لزوم توجه به دیپلماسی رسانه‌‌ای در جدال دیپلماتیک جمهوریت و امارت

ضیاءالحق طنین، استاد دانشگاه و پژوهشگر

در عصر اطلاعات و جامعه اطلاعاتی تحت تأثیر فناوری‌های نوین، سرشت دیپلماسی و فعالیت‌های دیپلماتیک تحول عظیم یافته است. اکنون رسانه‌ها به بازیگران کلیدی و پرقدرت کارزار دیپلماسی نوین بدل شده‌اند. حضور فعال و گسترده رسانه‌ها در سپهر دیپلماسی به پدیدار شدن دیپلماسی رسانه‌ای به عنوان صورت تازه‌ای دیپلماسی انجامیده است. مراد از دیپلماسی رسانه‌ای، تعامل دوسویه‌ی رسانه‌ها و دیپلماسی است که به عنوان یک محمل پرقدرت عمل می‌کند؛ محملی که باید به گونه‌ای شایسته و هوشمند به کار بسته شود. دیپلماسی رسانه‌ای امکان می‌دهد که از رسانه‌ها برای پیش‌برد اهداف سیاست خارجی استفاده شود. امروز تعامل فعال دیپلمات‌ها و نماینده‌گان دولت‌ها با رسانه‌ها، بخشی از قدرت دیپلماتیک کشورها را به تصویر می‌کشد. هرچند در افغانستان مفهوم دیپلماسی رسانه‌ای کم‌ترشناخته شده است و هنوز کار زیادی را می‌طلبد، اما در عمل با این پدیده به گونه‌ای جدی مواجهیم و نمی‌توانیم آن را نادیده نگاریم. دیپلماسی رسانه‌ای یک انتخاب نیست، بلکه برآیند شرایطی است که بر دستگاه‌های دیپلماسی تحمیل شده است. عصر اطلاعات موجب شکست انحصار اطلاعات شد، ورنه دیپلمات‌ها بد‌شان نمی‌آمد که در اتاق بنشینند، مذاکره کنند و اطلاعات مذاکرات در انحصارشان باشد. این واقعیت می‌طلبد که در جدال دیپلماتیک میان جمهوریت و امارت، به دیپلماسی رسانه‌ای به عنوان یک عامل کلیدی توجه شود. مذاکره‌کننده‌گان برای رسیدن به اهداف مذاکرات، تحقق منافع ملی و ارتقای موقف دولت افغانستان در میز مذاکرات بایست به دیپلماسی رسانه‌ای اهمیت بدهند و از این ظرفیت عظیم برای فراخ ساختن میدان جمهوریت در میز مذاکرات صلح هوشمندانه بهره گیرند. در زمان مذاکرات دیپلماسی رسانه‌ای افغانستان بایست ناظر به دو هدف کلان پی‌گیری شود. از یک سو قدرت‌مندانه با دیپلماسی رسانه‌ای گروه طالبان رقابت کند و با جنگ رسانه‌ای آن‌ها رویارویی کند. از سوی دیگر، به اهداف تعیین شده در مذاکرات صلح دست یابد. دست‌یابی به اهداف یادشده ایجاب می‌کند نخست، الگوی مطلوبی برای دیپلماسی رسانه‌ای برگزیده شود و سپس الزامات تعامل رسانه‌ها و دیپلمات‌ها با هم‌دیگر لحاظ شود.

الگوی تعامل با رسانه‌ها در مذاکرات صلح

در گذشته مذاکرات دیپلماتیک در انحصار دیپلمات‌ها و مذاکره‌کننده‌گان بود. اما امروزه انحصار دیپلمات‌ها بر مذاکرات شکسته‌ و رسانه‌ها و افکار عمومی به گونه‌ی گسترده در مذاکرات دخالت یافته‌اند. بنابراین، در مذاکرات دیپلماتیک، رسانه‌ها نقش انکارناپذیر دارند. تعامل رسانه‌ها با مذاکرات و تعامل مذاکره‌کننده‌گان با رسانه‌ها، در جریان مذاکرات بحث جدی است. دیپلمات‌ها و مذاکره‌کننده‌گان بسته به شرایط، برای تعامل با رسانه‌ها، مدل‌های گوناگونی را بر می‌گزینند. نخست در برخی شرایط، مذاکره‌کننده‌گان، دیپلماسی آشکار را پیش می‌گیرند که به رسانه‌ها امکان می‌دهد به گونه‌ای فعال و گسترده در مذاکرات حضور یابند. آن‌ها در متن و حاشیه‌ مذاکرات حضور دارند و از لحظه‌ لحظه‌ای مذاکرات اطلاع‌رسانی می‌کنند. اما در بسیاری مذاکرات دیپلماتیک، پی‌گیری دیپلماسی آشکار دشوار و حتا ناممکن است. چرا که گسترده‌سازی اطلاعات مربوط به مذاکرات، تبعاتی سلبی دارد.

دوم، در برخی شرایط مذاکرات با تکیه به دیپلماسی پنهان پی‌گیری می‌شود. براین پایه، رسانه‌ها از مذاکرات دیپلماتیک بیرون کشیده می‌شوند. مذاکره‌کننده‌گان ترجیح می‌دهند که مذاکرات در فضای آرام و بدون هرگونه فشار افکار عمومی دایر شود تا بتوانند بهتر موضوعات مورد مذاکره را بگشایند و مذاکرات را به موفقیت برسانند. از این رو، رسانه‌ها و افکار عمومی در جریان مذاکرات دیپلماتیک قرار نمی‌گیرند. رسانه‌ها، افکار عمومی و سیاست‌مداران بیرون از دولت، نمی‌دانند در میزهای مذاکره چه می‌گذرد. اما در قرن اطلاعات، پی‌گیری این‌گونه دیپلماسی ناممکن است. مذاکره‌کننده‌‌ها نمی‌توانند بدون پاسخگویی، محتوایی مذاکرات را برای زمان طولانی پنهان نگه دارند. مضاف بر آن، حذف رسانه از دیپلماسی می‌تواند تبعات منفی بر مذاکرات به بار بیاورد. از این رو، از دیپلماسی درهای بسته به عنوان مدل سومی و الگوی پاسخ‌گوتر در مذاکرات دیپلماتیک بهره گرفته می‌شود.

دیپلماسی درهای بسته، به الگویی از دیپلماسی دلالت دارد که دست‌رسی رسانه‌ها را به اطلاعات مربوط به محتوای مذاکرات محدود می‌کند. اما در این مدل، رسانه‌ها اطلاعات مورد نیاز را به دست می‌آورند. این دیپلماسی در مسایل پر اهمیت دیپلماتیک بیش‌تر کاربرد دارد. با اعمال این شگرد، پاره‌ای از اطلاعات مذاکرات به رسانه‌ها می‌آید و بخشی دیگر پشت درها می‌ماند. برگزاری کنفرانس‌ها، میزگردها، مناظره‌ها و مصاحبه‌های ویژه‌ای رسانه‌ای از اقداماتی‌اند که مذاکره‌کننده‌گان به مدد آن اطلاعات را با رسانه‌ها شریک می‌سازند.‌ در مذاکرات صلح افغانستان نیز به دلیل پر اهمیت بودن مذاکرات، می‌طلبد که از الگوی دیپلماسی درهای بسته کار گرفته شود تا از یک‌سو، محتوایی مذاکرات به پیمانه‌ای به سپهر رسانه‌ها کشیده نشود که پیش‌برد فرایند مذاکرات را مختل سازد. از جانب دیگر، نباید آن‌قدر پنهان-کاری شود که اطلاعات در انحصار مذاکره‌کننده‌ها بماند و حق دست‌یابی مردم به اطلاعات نسبت به محتوای مذاکرات نادیده انگاشته شود.

الزامات دیپلماسی رسانه‌ای افغانستان در جدال دیپلماتیک جمهوریت و امارت

در مذاکرات صلح افغانستان و در جدال دیپلماتیک جمهوریت و امارت، دیپلماسی رسانه‌ای افغانستان مأموریت دارد که دو هدف مهم را برآورده سازد. نخست، قدرت‌مندانه با دیپلماسی رسانه‌ای طالبان و جنگ رسانه‌ای طالبان و رسانه‌های همسو با آن‌ها رویارویی کند. دوم، به اهداف تعیین‌شده در مذاکرات صلح برسد. برای دست‌یابی به اهداف یادشده، دیپلماسی رسانه‌ای کشور در دو ساحت، الزاماتی را در نظر بگیرد. ساحت تعامل رسانه‌ها با مذاکرات و ساحت تعامل مذاکره‌کننده‌گان با رسانه-ها.

الف) ساحت تعامل رسانه‌ها با مذاکرات و مذاکره‌کننده‌گان

مادامی که از دیپلماسی رسانه‌ای سخن می‌گوییم، یک ساحت مهم آن ناظر به چگونه‌گی تعامل رسانه‌ها و حضور آن‌ها در عرصه‌های مذاکراتی است. هر گاه رسانه‌ها، هدف‌مندانه و با درک مسوولیت‌شان وارد عرصه‌ی مذاکرات شوند، می‌توانند تأثیرگذاری خاصی داشته باشند. در بازی دیپلماتیک گفتمان جمهوریت و امارت، رسانه‌های داخلی نقش مهم و تعیین‌کننده‌ای دارند. آن‌ها، با ارزش‌گذاری و ارزش‌سازی و چگونه‌گی پوشش مذاکرات می‌توانند برای منافع ملی کشور مفید واقع شوند. به طور کلی، در فرایند مذاکرات صلح رسانه‌های داخلی می‌توانند چند کارکرد مهم داشته باشند.

نخست، مشروعیت‌زدایی از موقف طالبان: رسانه‌های داخلی می‌توانند دیدگاه‌های سخت و یک‌سویه‌ی طالبان را به چالش بکشند. دعوت از مقامات مسوول تیم مذاکره‌کننده طالبان به رسانه‌های داخلی یا برگزاری گفت‌وگوهای ویژه و تدویر مناظره‌های تلویزیونی، ضمن ارائه تصویری واضح از مذاکرات، دیدگاه‌های سخت و افراطی طالبان را به چالش بکشند. البته برای انجام درست این کار باید هم‌آهنگی سازنده میان تیم مذاکره‌کننده و رسانه‌ها وجود داشته باشد. پوشش لحظه به لحظه متن و حاشیه‌های مذاکرات و تحلیل روندهای مرتبط با آن از نمونه اقدامات رسانه‌ها در مذاکرات است. آن‌ها می‌توانند با اتکا و به کار بردن درست ظرفیت‌های‌شان دستگاه دیپلماسی کشور را در انجام مذاکرات یاری رسانند.

دوم، همسوسازی افکار عمومی داخلی با موقف دولت افغانستان: رسانه‌های داخلی با طرز پوشش اخبار مذاکرات و نقد هم‌زمان آن، می‌توانند برای مخاطبان‌شان فرصت سبک‌وسنگین کردن دیدگاه‌ها را بیافرینند و قدرت قضاوت مردم را بالا ببرند. رسانه‌های داخلی می‌توانند مدل‌های مفید و هم‌سو با منافع ملی را برای جهت دهی افکار عمومی برگزینند. رسانه‌ها با دفاع از دست‌آوردهای دو دهه پسین و با ارزش‌گذاری و ارزش‌سازی در جهت تقویت گفتمان جمهوریت، می‌توانند نقش مهمی در بسیج افکار عمومی برای حمایت از آن بازی کنند. بازنمای هدفمند واقعیت-های مربوط به مذاکرات صلح، افکار عمومی را با موقف دولت افغانستان همراه نموده و از موقف سخت طالبان مشروعیت‌زدایی می‌کند.

سوم، رسانه‌ها عقبه‌های مذاکرات: در جریان مذاکرات حساس صلح، آنچه در عرصه دیپلماسی رسمی جریان دارد، به عقبه و پشتوانه‌ای رسانه‌ای نیاز دارد. چرا که این رسانه‌ها هستند که افکار عمومی و حتا افکار سیاست‌مداران را معماری می‌کنند. رسانه‌ها قابلیت‌های ویژه‌ای دارند که با بهره‌گیری از ارزش‌های خبری و در جریان پوشش مذاکرات، در تصویرسازی و گفتمان‌سازی همسو با منافع ملی افغانستان نقش بازی کنند. رسانه ‌باید تشخیص بدهند که چه‌چیز را پوشش خبری بدهند. رسانه‌های داخلی می‌توانند برنامه‌های مختلف رسانه‌ای گفت‌وگوهای اختصاصی، مناظره‌ها و امثالهم را در راستای اقناع، آشکارسازی، گشوده‌گی و جلب اعتماد افکار عمومی، کار گیرند.

ب) ساحت تعامل مذاکره‌کننده‌گان با رسانه‌ها

چگونه‌گی حضور مذاکره‌کننده‌گان در عرصه‌های رسانه‌ای، ساحت دیگر دیپلماسی رسانه‌ای را می‌سازد. فضای رسانه‌ای بستر جدیدی برای مذاکره‌کننده‌گان است تا نگرش‌ها و دیدگاه‌های‌شان را بیان کنند و قدرت‌شان را به نمایش بگذارند. این‌که آن‌ها، چگونه این قابلیت را در مذاکرات به کار می‌گیرند، مهم است. مذاکره‌کننده‌گان در تعامل با رسانه‌ها، چند نکته‌ای را بایست لحاظ کنند.

نخست، ارزش‌گذاری به رسانه: لازم است دستگاه دیپلماسی کشور به طور کلی و مذاکره‌کننده‌گان به گونه‌ای ویژه، به رسانه‌ها و عرصه‌های رسانه‌ای ارزش بدهند. در عصر اطلاعات، رسانه‌ها بازوی پرتوان در جهت تحقق اهداف یک کشور است. دستگاه دیپلماسی کشور نباید از اهمیت دیپلماسی رسانه‌ای و نقش رسانه‌ها در رویدادهای دیپلماتیک، غافل شود. مذاکره‌کننده‌گان نیز اهمیت عرصه‌های رسانه‌ای را در تحقق اهداف کشورهای‌شان درک کنند. از عرصه‌های رسانه در امر تحقق اهداف مذاکراتی بهره گیرند. هم‌چنان، نقش رسانه‌های مخالف را درک کنند.

دوم، بهره‌گیری از رسانه‌ها در مقابله با جنگ رسانه‌ای طالبان: در جریان مذاکرات، رسانه‌ها عرصه‌ای برای جنگ رسانه‌ای طرف‌ها می‌آفریند. رسانه‌های مخالف، با شگردهای مختلف می‌خواهند جنگ رسانه‌ای علیه تیم مذاکره‌کننده دولت افغانستان راه بیندازند و آن‌ها را به چالش بکشند. چنان‌که در روز افتتاح مذاکرات صلح، این موضوع را گواه بودیم. این واقعیت می‌طلبد که تیم مذاکره‌کننده دولت افغانستان باید آماده‌گی رویارویی با جنگ رسانه‌ای طالبان و رسانه‌های هم‌سو آن‌ها را داشته باشد. آن‌ها اجازه ندهند که رسانه‌های مخالف به برگ برنده‌ای دست یابند، بلکه با تعامل هوشمند با رسانه‌ها از سلطه دیدگاه‌ها، مواضع و جنگ رسانه‌ای طالبان پیش‌گیری کند. هم‌چنان از طریق بیان مواضع‌شان در رسانه‌های جهانی، منفعتی را در مذاکرات برجسته سازند. کارگزاران عرصه دیپلماسی تا پیام‌های‌شان را به منظور تصویرسازی و نیز در جهت بازکردن فصلی نوین در مذاکرات، از طریق رسانه‌ها منتشر بسازند. رسانه‌ها گاهی بن‌بست‌ها و حصارهای دیپلماتیک را شکسته‌اند و فضای مناسبی برای برقراری تماس‌ها به منظور انجام مذاکرات فراهم آورده‌اند.

سوم، تعامل محاسبه‌گرانه و محتاطانه با رسانه‌ها: مذاکره‌کننده‌گان باید بدانند که به شدت از سوی رسانه‌های همسو با طالبان و خبرنگاران طالب، به چالش کشیده می‌شوند. از این‌رو، با محاسبه‌گری و دقت با رسانه‌ها تعامل کنند که زیان و مخاطره گفت‌وگو را پیش‌گیری‌ کنند و منافع ملی خودشان را تضمین کنند. چنان‌که در روز افتتاح مذاکرات صلح افغانستان، دیده شد که برخی اعضای تیم مذاکره‌کننده دولت افغانستان، توسط تیم ‌رسانه‌ای طالبان، محاسبه‌شده انتخاب و به چالش کشیده شدند. هم‌چنان، مذاکره‌کننده‌گان در مصاحبه و اظهار نظرهای‌شان با رسانه‌ها به ویژه رسانه‌های جهانی با احتیاط و تیزبینی مواضع‌شان را بیان کنند، تا نه‌تنها مانعی برای پیش‌برد مذاکرات خلق نگردد، بلکه مصاحبه‌های رسانه‌‌ای را فرصتی‌ بسازند برای دست‌یابی به اهداف مذاکرات. دیپلمات‌ها از رویدادهای رسانه‌ای برای اعتمادسازی و بسیج افکار عمومی داخلی، در پشتی‌بانی از فرایند دشوار برقراری صلح بهره‌جویند.

چهارم، استفاده از رسانه‌ها جهت اطلاع‌رسانی و تعامل با افکار عمومی: در عصر اطلاعات، مذاکره‌کننده‌گان مکلف به اطلاع‌رسانی مسوولانه به مردم هستند. رسانه‌ها پلتفورمی موثر در راستای اطلاع‌رسانی مسوولانه و به موقع است که باید اهمیت آن درک شود. توییت‌های به موقع و سریع مسوول تیم مذاکره‌کننده صلح از جمله در زمانی که افکار عمومی به شدت تشنه شنیدن خبری در زمینه مذاکرات است، نشان‌گر قدرت دیپلماسی رسانه‌ای است. هم‌چنان مذاکره‌کننده‌گان، پلتفورم رسانه‌های جهانی را برای تعامل با افکار عمومی به کار گیرند. رسانه‌های گفتمان‌ساز و جریان‌ساز به مذاکره‌کننده‌گان امکان می‌دهد که برای تقویت موقف خود و به چالش‌کشیدن موقف طرف مقابل در نزد افکار عمومی داخلی و جهانی بهره‌گیرند. البته این امر به قدرت استدلال و قابلیت حضور مذاکره‌کننده‌گان در رسانه‌ها نیاز دارد.

پنجم، حضور در رسانه‌ها با دیدگاه‌ منسجم و یکپارچه: پلتفورم‌های رسانه‌ای به خصوص رسانه‌های جهانی ‌مانند تیغ دو لبه عمل می‌کنند؛ هم فرصت می‌آفرینند و هم‌ تهدید خلق می‌کنند. مذاکره‌کننده‌گان با درک این واقعیت، مذاکره‌کننده‌گان بایست هوشمندانه و با دیدگاه‌ها منجسم وارد عرصه‌های رسانه‌‌ای شوند. محاسبه‌گری و دقت آن‌ها از تبعاتی زیان بار گفت‌وگو پیش‌گیری می‌کند. رسانه‌ها امکانی است برای دریافت و یا عدم دریافت حمایت‌های فراگیر از سوی افکار عمومی داخلی و بین‌المللی، آن‌چه تعیین می‌کند قابلیت تعامل مذاکره‌کننده‌گان است.

فرجامین سخن این‌که در دنیای اطلاعات، دیپلماسی رسانه‌ای صورت انکارناپذیر دیپلماسی است. هر چند این مفهوم در افغانستان چندان شناخته شده نیست، اما در تعاملات دیپلماتیک به گونه‌ی جدی با آن مواجهیم. از این پس در زمینه آن بنیادی کار کنیم. در جدال دیپلماتیک جمهوریت و امارت نیز دیپلماسی رسانه‌ای کلیدی و تعیین‌کننده است. مذاکره‌کننده‌گان دولت افغانستان بایست به این مهم التفات جدی داشته باشند و از آن به مثابه‌ای تقویت‌کننده و پشتوانه‌ای دیپلماسی رسمی بهره گیرند. در روز افتتاح مذاکرات دیده شد که طالبان به گونه‌ای جدی از دیپلماسی رسانه‌ای کار می‌گیرند، اما به کارگیری دیپلماسی رسانه‌ای در جریان مذاکرات صلح، مستلزم الزاماتی است که رسانه‌ها و مذاکره‌کننده‌گان در تعامل با هم‌دیگر به آن توجه داشته باشند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن