی در کشور و هر تجربه‌ی قبلی پناهنده‌گی. عوامل مهاجرت، عوامل مرتبط با مهاجرت خود، از جمله فرایند پناهنده‌گی است. عوامل پس از مهاجرت، عوامل در کشور جدید است که به طور خاص به خارجیان مربوط می‎شود؛ مانند مهارت‌های زبان، زمان در کشور جدید و پذیرش فرهنگ جدید.(۵)

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که پناهجویان تنها آمده نیز مانند همه‌ی شهروندان دیگر در یک کشور از شرایط و اوضاع محیط پیرامون خویش متأثر می‎شوند. در عین زمان تنها آمده‎ها تجربه‎های نیرومند و با ارزشی را نیز با خود حمل می‎کنند. تجربه‎هایی که به بهای سفرهای طولانی، تحمل رنج و مشقت سفرهای بدون سرپرست و پدر و مادر تمام شده است. این تجربه‌ها از آنان انسان‌های مقاومی ساخته است. مطالعات مربوط به بیماری روانی در افراد تنها آمده، تصویر ناهمگونی از وضعیت روانی آن‌ها ارائه می‎کند. از یک طرف خطر بالای بیماری روانی و از جانب دیگر سطح بالای عملکرد و دید مثبت از آینده در کشور میزبان را که در کنار هم قرار گرفته است، نشان می‌دهد.(۶)

گزارش‎های مقامات مختلف امور بهداشتی سویدن و آن‌هایی که با پناهجویان در تماس بوده‌اند به رشد بی‎سابقه‌ی خودکشی در میان کودکان پناهجوی در سویدن هشدار داده‌اند. اما بیمارستان گرولینسکا، بزرگترین بیمارستان دانشگاهی پزشکی سویدن آمار دقیقی در مورد تعداد تنها آمده‎هایی که خودکشی کرده‌اند، ارائه نمی‌دهد.

پس از تغییرات، محدودیت در قوانین پناهنده‌پذیری و اجرای آن‌ها، گفتمان آسیب‌های روانی، ناسلامتی، رفتارهای خودکشی، اقدام به خودکشی و میزان خودکشی به صورت خاص در میان کودکان پناهجوی تنها آمده و به طور عام در بین پناهجویان مورد بحث قرار گرفته است.(۷)

در«تنها آمده» امید و خودکشی با هم در جنگ اند، دیالیکتیک متضاد زنده‌گی، آن‌جا که در ذهن آواره زنده‌گی به انتها می‎رسد و مشکلات غلبه می‎کند و آرزوهای نوجوانان نقطه‎های انتظار و طرد را تکرار می‎کنند. این تکرار در رفتار فرهاد بیان یک وضعیت ناخواسته است و ستم متراکمی که وجودش را تسخیر می‌کند. امید تیره می‎شود و سرانجام در پرپرشدن او مرگ و جلاد پیروزی حتمی خود را جشن می‌گیرند.

در تنها آمده با این که فرهاد، تنها نیست و در پیرامونش از لینا تا بابه بصیر و… برای مراقبت از او تلاش می‎کنند، اما گذشته در او خانه کرده است و زخم‌های ناسوری را که با خود آورده است، مجراهای امید را تنگ‎تر می‎سازند. گذشته‎ی دشوار زیسته، فشارهای اجتماعی و روانی، ملا قومندان و تجربه‌های کودکی جنگ خانمان برانداز، اخراج، آینده‌ی مبهم و تاریک برگشت به وطن، تصاویر مرگبار شکنجه و تحقیر بر ذهن و روان او لنگر انداخته و امید به آینده و موفقیت را از او ربوده است.

۱۰. سخن آخر

«تنها آمده» در فضای بحرانی آواره‌گی و با الهام از موقعیت آسیب‌پذیرترین انسان‌ها، یعنی کودکان آواره نوشته شده است. نهفته با دردها و رنج‌های آن‌ها از نزدیک آشنایی دارد. تلاش نویسنده آن است که رمانش راوی زنده‌گی کودکان آواره و بی‌دفاع باشد. در این رمان روایت‌های متفاوت آواره‌ها را می‌خوانیم. دغدغه‌های آن‌ها و آرزوها، از عشق‌بازی تا لحظات مسرت‌آمیز زنده‌گی و تا انتخاب مرگ به عنوان اعتراض به بد رفتاری و طرد شدن. در این رمان می‌شود با تنها آمده‌ها گریست، خندید، به عمق رویاهای‌شان سفر کرد و با آرزوهای‌شان زیست. با «تنها آمده» می‌توان به جهنم افغانستان سفر کرد، مژگان را دید. آتشی را که دلش را بلعید. صحنه‌های مجازات وحشیانه را به چشم سر مشاهده کرد و معامله بر سر دختران و کودکان مردم را شاهد بود. در این رمان به وجدان قومندان ملا سفر کرد، و تلخی‌ها، دلهره‌ها و ترسش قسمت کرد. با تنها آمده در ایستگاه‌های قطار شهرهای بزرگ خوابید و امید و ناامیدی تا مرز خودکشی را تجربه کرد و… .

پانوشت:

۱- Barthes, p:11
۲. http://www.feministschool.com/spip.php?article6894(20180321)
۳. نهفته: ۶۸
همان منبع ص:۶۹ (۹)
۴. نهفته: ۴۰
۵. https://openarchive.ki.se/xmlui/bitstream/handle/10616/41325/Thesis_Anna- Clara_Hollander.pdf?sequence=1&isAllowed=y (20180324)
۶. Eide K, Hjern A. Unaccompanied refugee children–vulnerability and agency.Acta Paediatr.
https://www.researchgate.net/profile/Ketil_Eide/publication/236125529_Unaccompanied_refugee_children_ _Vulnerability_and_agency/links/5a397d860f7e9baa50179d65/Unaccompanied-refugee-children-Vulnerability-and-agency.pdf (20180324).
۷. http://vistarinteut.org/mediearkiv/2017/(20180324)

منابع:

Barthes Roland (1972) Le degré de l’ecriture, Edition de Seuil
نهفته عزیزالله (۲۰۱۸)، تنها آمده، انتشاران کافه مدیا ۶۰، استکهلم

دیدگاه are closed.