رمان «کوچه ما»؛ نیم‌سده رنج و آواره‌گی

گل‌حسن محمدی

وقتی کازوئو ایشی گورو تصمیم به نوشتن رمان «بازمانده روز» گرفت، ادبیات اواخر قرن نوزدهم انگلستان را برای نوشتن آن برگزید؛ زیرا روایت کتابش به همان عصر برمی‌گشت. نجف دریابندری نیز برای ترجمه «بازمانده روز»، سراغ نامه‌های عصر قاجار را گرفت تا با سبک و سیاق آن عصر، کتاب کازوئو ایشی گورو را به فارسی ترجمه کند. اکرم عثمان نیز در نوشتن رمان «کوچه ما» به سراغ کابل قدیم رفته و با ادبیات نیم‌قرن قبل از امروز، مفصل‌ترین رمان تاریخی افغانستان را نوشته است. به همین دلیل، خواننده وقتی «کوچه ما» را می‌خواند، احساس تصنعی و ملال‌انگیز به او دست نمی‌دهد، بلکه خود را پابه‌پای شخصیت‌های رمان در میان آشوب و هلهله کابل آن روزگار می‌یابد.

رمان «کوچه ما» از جهاتی بسیار قابل تامل است و هر خواننده‌ای، به وسعش می‌تواند درباره آن بنویسد. در یک نگاه کلی، «کوچه ما» که مفصل‌ترین رمان‌ تاریخی افغانستان است، حکایت نیم‌سده رنج و محرومیت مردم این سرزمین در سایه رژیم‌های دموکراتیک و اسلامی را روایت می‌کند. به باور نویسنده، در نیم‌سده اخیر، گاه اقتدار ایدئولوژی‌های متصلب و گاه سلطه تحجرگرایانه دین، زنده‌گی را به کام مردم این سرزمین تلخ ساخته‌ است. چه سلطنت بوده یا کمونیسم، چه جمهوریت بوده یا امارت، مردم در مرداب رنج گیر مانده‌اند. جمهوریت پساسلطنت و بعد دولت کمونیستی خلقی‌ها و پرچمی‌ها مردم این سرزمین را به نام دموکراسی و کمونیسم و برابری خلق، چاپیدند و بی‌‌شمار گورهای دسته‌جمعی و کودتاهای خونین در تاریخ به یادگار گذاشتند. بعد از سقوط دولت کمونیستی، احزاب جهادی و طالبان با پرچم اسلام، مردم را دسته‌دسته کشتند و به چهارسوی عالم آواره کردند. وقتی سلطنت چهل‌ ساله ظاهرشاه به بهانه تاسیس نظام دموکراتیک از راه یک کودتای سفید سقوط کرد، فقط عناوین، چهره‌ها و شعارها عوض شدند. ارزش‌های مردم‌سالاری، در حکومت داوود و در زمان خلقی‌ها و پرچمی‌های کمونیست، آن‌چنانی که باید، تطبیق نشدند. بعد از کمونیست‌ها، احزاب جهادی و طالبان با شعار تاسیس دولت اسلامی، راه تازه‌ای برای ریختن خون مردم و کندن گورهای بیش‌تر برای مردم انتخاب کردند که مانند دولت‌های ساقط‌ شده دموکراتیک، به مردم مژده رهایی از شر قتل و کشتار داده بودند.

اکرم عثمان در رمان «کوچه ما» با ادبیات صریح و منحصربه‌فرد، نیم‌سده رنج مردم سرزمینی را روایت می‌کند که در بزنگاه تاریخ لباس هیچ ایدئولوژی یا رژیم -دموکراتیک یا اسلامی یا هم معجونی از هردو- برای قامت‌های خمیده‌شان اندازه نبوده و نسخه هیچ ابرقدرت شرقی یا غربی درد این مردم را درمان نکرده است. کودتای سفید محمدداوود و تاسیس جمهوریت بر گور سلطنت تا براندازی حکومت او به دست کمونیست‌ها و شکست دولت کمونیستی توسط جهادی‌های اسلام‌گرا و متعاقباً پیروزی طالبان در نیمه دهه هفتاد بالای جهادی‌ها، طومار درازی است که به لطف انقلابی‌های دموکرات، کمونیست‌ها و اسلام‌گراها، فقط اسم قربانیان و آواره‌گان در آن فهرست شده‌اند. برخلاف ادعای رییسان جمهور، جهادیان و امیرانی که در نیم‌قرن اخیر بر سریر حکومت تکیه زده، مردم یا با جان و مال‌شان تاوان داده‌اند یا اگر استطاعت رفتن داشتند، رخت خویش را از این ورطه کشیدند و یا از سر ناچاری بین آسیاب دموکراسی و اسلام تا امروز آرد شدند. به قول اکرم عثمان، از «کهِ تا مهِ» وابسته‌گان و عمال تمام دولت‌هایی که در افغانستان -چه از در دموکراسی و چه از در اسلام- روی کار آمده بودند، خود را حق مطلق می‌پنداشتند که برای جامه عمل پوشاندن ایدئولوژی‌شان تا آن‌جا که توانستند، افراط‌گرایانه و خشن پیش رفتند. بعد از سقوط هر دولت، مردمی که سال‌ها از کشمکش مدعیان قدرت خسته شده بودند، چشم انتظار نظام بهتر بودند؛ ولی با رنجی که می‌بردند، به‌زودی درک می‌کردند که خلف بدتر از سلف است.

نکته دیگری که بعد از خواندن رمان «کوچه ما» به ذهن خواننده افغانستانی خطور می‌کند، تکرار بی‌کم‌وکاست تاریخ این سرزمین است. وقتی از تکرار تاریخ حرف زده می‎شود، مراد از تکرار فجایعی است که هرگز در تاریخ مدفون نمی‌مانند، بلکه دوباره در زمان دیگری به وقوع می‌پیوندند و مسیر رفتن به جلو را با خون‌ و مصیبت سد می‌کنند. از آن‌جایی که رمان «کوچه ما» یک برهه‌ای از تاریخ افغانستان را روایت می‌کند و دارای سویه‌های بلند تاریخی است، رخدادهایی از نیم‌سده اخیر کشور در جای‌جای این رمان روایت می‌شوند که نشان می‌دهند تاریخ افغانستان دایره‌وار می‌پیچد و به عبث تکرار می‌شود. به گونه مثال، وقتی حکومت محمدداوود طی یک کودتای خونین که در آن او و خانواده‌اش تیرباران شدند، سقوط کرد، هزاران شهروند کشور با فروش خانه و اسباب منازل‌شان به قصد فرار از کشور آواره شدند. اکرم عثمان به روشنی رونق کهنه‌فروشان کابل در آن زمان را حکایت می‌کند که مردم چگونه داروندار خود را به نصف بها می‌فروختند تا از پیامد سقوط دولت محمدداوود بیش‌تر خساره‌مند نشوند. هم‌چنان، ظهور طالبان و قدرت‌گیری این گروه در نیمه دهه هفتاد و ظهور مجدد آنان بعد از دو دهه برای خواننده یادآوری می‌کند که زیستن زیر شلاق و خفقان بعد از دو دهه، اکنون دوباره تکرار شده است. قتل‌های مرموز این روزها در کشور یادآور قتل‌های مرموز در زیر پرچم دولت دموکراتیک خلق است، با این تفاوت که آن زمان کمونیست‌هایی که بر اریکه قدرت جلوس کرده بودند، از «کشته پشته» می‌ساختند و اکنون اسلام‌گرایان یک رژیم غیردموکراتیک. خواننده‌ای که وضعیت کنونی کابل را به چشم شاهد است، بی‌تردید نسبتِ روشن میان آن روزگار و وضعیت حال می‌بیند که اکثریت مردم در تلاش‌اند تا از تلاطم این توفان به ساحل امن برسند. صحنه‌هایی از این دست، به وضوح نشان می‌دهند که چرخه تاریخ چگونه با خرد و خمیرکردن جان و مال مردم و آواره کردن هزاران شهروند درمانده این سرزمین، تکرار می‌شود.

دست‌کم تاریخ نیم‌سده اخیر افغانستان تلاش «سیزیف‌گونه» بوده است. در یک افسانه کهن یونانی آمده است که سیزیف -قهرمان اساطیر یونان- به مجازات سختی محکوم بود. مجازات سیزیف طوری بود که هر روز صبح سنگی را تا قله یک کوه به مشکل بالا می‌کرد و فردا همان سنگ در جای اولش قرار می‌گرفت که او مجبور بود دوباره آن را تا قله کوه برساند. این کار سیزیف، تلاش عبث و رنج‌آور بود. تاریخ مردم افغانستان نیز کم‌وبیش شبیه تلاش سیزیف، عبث و رنج‌آور است. مردم افغانستان نیز بار سنگینی را بر دوش زخمی خود حمل می‌کنند که هرازگاهی دوباره از جای نخست با بردوش کشیدن رنج‌های تاریخی، گام برداشتن را آغاز می‌کنند و یک کورراه بیهوده رنج و پوچی را باربار طی می‌کنند.

رمان «کوچه ما» به میزان ارزشی که در روایت پاره‌ای از تاریخ معاصر افغانستان از منظر داستان و قصه‌نویسی دارد، به همان میزان موضوعی برای بحث و تامل دارد. پس از سقوط جمهوریت و فرورفتن کشور در کام یک هرج‌ومرج تمام‌عیار -همان‌طوری که این هرج‌ومرج بعد از سقوط دولت کمونیستی و حکومت مجاهدین خلق شد- خواندن این رمان تاریخی و پرداختن به آن بیش‌تر از هر زمانی اهمیت دارد. رمان «کوچه ما» قصه بی‌سروته رنج و آواره‌گی نسل ما و پیشینیان ما است که می‌توان آن را سند تاریخی دال بر رنج پیوسته این سرزمین نامید. شاید خواندن شاهکار زنده‌یاد اکرم عثمان ما را به درنگ بر سرنوشت رقت‌انگیزی که بر ما رفته و اشتباهاتی که مدام تکرار کرده‌ایم، وا دارد.

دکمه بازگشت به بالا